قواعد قرآنی - قاعده‌ی سیزدهم

قواعد قرآنی - قاعده‌ی سیزدهم

قاعده‌ی سیزدهم:

«قُل لَّا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ»

«بگو پلید و پاک برابر نیستند.»

این یک قاعده‌ی قرآنی بسیار مهم است و انسان برای تشخیص کردار از گفتار و جدا کردن عمل از ادعا به آن نیازمند است.

خبیث: هر چیزی که به سبب زشتی و پلیدی ناپسند است خواهد حسی باشد یا معنوی. بنابراین خبیث به هر سخن پست و باطلی که در باب اعتقاد گفته شود یا هر نوع دروغ یا کردار زشت اطلاق می‌شود. خداوند از هر گونه خبیث بیزار است و همان گونه که خود فرموده است سرانجام آن جهنم است:

وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَىٰ بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعًا فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ ﴿انفال:٣٧﴾

تا خداوند پاک را از پلید جدا کند و پلید را برهم نهد و همه را برهم بیفشرد و سرانجام در جهنم اندازد.

با فهم این موضوع باید بدانیم که طیب عکس آن است و شامل کردار و گفتار واجب و مستحب و مباح و نیز معتقدات صحیح می‌شود. هر عملی اعم از واجب و مستحب و مباح که مورد رضایت خدا باشد طیب و پاک محسوب می‌شود.

ایمان و کفر، طاعت و گناه، اهل بهشت و اهل آتش، اعمال زشت و اعمال پاک و مال حرام و مال حلال هیچ یک با هم مساوی نیستند.

این قاعده‌ی قرآنی در ابتدای این آیه‌ی کریمه از سوره‌ی مائده آمده است:

قُل لَّا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُوا اللَّـهَ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿مائده:١٠٠﴾

بگو پلید و پاک برابر نیستند ولو اینکه فراوانی پلید تو را به شگفتی اندازد، ای خردمندان از خداوند پروا کنید باشد که رستگار شوید.

این آیه از انواع خوردنی‌ها، نوشیدنی‌ها، شکار و تشریح حرام و حلال آن بحث می‌کند.

بدون شک هدف از آیه خبر دادن از نابرابری بدی و نیکی یا زشتی و پاکی نیست زیرا این یک امر فطری است. بلکه هدف از آن تشویق به پایبندی به کردار، گفتار، اعتقاد و کسب پاک و زیبا و دوری از انواع زشت و پلید آن است.

از آن‌جایی که برخی از انسان‌ها به سمت گفتار و کردار و مکاسب پلید گرایش دارند و بسیاری از مردم حال را بر آینده و فانی را بر باقی ترجیح می دهد، آیه به شیوه‌ی عجیبی نسبت به خبیث و پلید هشدار می‌دهد تا راه را بر کسی که به فراوانی پلیدگرایان استناد می‌کند ببندد؛ آن‌جا که می‌فرماید:

وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ / ولو اینکه فراوانی پلید تو را به شگفتی اندازد،

زیرا در پاره‌ای از پلیدی‌ها نوعی لذت حسی یا معنوی وجود دارد مانند به دست آورن مال از راه حرام یا لذایذ جنسی یا خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های حرام که گاه انسان را فریب می‌دهد و او را به شگفتی وا می‌دارد. اما پلیدی با وجود فراوانی پلیدگرایان و لذت و خوشی آن باعث محروم شدن فرد از سعادت ابدی مذکور در آیه‌ی زیر می‌شود:

وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ﴿مریم:76﴾

کارهای ماندگار شایسته در نزد پروردگارت خوش پاداش‌تر است‌.

پس اگر چنین است خبث و پلیدی با وجود فراوانی آن هیچ گاه با طیب و پاکی که بالاترین آن شناخت خداست و محبت و اطاعت اوست برابر نیست. سرانجام پایبندی به پاکی‌ها زندگی پاکی است که خداوند در دنیا و برزخ و آخرت به انسان وعده داده است: مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿نحل:٩٧﴾

هر کس از مرد یا زن که کار نیک کند و مؤمن باشد، به زندگانی پاک و پسندیده‌ای زنده‌اش می‌داریم و به بهتر از آنچه کرده‌اند پاداششان را می‌پردازیم‌.

اینان کسانی هستند که گفتار و کردار و زندگی‌شان پاک است در نتیجه مرگ و بازگشت‌شان به سوی خدا هم پاک خواهد بود:

الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ طَيِّبِينَ ﴿نحل:32﴾

کسانی [از مؤمنان‌] که پاکند چون فرشتگان جانشان را بگیرند

از خداوند بزرگ می‌خواهیم فضل و احسان خود را شامل حال ما گرداند.

