قواعد قرآنی - قاعده‌ی بیستم

قواعد قرآنی - قاعده‌ی بیستم

قاعده‌ی بیستم:

«وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا»

«و از درها به خانه‌ها درآیید.»

این قاعده‌ی قرآنی در نکوهش یکی از عادات جاهلی آمده است؛ مشرکان وقتی احرام می‌بستند از راه در وارد خانه نمی‌شدند و این را یک عبادت می‌دانستند. خدای متعال هشدار می‌دهد که این کار آنان ربطی به اعمال نیک ندارد و هیچ گاه مورد تأیید شریعت نیست. شأن نزول این آیه با توجه به حدیث براء ابن عازب مؤید همین امر است.

خدای متعال فرموده است:

يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَن تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَـٰكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَىٰ وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿بقره:١٨٩﴾

از تو در باب هلال‌های ماه می‌پرسند، بگو آن وقت نمای مردم و [موسم‌] حج است، و نیکی آن نیست که از پشت خانه‌ها به درون روید، بلکه نیکی آن است که کسی تقوا پیشه کند، و از درها به خانه‌ها درآیید، و از خداوند پروا کنید باشد که رستگار شوید

نمونه‌های عملی: گذشته از سبب نزول آیه که این خطای فاحش جاهلی را اصلاح می‌کند، نمونه‌های فراوانی یافت می‌شود که می‌تواند مصداق این قاعده‌ی قرآنی باشد و در کلام علما و روش‌های عملی آنان کاملاً‌ دیده می‌شود از جمله:

١- عبادت خدا تنها راه رسیدن به خدا است و هر می‌خواهد به خدا برسد باید از راهی که به سوی او منتهی می‌شود گام بردارد و پیمودن این راه جز با تبعیت از سنت رسول خدا –صلّی‌الله علیه و سلّم– امکان‌پذیر نیست.

ابن قیم علیه الرحمه می‌فرماید: «رسیدن به خدا و جلب رضایت باری تعالی بدون راهنمایی و ارشاد او غیر ممکن و عین گمراهی است. انسان چگونه از راهی غیر از راه خدا به او خواهد رسید؟ راهی که پیامبرش سمت و سویش را تعیین کرد و به سوی آن فرا خواند و نشانه‌هایش را مشخص نمود.

پس راهی دیگری در برابر انسان مؤمن قرار ندارد؛ این تنها راه سعادت و رستگاری است. هر چند در راه‌های دیگر برود بیشتر از خدا دور می‌شود.»

علامه سعدی در شرح این قاعده می‌گوید:

«هر کس خدا را از راهی در شریعت نیامده است عبادت کند بدعت‌گذار است؛ خدای متعال دستور داده است که از در وارد خانه شویم و این یکی از قواعد مهم شرعی است.»

٢- از لفظ و معنای این قاعده مشخص است که هر کاری روش مخصوصی دارد و این نزدیک‌ترین راه رسیدن به مقصد است؛ برای هر کاری لازم است اسباب و وسایل را کاملاً‌ بشناسیم تا بهترین و نزدیک‌ترین راه را بپیماییم و از آسان‌ترین وسیله کمک بگیریم. در این میان امور علمی و عملی و دینی و دنیایی فرقی نیست و این بخشی از حکمت است.

٣- این قاعده در را به روی حیله‌‌های شرعی می‌بندد مگر آن‌جا که شرع اجازه داده باشد؛ کسی که می‌خواهد در باب احکام شرعی از حیله وارد شود در واقع از راه در وارد نشده است و با معنای این قاعده مخالفت کرده است. ابن قیم در نکوهش حیله‌گران شرعی که در این راه مهارت دارند می‌گوید: «با حیله‌های خود نوامیس مردم را حلال و دارایی آنان را غارت کرده‌اند و به نااهلان سپرده‌اند. واجبات را تعطیل و حقوق را تباه کرده‌اند. داد و فریاد مردم به آسمان بلند شده است. مسلمانان اتّفاق‌ نظر دارند که فراگیری این چنین حیله‌هایی حرام و فتوا دادن با آن حرام است؛ شهادت دادن درباره‌ی آن حرام و حکم کردن بر اساس آن در صورتی که از روی آگاهی باشد حرام است.»

چه بسیارند کسانی که با قرار گرفتن در منصب فتوا خود را در این باتلاق عمیق انداخته‌اند؛ توجه مردم به این بخش و خشنودی آنان از فتوا در باب حیله‌های شرعی این دسته از مفتیان را بیشتر فریفته است. اما با نگاه کوتاهی مشخص می‌شود که این قضیه چقدر مهم است.

