تنبیه بدنی کودک به خاطر بی‌نمازی؛ به کدامین دلیل؟

تنبیه بدنی کودک به خاطر بی‌نمازی؛ به کدامین دلیل؟

بار‌ها شنیده‌ایم که از زبان پیامبرـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ روایتی نقل می‌شود مبنی بر این‌که فرموده است: «کودکانتان را در هفت سالگی به نماز فرمان دهید، و در ده سالگی به خاطر بی‌نمازی ایشان را کتک بزنید»! 

به راستی این روایت تا چه اندازه درست است؟ 

الف. سند و متن حدیث با الفاظ، طرق و اعتبارش نزد حدیث‌شناسان: 

حَدَّثَنَا مُؤَمَّلُ بْنُ هِشَامٍ یَعْنِی الْیَشْکُرِیَّ، حَدَّثَنَا إِسْمَاعِیلُ، عَنْ سَوَّارٍ أَبِی حَمْزَةَ - قَالَ أَبُو دَاوُدَ: وَهُوَ سَوَّارُ بْنُ دَاوُدَ أَبُو حَمْزَةَ الْمُزَنِیُّ الصَّیْرَفِیُّ - عَنْ عَمْرِو بْنِ شُعَیْبٍ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ جَدِّهِ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: «مُرُوا أَوْلَادَکُمْ بِالصَّلَاةِ وَهُمْ أَبْنَاءُ سَبْعِ سِنِینَ، وَاضْرِبُوهُمْ عَلَیْهَا، وَهُمْ أَبْنَاءُ عَشْرٍ وَفَرِّقُوا بَیْنَهُمْ فِی الْمَضَاجِعِ». (سنن ابوداوود، حدیث۴۹۵). آلبانی آن را حسن و صحیح دانسته است. 

ترجمه‌ی روایت: (کودکانتان را در هفت سالگی به نماز فرمان دهید، و در ده سالگی به خاطر بی‌نمازی ایشان را کتک بزنید و می‌انشان در بستر خواب جدایی افکنید)! 

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِیسَى یَعْنِی ابْنَ الطَّبَّاعِ، حَدَّثَنَا إِبْرَاهِیمُ بْنُ سَعْدٍ، عَنْ عَبْدِالْمَلِکِ بْنِ الرَّبِیعِ بْنِ سَبْرَةَ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ جَدِّهِ، قَالَ: قَالَ النَّبِیُّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: «مُرُوا الصَّبِیَّ بِالصَّلَاةِ إِذَا بَلَغَ سَبْعَ سِنِینَ، وَإِذَا بَلَغَ عَشْرَ سِنِینَ فَاضْرِبُوهُ عَلَیْهَا». (ابوداوود، ح: ۴۹۴). آلبانی: صحیح ارنؤوط: صحیح

ترجمه‌ی روایت: (هرگاه کودک به هفت سالگی رسید، او را به نماز فرمان دهید و چون به ده سالگی رسید، به خاطرش او را بزنید). 

حَدَّثَنَا ابْنُ صَاعِدٍ، نا‌الْعَبَّاسُ بْنُ مُحَمَّدٍ، وثنا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ رُمَیْسٍ، ثنا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْمَلِکِ الدَّقِیقِیُّ، قَالَا: نا‌یَعْقُوبُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ سَعْدٍ، نا‌عَبْدُ الْمَلِکِ بْنُ الرَّبِیعِ بْنِ سَبْرَةَ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ جَدِّهِ، رَفَعَهُ إِلَى النَّبِیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «إِذَا بَلَغَ أَوْلَادُکُمْ سَبْعَ سِنِینَ فَفَرِّقُوا بَیْنَ فُرُشِهِمْ، فَإِذَا بَلَغُوا عَشْرَ سِنِینَ فَاضْرِبُوهُمْ عَلَى الصَّلَاةِ» (دارقطنی، ح: ۸۸۶). 

 (وقتی فرزندانتان هفت ساله شدند، بین بستر خوابشان جدایی اندازید، و هرگاه ده ساله شدند، ایشان را برای نماز بزنید). 

