اسلام، دین خشونت یا مهربانی؟

نویسنده: 
فاروق فتحی
اسلام، دین خشونت یا مهربانی؟

امروزه خشونت، ترور، ترس و وحشت به انحاء مختلف در همه جای دنیا وجود دارد. همگان با بهره‌گیری از وسایل ارتباط جمعی، شاهد اعمال خشونت‌بار با انسان‌ها و جهان پیرامون خود هستند و عموماً این رفتارها را به پیروان ادیان آسمانی، از جمله اسلام نسبت می‌دهند. در کشورهای اسلامی وجود جنگ‌ها، ناآرامی‌ها،  استبداد سیاسی، فساد اخلاقی، نقشه‌های برنامه‌ریزی شده دشمنان اسلام، رشد بنیادگرایی، برداشت‌های غلط از متون دینی و فقر فکری، تعرّضات‌ و وحشی‌گری دولت به اصطلاح اسلامی داعش و سیل حرکت پناهجویان به کشورهای غربی (که به‌خاطر بحران جمعیت و جبران معضل پیری جمعیت، مرزهای خود را گشوده و با نمایش رسانه‌ای و تبلیغی سبب شدند، دین اسلام و مسلمانان، اهل ترور، خشم و نفرت معرفی شوند)، تا حدودی موجب دین‌گریزی مسلمانان ناآگاه هم شده است. اما آیا داستان این‌گونه است؟ آیا اسلام دینی خشونت‌پرور و تروریستی است؟ یا برعکس، دینی خشونت‌ستیز، امنیّت‌‌خواه، صلح‌طلب و عدالت‌خواه است. در این مختصر بنا داریم این موضوع را در کتاب قرآن و روش رسول خدا –صلّی‌الله علیه وسلّم– با هم به جست‌وجو بنشینیم.

 

عدالت اسلام و خشونت

خشونت به معنی درشتی کردن، خشم و غضب یا تحمیل اراده خویش بر دیگری از طریق فشار و آسیب جسمانی یا روانی است.(١) جدا از این‌که‌ پدیده‌ی خشونت به‌رغم تنفّر‌ و بیزاری بشر از آن، در تمامی ادوار تاریخ زندگی اجتماعی و تعامل افراد، گروه‌ها، نهادها، ملت‌ها و دولت‌ها حضور پردامنه یا محدود داشته است، يا خشونت به انواعی چون؛ فردی، اجتماعی، خانوادگی، سیاسی و حکومتی قابل تقسیم است، یا اينکه‌ این پدیده طی قوّه‌ی غضبیه‌ در ذات انسانی وجود دارد، یا در بستر جامعه آموخته می‌شود، فضای خشونت، حریم و حرمت‌ها را می‌شکند و موجب به‌هم‌خوردن فضای اعتدال و مدارا می‌شود. لذا خداوند در قرآن کریم برای اصلاح، اعتدال و دوری از خشونت، می‌فرماید:«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ»(نحل:٩٠)؛ «خداوند به دادگری و احسان دستور می‌دهد». خداوند متعال صریحاً آدمیان را مخاطب قرار داده و می‌فرماید: عادل باشند و گذشت به خرج دهند. گویی همگان با معنی و مفهوم، واژه‌ی عدل آشنا هستند. همان‌طور که آشنایی با خیر و شر در وجود همه قرار داده شده است. «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها»(شمس:٨)؛ «‏سپس بدو گناه و تقوا را الهام كرده است (و چاه و راه، حسن و قبح را توسط عقل و وحی به او نشان داده است». ‏بنابراين، عدالت، ريشه در فطرت انسانی دارد، انسانی ‌که دارای ملکاتی چون: شهوت، سبعیت، و همیت‌ و ملکیت‌ عقلانی است.(٢) حال چگونه با وجود چنین ملکاتی باید از خشونت دور بود، یا به عبارتی جوانب اعتدال را رعایت کرد. هر يک از این ملکات تأمينِ بخشى از نيازهاى انسان را بر عهده دارند. مثلاً، انسان با ملکه‌ی سبعیت، غضب، دليرى، شوق تسلّط‌، تصرّف‌، برترى و رسيدن به جاه بيش‌تر را دارد و در مقابل تهدیدات، تحریک قوّه‌ی سبعیه است که جلوی ضررها را می‌گیرد. این قوای چهارگانه در سرشت انسان‌ها به ودیعت نهاده شدهاند تا هر کدام در جای خود برای قوام انسانیت و زیستن او در دنیا مفید واقع شوند و هر گونه افراط و تفریط در آن‌ها منجر به خروج از جادّه‌ی اعتدال شده و بر بیماری‌های اجتماعی و معضلات بشر میانجامند. اين‌جا قوه عقلانیّت‌ با وحی و آموزه‌های اسلامی، دیگر قوا را مدیریت میکند. قوه عقل به تنهایی از عهده کار برنمیآید، می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ». خداوند میخواهد این قوا، اعتدال یابند و همه‌ی انسان‌ها را به اعتدال امر میکند. پس همگان مخاطب این آیه هستند و برای داشتن دنيایی ‌آباد و آرام و زندگی خالی ‌از هرگونه خشونت و تباهی ‌با مدیریت عقل و با راهنمایی و روشنگری وحی، این عدل، تحقق یافته و خشونت مهار می‌شود. حال با داشتن این تعریف از خشونت و تعاریف دیگر که: «خشونت عبارت است از، هرگونه اقدام علیه جسم، جان، شرف، مال، حقوق فطری، طبیعی، اجتماعی و معنوی افراد، هویت‌ها و هنجارهای اجتماعی»(٣)، دین اسلام از این گونه اقدامات بری بوده و در قوانین و تعالیم خود در ستیز با این‌گونه امور ننگین میباشد و لذا توصیهی برخورد عادلانه و مصالحه و گذشت دارد تا توجیه و تحریف واقعیات، و دنبال پیشگیری از هر چیزی است که موجب رسیدن به خشونت می‌شود.

