قواعد قرآنی - قاعده‌ی دهم

قواعد قرآنی - قاعده‌ی دهم

قاعده‌ دهم:

«آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا»

«شما نمی‌دانید که پدرانتان یا پسرانتان کدامیک بیشتر به شما سود می‌رسانند.»

این قاعده‌ی زیبای قرآنی انسان را در برابر بخشی از عظمت خدا در آفریده‌ها و حکمت او در شریعت پاکش متوقف می‌کند و علم و دانش اندک آدمی را به او یادآور می‌شود.

این قاعده در اثنای آیات فرائض (میراث) در اوایل سوره‌ی نساء آمده است و منظور از «آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ» پدران و فرزندانی هستند که از انسان ارث می‌برند. «لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا» یعنی نمی‌دانید کدام یک از آن‌ها در دین و دنیا به سود شما هستند؛ برخی گمان می‌کنند که پدر برایش سودمند است در حالی که فرزند برایش سودمندتر است. برخی نیز گمان می‌کنند که فرزند برایشان سودمند است در حالی که پدر سودمندتر است. خدای متعال می‌فرماید که من داناترم که چه کسی برای شما سودمند است و کار شما را به گونه‌ای سامان داده‌ام که مصلحت ‌شما در آن است پس از من پیروی کنید.

اگر تقسیم ارث را به عقل و خرد شما می‌سپردیم یقیناً‌ به زیان شما بود زیرا عقل انسان کامل نیست و نمی‌تواند چیزی را کشف کند که در هر زمان و مکانی شایسته‌تر است.

در دوران جاهلیت میراث را با معیارهای غیر منضبطی تقسیم می‌کردند؛ گاهی نیاز پدر و مادر را در اولویت قرار می‌دادند و گاهی نیاز فرزندان و گاهی نیز هر دو را مد نظر قرار می‌دادند. شریعت تمام آن اجتهادات را باطل کرد و خدای متعال خود تقسیم میراث را بر عهده گرفت سپس در پایان آیه به دو نکته اشاره کرد که علم بشر از درک آن عاجز مانده است:

1- «آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا» یعنی همان قاعده‌ای که مد نظر ماست.

2- «فَرِيضَةً مِّنَ اللَّـهِ إِنَّ اللَّـهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا» این مسائل جزء فرایضی هستند که باید اجرا شوند و هیچ گونه‌ تحریف و کوتاهی در آن جایز نیست به دلیل این که: «إِنَّ اللَّـهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا» تا مؤمن یقین حاصل کند این تقسیم ناشی از علم کامل و حکمت بالایی بوده است و امکان ندارد نقص و کمبودی داشته باشد.

نمونه‌های عملی این قاعده:

بیایید این قاعده را در زندگی خود تطبیق دهیم و برای تصحیح پاره‌ای از تصورات نادرست خود از آن استفاده کنیم:

ممکن است وراث یک پدر فقط چند دختر باشند و این موضوع او را ناراحت کند. اما در سایه‌ی این قاعده به یقین و آرامش قلبی می‌رسد زیرا می‌داند چه بسا دختری که بیش چند پسر برای پدر و مادرش سودمند است و واقعیت هم به آن شهادت می‌دهد. مردی را می‌شناسم که وقتی به سن پیری رسید فرزندانش به خاطر شرایط کاری و شغلی از او دور شدند و تنها پرستار و تیماردار این پدر پیر یگانه دختر دلسوزش بود که بیش از پسری بر وظایف خود واقف بود و کارهای پدرش را سامان می‌داد؛ راست گفت خداوند بزرگ آنجا که فرمود: «آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا»

این در دنیاست اما در آخرت مسأله مهم‌تر است؛ ابن عباس می‌فرماید: هر که بیشتر از پدر و مادر خود اطاعت کند در روز قیامت از درجه‌ی بالاتری برخوردار است. خدای متعال مؤمنان را شفیع هم‌دیگر قرار می‌دهد؛ اگر درجه‌ی پدر بالاتر باشد برای فرزندش شفاعت خواهد کرد و اگر درجه‌ی فرزند بالاتر باشد برای پدرش شفاعت خواهد کرد و مایه‌ی چشم روشنی او خواهد بود. متأسفانه گاهی شنیده می‌شود که فردی چند دختر دارد اما از داشتن آن‌ها ناخوشایند است و همسرش را تهدید می‌کند که نکند بار دیگر فرزند دختر به دنیا آورد؛ گویی این کار به دست او است. زهی جهل و نادانی! چگونه کسی را به خاطر کاری که در اختیارش نیست مورد سرزنش قرار می‌دهند؟ کاش آنان که چنین تفکری دارند قدری در مسایل زیر دقت می‌کردند:

- قاعده‌ی قرآنی: «آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا» شما نمی‌دانید که پدرانتان یا پسرانتان کدامیک بیشتر به شما سود می‌رسانند.

- آیه‌ی «لِّلَّـهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ يَهَبُ لِمَن يَشَاءُ إِنَاثًا وَيَهَبُ لِمَن يَشَاءُ الذُّكُورَ﴿٤٩﴾ أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَانًا وَإِنَاثًا وَيَجْعَلُ مَن يَشَاءُ عَقِيمًا إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ ﴿شوری:50﴾

فرمانروایی آسمان‌ها و زمین از آن خداوند است، هر چه می‌خواهد می‌آفریند، به هرکس که خواهد [فرزند] دختر بخشد، و به هرکس که خواهد [فرزند] پسر یا به آنان هم پسر و هم دختر دهد، و هرکس را که خواهد سترون گرداند، که او دانای تواناست‌.