٤- در باب طلب علم، خواه شرعی یا غیر شرعی، هم‌چنین در طلب رزق، هر کس راهی را می‌پیماید و کاری انجام می‌دهد؛ از دری که امید دارد وارد می‌شود و به مقصد و مراد خود می‌رسد. خدای متعال هم فرموده است: «وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا»

هر چند مقصد مورد نظر بزرگ و مهم باشد به صبر و تقوای بیشتری می‌طلبد و به دقت بیشتری در انتخاب راه نیاز دارد.

قیس بین خطیم چه زیبا سروده است:

إذا ما أتيت العزّ من غير بابه      ضللتَ وإن تقصد من الباب تهتد

اگر عزّت‌ و بزرگی را در راهی غیر از آن بجویی گمراه می‌شوی و اگر از در آن وارد شوی راهیاب شده‌ای.

از نمونه‌های عملی این قاعده‌ روش سخن گفتن با مردم است. این آیه نشان می‌دهد که مؤمن باید روشی مناسبی در سخن گفتن با مردم در پیش گیرد؛ موضوع را مناسب انتخاب کند و راه بیان آن را بداند و در وقت مناسب مطرح کند. مخاطبان خود را به درستی بشناسد زیرا هر سخنی جایی دارد و هر رخدادی شرایط خود را می‌طلبد.

بر این اساس اگر با شخص بزرگی سخن می‌گوید نباید همانند سایر مردم او را مورد خطاب قرار دهد. باید حکمت را به کار گیرد زیرا چنان که مشهور است هر کس حکمت داشته باشد خیر بزرگی نصیبش شده است.

امام ابن قیم در کتاب صید الخاطر می‌نویسد: «شخصی نزد آمد و اظهار داشت که از همسرش نفرت دارد سپس گفت: به خاطر پاره‌ای از مسایل نمی‌توانم از او جدا شوم از جمله: طلب زیادی از من دارد؛ من صبرم اندک است و در دعوا کلمات نامناسبی به کار می‌برم و کمتر می‌توانم از لغزش‌های زبانم در امان باشم.»

به او گفتم: «این کار به نفع تو نیست؛ هر خانه‌ای دری دارد که باید از آن وارد شد. با خود خلوت کن و بدان که همسرت به خاطر گناهانت بر تو غالب شده است؛ پس عذر و توبه پیشه کن که آزار و اذیت سودی ندارد. همان گونه که شیخ حسن بصری درباره‌ی حجاج بن یوسف می‌گوید: این مجازات خدا در حق شماست؛ با شمشیر به مصاف مجازات خدا نروید بلکه به استغفار روی آورید. بدان که تو در مقام آزمایش هستی و اگر صبر پیشه کنی پاداش می‌گیری. چه بسا از چیزی نفرت داری اما همان چیز به خیر و مصلحت توست. با خدای بزرگ از در صبر وارد شو و از او گشایش طلب کن. اگر توبه و استغفار پیشه کنی و بر مقدر الهی صبر داشته باشی و گشایش طلبی سه نوع عبادت انجام داده‌ای و در برابر هر یک پاداشی می‌بری. زمان را با کارهای غیر مفید سپری مکن و گمان مبر که می‌توانی مقدر را از خود دور کنی. این که همسرت را بیازاری هیچ توجیهی ندارد زیرا او بر تو غالب است پس به کار دیگری بپرداز. از یکی سلف صالح روایت شده است که باری کسی او را ملامت کرد؛ چهره‌اش را بر زمین گذاشت و گفت: خدایا به خاطر گناهی انجام داده‌ام و تو این شخص را بر من مسلط کرده‌ای به درگاهت استغفار می‌کنم.»

هدف از ذکر این داستان آن بود که امام ابن قیم در موعظه‌ی خود و برای علاج مشکل خانوادگی آن مرد این قاعده‌ی قرآنی را ذکر کرده است: «وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا» این مشکلات چقدر در پیرامون ما فراوانند اما کمتر کسی قواعد و رهنمودهای قرآنی را در علاج مشکلات اجتماعی مردم به کار می‌بندد. یا از فهم رهنمودهای قرآن عاجز هستند یا این که سستی به خرج می‌دهند. بر ما واجب است در اصلاح مشکلات خود هر چند فراوان باشد از کتاب و سنت الگو بگیریم و یقین داشته باشیم که قرآن به بهترین راه‌ها رهنمون می‌شود و خدای متعال فرموده است: «إِنَّ هَـٰذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ» «بی‌گمان این قرآن به آیینی که استوارتر است، راه می‌نمایاند»

 در هر کاری اعم از عقیده و احکام حلال و حرام و مسایل اجتماعی و سیاسی؛ اما این ما هستیم که در حل مشکلات خود از کتاب خود کمک نمی‌گیریم.

 

از خدای بزرگ می‌خواهم فهم کتاب خود را به ما ارزانی دارد و توفیق دهد تا از نور آن قبسی برای تاریکی‌های زندگی خود برگیریم.

بدون امتیاز