 

معنی اسلام و خشونت

وقتی که صحبت از دین اسلام می‌شود خود لفظ «اسلام» باید اثر خود را برای جواب‌گویی در حوزه‌ی خشونت بر ذهن گذاشته باشد، چرا که «اسلام» از مادّه‌ی‌ «سلم» گرفته شده است؛ یعنی صلح و آشتی(٤). پس عنوان این دین، صلح و آشتی است، همان‌طور که کتاب این دین «قرآن» در شبی که پر از آرامش و دور از هر چه که سبب سلب آرامش و آشتی است نازل شده است: «سَلامٌ هِی ‌حَتَّی ‌مَطْلَعِ الْفَجْرِ»(قدر:٥)؛ «آن شب تا طلوع صبح، شب سلامت و رحمت است». علاوه بر این یکی از صفات خداوندی که صاحب این دین است، «سلام» است «هُوَ اللَّهُ الَّذی ‌لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ»(حشر:٢٣)؛ «همان خدایی که جز او پروردگاری نیست. او فرمانروا، منزه، بی‌عیب و نقص، و... است» پس مسلمان، آن کسی است که صفت سلام به خود گرفته و پیغام صلح و آشتی برای تمام جهانیان دارد. او نمی‌تواند تروریست باشد. ورد زبان و شعار او در ملاقات با دیگران «سلام علیکم» است. با این تربیتی که یک مسلمان دارد و شخصیت سالم «سلامی» که گرفته است، در بهشت نیز شاد باش این‌گونه مسلمانی، «سلام» خواهد بود «تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلامٌ»(احزاب:٤٤)؛ «درود آن‌ها از جانب خدا در روزی که با او دیدار می‌کنند (امن و امانتان) باد، است».