به خاطر جایگاه مهم این قاعده و دلالت آن، کسی که در قرآن تأمل کند از کثرت تأکید قرآن بر این عمل به قاعده دچار شگفتی می‌شود از جمله‌ی این تأکیدها:

1- تأکید بر ضرورت توجه به کسب پاک و حلال؛ به طوری که خداوند هیچ یک از بندگانش را از تشویق به کسب پاک مستثنی نکرده است. مسایل عمومی دیگری هم وجود دارد که در کنار کسب پاک بر آن تأکید شده است:

 أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿بقره:١٦٨﴾

ای مردم از آنچه در زمین حلال و پاکیزه است بخورید و از گامهای شیطان پیروی نکنید چرا که او دشمن آشکار شماست.‌

اما خدای متعال پیامبرانش را – که پاک‌ترین مردم به لحاظ حسی و معنوی بودند – در این مسأله با یک خطاب ویژه مخاطب قرار داده است:

يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ ﴿مؤمنون:٥١﴾

ای پیامبران از پاکیزه‌ها بخورید و کارهای شایسته کنید که من از آنچه می‌کنید آگاهم‌.

همه‌ی این‌ها بر کسب پاک دلالت می‌کند و سلف صالح بیش از همه به این بخش توجه می‌کردند. چه بسا یکی از آن‌ها به قصد کسب لقمه‌ای حلال صدها کیلومتر از وطنش دور می‌شد. تا جایی که سفیان ثوری می‌گوید: طلب حلال کار پهلوانان است.

گذشتگان ما به دلایل زیر به دنبال کسب حلال بودند:

- به فرموده‌ی پیامبر اسلام خدای متعال تنها پاکی‌ها را می‌پذیرد.

- بدن انسان با همین کسب‌ها رشد و نمو می‌کند.

به همین خاطر توصیه شده است که انسان مؤمن با زیاد شدن مال و دارایی و احتمال شبهه در درآمد، بر میزان صدقه هم بیفزاید. پیامبر اسلام به کسانی که به کار تجارت مشغول بودند سفارش کرد که بیشتر صدقه بدهند. در حدیث قیس بن ابو غرزه آمده است: روزی رسول خدا بر ما که به جماعت دلال مشهور بودیم، گذر کرد و فرمود: ای جماعت تُجار شیطان و گناه در معامله حاضر می‌شوند؛ معامله‌ی خود را با صدقه پاک کنید.

آری این جایگاه کسب حلال است و بر انسان خیرخواه لازم است در پی کسب حلال حرکت کند و از هر چیزی که باعث آلوده شدن مال و دارایی او می‌شود بپرهیزد. به ویژه در زمان حاضر که گذشته از درآمدهای مشکوک و شبهه‌دار، انواع کسب‌های حرام رواج یافته است مانند برخی از شرکت‌های داخلی و جهانی که در بازار سهام فعالیت ‌می‌کنند.

2- از رهنمودهای این قاعده‌ی قرآنی آن است که هیچ گاه نباید فراوانی را معیار صحت و پاکی و عاری بودن آن از ممنوعیت‌های شرعی یک چیز قرار دهیم؛ این قاعده نه تنها بر گفتار و کردار و معتقدات صدق می‌کند بلکه باید در هر چیزی کیفیت، صفت و میزان هم‌خوانی آن با شریعت پاک را معیار قرار دهیم.

به عنوان مثال در کمی پیروان پیامبران و فراوانی دشمنان آنان دقت کنیم:

 وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللَّـهِ... ﴿انعام:١١٦﴾

و اگر از بیشتر مردم [این سر] زمین پیروی کنی تو را از راه خدا گمراه می‌کنند.

برای دعوتگر مهم است که بر منهج و سالم بودن آن توجه کند نه بر فراوانی پیروان آن. این مسأله را کسی درک می‌کند که خداوند به او توفیق عمل و صبر و بردباری در مسیر را ارزانی دارد. زیرا کثرت و فراوانی، فتنه به همراه دارد و قلت و کمی ابتلا و آزمایش.

به مثال سومی که در تشریح معنای این قاعده وجود دارد توجه کنید؛ چه بسیارند مقالات و عقاید باطل اما اعتقاد حقیقی بیش از یکی نیست. خدای متعال می‌فرماید:

وَأَنَّ هَـٰذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَٰلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿انعام:١٥٣﴾

و بدانید که این راه راست و درست من است، پس آن را در پیش گیرید و به راههای دیگر نروید که شما را از راه او دور اندازد، این چنین به شما سفارش کرده است باشد که تقوا پیشه کنید [و در امان مانید]

یقیناً‌ هر لذتی که در ناپاکی وجود دارد مانند آن یا بهتر از آن در پاکی‌ها وجود دارد؛ این علاوه بر امنیت و سرانجام نیکی است که در دنیا و آخرت نصیب انسان خواهد شد. وقتی شخص عاقل از هوا و هوس خود آزاد و قلبش سرشار از تقوا و خداترسی می‌شود، تنها پاکی‌ها را برمی‌گزیند و نفسش از خبیث بیزار می‌شود؛ اگر در این راه به سختی و مشقت دچار شود اما در نهایت کار او به رستگاری در دنیا و آخرت منتهی می‌شود. او نفس خود را آرامش می‌دهد و زبان حالش می‌گوید:

قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِّمَنِ اتَّقَىٰ وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا ﴿نساء:٧٧﴾

بگو بهره دنیا ناچیز است و برای کسی که تقوا پیشه کند آخرت بهتر است و بر شما به اندازه ذره ناچیزی هم ستم نخواهد رفت‌

 

خداوندا ما را از کسانی قرار ده که گفتار و کردارشان پاک و سرانجام‌شان نیکو خواهد بود!

بدون امتیاز