داعش.. کیست این داعش؟!

نویسنده: 
حسن بن حسن
داعش.. کیست این داعش؟!

داعش سازمانی پنهانی است که ابهامات فراوانی پیرامون آن ایجاد شده است؛ کسی نمی‌داند سران اصلی و بزرگان نظامی آنچه کسانی هستند. رهبران همهٔ گروه‌های مسلح در سوریه و عراق با وجود کثرتی که دارند، نزد همگان شناخته شده و علنی هستند، جز رهبران داعش. بغدادی، مفتون و دیگرانی که در صحنه و رسانه حاضر می‌شوند، جز دکورهایی نمادین برای فریب افکار عمومی نیستند. قدرت اصلی در دست کسان دیگری است.. آنان کی هستند؟ هنگامی که دسته‌ای از گروه‌ها با رهبران نظامی داعش مذاکره کردند، متوجه شدند که بغدادی و اطرافیانش هیچ اثر و تأثیر یا حضوری در مذاکرات و تصمیم-گیری‌ها ندارند، و تعدادی از افسران بزرگ بعثی ارتش منحل عراق مشغول مذاکره و اظهارنظر هستند! کسانی که هرگز در صحنه حاضر نمی‌شوند و رسانه‌ها از آنان چیزی نمی‌گویند، مگر هنگامی که یکی از ایشان کشته شود. رهبران کنونی داعش از نظر فکری، برنامه‌ریزی نظامی و تبلیغاتی افسران لائیک بعثی هستند. با این وجود، رسانه‌های غربی یا سازمان‌های سیاسی به ندرت به آنان اشاره می‌کنند. 

سازمانی سرّی و پیچیده

همواره کوشش و اصرار می‌شود تا داعش نمادی اسلامی به خود بگیرد و اصل ماجرا و عامل تشکیل آن پنهان بماند و در عین حال، رهبران کنونی آن در عرصه حاضر نشوند، چرا؟ چون وظایفی که به داعش سپرده شده، جز در حالت پنهانی و پیچیدگی انجام نمی‌شود. پاسداری از پنهان بودن و پیچیده ماندن، شرط فعالیت‌های ویرانگر این موجود شیطانی است و نیز شرط مهم‌تر آن برای ارائهٔ چهره‌ای وحشی و سیاه از اسلام و مسلمانان که برای تصحیح آن باید چندین دهه تلاش طاقت‌فرسا صورت گیرد. در سپتامبر ۲۰۱۴م در کنگرهٔ آمریکا از فرماندهٔ نیروهای این کشور دربارهٔ واقعیت داعش پرسیده شد. او اظهار بی‌اطلاعی کرد و گفت هنوز عناصر اصلی و برنامه‌ریزان ایشان را شناسایی نکرده‌اند، به راستی چه کسی این سخن را باور می‌کند؟! 

دفع اتهام از مجرم اصلی، شرط دیگری برای فعالیت این سازمان تروریستی است. وقتی جنایتی صورت می‌گیرد، بهترین روش برای پنهان نگه‌داشتن مجرم حقیقی و باز گذاشتن عرصه برای ارتکاب جنایات دیگر،‌‌ همان متهم کردن دیگران و دفع اتهام از مجرم اصلی است. اگر جنایت یک پدیدهٔ گروهی، مرکب و پیچیده باشد، بهترین شیوه برای تضمین استمرارش،‌‌ همان بقای عوامل اصلی در پس پرده و جهت دادن افکار عمومی به سوی عوامل تخیلی، جعلی و دروغین یا حتی متهم کردن خود قربانیان است. 

هنگامی که گروهی از بیماران روانی در تونس بعد از هر جنایت تروریستی می‌کوشند توجه مردم را به جای بررسی جدی و عمیق عوامل تروریستی به تهمت زدن به حرکت نهضت جلب کرده و مجدانه برای بهره‌برداری سیاسی و فروش ارزان میهن تلاش ‌کنند، این تنها یک معنا دارد: پوشش گذاشتن عامدانه بر عوامل واقعی جنایت، علاقه به استمرارش و توهم استفادهٔ سیاسی از آن. 

دو امر دیگری که واقعیت این سازمان را می‌پوشاند و باعث می‌شود بر مقصران اصلی تمرکز نگردد و مانع پرسش‌های اساسی در این خصوص شود،‌‌ همان صفت اسلامی بودن این حرکت است که توهم آن را دارد و در رفتار و نمادهای ظاهری‌اش به طور کامل خود را از جامعه بریده است. موضوع دوم، کشتارهای وحشیانه و فجیع و سبک شمردن حرمت‌ها و خون‌هاست. 

داعش کیست؟ 

می‌کوشیم با پاسخ به این دو پرسش، هویت این سازمان را مشخص کنیم: داعش چه وظایفی را در منطقه انجام می‌دهد؟ و اسلحه‌اش به سوی چه کسانی دراز است؟ مطمئن‌ترین راه برای تعیین دقیق هویت یک گروه مسلح،‌‌ همان شناخت عملکرد کنونی یا وظایف آن و نیز آگاهی از کسانی است که در تیررس آن قرار گرفته‌اند. 

داعش به چه وظایفی در منطقه عمل می‌کند؟ 

ـ این گروه چند وظیفه را انجام می‌دهد که همگی به سود دشمنان اسلام است تا این دین در سطح جهانی، جامع تمام پستی‌ها جلوه داده شود. نماد این پستی‌ها هم امروزه در سازمانی خون‌ریز و خشن گرد آمده که هرگز دشمنان اسلام آرزویی جز آن را نداشته‌اند. 