 

اسلام رهایی‌بخش یا اسلام خشن؟

قرآن کریم در مواجهه با خشونت این‌گونه پیروان خود را تربیت میکند، آنجا که می‌فرماید: «مَن قَتَلَ نَفْسا بِغَیرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فى الاَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاس جَمِیعاً وَ مَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاس جَمِیعاً»(مائده:٣٢)؛ «هرکس انسانی را بدون ارتکاب قتل، یا فساد در زمین بکشد، چنان است که گویی همه‌ی انسان‌ها را کشته است، و هرکس انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است». این آیه و آیات دیگر قرآن، از پیروان خود میخواهند به نجات انسان‌ها بشتابند و مایه‌ی امنیت و آرامش برای تمام انسان‌ها باشند. نوع‌دوستی و عواطف انسانی‌ای که این آیه مطرح میکند در مقابله با خشونت بشری و مانع خشونت است. کسی که معتقد به این آیه است هیچگاه حتی به مقدمات قتل هیچ انسانی برنمیآید. در اینجا کل انسان‌ها مطرح‌اند، نه فقط مسلمانان. پس اسلام، دنبال صلح و مصالحه و امنیت است. زیرا معتقد است همه‌ی انسان‌ها در حق حیات، مساوی هستند.(٥) در آیات مختلف، اسلام به صلح و زندگی مسالمت‌آمیز دعوت می‌کند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی ‌السِّلْمِ كَافَّةً»(بقره:٢٠٨)؛ «اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! همگى در صلح و آشتى درآیید». بارها صفا و صمیمیت را برای بشر خواستار شده و می‌فرماید: «الصُّلْحُ خَيْرٌ»( نساء:١٢٨)؛ «صلح و آشتی بهتر است».

 

اسلام، دین مهرورزی یا ترور؟

مسلمانان تنها در دو مورد دست به شمشیر برده‌اند یا در دفاع از جان و مال خود و یا جهت نابودی حاکمان زورگو که نمادی از ترور و خشونت بوده‌اند. تنها آیهای از قرآن که معنی ترور (إرهاب) در آن آمده است این است: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ»(انفال:٦٠)؛ «برای (مبارزه با) آنان، تا آنجا که می‌توانید نیروی (مادی و معنوی) و (از جمله) اسب‏های ورزیده آماده سازید، تا بدان (آمادگی و ساز و برگ جنگی) دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید». 

