روز خبرنگار و تعالیم اسلامی

نویسنده: 
حمید یزدانیان
روز خبرنگار و تعالیم اسلامی

در این پژوهش کلیه آیات قران کریم در مورد داستان قوم حضرت لوط -علیه السلام- استخراج و بر اساس تفاسیر، فضائل و رذائل اخلاقی ذکر شده در آیات استنباط گردید.

هفدهم مردادماه هر سال فرصت مغتنم است تا از فعالان عرصه خبر و اطلاع رسانی ولو به اندازه یک تبریک خشک و خالی تقدیر و تشکر نماییم. عزیزانی که به قول یکی از دوستان به مانند مرغ زبان بسته، در جشن و عزا سر بریده می‌شوند و‌ گاه و بیگاه مورد هجمه گروههای مختلف سیاسی، احتماعی، اقتصادی و فرهنگی قرار می‌گیرند. بسا اتفاق‌ها و حوادثی که عینا و بی‌کم و کاست توسط خبرنگار عزیزی منتشر می‌گردد و به تریج قبای فلان فرد و یا گروه و صنفی بر می‌خورد و بیا و ببین که چه قشقرقی بر پا می‌کنند. 

البته به رسم یک سوزن به خودت بزن و یک جوال دوز به دیگران، خبرنگاران هم برخی اوقات چهارچوب نگه نمی‌دارند و بد جوری بر گروه‌های مخالف و منتقد خود می‌تازند و بسا انگ‌ها و تهمت‌ها که بر رقیب فرو نمی‌ریزند. البته واضح و مبرهن است که تعداد این نوع خبرنگار قطعا اندک و قابل اغماض است و نمی‌تواند بهانه‌ای برای عدم تقدیر و تشکر از خیل عظیم خبرنگاران عزیز و زحمت کش میهن اسلامیمان باشد. 

در این اندیشه بودم که به مناسبت این روز بزرگ و گرامی چند جمله‌ای بنویسم که چشمم به پایان نامه مقطع کار‌شناسی ارشدم افتاد که در آن «هنجارهای اخلاقی حاکم بر اطلاع رسانی در رسانه‌های جمعی از دیدگاه اسلام» را بررسی کرده بودم. مناسب دیدم که گزیده‌ای از این پژوهش که البته با عنوان کتاب «اخلاق و رسانه» توسط انتشارات پیک نور، توزیع شده را تقدیم عزیزان نمایم. ان شاء الله برگ سبزی باشد تحفه درویش. 

در این پژوهش چهار هدف اصلی در نظر گرفته شده بود که عبارت بودند از: 

۱.ارائه الگو و مدلی از اطلاع‎رسانی بر مبنای تعالیم اسلامی 

۲.واکاوی نوع اطلاع‎رسانی در داستان‎‎های قرآنی نظیر داستان قوم لوط 

۳.باید‎‎‌ها و نبایدهای قرآنی در اطلاع‎رسانی حوادث و وقایع 

۴.مقایسه هنجارهای اخلاقی احصاء شده با نظریه پروفسور مولانا در بحث اخلاق رسانه

در این پژوهش کلیه آیات قران کریم در مورد داستان قوم حضرت لوط علیه السلام استخراج و بر اساس تفاسیر، فضائل و رذائل اخلاقی ذکر شده در آیات استنباط گردید. از بیان مطالب مطروحه و به ویژه فصل سوم پایان نامه به راحتی قابل استنباط است که اسلام دارای مدل و الگوی اطلاع‎رسانی مخصوص به خود است. در اسلام هدف اطلاع‎رسانی همگام و هم راستا با هدف‎‎هایی خلقت که تقرب به ذات اقدس الهی است. هر گونه ارتباط و اطلاع‎رسانی در فرهنگ اسلامی، بایستی انسان را به این سرمنزل مقصود که تقرب الهی است نزدیک کند و گرنه الگوی اسلامی نداشته و از نظر دین مبین اسلام باطل است. 

