چگونه از فتنه‌های شیطانی در امان بمانیم؟

چگونه از فتنه‌های شیطانی در امان بمانیم؟

قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٨٢﴾ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ﴿٨٣﴾ (سوره‌ی ص)

 [ابلیس] گفت: «پس به عزتت‌ سوگند که همه‌ی آن‌‌ها را گمراه خواهم کرد * مگر بندگان مخلص تو را از میان آن‌‌ها»

چگونه از فتنه‌های شیطانی در امان بمانیم؟

چگونه خود را از دایره‌ی گمراهان خارج کنیم و در جرگه‌ی بندگان مخلص خداوند درآییم؟

چگونه در میان این همه گناه و ابزار و عوامل گناه بر شیطان درونمان غلبه کنیم؟

در این مقاله راهکاری پیشنهاد ‌‌می‌شود تا با بکارگیری آن بتوانیم حیله‌های شیطان را بر علیه خود او به کار بندیم و به عبارتی شیطان را خلع سلاح نموده و ان شاءالله با توکل به خداوند بتوانیم به راحتی بر او غلبه کنیم.

خداوند تعالی ‌‌می‌فرماید: 

أَفَلَا يَتُوبُونَ إِلَى اللَّـهِ وَيَسْتَغْفِرُونَهُ ۚ وَاللَّـهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (مائده/ ٧٤)

«آیا به سوی خدا باز ‌نمی‌گردند و از او طلب آمرزش نمی‌کنند؟ و خداوند آمرزنده‌ی مهربان است.»

به راستی که خداوند بزرگ آمرزنده‌ی مهربان است؛ در این آیه‌ی شریفه به خوبی بیان ‌‌می‌شود که الله با همه‌ی عظمتش منتظر توبه و بازگشت بندگان گنه‌کار است.

اما این بندگان جسور هر بار با وسوسه‌های شیطان لذّت‌ آنی گناه را بر لطف و عظمت خداوند ترجیح داده و دل به وعده‌های دروغین و زیبنده‌ی شیطان ‌‌می‌سپارند؛ در دام گناه فرو رفته و خدای مهربان را به فراموشی  ‌‌می‌سپارند. 

و باز خدای بزرگ با رویی گشاده‌تر ‌‌می‌فرماید:

وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ ۖ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَىٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ ۖ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿انعام/٥٤﴾ 

«و هرگاه کسانی که به آیات ما ایمان دارند نزد تو آیند [به آن‌‌ها] بگو «سلام بر شما، پروردگارتان رحمت را بر خود فرض کرده که هر کس از شما از روی نادانی کار بدی مرتکب شود؛ سپس بعد از آن توبه و درستکاری کند، البته او آمرزنده‌ی مهربان است.»

بنده‌ی گنه‌کار و روسیاه که اسیر وسوسه‌ی شیطان گشته باز هم با امید به رحمت و بخشش پروردگار توبه ‌‌می‌کند و با شرمندگی از خداوند بزرگ طلب آمرزش و مغفرت ‌‌می‌کند. چند صباحی ‌‌می‌گذرد و باز هم این شیطان است که در تنهایی و خلوت به سراغ بنده ‌‌می‌آید و وسوسه‌اش ‌‌می‌کند، بنده محکم‌تر از قبل از در مقابله بر‌‌می‌آید، اما او شیطان است، سوگند یاد کرده است که به جز بندگان مخلص خداوند همه را به گمراهی بکشاند، اگر لحظه‌ای غفلت کنیم با حیله‌ای، با وسوسه‌ای و با دعوتی آن‌چنان گناه را زیبا جلوه ‌‌می‌دهد تا باز هم فریبمان دهد، به‌راستی که مقابله با شیطان بسیار سخت است، هر بار با وسوسه‌ای جدید، هربار با وعده‌ای نو ‌‌می‌آید. هر چقدر بیشتر برای مقابله تلاش کنیم او هم وسوسه‌اش بیشتر ‌‌می‌شود و چاره‌اندیشی‌اش سخت‌تر و تا انسان را فریب ندهد آرام نمی‌گیرد، مگر بندگان مخلص را.