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مَخْلَدٍ، نا‌أَحْمَدُ بْنُ مَنْصُورٍ زَاجٌ، نا‌النَّضْرُ بْنُ شُمَیْلٍ، أنا أَبُو حَمْزَةَ الصَّیْرَفِیُّ وَهُوَ سَوَّارُ بْنُ دَاوُدَ، نا‌عَمْرُو بْنُ شُعَیْبٍ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ جَدِّهِ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: «مُرُوا صِبْیَانَکُمْ بِالصَّلَاةِ لِسَبْعٍ، وَاضْرِبُوهُمْ عَلَیْهَا لِعَشْرٍ، وَفَرِّقُوا بَیْنَهُمْ فِی الْمَضَاجِعِ» (دارقطنی، ح: ۸۸۷). 

 (در هفت سالگی کودکانتان را به نماز فرمان دهید، و در ده سالگی به خاطرش، ایشان را بزنید. می‌انشان در بستر خواب جدایی افکنید). 

آن‌گونه که مشاهده کردید، این روایات در کتاب‌های سنن ابوداوود و دارقطنی از طریق دو نفر به نام‌های عمرو بن شعیب بن محمد و عبدالملک بن ربیع بن سبره از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت شده است. و هر چند برخی محدثان همانند شیخ آلبانی و شیخ شعیب ارنؤوط آن‌ها را صحیح دانسته‌اند، ولی ببینیم این راویان در کتب رجالی چگونه جرح و تعدیل شده‌اند؟ 

 اعتبار راویان: 

۱. عبدالملک بن ربیع بن سبره: 

ذهبی در میزان الاعتدال گفته: ان شاءالله صدوق است. (۲/۶۵۴) وی هم‌چنین او را در کتاب «دیوان الضعفاء والمتروکین» ذکر کرده است. 

یحیی بن معین گفته: ضعیف است. وقتی از ابن معین درباره‌ی روایات عبدالملک از طریق پدرش پرسیده شد، گفت: همگی ضعیف‌اند. (میزان الاعتدال، ذهبی، ۲/۶۵۵). 

ابن قطان در «الوهم والإیهام» (۴/ ۱۳۸) گفته: شاید حدیثش حسن باشد. نیز گفته است: حتی اگر مسلم احادیثش را آورده باشد، قابل احتجاج نیست. (میزان الاعتدال، ذهبی، ۲/۶۵۵). 

ابن حبان او را بسیار منکرالحدیث نامیده است. ابن الجوزی در «الضعفاء» ذکرش کرده است. (تهذیب الکمال فی أسماء الرجال، مزی، ۱/۳۰۵ و ۳۰۶). 

۲. عمرو بن شعیب بن محمد بن عبدالله بن عمرو بن العاص السهمی از تابعین کوچک است که درباره‌ی شخصیت‌اش اختلاف است. بیشتر او را از نظر شخصی «صدوق» می‌نامند. هر چند احادیثش را از طریق غیر پدر و جدش قوی دانسته‌اند. ابن معین گفته: هرگاه عمرو از پدرش و از جدش سخنی گوید، حدیث نیست، بلکه کتاب و نوشته‌ای است. (طبقات المدلسین، ابن حجر، ۱/۳۵). 

ابوداوود: حجت نیست. ابن حجر: صدوق است. (رواة التهذیبین، ۵۰۵۰). 

شعیب بن محمد: ابن حجر: صدوق است. ذهبی: صدوق است. (ه‌مان، ۲۸۰۶). 

در نتیجه: هر دو راوی با این توصیفات قابل اعتماد نیستند، و در چنین موضوعی نمی‌توان روایاتشان را معتبر دانست. 

اما ببینیم فرمان خانواده به نماز در قرآن چگونه مطرح شده است: 

ب. آیات مربوط به این روایات: 

 «وَأْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْهَا لَا نَسْأَلُکَ رِزْقًا نَحْنُ نَرْزُقُکَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى». طه/۱۳۲

 (خانواده‌ات را به نماز فرمان بده و بر آن شکیبایی کن، از تو رزقی را نمی‌پرسیم؛ ما تو را روزی می‌دهیم. و پایان از آن پارسایی است). 

 «یَابُنَیَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَکَ إِنَّ ذَلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ». لقمان/۱۷

 (پسر جان، نماز را برپای دار و به پسندیده فرمان بده و از ناپسند باز دار و بر آن‌چه به تو رسیده است، شکیبایی کن. به یقین این نشانه‌ی استواری کارهاست). 

 «وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِسْمَاعِیلَ إِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَکَانَ رَسُولًا نَبِیًّا. وَکَانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّکَاةِ وَکَانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا». مریم/۵۴ و ۵۵

 (در کتاب، اسماعیل را به یاد آور، به یقین او راست‌وعده و رسول و نبی بود. خاندانش را به نماز و زکات فرمان می‌داد و نزد خدایش بسی خشنود بود). 