در سراسر داستان قوم لوط، قرآن کریم ضمن تشریح نوع اتفاق و داستان حادث شده، به جنبه‎‎های آموزنده و اخلاقی این داستان تاکید و در جای جای این داستان که در بیش از ۱۳ قسمت (۸ سوره) پراکنده است، از انذار و تذکر فضایل و رذایل اخلاقی غفلت نشده است و همانگونه که در فصل چهار استخراج گردیده حدود ۱۸ رذیله و ۴۰ فضیلت اخلاقی به نوعی مورد تذکر قرآن کریم است. این در حالی است که در نوع اطلاع‎رسانی امروزی متاسفانه در داستان‎‎هایی مشابه، نه تنها به جنبه آموزنده داستان کمتر توجه می‌‎شود، بلکه بدآموزی‎‎هایی نیز در اثر ارائه چنین داستان‎‎هایی در جامعه رسوخ و شیوع می‌‎یابد. 

نگاهی گذرا به صفحات حوادث روزنامه‎‎های این زمان گویای این حقیقت تلخ است که عاملین اطلاع‎رسانی در عصر اخیر اغلب به جای تامین اهداف عالیه خلقت، در اطلاع‎رسانی خود صرفا به فکر منافع اقتصادی بوده و با نوعی بیان عامه پسند، نگاه اصلی آن‎‌ها متوجه گیشه و فروش محصول است تا نتیجه منطقی و معنوی. 

در حالی که عمیق شدن در داستان قرآنی قوم لوط، روش و شیوه‎ای غیرمتدوال در دوران اخیر را استنباط می‌‎نماید. 

فرضیه‎‎ اصلی این پژوهش عبارت بوده‌اند از: 

۱.الگوی اطلاع‎رسانی صحیح، اصول اخلاقی حاکم بر آن و بایسته‎‎‌ها و نبایسته‎‎های اطلاع‎رسانی از شیوه اطلاع‎رسانی قرآن قابل استنباط و استفاده است. 

اثبات فرضیه اصلی 

مروری بر این ۱۳ سوره مبارکه و قرائت داستان قوم لوط نشان دهنده چند نکته مهم است: 

قرآن کریم از هر فرصتی برای هدایت نوع بشر استفاده می‌‎نماید. حتی در جایی که به بیان یک فعل غیراخلاقی از سوی فردی اشاره می‌‎نماید در کنار آن و یا در آیات بعدی با اشاره به قبح آیه و اثرات نامطلوب آن برای فاعل آن عمل، تلاش دارد با انذار و بیم دادن انسان، گامی در جهت هدف نهایی خلقت بردارد. 

قرآن کریم انواع فضایل اخلاقی را ممذوج در داستان به بشر آموزش می‌‎دهد و در لابلای بیان حوادث تاریخی نکات لطیف و ظریفی را به خواننده منتقل کرده و پندآموزی می‌‎نماید. 

بیان قرآن کریم به هیچ وجه تحریک آمیز و شیوع دهنده فساد و فحشا نبوده و مواردی را که خوف بدآموزی دارد را سریع و گذرا عبور می‌‎نماید. که این با نوع اطلاع‎رسانی امروزی متاسفانه کاملا تفاوت دارد. 

قرآن کریم از تبشیر و تنذیر همزمان استفاده می‌‎نماید.‌‌ همان چیزی که در روان‌شناسی جدید به عنوان تشویق و تنبیه از آن یاد می‌‎گردد و علمای روان‌شناسی بر تشویق و تنبیه همزمان برای اثرگذاری جدی از آن یاد می‌‎نمایند. 

از مجموع ۴۰ فضیلت اخلاقی احصا شده در این آیات تعداد ۱۱ فضیلت در قالب اصل توحید و از مجموع ۱۸ رذیله اخلاقی احصاء شده نیز ۴ رذیله بر این اصل قابل انطباق است. 