اما به راستی آیا همه‌ی ما ‌‌می‌توانیم جزء بندگان مخلص خداوند باشیم؟

خداوند درباره‌ی حضرت یوسف -علیه السلام- آن هنگام که در مقابل زلیخا بر هوای نفس خود غلبه کرد فرمود: «إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ» (بی گمان او از بندگان مخلص ماست). (یوسف/ ٢٤) 

آری، او از بندگان مخلص بود. اما قطعاً‌ همه‌ی انسان‌‌ها نمی‌توانند در مقابل هوای نفس خود همچون یوسف و دیگر اولیاء و بزرگان عمل کنند. به ویژه در دنیای امروز که به هر سو ‌‌می‌نگری چه در خلوت و چه در میان اجتماع اسباب گناه مهیاست. با وجود این همه توبه‌شکنی و گناه تکلیف چیست؟ آیا صرف اینکه خداوند توبه‌پذیر است کفایت ‌‌می‌کند؟ آیا مهربان بودن و آمرزنده بودن خداوند توجیه خوبی است تا هر بار توبه‌ی خود را بشکنیم و به گناه روی آوریم؟ پس انصاف ما کجاست؟ حیا و غیرت مسلمانی به چیست؟ مگر نه این است که مسلمان باید بر سر عهد و پیمان خود با خدای خود بوده و عهدشکنی نکند؟ مگر نه این است که مسلمان باید با رفتار خود چه در خلوت و چه در جمع موجبات خشنودی الله بزرگ را فراهم آورد؟ مگر نه این است که خداوند با خشنودی خود از بندگانش، رحمت و رزق و روزی خود را بر آنان سرازیر ‌‌می‌کند؟ بنگریم که به کجا ‌‌می‌رویم؟

چگونه به عهد خود با خداوند وفا کنیم و توبه‌ی خود را نشکنیم؟

یک کودک زمانی که خطایی از او سر ‌‌می‌زند پدر و مادر از او انتظار عذرخواهی دارند تا از خطایش چشم‌پوشی کنند. هر بار کودک خطایی ‌‌می‌کند با عذرخواهی از پدر و مادر دل آنان را به دست ‌‌می‌آورد. اما پس از چندی پدر و مادر متوجه ‌‌می‌شوند که اگر هر بار با همین معذرت‌خواهی از خطای کودک خود درگذرند کم کم برایش عادت شده و با اعتراف به اشتباه خود باز هم آن را تکرار ‌‌می‌کند. لذا این‌بار از راه اخم کردن وارد ‌‌می‌شوند، اگر باز هم تکرار کرد بر او سخت‌تر ‌‌می‌گیرند و ممکن است او را از چیزی که دوست دارد محروم کنند، یا مثلا او را از تفریحی منع کنند و انواع تنبیه‌های روحی و حتی ممکن است برخی کار را به تنبیه بدنی هم برسد؛ والدین این‌‌ها را لازمه‌ی تربیت کودک ‌‌می‌دانند.

نفس انسان نیز همچون کودکی است که نیاز به تربیت و مراقبه دارد. فردی که هر بار با توبه به درگاه خداوند باز هم عهدشکنی ‌‌می‌کند باید شش‌دانگ حواسش باشد تا به محض اینکه از او خطایی سرزد او را مؤاخذه نماید. این مؤاخذه نیز ‌‌می‌تواند در انواع و اقسام گوناگون صورت گیرد. اما نکتهی بسیار مهم و قابلتوجه این است که باید مراقب باشد تا در اعمال مجازات کوتاهی نکند. ‌‌می‌تواند خود را از کارهای مورد علاقهاش برای مدتی منع کند به گونهای که تنبیه را به خوبی احساس کند. حتی ‌‌می‌تواند غرامت مالی بپردازد. آری، یک راه خیلی آسان و بسیار پربازده است. معمولاً هر کسی مال و ثروت را دوست دارد و هیچ عقل سالم ی‌حاضر نیست آن را به‌راحتی از دست بدهد. البته روی صحبت ما با وجدان‌های بیداری است که به محض ارتکاب گناه احساس پشیمانی ‌‌می‌کنند و به امید توبه و مغفرت روی به سوی خداوند ‌‌می‌کنند و با شرمندگی و با رویی سیاه در مقابل عظمت الله به سجده ‌‌می‌افتند، همان کسانی که شیطان با وسوسه‌های خود آن‌‌ها را به ستوه آورده و راهی برای رهایی از چنگال شیطان و هواهای نفسانی نمی‌یابند. کسانی که هر بار توبه ‌‌می‌کنند اما شیطان و هوای سرکش نفسانی آن‌‌ها را اسیر خود نموده و طبق اعتیاد خود به آن گناه و یا رفتار یا عمل ناپسند نمی‌توانند از آن رهایی یابند.

