حافظ قرآن نابینای روشندل در آستانه‌ی افتخاری دیگر

حافظ قرآن نابینای روشندل در آستانه‌ی افتخاری دیگر

حافظ نابینای کل قرآن بعد از ۱۰ سال، حال بار دیگر در آستانه افتخارآفرینی دیگری برای جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است.

به گزارش اصلاحوب به نقل از ایکنا به‌طور حتم، بسیاری، تاکنون حتی برای یکبار هم، اسم روستای «اُستاد» روستایی که در منتهی الیه شرق کشور و جایی نزدیک مرزهای کشور افغانستان است، نشنیده‌اند. این روستا از توابع شهرستان تایباد در استان خراسان رضوی است، در این روستا و سال ۱۳۵۴ کودکی دیده به جهان گشود که بعدها با کمبود امکانات برای شهر و دیارش، افتخارآفرین شد.

حافظ نابینایی که در سال ۱۳۸۶ نام و آوازه روستا و شهر خود را بر سر زبان‌ها انداخت و نشان داد که خواستن توانستن است و می‌توان به جنگ با نبود امکانات رفت و با دست خالی نه تنها قرآن را حفظ کرد، بلکه در بالاترین سطح آن در بین رقیبان نیز ایستاد.

«عبدالغفور جوهرچی اُستاد» حافظ نابینای کل قرآن کریم حالا و پس از ۱۰ سال بار دیگر در آستانه خلق افتخار دیگری برای نه تنها شهر خود که برای کشورمان نیز هست. وی نماینده ایران در اولین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن روشندلان است که همزمان با مسابقات بین‌المللی قرآن جمهوری اسلامی ایران برگزار می شود.

جناب جوهرچی در ابتدا خلاصه‌ای از زندگی‌نامه خود بفرمایید.

عبدالغفور جوهرچیِ استادی، متولد سال ۱۳۵۴ در روستای اّستاد شهرستان تایباد در استان خراسان رضوی هستم.

تحصیلات شما در چه سطحی است؟

تا سوم راهنمایی ادامه تحصیل دادم و بعد از آن نیز وارد حوزه علمیه شدم، در کنار آن نیز مدارک کارشناسی و کارشناسی ارشد را از طریق آزمون حفظ و اعطای مدرک به حافظان قرآن کریم اخذ کرده‌ام.

شما به علت خاصی دچار نابینایی شدید یا این مشکل از ابتدا با شما همراه بوده است؟

من به صورت مادرزادی نابینا هستم.

چه شد که به سمت فعالیت‌های قرآنی روی آوردید؟

حضور من در عرصه فعالیت‌های قرآنی به صورت اتفاقی و البته از روی عشق و علاقه‌ای که در بین اهل تسنن نسبت به حفظ قرآن وجود دارد، بوده است. من هم با توجه به علاقه‌ای که به قرآن کریم داشتم از زمانی که متوجه شدم و توان حفظ قرآن در خودم پیدا کردم در این مسیر گام برداشتم.

شما در یک شهر مرزی، متولد شده و گام در راه فعالیت‌های قرآنی نهاده‌اید، مشکلاتی که در این مسیر بر سر راه شما قرار داشت، چه بود؟

متاسفانه نه تنها در روستایی که ما بودیم، حتی در شهرستان نیز امکانات لازم برای آموزش حفظ قرآن کریم برای افراد معمولی وجود نداشت، وضعیت افراد نابینا هم که مشخص است، این مربوط به آن سال‌ها هست، کما اینکه در شهرستان ما در حال حاضر نیز برای نابینایان مدرسه وجود ندارد.

در روستایی که بودیم قبلاً مدرسه‌ای نبود، بنابر این چند سال دیرتر از حد معمول تحصیل را آغاز کردم و تقریباً ۱۰ یا ۱۲ ساله بودم که وارد یکی از مدارس دینی شدم، این آغاز تحصیل همراه شد با حفظ قرآن کریم و از همانجا کار حفظ را شروع کردم.

از خانواده شما افراد دیگری هم حافظ، قاری و یا فعال قرآنی بودند؟

بله، خانواده ما یک خانواده قرآنی بوده و هست، در حال حاضر یکی از برادرهای من حافظ کل قرآن است و خوشبختانه خانواده‌ای بودیم که گرایش به قرآن در ما بسیار زیاد بود. علاوه بر این در بین اهل تسنن نیز گرایش به حفظ کلام الله مجید بسیار زیاد است. 