در مقابل واژه رحمت و مشتقات آن ٣٤٠ بار در قرآن تکرار شده است. یکی از رمزهای اساسی گسترش اسلام و گرایش سریع به آن، رفتار نیکو و کریمانه پیامبر –صلّی‌الله علیه وسلّم– است که خداوند میفرماید: «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ»(آل‌عمران:١٥٩)؛ «از پرتو رحمت الهی است که تو با آنان نرمش نمودی و اگر درشت‌خوی و سنگ‌دل بودی از پیرامون تو پراکنده می‌شدند». قرآن، هدف از ارسال پیامبر را مهر‌گستری و مهرورزی نه تنها نسبت به مسلمانان، بلکه نسبت به تمام موجودات اعلام داشته است، همچنان‌که خداوند می‌فرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ»(انبیاء:١٠٧)؛ «و ما تو را ای پیامبر جز رحمتی برای جهانیان نفرستادهایم». با مقایسه اوضاع و احوال بشر قبل و بعد از اسلام و تأثیر اسلام بر رشد و شکوفایی علمی، فکری و اجتماعی عصر حاضر، بايد بارها و بارها جایزه صلح جهانی به مسلمانان می‌رسید. رحمت کلمهای جامع است که تمامی خیر و خوبی‌ها، خیر مادی، معنوی، دنیوی، اخروی و... را شامل می‌شود. فکر صحیح این است که اسلام دین رحمت است به این اعتقاد که خدا انسان را خلق کرده تا او را خدایی کند. خدایی یعنی مرحمت به خلق. اما خداوند، فرموده ما رسول خدا را برای جهانیان فرستادیم. این رحمت و مهربانی رسول خدا برای تمام عالم است برای کافر، منافق و تمام انسان‌ها، زنان، مردان، حیوانات و طبیعت و...«وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ»(انفال:٣٣)؛ «تا تو در میان آن‌ها هستی خداوند آن‌ها را عذاب نمی‌کند». اگر بعد از رسول خدا، سنّت‌ رسول خدا –صلّی‌الله علیه و سلّم– در جامعه باشد و شریعت او در زندگی انسان‌ها ساری باشد، از عذاب عمومی و فراگیر خدا، در امان خواهند بود. خداوند به خاطر تکریم نبی رحمت، عذاب همگانی را تا زمانی که شریعت و سنت او در دنیا اجرا می‌شود، نمی‌آورد.(٦) مظاهر رحمت عمومی و خصوصی رسول مهربانی‌ها را در غزوه احد می‌بینیم آن‌گاه که پیشانی و دندانش شکست و خون بر رخسارش جاری گردید؛ کسی از یارانش گفت:‌ ای رسول خدا! علیه این مشرکین دعا کن، رسول‌الله –صلّی‌الله علیه و سلّم– فرمود:‌ خداوند مرا طعنه‌زننده و نفرین‌کننده نفرستاده، بلکه مرا دعوتگر و رحم‌کننده فرستاده است و فرمود:‌ پروردگارا! این قومم را هدایت کن؛ چون نمی‌دانند. آنگاه که فرشته‌ی موظّف‌ کوه‌ها گفت:‌ اگر می‌خواهی با این دو کوه دو طرف طائف را به هم بچسبانم؟ رسول‌الله فرمود: نه، بلکه امیدوارم از نسل این‌ها کسانی به وجود آیند که خداوند واحد را پرستش کرده و به او شرک نورزند.(٧) در دینی که مهرورزی عبادت باشد، خشونت در آن جایگاهی ندارد، در حدیثی از رسول خدا آمده است که خداوند والا مرتبه فرموده است: محبتم برای کسانی که یکدیگر را برای من دوست می‌دارند و کسانی که در انجمنی به خاطر من گرد می‌آیند و می‌نشینند و یکدیگر را به خاطر من زیارت می‌کنند و به خاطر من یکدیگر را می‌بخشند، واجب شد.(٨) رسول‌الله –صلّی‌الله علیه و سلّم– میفرماید: ‌مؤمن شمرده نمیشوید، تا با همدیگر دوستی کنید، آیا راهنمایی نکنم شما را به آنچه که هرگاه آن را به جای آورید با هم دوستی میکنید؟ گفتند:‌ بلی یا رسول‌الله. فرمود:‌ سلام را در میان خویش آشکار کنید. قسم به ذاتی که جانم در دست اوست، وارد بهشت نمی‌شوید تا به هم رحم کنید. فرمودند:‌ یا رسول‌الله همه ما رحیم هستیم، فرمود: منظور رحم ویژه بین خودتان نیست؛ بلکه مراد من رحمت عمومی میباشد.(٩) نمونه‌های زیادی از رحمت عام و خاص رسول خدا به انسان‌ها از زنان و مردان حتی حیوانات و درختان وجود دارد که ما به همین اکتفا می‌کنیم (و به خوانندگان پیشنهاد می‌کنیم جهت مطالعه به کتب سیرت مراجعه کنند). اینجاست که مسلمانان با اطاعت و اقتدا به رسول خدا –صلّی‌الله علیه و سلّم– و نصرت دین او، گرفتن رحم و ادب او و التزام به آنچه آورده است و رعایت سنت او، می‌توانند نمونه‌ی کوچکی از رحمت پیامبر باشند. 

 

اسلام و گرامی‌داشت انسان

در باب کرامت و گرامی‌داشت انسان، هیچ قانونی به اندازه‌ی اسلام توجه به انسانیت انسان نکرده است، اسلام تمام انسان‌ها اعم از مسلمان و غیر مسلمان را گرامی داشته و معتقد است خداوند با گذاشتن تمام هستی در اختیار انسان او را تکریم کرده و تمام انسان‌ها فارغ از رنگ، نژاد و جنس به طور برابر از تمام هستی برخوردار باشند: «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی ‌آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی ‌الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلی ‌کَثيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضيلاً»(اسرا:٧٠)؛ «براستی ما انسان را گرامی داشتیم و وسیله حمل و نقل ایشان را در خشکی و دریا فراهم ساختیم و از خوراکی‌ها و پوشاک‌های پاکیزه روزی‌شان دادیم و آن‌ها را بر بسیاری از آفریدگانی که آفریده‌ایم برتری بخشیدیم».