 «وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِینَ». بقره/۴۵

 (با صبر و نماز یاری بجویید و آن جز بر فروتنان بسی بزرگ است). 

ج. بررسی و تطبیق با آیات: 

آن‌چه در این آیات بر آن صحه گذاشته شده، فرمان دادن به خانواده جهت برگزاری نماز است و هیچ اشاره‌ای به کتک‌کاری آنان در صورت عدم اقامه‌ی نماز نشده است. در عین حال که فرمان دادن به خانواده بسی فرا‌تر از فرمان دادن به کودکان است و معنای آن گسترش بیشتری دارد و غیر کودکان را نیز دربرمی‌گیرد. به راستی چرا کودکی که هنوز به سن بلوغ نرسیده است، باید در برابر امری که بر او واجب نشده، کتک بخورد؟ 

البته با توجه به اشکالاتی که برخی از محدثان به راویان این احادیث گرفته‌اند، روشن است که این روایات قابل احتجاج نیست و ناسازگاری آن با آیات بر همگان مشخص می‌باشد. 

جالب است در اکثر این آیات در کنار امر به نماز، به رعایت صبر نیز فرمان داده شده است. یعنی باید در این راستا آستانه‌ی بردباری، تحمل و مدارا را بالا برد و دست به خشونت نزد. 

منابع: 

۱.قرآن کریم. 

۲.ذهبی، أبوعبدالله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَایْماز (متوفای۷۴۸هـ)، دیوان الضعفاء والمتروکین، نقل از مکتبه‌ی شامله. 

۳.ذهبی، همان، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، چ۱، تحقیق: علی محمد البجاوی، دارالمعرفة للطباعة والنشر، بیروت، ۱۹۶۳م، ۴جلد. 

۴.سجستانی، ابوداوود سلیمان بن اشعث ازدی (متوفای۲۷۵هـ)، السنن، تحقیق: محمد بن محیی الدین عبدالحمید، المکتبة العصریة، بیروت، ۴جلد. 

۵.مزی، ابوالحجاج یوسف بن عبد الرحمن قضاعی کلبی (متوفای۷۴۲هـ)، تهذیب الکمال فی أسماء الرجال، چ۱، تحقیق: بشار عواد معروف، مؤسسة الرسالة، بیروت، ۱۹۸۰م، ۳۵جلد.

بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
ناصر (مهمان)
1393/12/23

با سلام خدمت برادر بزرگوار بسیار مطلب زیبایی را اشاره فرمودید از شما تشکر و سپساگزاری می کنم. متاسفانه کسانی هستند که اطاعت مطلق از احادیث را سرلوحه کار خود قرار داده و بدون اینکه در زمینه قوی یا ضعیف بودن حدیث بررسی و تحقیق بکنند بدان عمل کرده و موجبات رنجش خود و اطرافیانشان را فراهم کی نمایند. باز هم از شما تشکر می ککنم.

2
خیرخواه (مهمان)
1393/12/23

ما گاهی با مسایل برخورد دوگانه داریم؛ به عنوان مثال اگر پسرمان درس نخواند و رفوذه شود حتما برای تنبیه او به کتک متوسل می شویم در حالی که درباره نماز می خواهیم به او آزادی عمل و تصمیم بدهیم! درست است که کودک در آن سن اهمیت نماز را نمی فهمد اما مگر اهمیت درس را می فهمد؟ پس چرا درس را به زور ازش می خواهیم نماز را نه؟ در اینجا به فرض صحت حدیث، پیامبر اسلام آخرین راه حل را کتک کاری قرار داده است و فرض بر این نیست که همه کودکان باید با زور کتک نمازگزار شوند. گاهی ما برای این که ژست متمدنی به خود بگیریم دوست داریم مسایلی را که به مذاق دیگران خوش نمی آید به نوعی تأویل و تفسیر کنیم. مگر در قرآن به صراحت نیامده که مردم حق دارد در موارد زنش را تنبیه کند؟(کتک بزند) آیا هر مردی به هر بهانه ای باید از این مجوز استفاده کند و به جان زن بیچاره بیفتد؟ [بگذریم که عده ای از مفسران گفته اند منظور از نشوز در آیه روی گرداندن زن از هم خوابگی با مرد است و تنها در این حالت حق تنبیه بدنی محرز است]. مسأله اینجاست که مرد مؤمن حدودش را می داند چرا پیامبر اسلام حتی کشیده ای به یکی از زنان و خادمان و غیره نزده است؟ اگر این حدیث صحیح نباشد به نظر راه حل خوبی می آید یعنی به عنوان آخرین حربه یک پدر مؤمن که نگران آینده و آخرت فرزندش است. اگر از بسیاری از نمازگزاران سؤال کنید که چه چیزی باعث شده است نماز بخوانند حتما یکی از دلایل مهم این امر را سختگیری و تأکید پدر یا مادر ذکر خواهند کرد...