تأثیر پدر و مادر در این بین به چه میزان بود؟

پدرم که دارفانی را وداع گفته اند ودرزمان حیات مشوق من بودند، ، فعالیت‌های قرآنی شان تنها در حد قرائت صفحاتی از قرآن در طول روزبوده همچنین مادرم که در قید حیات هستند. البته نباید از نقش تربیتی آنها به سادگی گذشت، قطعاً شیویه تربیتی آنها باعث شده تا من با وجود مشکلات فراوان به این سمت گرایش پیدا کنم، در کنار این تربیت صحیح گرایش و علاقه‌ای هم که به قرآن داشتم، بستر برای فعالیت در این عرصه را مهیا کرده بود.

کل قرآن کریم را در چه مدتی حفظ کردید؟

البته قرآن را در دو مقطع، حفظ کردم که پیوسته و دائمی نبود، ابتدا به صورت پاره وقت شروع به حفظ قرآن کریم کردم و این کار را به مدت دو یا سه سال ادامه دادم در این مدت موفق به حفظ پنج جزء از قرآن شدم، از سن ۱۵ سالگی به بعد نیز به صورت رسمی و تمام وقت به کار حفظ قرآن کریم روی آوردم و طی مدت ۱۸ ماه موفق به حفظ کل شدم.

کار حفظ را در همان شهرستان خودتان که گفتید از هر امکاناتی خالی بوده است انجام دادید؟

مدت زمانی در تایباد و مدت زمانی هم در شهرستان خواف به حفظ قرآن کریم مشغول بودم.

با نبود امکانات به خصوص برای یک فرد نابینا چگونه کنار آمدید؟

کاری نمی‌توانستم انجام دهم، یا باید از این مسیر جدا می‌شدم و یا با سختی‌های آن کنار می‌آمدم، با توجه به اینکه در آنجا امکانات برای افراد نابینا جهت حافظ قرآن شدن وجود نداشت، مجبور بودم تا در کلاس‌های آموزش قرآن به افراد معمولی حضور یابم.

 شیوه حفظ کردن قرآن برای یک فرد نابینا با نبود امکانات به چه صورتی بوده است؟

کار حفظ قرآن در شرایط معمولی هم سختی‌های خاص خود را دارد و اگر روشندل هم باشی این سختی‌ها چند ده برابر می‌شود، شیوه حفظ من هم به این صورت بود که منتظر می‌ماندم تا جلسه قرآن تمام شود، ضمن اینکه آموزش‌های مطرح شده در جلسه را گوش می‌دادم، بعد از جلسه یکی از افراد جلسه آیات قرآن را قرائت می‌کرد و من تکرار می‌کردم این آیات تا حدی تکرار می‌شد که من بتوانم آیات را حفظ کنم. 

در حال حاضر مشغول چه فعالیتی هستید؟

در حال حاضر نیز مشغول آموزش قرآن به قرآن آموزان جوان‌تر هستم و بیشتر در زمینه تجوید و حفظ فعالیت دارم که البته گرایشم بیشتر به سمت تجوید است.

ظاهراً در یکی از ادوار مسابقات بین‌المللی قرآن نیز حائز رتبه شده‌اید؟

بله؛ سال ۸۶ بود که بعد از کسب رتبه در مسابقات داخلی، نماینده کشور در مسابقات بین‌المللی قرآن جمهوری اسلامی ایران شدم و در نهایت نیز رتبه دوم در رشته حفظ کل قرآن کریم را به دست آوردم. علاوه بر آن نیز در مسابقات داخلی بسیار زیادی حضور داشته‌ام و در مسابقات نابینایان سراسر کشور نیز چندین دوره رتبه اول را کسب کرده‌ام.

در مسابقات اوقاف نیز چندین بار حضور داشته‌ام که در نهایت دو رتبه سوم، یک رتبه دوم و یک رتبه اول را در کارنامه خودم دارم در سطح استانی نیز رتبه‌های بسیار زیادی را کسب کرده‌ام.