مهم‌ترین‌ پیامد این کرامت، نفی خشونت و خونریزی است و این کرامت تحت هیچ شرایطی از انسان سلب نمی‌شود. بعضی از مفسرین منظور از این تکریم را اعطای عقل و آزادی بیان به انسان میدانند.(١٠) رحمت و مهربانی هیچ انسانی در تاریخ به اندازه‌ی مهربانی پیامبر –صلّی‌الله علیه و سلّم–‌ در فتح مکه قابل ذکر نیست؛ آنجا که جای انتقام بود و اهل مکه همسایگان بدی برای پیامبر بودند، او را تکذیب کرده، از خانه‌اش بیرون راندند، با او جنگیدند و... فرمود: «إذهبوا فأنتم الطلقاء»(٧) «اینک بروید شما آزاد هستید». تربیت بر اساس کرامت انسانی یعنی این‌گونه شفقت‌داشتن و بعد از استیلا بر دشمنان، آنان را بخشیدن. به کجای این روش سنجیده و صحیح رسول خدا خشونت و تندی و ترور می‌چسبد. آموزه‌های اسلام در ارتباط با مخاطب این‌گونه به پیروان خود آموزش می‌دهد که غیرت خدایی داشته باشند نه افراط و تفریط. در مقام تکریم مخالفان، قرآن به‌عنوان نمونه و الگو، روش حضرت موسی را با دشمن‌ترین دشمنان خدا معرفی کرده و میگوید: از راه صلح و آشتی و نرمی وارد مذاکره و صحبت شود، می‌فرماید: «فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا»(طه:٤٤)؛ «با او به نرمی سخن بگویید». در مقابله با فرعونی که میگفت: «ما عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْري»(قصص:٣٨)؛ «من جز خودم برای شما خدایی نمی‌شناسم». این است روش برخورد اسلام با مخالفی که حتی از سرسخت‌ترین مخالفان باشد. خداوند میدانست که فرعون ایمان نمیآورد و با حالت کافری غرق میشود اما این روش انسانی و اسلامی را به پیروان خود میآموزد. در صحنه‌ای دیگر حضور همه اقشار آدمی را در جامعه یادآوری میکند و میآموزد که: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا»(حجرات:13)؛ «ای ‌مردمان ما شما را از مرد و زنی آفریدهایم و شما را تیره تیره و قبیله قبیله نمودهایم تا همدیگر را بشناسید». خداوند انسان‌ها را برای تعارف یا شناخت خلق کرده است نه برای (لتقاتلوا) کشتن همدیگر و ستیزه‌گری. اسلام با این آموزه‌ها در پی حذف دیگری نیست، بلکه با دیگری این تعارف حاصل می‌شود و دیگران در جامعه اسلامی مورد احترام و تکریم قرار میگیرند.(١١)

 

رأفت اسلام در جنگ‌ها

نتایج تحليل موضوعی ‌متون اسلامی ‌این است، كه اسلام دين ضد خشونت و ترور و سرشار از امنيت و صلح است. آنها که از جهاد و قتال اسلام انتقاد میکنند، فهم صحیحی از روش جهاد و قتال اسلامی ندارند. در واقع، اسلام با این جهاد و قتال دنبال آزادی است. حق دفاع از خود و حق گفت‌وگو‌ و عرضه آزادی و دین، که حق محفوظی برای همه انسان‌ها است. اگر در قسمتی از شهر آتش‌سوزی اتفاق افتاده و ماشین‌های آتش‌نشانی و آتش‌نشانان درصدد خاموشی آتش باشند و عده‌ای از مردم که منافع خود را در خطر دیده و مانع از کار و تلاش آتش‌نشانان برای مهار آتش‌سوزی و جان آدمیان شوند، عقل حکم میکند جلوی چنین مردمی باید ایستاد. مثال جهاد و قتال اسلامی همین‌طور است. با نگاه دقیق و منصفانه به سنت و عملکرد پیامبر –صلّی‌الله علیه و سلّم– و صحابه و فضای جنگ‌های آن دوره، مردم آن زمان در آتش جهل و ناآگاهی و بی‌عدالتی گرفتار بودند و آنانی که مصالح خود را در ضرر میدیدند، مانع از رسیدن عدالت اسلام و سخنان آزادی‌بخش اسلامی به مردمان مظلوم و ستم‌دیده شده و حتی آنانی که به اسلام میگرویدند به جرم گرویدن به اسلام به بدترین شکل شکنجه می‌شدند و آن موقع خبری از سازمان ملل و حقوق بشری نبود تا از حق آزادی کسی، دفاع شود و لاجرم جنگ و درگیری‌هایی پیش میآمد. در آیه ١٩٠ سوره بقره که به آیه قتال مشهور است، از قتال این چنین میگوید: «وَ قاتِلُوا فِی ‌سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ‌ »؛ «‏و در راه خدا بجنگید با کسانی که با شما میجنگند. و تجاوز و تعدّی نکنید. شما جنگ‌افروزی نکنید و بیگناهان و بی‌خبران و زنانی که نمی‌جنگند، و کودکان و پیرمردان و بیماران و امان‌خواهان را نکشید و خانه‌ها و کشتزارها را ویران نسازید؛ زیرا خداوند تجاوزگران را دوست نمی‌دارد».