۷ فضیلت اخلاقی و ۳ رذیله اخلاقی نیز بر اصل امر به معروف و نهی از منکر قابل انطباق است. 

۶ فضیلت اخلاقی و ۶ رذیله اخلاقی نیز در قالب اصل تقوی گنجانده می‌‎شود. 

در اصل امت نیز ۱۲ فضیلت اخلاقی و ۳ رذیله اخلاقی می‌‎گنجد. 

و نهایتاً در اصل امانت نیز ۴ فضیلت اخلاقی و ۲ رذیله اخلاقی به اثبات می‌‎رسد. 

به یقین نگاه ژرف‌تر و عمیق‌تر به آیات مربوطه تعداد رذایل و فضایل بیشتری را بدست خواهد داد، که البته برخی از این فضایل و رذایل مربوط به دو یا چند اصل هم می‌‎تواند باشد. 

سایر فرضیه‎‎های پژوهش

۱.از نظر قرآن کریم بین اطلاع‎رسانی و اشاعه فحشا تفاوت وجود دارد. 

۲.اطلاع‎رسانی در قرآن کریم با نوعی حیا و آزرم همراه است. 

۳.در اطلاع‎رسانی قرآنی بیشتر به زمینه‎‎‌ها و نیز تبعات و پیامدهای منفی فعل ضداخلاقی برای مرتکب فعل پرداخته می‌‎شود تا اصل فعل ضداخلاقی. 

۴.اشاعه فحشا در اطلاع‎رسانی قرآنی منتفی است. 

۵.کرامت وشان انسانی در اطلاع‎رسانی قرآن مورد توجه جدی است. 

۶.رعایت ادب و احترام در اطلاع‎رسانی قرآن مشهود است. 

مطالعه آیات قوم لوط، گویای این واقعیت است که هم می‌‎توان وقیحانه‌ترین و زشت‌ترین اعمال را اطلاع‎رسانی نمود و هم در عین حال نه تنها به اشاعه فحشا کمک ننمود، بلکه با نوعی آزرم و حیا فضایل و رذایل اخلاقی بی‌شماری را به خواننده تذکر داد. در آیات ۸۰ و ۸۱ اعراف با بیان صرفا (اتاتون الفاحشه و یا تاتون الرجال من دون النساء) این عمل وقیح را اشاره وار گذشته و هیچ گونه اشاعه فحشایی (فرضیه‎‎های ۳ و ۶) صورت نگرفته است. 

بیان قرآن کریم به گونه‎ای است که در هیچ یک از ۱۳سوره مطروحه، کمترین اشاعه فحشایی صورت نگرفته و مطالعه کننده این آیات نه تنها ترغیب به چنین فعل قبیحی نمی‌‎گردد، بلکه منزجر و بیزار از عمل این قوم شده و عبرت آموزی ویژه‎ای از نحوه بیان این آیات استنباط می‌‎شود. (فرضیه ۶) 

توجه به کرامت وشان انسان در سراسر آیات موج می‌‎زند و تلاش بر این بوده که با یادآوری کرامت وشان انسانی و جنبه خلیفه الهی بشر یا در لسان روان‌شناسان امروزی با شخصیت دادن به انسان، او را ورود در آلودگی‎‎‌ها و خفت و خواری ناشی از این آلودگی برهاند. در آیه ۷۸ سوره مبارکه هود ملاحظه می‌‎کنیم علیرغم ناراحتی و عصبانی شدید حضرت لوط از قوم خود تنها عبارتی که در سرزنش قوم خود می‌‎گوید این است که: أَلَيْسَ مِنكُمْ رَجُلٌ رَّشِيدٌ ﴿هود: ٧٨﴾ و به رغم مشکلات و مصائبی که این قوم برای حضرت ایجاد کردند از بیان هر گونه اظهار تند و غیرمودبانه خودداری می‌‎نماید. (فرضیه‎‎های ۷ و ۸) 