3
بدون‌نام (مهمان)
1393/12/27

پای چوبین سخت بی تمکین بود!

اندر حکایت تنبیه کودک بی نماز

عبدالظاهر سلطانی

چندی پیش مطلبی از این جانب در سایت اصلاح وب درج شد که با استدلال به آیات و روایاتی، حدیث تنبیه کودک را به خاطر بی نمازی صحیح ندانستم.
در پی آن عده ای از دوستان و علاقه مندان به امور دینی، انتقاداتی را وارد دانسته و با تعابیر مختلف، دیدگاه بنده را مردود شمردند. در این باره توضیحاتی ارائه می گردد:

یک. سپاسگزارم از کلیه کسانی که نسبت به دفاع از دین و ساحت رسول الله - صلی الله علیه و سلم - حساسیت به خرج داده و کوشیدند از دین خدا دفاع نمایند.
ان شاءالله خالصانه بوده و مأجور باشند.

دو. ادبیات دینی به ما می آموزد که اگر با کسی اختلاف نظر داریم، با مدارا و تسامح و رعایت ادب و احترام و با پرهیز از الفاظ تند و خشن، همدیگر را نصیحت و ارشاد نماییم.

سه. یکی از آداب گفت وگو و نقد، خواندن کامل مطلب طرف مقابل و یا گوش دادن به اوست.

چهار. برخی مرا به ضعف منهج و یا دوری از روش علمی متهم کرده و نوشتند به همه طرق روایت توجه نکردم و یا با زرنگی و ترفند سخنان را قیچی و یا ناقص نقل نموده ام.

پنج. جالب است برخی از منتقدان که حدیث مذکور را با چهار روایت و بیش از ده طریق نقل کردند، خود به ضعف یا مجهول یا مرسل بودن دو روایتش اعتراف کرده اند. و فقط همان د. روایت عمرو بن شعیب و عبدالملک بن ربیع را به دلیل کثرت طرق صحیح دانسته اند.
و گمان برده اند که کثرت طرق باعث تقویت روایت می شود.

شش. من به علت ضعف طرق و روایات متعدد این حدیث در کتب درجه چندم حدیث، فقط به دو روایت عمرو بن شعیب و عبدالملک بن ربیع اکتفا کردم که برخی محدثان آنها را صحیح دانسته اند. چون در روایات و طرق دیگرش اختلافاتی در باب ضعف و ارسالش وجود دارد.

هفت. اگر مطلب با دقت مطالعه می شد، در آن تصریح کرده ام که پیرامون شخصیت عمرو بن شعیب و عبدالملک بن ربیع اختلاف است و حتی برخی ایشان را موثق و مورد اطمینان دانسته اند. ولی علمایی مثل ابن حجر، ذهبی، ابن جوزی، ابن معین و... آنان را تجریح کرده اند.
حدیث شناسان همواره گفته اند که اگر یک راوی از طرف کسی مورد تعدیل قرار گیرد و از سوی محدثی دیگر جرح شود، باید به تجریح توجه نمود.
همانطور که در عالم واقع و امور تجاری، ازدواج و... خودمان نیز چنین می کنیم و سخن تجریح کننده را مورد توجه قرار می دهیم.

هشت. وقتی حدیث صحیح نباشد، چه نیاز به توجیهاتی است که برخی در حکمت و فواید کتک کاری و آثارش ذکر کرده اند.

نه. جالب است برخی دوستان به اختلاف نظر علما پیرامون صحت و سقم حدیث از دیرباز اشاره کرده اند، آیا من حق ندارم برخی از اقوال را ترجیح دهم و مقلد شیخ آلبانی و دیگران نباشم و حدیث را مثل ایشان صحیح ندانم؟!