در سطح بین‌المللی غیر از مسابقات بین‌المللی قرآن ایران در مسابقات بین‌المللی دیگری نیز حضور داشته‌اید؟

خیر، البته زمانی که رتبه دوم مسابقات قرآن اوقاف را کسب کردم به عنوان نماینده ایران در مسابقات بین‌المللی قرآن کشور مراکش معرفی و به این مسابقات نیز اعزام شدم که متاسفانه در فرودگاه به دلیل مشکلات ترانزیتی موفق به حضور در رقابت‌های مراکش نشدم.

 بعد از آن به هیچ مسابقه بین‌المللی اعزام نشدید؟

نه خیر دیگر هیچ اعزامی صورت نگرفت. البته در آن مورد خاص ویزای ما برای سفر به خود مراکش صادر شده بود اما قبل از سوار شدن به هواپیما گفتند که باید ترانزیت می‌شدیم به شهر میلان که مشکلات مانع از این حضور شد.

این عدم اعزام شامل سفرهای تبلیغی هم بوده است؟

بله؛ البته در جاهای مختلف هم گله کرده‌ام و گفته‌ام؛ جا دارد یک بار دیگر هم بگویم، افرادی را می‌شناسم که در مسابقات داخلی رتبه‌های سوم و حتی پایین‌تر را در مسابقات اوقاف کسب کرده‌اند اما به حج تمتع اعزام شده‌اند، اما تاکنون حتی یک بار هم دعوت نکرده‌اند که آقای جوهرچی شما به مسابقات یا به جایی اعزام خواهید شد. 

آقای جوهرچی در مورد ازدواج خودتان چیزی نگفتید؟ چه سالی ازدواج کرده‌اید؟

سال ۱۳۸۰ ازدواج کرده‌‌ام و دو فرزند دختر و دو فرزند پسر دارم که فرزند بزرگم ۱۴ ساله و کوچکترین آنها هم هفت ماهه است.

آنها هم مانند پدر گام در مسیر قرآن گذاشته‌اند؟

من فرزندانم را مجبور به کاری نکرده‌ام و سعی کرده‌ام در عمل و با رفتار خودم آنها را به سمت قرآن هدایت کنم، خوشبختانه این شیوه اثرگذار هم بوده است و دو فرزندم حافظ جزء ۳۰ قرآن کریم هستند و قطعاً در آینده تعداد اجزاء بیشتری را حفظ خواهند کرد. 

معیارهایتان برای ازدواج تا چه میزانی قرآنی بوده است؟

معیارهای من برای ازدواج در همین حد بود که همسرم در حدی قرآن خواندن بداند و پایبند به امور دینی باشد، در این حد نبود که تأکید داشته باشم حافظ کل قرآن باشد و یا اجزاء زیادی از آن باشد. در حال حاضر هم همسرم بیشتر نقش یک مشاور و همکار را برای من دارد و اکثر امور من را ایشان انجام می‌دهد. 

در مورد آرزوهایتان هم بفرمائید که در زمینه قرآنی و دیگر زمینه‌ها چه آرزو یا بهتر بگویم آرزوهایی دارید؟

یکی از مهم‌ترین آرزوهای هر حافظ و قاری قرآن و هر علاقه‌مند به این عرصه این است که اگر خدمتی یا حرکتی در زمینه قرآن انجام داده یا می‌دهم،‌ مورد قبول درگاه احدیت قرار بگیرد و ان‌شاالله برای آخرت به درد بخورد. حقیقتاً این مهم‌ترین و تنها آرزوی من است.

در مورد حمایت‌های نهادهای متولی امر نیز بفرمائید که به عنوان مثال حمایت و مساعدت نهادهایی همچون بهزیستی برای افراد نابینا و ... جهت گرایش به سمت فعالیت‌های قرآنی به چه صورتی است؟

من حمایت چندانی تاکنون ندیده‌ام، به اعتقاد من نهادها و دستگاه‌های متولی بیشتر وعده می‌دهند تا اینکه عمل کنند، وعده‌هایی هم که می‌دهند در زمان برگزاری مراسم‌ها و مسابقات است و عمر آن در همین حد است، اگر فعالیت و یا حمایتی هم دیده می‌شود و ترغیبی صورت می‌گیرد توسط نهادهای غیر دولتی و عمدتاً مردمی است. در حال حاضر و از گذشته هم مساعدت و حمایت مالی یا امکاناتی خاصی از من صورت نگرفته است و مطمئن هستم برای بسیاری دیگر از روشندلان نیز به همین صورت بوده است.