با دقت در آیات قتال به نظر می‌رسد آخرین حربه و علاجی که برای اجرای عدالت و خشونت‌ستیزی به صورت عملی مطرح می‌شود، جنگ است. جنگی که در آن صحبت از مکارم اخلاقی و حفظ کرامت انسانی و حقوق او هم به میان آمده است. این عطوفت و  بزرگواری در بحبوحه جنگ به معنی جنگ برای صلح و آشتی و سر و سامان دادن به بی‌سامانی‌ها است. رسول مهربانی‌ها در این خصوص می‌فرمایند: اگر یکی از شما با دیگری به جنگ بپردازد، باید از آسیب رساندن به صورت او اجتناب نماید، زیرا خداوند چهره آدم را به تمثال خود آفرید.(١٢) 

 

اسلام و دعوت به آرامش و اطمینان 

«وَاللّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلاَمِ وَيَهْدِی ‌مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ»(یونس:٢٥)؛ «خداوند به سرای امن و امان و آرامش و اطمینان دعوت می‌کند و هر کس را که بخواهد به راه راست هدایت میکند». در اندیشه‌ی قرآنی، انسان برای دارالسلام خلق شده است. دارالسلام همان بهشت است. انسانی که بهشتی‌وار زندگی نکند و احساس نسبی از بهشت را در این دنیا نداشته باشد، چگونه میتواند به خانه امن و امان آخرت برسد. اسلام، انسان‌ها را به این امن و امانی دعوت می‌کند که برای آن خلق شدهاند. خدا انسان را برای عذاب و سختی خلق نکرده بلکه اگر انسان در گذر زندگی به مصایب و مشکلاتی گرفتار میشود، برای این است که به پروردگار خود رجوع کرده و او را بخواند. حال اسلام همه را به دار السلام دعوت میکند.

 

 

 فهرست منابع

١. فرهنگ دهخدا. مفردات راغب         

٢. علم النفس یا روانشناسی صدرالمتألهین، اسفار، جواد مصلح، ج٢ـ٣، ص٣٠٠

٣. میرخلیلی، سید محمود، خشونت، و مجازات، كتاب نقد، ش١٤و١٥، ١٢٧.

٤. فرهنگ معین.

٥. تفسیر ثعالبی (مکتبه الشامله).

٦. تفسیر دکتر محمد نابلسی (موسوعه النابلسیه).                                                         http://www.nabulsi.com/blue/ar/sss_cat.php?id=114&sid

٧. سیرت دکتر نابلسی.

٨. موطا امام مالک.  www.islamweb.net

٩. شرح نووی علی مسلم، یحيی ‌بن شرف أبو زكريا النووي، دار الخیر ، سنه النشر ١٤١٦هجری ١٩٩٦م.

١٠. تفسیر شعراوی (مکتبه الشامله).

١١. تفسیر نابلسی  http://www.nabulsi.com/blue/ar/sss_cat.php?id=114&sid

١٢. مسند احمد بن حنبل ، بیروت ، مکتب اسلامی ، ج،٢ ص ٢٥١

بدون امتیاز

.:: جدیدترین ::.