ـ داعش برای نخستین بار در تاریخ معاصر، جامعهٔ اسلامی سنی مذهب را از درون به شدت منفجر کرده است. آمریکاییان و صهیونیسم خیلی پیش‌تر زخم جنگ‌های شیعه و سنی را باز کردند و در این کار موفق هم بودند، ولی انفجار اسلام سنی از درون خودش و با مجوزهای دینی دروغین، برایشان آرزویی دست‌نیافتنی و دور بود که امروزه حاصل شد. 

ـ داعش همهٔ اتهاماتی که گروهی از خاور‌شناسان کوشیدند در طی چند قرن آن‌ها را به اسلام بچسبانند، به طور ملموس و زنده به نمایش گذاشت و عملی کرد: وحشیگری، گسترش اسلام به زور شمشیر، اجبار در پذیرش دین، ستم بر زنان، برده‌داری، دشمنی با هنر و فرهنگ و تمدن، حرمت‌شکنی، مباح کردن خون‌های حرام، ساخت جامعه‌ای بر اساس مدل‌های قرون وسطایی و عقب‌مانده و وحشتناک که باعث رکود و بدبختی است، و... همهٔ این اتهامات امروزه توسط داعش ملموس و عملی شده است. 

ـ سبک کردن افکار مربوط به خلافت و حکومت اسلامی و تبدیل آن به چیزی بی‌ارزش و محو آن از دایرهٔ نگرش‌های جدی و نیازمند شناخت و پردازش علمی. داعش افکار مربوط به حکومت اسلامی را به کشتارگاه برد. 

ـ امروزه داعش سقف وطن و چ‌تر مشترک کشور را در همهٔ مناطق تحت نفوذش ویران کرده است، ریشه‌های میهن را بیرون کشیده، پایه‌های اجتماعی را هدف قرار داده، حس انتقام‌جویی و کینه‌توزی کاشته و هر کس را که برای‌ شهروندی و ملیت می‌کوشد یا در پی ساخت سقفی مشترک برای همهٔ فرزندان کشور است، تکفیر می‌کند. داعش دموکراسی و ارزش‌های مربوط به آن را ناقض ایمان دانسته و خون افراد دموکراسی‌خواه و آزادی‌طلب را مباح می‌داند. 

ـ داعش آمد تا امید بهار عربی را بر باد دهد و سخن از آزادی، دموکراسی و پرکردن خلأ فکری در کشورهای عربی را با هوس و ایدئولوژی پوچ خویش تباه کند. افکار داعش در واقع زنده کردن اندیشه-های کلیسای کاتولیک در قرون وسطاست که دادگاه‌های تفتیش عقاید یکی از ثمراتش بود. از داعش خواسته‌اند تا تیری کشنده بر قلب بهار عربی باشد. 

ـ داعش ذخایر دگم‌اندیش نسبت به اسلام را در غرب فعال کرد، حافظهٔ تاریخی بیمار آنان را به حرکت درآورد و راه را بر ادغام مثبت مسلمانان در جوامع اروپایی بست؛ راهی که عرب و مسلمانان در اروپا در جهت شهروندی، اندکی آن را پیموده و توانسته بودند مقداری خود را از شهروند درجه دو و بی‌ارزش به سمت شهروندان عادی سوق دهند. 

ـ غرب از نیمهٔ دوم قرن نوزدهم در بحرانی فلسفی و معنوی به سر می‌برد و نمی‌توانست نیازهای فکری و سرنوشت مربوط به دوران پسامدرنیته را برآورده کند، اما داعش جلوی این بحران را گرفت و بسیار آسان باعث شد موقعیت سیاسی غرب در رهبری اخلاقی و تمدنی جهان تثبیت شود. اگر داعش یک نماد از اسلام باشد، آیا مسلمانان می‌توانند برای رقابت فرهنگی و تمدنی معاصر حرفی برای گفتن داشته باشند؟! غرب بیمار و مشکل‌داری که وحشیانه‌ترین جنگ‌ها را در تاریخ برافروخت و در هر جا نظام‌های توتالیتاریست را تولید کرد و از حکومت‌های استبدادی پاسداری نمود، با عملکرد داعش، باعث شد باری دیگر به عنوان تنها الگوی موفق برای مدیریت جهان بدرخشد. 

ـ داعش باعث آوارگی گروهی و انبوه اهل سنت در عراق و سوریه شده و مناطقشان را برای نوعی تقسیم آماده کرده است. ظاهراً یکی از وظایف اصلی داعش آماده کردن مربعی جغرافیایی مستمند برای زندگی فلاکت‌بار اهل سنت است. 

ـ داعش یک گلوله هم به سوی سر افعی، یعنی رژیم صهیونیستی پرتاب نکرده است، با این‌که اسرائیل در تیررس وی قرار دارد، و با این‌که ذخایر تسلیحاتی این گروه را حتی برخی از ارتش‌های عربی ندارند. بر عکس، داعش همواره جنبش حماس و رهبران آن را تهدید کرده و وعید داده است و آن را در لیست مبارزاتش قرار داده است. داعش از نظر موضوعی و عملی، نقش سگ نگهبان رژیم صهیونیستی را بازی می‌کند. 

این‌ها نمونه‌هایی از وظایفی بود که داعش به اجرا می‌گذارد و همین‌ها باعث می‌شود تا پیچیدگی پیرامون واقعیت و هویت این سازمان جهنمی زدوده شود. 

هرچند همهٔ این‌ها نباید ما را از این پرسش غافل کند: چگونه این سازمان به وجود آمد؟ و چگونه موفق شد ده‌ها هزار جوان را فریب داده و سازماندهی کند و آنان را در بزرگ‌ترین عملیات ویرانگر درونی در طول تاریخ امت بسیج و آماده نماید؟

بدون امتیاز