 شما حمایت خاصی را مطالبه کرده‌اید؟

من تاکنون خواسته به خصوصی را مطرح نکرده و چیز خاصی نخواسته‌ام، اما مشکلات روشندلان مشخص است و حتماً لازم نیست مطالبه شود.

هم اکنون ساکن شهر تایباد هستید؟

بله

در مورد وضعیت فعالیت‌های قرآنی شهر تایباد بفرمائید که به چه صورت است؟

خوشبختانه در این شهر علاقه‌مندان به قرآن زیاد هستند، شاید دلیل اینکه زیاد اسمی از آنها آورده نمی‌شود این است که فعالان قرآنی اهل سنت این شهر زیاد علاقه‌ای به حضور در مسابقات قرآن ندارند. در حال حاضر در شهرستان، حوزه علمیه «خیرآباد» فعالیت قرآنی خوبی دارد به طوری در کلاس‌های این حوزه بالغ بر ۲۰۰ قرآن‌آموز حضور دارد، چند حوزه دیگر نیز هست که آنها نیز قرآن آموزان را آموزش می‌دهند، روی هم رفته فعالیت‌های قرآنی در این شهرستان شرایط خوبی دارد و استقبال مردم خوب است.

علاوه بر این حوزه‌هایی که عنوان شد، مکاتب قرآنی نیز در تمامی مساجد مستقر است و مراجعان را آموزش می‌دهد و هر مسجد حداقل از ۲۰ تا ۵۰ و حتی ۱۰۰ قرآن‌آموز را آموزش می‌دهد. در کنار این موارد نهاد مردمی هم در شهرستان تایباد فعالیت دارد که نهاد «امور مکاتب» نام دارد و همه مکاتب را زیر نظر دارد. خوشبختانه فعالیت‌های قرآنی تایباد در سطح خوبی است به طوری که سال ۹۴ در رشته حفظ ۲۰ جزء قرآن «علی شیخ جامی» در مسابقات اوقاف موفق به حضور در فینال مسابقات و کسب رتبه عالی شد.

شما نماینده ایران در اولین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن روشندلان که در کنار مسابقات بین‌المللی قران ایران برگزار می‌شود هستید، آمادگی حضور در این مسابقات را دارید؟

من همیشه در زمینه قرآن تمرین دارم، از صبح ساعت هشت که فعالیت کاری خودم را آغاز می‌کنم تا شب حدود ۱۰ ساعت برنامه آموزش تجوید دارم و الحمدالله در آمادگی خوبی به سر می‌برم.

یکی از مواردی که اخیراً بیشتر دیده شده است، گرایش قاریان به سمت حفظ و حافظان به سمت قرائت قرآن است، ‌شما قصد چنین کاری را ندارید؟

من در حال حاضر هم تلاوت تحقیق دارم، اما چندان زیاد نیست، یعنی بیشتر در مجالس محلی قرائت می‌کنم، در مسابقات بهزیستی در رشته قرائت هم شرکت کردم و به مرحله کشوری هم راه پیدا کردم. 

به اعتقاد شما جایگاه فعالیت‌های قرآنی کشورمان در کشور به چه صورت است؟

من اعتقاد دارم هرچقدر برای ارتقاء فعالیت‌های قرآنی کار شود باز هم کم است، به نظر من شاهد فعالیت‌های خوبی بوده‌ایم و برخی جاهای دیگر کمتر کار شده است، ممکن است در شهرهای بزرگ فعالیت‌های قرآنی صورت بگیرد اما به چشم نیاید، اما در شهرهای کوچک، اگر فعالیت قرآنی خاصی صورت بگیرد، قطعاً به چشم آمده و تمام شهر از آن مطلع می‌شوند. 

آخرین سؤال من این است که آیا نابینایی شما محدودیتی ایجاد کرده است یا خیر؟ 

اگر بگویم نه شعار داده‌ام، البته که برخی از کارها برایم محدود شده است اما ناراضی نیستم با اینکه نابینا هستم، اما شک نکنید از بسیاری از افراد در امور دنیوی و مادی موفق‌تر بوده‌ام.

بدون امتیاز