ترک فرایض و عبادات، سخن چینی، دروغ، عدم کنترل خشم، زنا و  فحشا، زبان تند، اعتیاد، دزدی، بد رفتاری با اطرافیان، و بسیاری از گناهان و عادات ناپسند دیگری که اکثر ما همه روزه با آن دست و پنجه نرم ‌‌می‌کنیم و در پی راهی برای کنار گذاشتن آن ‌‌می‌باشیم.

 اندکی به خود بنگرید ببینید کدام عادت ناپسند با شما خو گرفته است؟ به کدام گناه آلوده شده‌اید و نمی‌توانید از آن دست بکشید؟

بیایید و از همین اکنون با خود و خدای خود عهد ببندید و خود را ملزم کنید که هر بار این عادت و گناه زشت را مرتکب شدید مبلغی را به عنوان کفاره بپردازید. در ابتدا سعی کنید مبلغ را به گونه‌ای در نظر بگیرید که هم از عهده‌ی پرداخت آن برآیید و از طرف دیگر پرداخت آن یک هزینه‌ی اضافی برایتان حساب شود، اگر شما جزء کسانی هستید که گاه به گاه یا مرتباً به دیگران کمک ‌‌می‌کنید این غرامت باید در کنار آن قرار بگیرد و نه جزء آن. به عبارت دیگر باید یک هزینه‌ی اضافی و پول زوری باشد که به مذاقتان خوش نیاید. نکته‌ی دیگر اینکه باید مصرّ باشید که حتماً در اولین فرصت آن را پرداخت کنید و پشت گوش نیندازید. به این مطلب توجه کنید:

مشاوران تحصیلی در زمینه‌ی استفاده‌ی صحیح و بهینه‌ی دانش‌آموزان از زمان به‌هنگام درس خواندن و برای جلوگیری از هدر دادن زمان، معتقدند که فرد باید ذهن خود را شرطی بار آورد؛ چگونه؟ به‌عنوان مثال دانش‌آموز برنامه‌ریزی ‌‌می‌کند که مثلا از ساعت ٨ صبح تا ساعت ٩:٣٠ دقیقه درس دهم و یازدهم را بخواند، اما صبح تنبلی کرده و دیرتر از خواب بیدار شده و بعد از صرف صبحانه و آمادگی برای درس خواندن طبیعتاً مقداری از زمان را از دست داده است و یا اینکه دانش‌آموز به‌موقع هم بیدار شده و شروع به درس خواندن نموده است اما در اثنای مطالعه حواسش پرت شده و فکرش به امور دیگر مشغول شده است یا هر عامل دیگری که در روند برنامه‌ی او خلل وارد نموده است؛ اکنون ساعت ٩:٣٠ دقیقه شده و او هنوز مطالعه‌ی درس یازده را تمام نکرده است؛ در اینجا تکلیف چیست؟ آیا به خواندن ادامه دهد تا درس یازدهم را تمام کند؟ در این صورت مسلماً برنامه‌ی بعدی‌اش نیز به هم ‌‌می‌خورد و نمی‌تواند طبق برنامه پیش برود. مشاور در اینجا ‌‌می‌گوید شما درس یازدهم را رأس ساعت ٩:٣٠ دقیقه در نیمه رها کنید و به سراغ برنامه‌ی بعدی خود بروید. (حتی اگر برنامه‌ی بعدی‌تان استراحت باشد شما باید رأس ساعت ٩:٣٠ مطالعه را رها نموده و به استراحت بپردازید). اجازه دهید ذهن شما اندکی درگیر شود و به خاطر نخواندن ادامه‌ی درس یازده احساس دلهره و پشیمانی کند. چندین بار که این کار را تکرار کنید و با دیدن این قاطعیت، ذهن شما متوجه می‌شود که این شخص شوخی‌بردار نیست و در عمل به برنامه‌ریزی خود جدیت‌ دارد. لذا یاریتان ‌‌می‌کند تا صبح زود رأس ساعت مشخص از خواب بیدار شوید و در اثنای مطالعه نیز حواستان شش دانگ به مطالعه متمرکز خواهد شد و دیگر هیچ عامل بازدارنده‌ای به‌راحتی نخواهد توانست در روند مطالعه و برنامه‌تان وقفه ایجاد نماید. این‌گونه شما ‌‌می‌توانید ذهن خود را مطیع خود ساخته و مطابق اهداف خود آن را به کار گیرید.

