قواعد قرآنی - قاعده‌ی دوازدهم

قواعد قرآنی - قاعده‌ی دوازدهم

قاعده‌ی دوازدهم:

«وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»

«و نیک سرانجامی از آن پرهیزگاران است‌.»

این قاعده‌ی قرآنی نسیم امید و آرزو را بر اهل ایمان می‌دمد و دل‌های آنان را سرشار از یقین و آرامش می‌کند.

این سخن یک بار از زبان حضرت موسی بیان شده است که به مؤمنان قومش عاقبت‌ به خیری در دنیا پیش از آخرت را بشارت می‌دهد و به آنان می‌گوید که اگر بر تقوای خدا پایبند باشند در زمین به قدرت و سلطنت دست خواهند یافت.

یک بار نیز با عبارتی مشابه خداوند آخرین فرستاده‌اش را مورد خطاب قرار می‌دهد و در واپسین آیات سوره‌ی طاها می‌فرماید:

وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَىٰ ﴿طه:١٣٢﴾

و خانواده‌ات را به نماز فرمان ده و در آن صبورانه بکوش، ما از تو روزی نخواسته‌ایم بلکه ما خود تو را روزی می‌دهیم و سرانجام نیک، با پروا و پرهیز است‌.

در اواخر سوره‌ی قصص و در پایان داستان قارون نیز بار دیگر این قاعده‌ی قرآنی ذکر شده است:

تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ﴿قصص:٨٣﴾

این سرای آخرت است، آن را برای کسانی که در روی زمین نمی‌خواهند سرکشی و تبهکاری کنند، مقرّر‌ داشته‌ایم و سرانجام نیک از آن پرهیزگاران است.‌

روشن است که عاقبت در این‌جا تنها مخصوص آخرتی نیست که خداوند نجات مؤمنان را در آن تضمین کرده است و در جایی می‌فرماید: وَالْآخِرَةُ عِندَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ ﴿زخرف:٣٥﴾ و آخرت در نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است. ‌

بلکه این عاقبت عمومیت دارد و شامل دنیا و آخرت می‌شود. اما پیش از آن که از خود بپرسیم این قاعده در کجای زندگی ما جای دارد؟ این سؤال مطرح است که تقوای واقعی چگونه به دست می‌آید؟ چون وعده‌ی خدا یقیناً‌ محقّق‌ خواهد شد.

با کم‌ترین تأمّل‌ در این آیات –با تنوّع‌ سیاق آن– برای ما روشن می‌شود که این یک قاعده‌ی فراگیر است؛ خدای متعال فرموده است: وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَىٰ؛ پس از داستان قارون نیز می‌فرماید: وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ.

 خدای متعال چنین بشارتی را به پیامبرش موسی و نیز به پیامبر اسلام –صلّی‌الله علیه و سلّم– داده است.

عاقبت یعنی امری که بعدا به صورت خیر یا شر واقع می‌شود؛ اما بیشتر در امور خیر به کار می‌رود و معنی آیه این است که تقوا به سرانجام نیک منتهی می‌شود.

«ال» در للتقوی و للمتقین از نوع ملکیت‌ است و گویای عاقبت خیر است. زیرا لام تملیک بر عاقبت نیک دلالت می‌کند. اما بیشتر برای خیر و نیکی در آخرت به کار می‌رود و گاهی نیز تقوا باعث عاقبت نیک در دنیا می‌شود.

این جمله با این شیوه، عمومیت را می‌رساند یعنی عاقبت نیک یقیناً‌ در گرو تقوا است که به صورت ضرب المثل نیز درآمده است.

لازم است در سطح فردی و اجتماعی قدری پیرامون این قاعده تأمّل‌ کنیم.