ده. از هر طریق و کانالی برویم، سرانجام صحیح ترین روایات و طرق این حدیث به عمرو بن شعیب و عبدالملک پبن ربیع می رسد، که پایه همه روایات - به اصطلاح- صحیحش هستند، و این پایه، چوبین و سخت بی تمکین است.

یازده. اگر شما معتقدید حدیث صحیح است و کودک با تنبیه بدنی نمازگزار می شود، این گوی و این میدان، بزنید کودکانتان را ... تا ببینید نتایجش را در عصر ارتباطات!

4
عباس مهدوی (مهمان)
1393/12/28

نه کسی با کتک درس‌خوان شده نه کسی به کتک نمازخوان می‌شود! راه تربیت صیحیح صبر توأم با رفتار صیحیح و توجیه قانع کننده است. وقتی پدر کتابخوان نیست چطور بچه کتابخوان شود؟ وقتی به سؤال کودک پاسخ صحیح داده نشود چطور قانع شود؟ وقتی در فهرست تخلفات رانندگان بین‌شهری ناجا نماز در رتبه‌ي ششم قرار دارد! چه باید کرد؟ مادری که حداکثر علت حجابش عادت است و عرف چطور خواهد توانست دخترش را محجبه کند؟ به ویژه در عصر حاضر که مردم نسل به نسل عقل‌گراتر و منطقی‌تر می‌شوند و دیگر امر و نهی بدون تعقل و نفکر و منطق برایشان کارکرد ندارد.

5
بدون‌نام (مهمان)
1394/01/03

سلام.برادر گرامی شما چرا بحث نماز و ایمان و ...را به درس خواندن ارتباط می دهید.اینو همیشه بدونید که زور یزرگترین افت ایمان است .هیچ عقل سلیمی این حرف و تایید نمیکنه که اگه بچه ها نماز نخوندن باید تنبیه بشن حتی اگه اخرین راه حل باشه.ذ ما باید اول توحید نظری رو به بچه هایمون اموزش بدیم و خدا رو اونجوری که شایسته ی خود خداهست بشناسن،خودشون اون موقع میدونن باید نماز و بخاطر عشق بخدا بخونن نه بخاطر اینکه پدرشون کتکشون می زنه.