نحوه گفتگوی حضرت لوط با قوم خود، با فرشتگان الهی و نیز بیان حضرت ابراهیم با فرشتگان عذاب قوم لوط، الگوی خوبی از رعایت ادب و احترام حتی با مخالف و معاند است. در همه آیات چه آنجا که خداوند قوم لوط را خطاب قرار می‌‎دهد و چه در جایی که حضرت لوط (ع) قوم خطاکار خود را سرزنش کرده و مخاطب سخن خود و پروردگار می‌‎خواند همیشه ادب و احترام و توجه به کرامت و شخصیت نوع بشر آشکار است و این درسی است برای همه فعالین در عرصه اطلاع‎رسانی و نیز سخنوران و گویندگان که پا را از حریم ادب و احترام فرا‌تر نگذراند. (فرضیه‎‎های ۷ و ۸) 

در خصوص فرضیه ۵ نیز همانگونه که ملاحظه می‌‎گردد کمترین اشاره در کل ۱۳ سوره به بخش فعل ضداخلاقی قوم لوط بوده است و صرفا در یکی دو نقطه اشاره‎ای کوتاه و گذرا به اصل موضوع عمل قبیح این قوم اشاره شده و بیشتر به زمینه‎‎‌ها و تبعات این عمل زشت اشاره گردیده است. 

پیشنهاد‌های پایانی 

متاسفانه کمتر به داستان‎‎های قرآنی از جنبه اطلاع‎رسانی آن پرداخته شده است. 

در قرآن کریم داستان‎‎های متنوع و مختلفی وجود دارد که تمرکز محققین بر روی شیوه بیان این داستان‎‎‌ها می‌‎تواند دریچه جدیدی را بر روی محققین عرصه ارتباطات باز نماید. لذا پیشنهاد می‌‎گردد: 

۱.سوره‎‎های مبارکه یوسف و داستان‎‎های قوم حضرت موسی (ع)، داستان پیروان حضرت عیسی (ع)، داستان اصحاب کهف، داستان قوم صالح (ع)، داستان حضرت ابراهیم (ع) و... نیز از این منظر نگریسته شده و نکات اخلاقی آن استخراج و درقالب این مدل به جامعه رسانه‎ای ارائه شود. 

۲.نکته حائز اهمیت در این تحقیق تکرار فضیلت اخلاقی عدالت در سور و آیات متعدد است. به نظر می‌‎رسد کل آیات قرآن کریم از این منظر قابل مطالعه بوده و میزان تمرکز قرآن کریم بر این نکته اخلاقی قابل توجه بوده و نیاز به پیگیری‎‎های بعدی دارد. 

۳.۳. تکریم مهمان نیز از دیگر نکات مورد تاکید دراین آیات بوده است که به نظر می‌‎رسد در مباحث اخلاق اجتماعی قابل پژوهش بیشتر است. 

۴.در مجموعه آیات قرآن کریم به رذائل اخلاقی بیش از فضائل توجه شده است که علمای علم اخلاق دلیل آن را ضرورت، تهذیب و پاکی از رذائل قبل از کسب فضائل بیان می‌‎نمایند لکن در این آیات که به یک رذیله اخلاقی پرداخته شده است، تعداد ۴۰ فضیلت و ۱۸ رذیلت اخلاقی احصاء شده که به نظر می‌‎رسد در سایر سوری که به طور مشخص به یک رذیله اخلاقی می‌‎پردازد جهت برطرف کردن آثار منفی، قرآن کریم به فضائل بیشتر توجه نموده است که از این منظر موضوع قابل پژوهش می‌‎باشد. 

امید آنکه مورد توجه و استفاده جهادگران عرصه خبر، خبرنگاری و اطلاع رسانی و تبلیغ قرار گیرد.

بدون امتیاز