در سطح اجتماعی:

امت اسلام چند قرن است که در ضعف و سستی به سر می‌برد؛ مسلمانان از هم پراکنده شده‌اند و در بسیاری از موارد دشمنان بر سرنوشت آنان چیره شده‌اند. این امر باعث شده است برخی از منتسبان اسلام به دنبال روزنه‌ای در خارج از اسلام بگردند و در جستجو‌ی‌ مذاهب و ادیانی دیگری که هیچ رابطه‌ای با اسلام ندارند آهنگ شرق و غرب کرده‌اند. علت این امر چیزی جز ناامیدی و سرافکندگی ناشی از تفرقه و اختلاف میان امت اسلام نیست. در عین حال خیره شدن به پیشرفت‌های مادّی‌ و توجه به حقوق بشر و دیگر دستاوردهای مثبت در برخی از کشورها آنان را فریفته است.

دردآور آن است که برخی از این طیف انسان‌ها تنها به جنبه‌های مثبت تمدّن‌ شرق و غرب چشم دوخته‌اند و از عیوب و جنبه‌های منفی آن که کم نیستند غافلند. تمدّنی‌ که تنها به جسم می‌پردازد و روح را فرو هشته است، دنیا را آباد و آخرت را خراب کرده‌ است و تمام توان خود را برای استثمار ملت‌های ضعیف به کار گرفه است و فرهنگ و رسوم خود را بر هر که بخواهد تحمیل می‌کند.

به عنوان مثال انقلاب فرانسه که به زعم بعضی‌ها پایه‌ی گذار حقوق بشر و برابری میان انسان‌ها بود، از نابودی یک سوم مردم هاییتی جلوگیری نکرد؛ زیرا این مردم بر ضد بردگی قیام کرده‌ بودند! ناپلئون فرمانده‌ی مشهور فرانسوی که زاده‌ی انقلاب فرانسه بود مصر را اشغال کرد تا نظام استعماری خود را در آن پیاده کند.

در این زمینه‌ مثال‌های فراوانی وجود دارد که مجال پرداختن به آنها نیست؛ اما در این‌جا جا دارد به فروپاشی نظام سرمایه‌داری که در برابر شیوه‌ی عادلانه‌ی اسلام در مورد اموال قد علم کرد اشاره کنیم. اربابان نظام سرمایه‌داری وعده‌ی الهی در نابودی رباخواران را به چشم خود دیدند. هر روز می‌شنویم که ملیاردها تومان پول تباه می‌شود و شرکت‌ها ورشکست و صدها بانک در سطح جهان بسته می‌شوند. آن وقت است که از زبان برخی از آنان می‌شنویم: ناگزیر باید به شیوه‌ی اقتصاد اسلامی باز گردیم. راست گفت خداوند بزرگ آنجا که فرمود:

وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّـهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ ﴿مائده:٥٠﴾

هم‌چنین: وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَىٰ

کشورها و گروه‌های اسلامی در سراسر جهان چقدر نیازمند آن هستند که این قاعده را در زندگی خود اجرا کنند و در سرانجام رژیم‌ها و شیوه‌های مخالف تقوا تأمل کنند.

با دقت در خطاب خداوند که قرن‌ها پیش از زبان موسی، قوم ستمدیده‌ی بنی اسرائیل را مورد خطاب قرار می‌دهد: إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّـهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ﴿اعراف:١٢٨﴾

زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگانش که بخواهد به میراث می‌دهد و نیک سرانجامی از آن پرهیزگاران است.

‌می‌فهمیم که کشورها و جوامع به تدبّر‌ در این آیه سخت نیازمند هستند و وعده‌ی خداوند درباره‌ی اهل تقوا خواه حکومت‌ها و ملّت‌‌ها نقض نمی‌شود. دقت کنیم که سرانجام کارها به دست خداوند است:

الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّـهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ﴿حج:٤١﴾

کسانی که چون در این سرزمین توانایشان دهیم، نماز را برپا می‌دارند و زکات را می‌پردازند و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و سرانجام کارها با خداوند است.‌

کسی که می‌خواهد از آثار زیانبار ناشی از دوری مسلمانان از اسلام و خسارت سنگین جهان بر اثر دوری از دین بداند باید کتاب «حدود خسارت جهان از انحطاط مسلمین» اثر گرانقدر شیخ ابو الحسن ندوی را مطالعه کند.