ما نیز همین روش را پیشنهاد ‌‌می‌کنیم؛ ذهن خود را شرطی کنید. اصرار داشته باشید که به محض شکستن توبه و در اسرع وقت به عهد خود وفا نموده و آن غرامت را پرداخت نمایید. ممکن است در ابتدا چون این مبلغ نسبتاً پایین است، شیطان راحت‌تر شما را وسوسه کند، اما هدف ما در درجه‌ی اول تربیت نفس است، به گونه‌ای که این تربیت ان‌شاءالله مستمر و پایدار باشد. پس ابتدا باید به ذهنمان بقبولانیم که مسئله شوخی‌بردار نیست. چندین بار که شیطان باز هم ما را فریب داد ‌‌می‌توانیم مبلغ را بالاتر ببریم به گونه‌ای که پرداختش برایمان سخت‌تر باشد و اگر باز هم ادامه داشت مبلغ را آن‌قدر بالا ببریم که پرداختش ما را به زحمت بیندازد. فقط نکته‌ای که باید بسیار مورد توجه قرار دهیم این است که اصرار داشته باشیم که حتماً و حتماً غرامت را پرداخت کنیم، چرا که اگر کوتاهی کنیم شیطان رخنه‌ای در ما دیده و به قول معروف هر آنچه بافته‌ایم را پنبه ‌‌می‌کند. اگر بتوانید طبق این نکات پیش بروید خواهید دید که زمانی که شیطان به سراغتان ‌‌می‌آید، هم هوای مال‌پرست نفسانی و هم عقلتان چطور به جانش افتاده و دست به دست هم داده و او را از شما دور ‌‌می‌کنند به گونه‌ای که از راحتی غلبه بر شیطان و از این دا‌‌می‌ که به دست خودش برایش تنیده‌اید خنده‌تان ‌‌می‌گیرد. این همان سیاست مبارزه با شیطان است که بتوانید به راحتی او را خلع سلاح نموده و از حربه‌های خودش بر علیه خودش استفاده کنید. شیطانی که هر بار مال دنیا را در نظرمان زیبا جلوه ‌‌می‌داد اکنون همین زیبایی و میل به ثروت ابزاری شده برای مقابله با او در راه بندگی و اطاعت خداوند، در راه دوری از گناه، پایبندی به عهد و وفا و کمک به نیازمندان و از همه مهم‌تر خشنودی الله.

خداوند متعال ‌‌می‌فرماید: مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّائَةُ حَبَّةٍ ۗ وَاللَّـهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاءُ ۗ وَاللَّـهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿بقره/٢٦١﴾

«{مثل کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق ‌‌می‌کنند، همانند دانه‌ای است که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه یکصد دانه باشد و خداوند برای هر کس که بخواهد چند برابر ‌‌می‌کند و خدا گشایشگر داناست.»

