توجّه به اولویات، ضرورت امروز جامعه‌ی اسلامی

نویسنده: 
حسین تیباش
توجّه به اولویات، ضرورت امروز جامعه‌ی اسلامی

الحمد لله ربّ العالمين، والصلاة والسلام على أشرف الأنبياء والمرسلين نبينا محمّد وعلى آله وأصحابه الطيبين الطاهرين وعلى من تبعهم بإحسان إلى يوم الدين 

هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿الجمعة: ٢﴾

هم‌چنانكه می‌دانیم جنگ همه‌جانبه علیه اسلام ادامه دارد و فرزندان این امّت از جانب دشمنان دین هدف قرار گرفته‌اند. روزی نیست نقشه‌هایی برای ایجاد تفرقه بین مسلمانان کشیده نشود و کشتارها در بیش‌تر کشورهای مسلمان ادامه دارد و بعد از اینکه دشمنان دین از زمانهای دوری است که بر دشمنی خود با اسلام و مسلمین مصرّ بوده‌اند الان دیگر بصورت آشکارا بر آن اصرار دارند و در بسیاری از نقشه‌های خود موفّق هم شدند و خیلی از آرزوهای آنان برآورده شد و هم‌اکنون مسلمانان به همه چیز مشغول گشته‌اند الاّ دینشان. ولی خداوند هیچ گاه نمی‌گذارد که نور هدایتش به خاموشی گراید. لذا به‌رغم همه‌ی این مصائب نسل بیداری اسلامی راه خود را در میان این تاریکیها پیدا نمود و با روشنی و چراغ هدایت دین راهش را دوباره از نو پیمود تا بار دیگر روزنه‌های امید به جامعه‌ی اسلامی برگردد و این امر کم‌کم باعث ناامیدی مخالفان از رسیدن به هدف نابودی دین خدا می‌شد. لذا به‌وسیله‌ی عمال و مزدوران خود در ممالک اسلامی انواع اذیّت و آزارها را بر ابنای بیداری اسلامی روا داشتند؛ از شکنجه و زندان تا تبعید و فشارهای روانی؛ ولی ایستادگی صاحبان بیداری اسلامی این مکرها را نیز نقش بر آب نمود و برای این دعوتگران بیداری اسلامی تنها ولاء برای خدا اهمّیّت داشت و راه خدا را همانگونه که بود ادامه دادند و تبسم امید را بر لبان امّت اسلامی نوید ‌دادند. ولی پس از اینکه امید به مجد و عظمت اسلام در نفوس مسلمین دوباره داشت جوانه می‌زد متأسّفانه اختلافاتی در بین اعضای بیداری اسلامی از افق سر بدر آورد و اغلب این اختلافات حول تعیین بهترین راه‌ها برای تحقّق اهداف دین بود؛ لذا دشمنان اسلام این فرصت را غنیمت شمرده و برای به‌کارگیری این اختلافات فقهی در راستای رسیدن به اهدافشان جهد و تلاش وافری را شروع نمودند تا بتوانند این تشتّت را وسیعتر نموده و از رسیدن دعوتگران در صحنه‌ی بیداری اسلامی به اهدافشان جلوگیری کنند

و اگر دقّت بیشتری در مورد این اختلافات داشته باشیم می‌بینیم که اغلب این اختلافات از تفاوت درجات فهم صحیح از این دین نشأت می‌گیرد. ما اینک در شرایطی از اوضاع امّت اسلامی قرار گرفته‌ایم که کم پیش آمده اینگونه مسلمانان مصیبت‌دیده باشند. اختلاف نظر همیشه در بین امّت اسلامی بوده ولی هیچگاه امّت مثل اکنون از هم پاشیده نبوده است و شاید علّت اصلی همه‌ی این مشکلات، ناشی از کمبود تقوا و نبود فهم دقیق از علوم شرعی‌ای است که دارای افق وسیعتری باشد علمی که بر فهم صحیح دین معیّن و کمکی برای علما و امّت اسلامی باشد و این نقص، سبب اتّخاذ موضع‌گیریهای متفاوت بین ابنای بیداری اسلامی شده که گاهی اوقات یکی از ما به‌دلیل قلّت آگاهی علم شرعی کاری را که غیر ما از فعّالان دینی انجام می‌دهند را خلاف تعالیم دین می‌بینیم و این برداشت غالباً باعث می‌شود براحتی آب در آسیاب دشمنان دین بریزیم و به وحدت اسلامی بین صفوف بیداری اسلامی لطمه‌ی جدّی وارد نماییم 

 ولی اگر به نیکی این وضعیت را بررسی کنیم و قرآن، سنّت و سیره‌ی پیامبر، اصحاب و سلف صالح را پیگیری نماییم می‌بینیم که اسلاف ما به‌خاطر درک و فهم صحیحی که از دین داشتند به‌خوبی اولویّت‌های خود راتشخیص داده و می‌دانستند چگونه زندگی خود با رعایت اولویات منظّم نمایند واگر دربین آنان کسانی پیدا می‌شدند که به‌خوبی اولویّت‌ها را درک نمی‌کردند سریعاً آنان را نصیحت کرده و به آنان می‌فهماندند که اگر به‌نظرشان در نصوص شرعی به‌ظاهر اختلافی نمایان می‌کرد ولی با رجوع به نردبان فقه اولویات به‌سهولت الأهم فالمهمّ را تشخیص داده و به راه راست رهنما می‌شدند. 

برای همین است که برای ما خیلی جای تعجّب نیست از اینکه اصحاب، دفن رسول خدا را ترک کردند با وجود اینکه همه می‌دانیم مکانت و منزلت رسول خدا در نزد اصحاب و در قلوبشان چقدر زیاد بود. به‌خاطر انتخاب خلیفه برای مسلمانان، چون آنان در مدرسه‌ی پیامبر بر چگونگی ترتیب اولویات به‌خوبی تربیت شده بودند و می‌دانستند که اگر مسلمانان بدون رهبر سیاسی و خلیفه باشند خطر و ضرر آن از تأخیر دفن رسول خدا برای مسلمانان به مراتب بیشتر است و در بین اصحاب، کسی هم پیدا نشد که به این عمل اصحاب معترض باشد. 

به نظر من، ما مسلمانان امروزی همین فقه اولویات را کم داریم که تا با به‌کاربستن آن بر بسیاری از مشکلاتی را که به آنها گرفتار شده‌ایم فایق آییم و برای حلّ همه‌ی این مشکلات راهی به‌جز بازگشتن به همان درک و بینش صحیح و در نظر گرفتن اولویات جامعه‌ی اسلامی خود راه‌ چاره‌ای در میان نیست.

بدون امتیاز