در سطح فردی اما نیاز به تفصیل بیشتری داریم اما در این‌جا کافی است به اهمیت این قاعده در زندگی روزمره‌ی خود اشاره کنیم:

آیه‌ی وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ  پس از قصه‌ی قارون که تسلیم شهوت مال شد آمده است.

این آیه می‌گوید: بنده‌ی مؤمن خواه مرد یا زن به تدبّر‌ این آیه‌ی کریمه نیازمند است به ویژه در این دوران که در فضایی آکنده از شر و فتنه و اسباب فریبنده و ضد دین زندگی می‌کند. این آیه او را در برابر شهوات دنیا و لذایذ حرام مقاوم می‌کند و چنان‌چه نفس او را به مخالفت با تقوا فریب دهد به سرانجام نیک متقین در دنیا و آخرت فکر می‌کند.

هم‌چنین دعوتگرانی که در مسیر ناهموار، طولانی و آکنده از دشواری‌های دعوت حرکت می‌کنند به این رهنمود الهی نیاز دارند به ویژه زمانی که یار و یاوری نمی‌یابند و در مقابل دشمنان کار را بر آنان دشوار می‌کنند.

علامه بن باز پس از ذکر پاره‌ای مشکلات پیشوای دعوتگران محمد مصطفی می‌گوید:

«پس از این چگونه انتظار عافیت دارید؟ چگونه می‌توانید بگویید اگر متّقی‌ و مؤمن باشم دچار مشکل نخواهم شد. این گونه نیست و یقیناً‌ امتحان الهی در راه است و هر کس بردباری کند سرانجامش نیک خواهد بود.»

خدای متعال می‌فرماید:

فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ﴿هود:٤9﴾ 

و نیز می‌فرماید: وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى

سرانجام نیک از آن اهل تقواست؛ هر گاه صبر و بردباری به خرج دهند، خالصانه برای خدا حرکت کنند و با دشمنان و نفس بدخواه مبارزه کنند، سرانجام نیک در دنیا و آخرت نصیب‌شان خواهد شد:

وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّـهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ ﴿عنکبوت:٦٩﴾

و کسانی را که در حق ما کوشیده‌اند به راههای خاص خویش رهنمون می‌شویم و بی‌گمان خداوند با نیکوکاران است‌.

ای بنده‌ی خدا تو به تقوا و استقامت سخت نیاز داری؛ یقیناً‌ امتحان الهی در پیش است و مسیر حرکت خالی از سختی و دشواری نیست؛ استهزای دشمنان و آزار و اذیّت‌ مجرمان را در پی دارد. اندوه مبر و پیامبران الهی را به خاطر آور؛ از پیروان‌شان یاد کن که چگونه در معرض آزار و اذیت و استهزای دیگران قرار گرفتند اما صبر پیشه کردند و سرانجام نیک دنیا و آخرت را برای خود رقم زدند. پس هم‌چنان شکیبا باش".

مفهوم این قاعده‌ی قرآنی: هر کس در رفتار و کردارش متّقی‌ نباشد سرانجام نیک در انتظارش نخواهد بود اگر چه زمان درازی بر او بگذرد و این سنت خداوند در مخلوقات است. شیخ الاسلام ابن تیمیه در زمان حمله‌ی مغول به سرزمین‌های اسلامی به همین قاعده‌ی قرآنی استدلال می‌کرد: وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ. او سوگند یاد می‌کرد که مغول پیروز نخواهد شد بلکه در نهایت شکست خورده و سرافکنده خواهند شد. او می‌گفت: «به خدا سوگند پیروزی از آن مؤمنان خواهد بود و سرانجام از آن متقیان‌ است. خداوند با اهل تقوا و نیکی است و این قوم سرانجام شکست می‌خورند و در هم می‌شکنند. خدای سبحان ما را در برابر آنان یاری خواهد کرد و انتقام ما را از آنان خواهد گرفت. هیچ قدرتی بالاتر از قدرت او نیست. پس به پیروزی و سرانجام نیک بشارت دهید و این امری است که بر آن یقین داریم و سپاس از آن پروردگار جهانیان است.»

 

خدای به ما تقوا ارزانی دار و ما را از زمره‌ی بندگان مخلص خود قرار ده!

بدون امتیاز