در اینجا لازم است یادآور شویم که این راهکار، تنها یکی از شیوه‌های مبارزه با شیطان است، ما تنها پیشنهاد دادیم اما همه شرایط یکسان ندارند و هر کس طبق شناختی که از خود دارد و متناسب با شرایط خود ‌‌می‌تواند آن را به کار گیرد و باید به خاطر داشته باشیم که شیطان دشمن قسم‌‌خورده‌ی ماست و باز هم از پای ننشسته و از انواع روش‌‌ها برای گمراه نمودن و سست نمودن عزم و اراده‌ی ما استفاده ‌‌می‌کند.

ممکن است برخی به این پیشنهاد خرده گرفته و بگویند این حربه صرفاً جنبه‌ی دنیاپرستی و مال‌ اندوزی دارد و هیچ نشانه‌ای از اخلاص در آن دیده نمی‌شود.

در پاسخ ‌‌می‌گوییم:

١) در ابتدا بیان کردیم که هدف ما از این کار در درجه‌ی اول تربیت نفس است.

٢) این روش به افرادی توصیه ‌‌می‌شود که از وسوسه‌های شیطان به ستوه آمده‌اند و هر بار توبه‌ی خود را ‌‌می‌شکنند؛ زمانی که شیطان به سراغ انسان ‌‌می‌آید و او را وسوسه ‌‌می‌کند، چه‌بسا توانایی تفکر از او گرفته ‌‌می‌شود و با یک لحظه غفلت در مقابل شیطان تسلیم ‌‌می‌شود. انسانی که به درجه‌ی بالایی از کمال نرسیده است قطعاً نمی‌تواند در مقابل وسوسه‌های شیطانی بر نفس سرکش خود غلبه کند، اما همین که به ندای نفس خود گوش داده و به گناه تن ‌‌می‌دهد جز عذاب وجدان و شرمندگی در پیشگاه خداوند چیزی برایش حاصل نمی‌شود. در حالی که همین فرد زمانی که ارتکاب گناه را مساوی با از دست دادن مال خود ‌‌می‌بیند قطعاً هم عقل و هم نفسش در مقابل شیطان او را کمک ‌‌می‌کنند و شیطان را از او دور خواهند کرد.

٣) در این روش انسان به میزان شرمندگی و پشیمانی خود غرامت را تعیین ‌‌می‌کند، مسلماً هر چه از نتیجه‌ی کار خود ناراضی باشد و در پیشگاه خداوند احساس شرمندگی کند و به میزانی که رضایت و خشنودی الله را ‌‌می‌خواهد حاضر است مبلغ را بالاتر ببرد؛ به عبارت دیگر به میزان ارادتش به پروردگار مهربان، راضی به پرداخت کفاره‌ی گناه خود ‌‌می‌شود.

٤) فرد با قاطعیت در پرداخت، نفس خود را به زنجیر کشیده و او را تنبیه و رام خود ‌‌می‌سازد.

٥) و علاوه بر این از نظر اجتماعی کمک به هم‌نوع محسوب شده و دعای خیر دیگران را نیز به‌دنبال خواهد داشت.

در صورتی که اگر جنبه ‌ی مادّی‌گرایی و مال‌اندوزی داشته باشد اصلاً نیازی نیست که انسان خود را ملزم کند که در مقابل ارتکاب گناه غرامتی بپردازد؛ همین تعهد نشان از آن دارد که فرد در پی کسب رضایت خداوند ‌‌می‌باشد و برای این مهم از مال خود چشم ‌‌می‌پوشد.

مگر نه این است که الله متعال ‌‌می‌فرماید: «وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ» (در راه خداوند با مال‌‌ها و جان‌هایتان مبارزه کنید.) (توبه/ ٤١) و کدامین جهاد سخت‌تر از جهاد با نفس و شیطان‌های نفسانی است؟

 

و صلّی الله علی سیّدنا و نبیّنا محمد و آله و صحبه اجمعین و سلّم تسلیما.

بدون امتیاز