ابن قیم درباره‌ی این آیه می‌گوید: وای به حال بنده‌ای که نسبت به فرزندی که به داده می‌شود ناخشنود باشد.

- کسی که چند دختر به او ارزانی شده است کاش به احادیث وارده در فضیلت سرپرستی دختران تا زمان بلوغ توجه می‌کردند.

- به کسی که از داشتن دختر ناخشنود است بگویید: فرض کن که تو ناراحت هستی آیا این ناراحتی برایت فرزند پسر به ارمغان خواهد آورد؟ درست است که بیشتر مردم طبعا فرزند پسر را بیشتر دوست دارند، اما مؤمن به این آزمایش به نحو دیگر می‌نگرد و آن این که: بنده باید صبر پیشه کند و به دنبال رضای خدا باشد؛ تا آنجا به خود اطمینان دهد که انتخاب خداوند بهتر از انتخاب اوست و خداوند با محروم کردن او از فرزندان پسر در واقع شر بزرگی را از او دفع کرده است. آیا خداوند خضر را بر آن پسربچه مسلط نکرد تا او را بکشد تا بدین وسیله فرزندان بهتری به او عطا کند:

«وَأَمَّا الْغُلَامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَانًا وَكُفْرًا» ﴿80﴾ فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِّنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا» ﴿کهف:٨١﴾

 و اما آن جوان، پدر و مادرش مؤمن بودند و ما بیمناک شدیم که مبادا کفر و طغیانی بر آنان تحمیل کند. و خواستیم که پروردگارشان به جای او برای ایشان فرزندی پاکنهادتر و مهربان‌تر جانشین گرداند.

جالب است بدانیم که شیخ طنطاوی که چند دختر داشت و از داشتن پسر محروم بود، مقاله‌ای نوشته است که به جرأت می‌گویم هر صاحب دختری که آن را بخواند از ته قلب به انتخاب خداوند رضایت می‌دهد.

این آیه به کسانی که فرزندان دختر یا فرزندان معلول اعم از معلول ذهنی یا شنوایی یا بینایی دارند آزمایش می‌شوند، می‌گوید: «وَعَسَىٰ أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ» و چه بسا چیزی را ناخوش داشته باشید و آن به سود شما باشد.

به آنان گفته می‌شود: به خدا سوگند شما نمی‌دانید کدام یک از فرزندان شما برایتان سودمندترند. ممکن است این فرزند معلول در دنیا و پیش از آخرت برایتان سودمندتر باشد.

در دنیا: آزمایش با فرزندان معلول چه درهایی را که به روی پدر و مادر این فرزندان باز نکرده است؛ بیشتر خود را به خدا نزدیک کرده‌اند و از مناجات با او لذت بیشتری برده‌اند و بیش از همه از او طلب گشایش داشته‌اند. در سایه‌ی داشتن این فرزندان است که پدر و مادر معانی زیبای صبر و بردباری را تجربه کرده‌اند و اگر این فرزندان نبودند به مقام بلند صابران دست نمی‌یافتند.

در آخرت: امید است که وجود چنین فرزندانی باعث علو درجات پدر و مادر در نزد خداوند شود؛ درجاتی که شاید با اعمال خود به آن دست نمی‌یابند.

مفهوم آزمایش انسان با داشتن فرزندان دختر یا فرزندان معلول در این آیه کاملاً‌ روشن است؛ اما در مقام مقایسه می‌توان مسایل دیگری را نیز با آن قیاس کرد: یقیناً ما نمی‌دانیم کدام یک از اعمال زیر برای ما سودمندتر است: اعمال صالح، تألیف کتاب یا مقاله، انجام عبادات و طی کردن کمالات و... دقت کنید وقتی پیامبر اسلام –صلّی‌الله علیه و سلّم– از بلال حبشی می‌پرسد: ای بلال به کدام عمل خود امید بیشتری داری؟ من صدای نعلین تو را در بهشت شنیدم. بلال فرمود: من هر در هر ساعت از شبانه‌روز که وضو می‌گیرم با آن وضو دو رکعت نماز می‌گذارم. 

بلال از جهاد خود با رسول خدا نگفت؛ از پایبندی به اذان هم نگفت و فقط به آن دو رکعت نماز پس از وضو اشاره کرد.

 

همه‌ی اینها باعث می‌شود انسان مؤمن درهای خیر بیشتری را بکوبد؛ انسان نمی‌داند کدام بخش از اعمال او رضایت الهی و ورود بهشت را به دنبال خواهد داشت؟ چه بسا کار بزرگی که با خواهش‌های نفسانی آلوده است و هیچ سودی به حال صاحبش ندارد و چه بسا عمل ناچیزی که چون با نیت پاک و صادقی انجام می‌گیرد چنان پاداشی به دنبال دارد که شاید هیچ گاه به ذهن انسان خطور نکند. داستان مردی که با کفش خود سگ تشنه‌ای را آب داد از همین قبیل است. 

بدون امتیاز