6
منذر (مهمان)
1393/12/25

السلام علیکم و رحمة الله.
راست گفته است آنکه فرموده: رحم الله من عرف قدر نفسه. براستي جای بسیار تعجب و أسف است که امروزه هر موضوع و مطلبی ، اگر کسی بخواهد از آن در اجتماع صحبتي بکند. بايستي در آن موضوع تخصص کامل یا حداقل کافي داشته باشد، جز موضوع دين، که هر کس و ناکسي از آن بحث میکند و تراشه های افکار و ذهنياتش را بدون ترس از هيج محتسبي به فضای جامعه و اجتماع سرازير میکند. و در ضمن گفته هايش ادعاهايي وجود دارد که حتی بزرگان دين همچون شافعي و مالک و احمد و ابو حنيفه و... هم این ادعاها را نکرده اند. کساني که در زمان انهزام فکری و اجتماعي و حکومي مسلمانان، و بر اساس سنت تأثير پذيري از سلطه و قدرت کساني که بر جامعه حاکمند، روز به روز به پاره کردن و قطع کردن مبادئ و ثوابت شرع الله، به عناوين مختلف ميپردازند ...
این برادری هم که این مطلب را نوشته است، متاسفانه از اين ماجرا مستثنی نیست!
اولا: ایشان با عدم احترام به اقوال و احکام متخصصين علم حدیث ، و خود را به عنوان متخصص حديث جا دادن، آمده و حکم به عدم مقبوليت حديث داده، در حالي که ائمه ی حديث همچون: ابوداود و الترمذي و الدارقطني و الحاکم و البيهقي و النووي و ابن ملقن و الاباني و الأرنؤوط و غيره در کتابهايشان حکم به صحیح یا حسن ( و در کل مقبول بودن) این حديث داده اند. و الحمدلله حديث هم از لحاظ روايت و هم از لحاظ درايت هيج مشکلی ندارد. و اینکه آقای سلطاني نقل نموده که بعضی از علمای جرح و تعديل ، راوی این حدیث را جرح نموده اند. بایستی گفت که: اولا: محدثینی که حکم به صحت یا حسن این حدیث داده اند از شما آقای سلطانی بهتر از این اقوال آگاه بوده اند، اما با توجه به قواعد علم حدیث و جمع جمیع اقوال علماء راجع به راویان این حدیث و جمع جميع طرق و شواهد و متابعات حدیث، به این حکم رسیده اند، و آنها هم اهل تخصص این موضوعند، و بهتر از ما و شما بر این امور آگاهند. ثانیاً: واقعا جای تأسف دارد که کسانی امثال آقای سلطانی بسیاری از مطالب را بر اینگونه سایتها درج میکنند، که محتوی بسیاری از مسایل اشتباه است، اما از آنجا که اکثر مخاطبين ، افرادی غیر متخصص در علوم شرعی هستند، با اعتمادشان به سایتی که این مطالب را درج نموده، این اشتباهات را به عنوان امور صحيح تلقي میکنند، و معمولاً افراد کمی پیدا میشوند که آنقدر وقت داشته باشند که بتوانند بر تمامی این موضوعات نقد نمایند و جواب اشتباهات را بدهند.
نکته ی دیگر اینکه، ادعای تعارض این حدیث با قرآن کریم، و در کل رد احادیث صحيح پیامبر صلی الله علیه وسلم به ادعای تعارض با قرآن، متاسفانه امروزه هر کسی از راه میرسد بدون ورع و خوف ، و بدون اشراف کامل بر کتاب وسنت( اشرافی همچون اشراف امامان امت و علمای بزرگ دین) ، ادعا دارد که فلان حدیث با قرآن نمیخواند و..../ برادران ارجمند: رحم الله من عرف قدر نفسه! آخر شما را چه شده است!؟ شما که ادعا داريد قرآن فقط به نماز امر نموده و ( فرمان دادن به خانواده جهت برگزاری نماز است و هیچ اشاره‌ای به کتک‌کاری آنان در صورت عدم اقامه‌ی نماز نشده است. )، اولاً: آیا آیات و احادِیث کثير و اجماع امت در مورد تارک صلاة و مجازات او را چکار میکنِد( فإن تابوا و اقاموا الصلاة و ءاتوا الزکاة فخلوا سبیلهم) و... / اگر بر ما ریشخند زده و میگویید: اینها راجع به اهل تکلیف است، و بچه که مکلف نیست!؟ میگوییم: بله میدانیم. اما آیا اگر بچه، یک امر منکری را انجام داد و با نهی کردنش، آن را ترک ننمود، آیا تنبیه کردنش( و واضح است که تنبیه بچه چه حدی دارد) جایز است؟ اگر بچه ای که عقل درک نصیحت را ندارد، دستش را به سوی آتش برد تا بسوزد یا وسیله ای را خواست بشکند یا ...و هر چه او را با زبان خوش میگویی گوش ندهد، آیا اگر او را تهدید کردی (تهديدی در ظاهر نه حقيقي)یا کشیده ای بچه گانه به او زدی، این امر خلاف عقل و فطرت و دین و غریزه و... است؟! خوب ترک نماز یا امر به خواندنش هم همینگونه است برادران! سبحان الله! مسلمانان شما را چه شده است!؟ تا کی !؟ تا کی!؟ سبحان الله!؟ اللهم ابعث فی الامة المصلحين و اجعلنا منهم، آمين.

7
بدون‌نام
1394/01/03

كتك زدن بچه ها براي نماز خوان كردن آن ها از چه زماني جزء ثوابت و مبادي شرع الله بوده است؟!

8
بدون‌نام (مهمان)
1394/01/03

در قرن بيست و يكم بدنبال محتسب گشتن براي اين كه كسي نتواند و جرات نكند افكارش را بيان كند هم از تحفه هاي خشونت گرايي ديني است!

9
بدون‌نام (مهمان)
1394/01/03

آيا ائمه دين همه چيز را گفته اند؟ پس چه نيازي به اين همه پژوهش و تحقيق در عرصه دين؟ به يكباره بياييم و به آن چه آنان گفته اند اكتفا كنيم!به نظر مي رسد مسلمانان دچار انحراف بزرگي شده اند كه به آثار و گفته هاي ائمه اربعه اكتفا ننموده اند و حتي گاهي به مخالفت با آراء آن ها پرداخته و نظرات جديدي ابراز داشته اند !
به نظر ميرسد آن چه موجبات عقب ماندگي ماست همين تقليد ماست.وگرنه عصر ائمه ، عصر اختلافات فكري و ابراز نظر بدون ترس از هيچ محتسبي بوده است.

10
جواد از سرخس (مهمان)
1393/12/25

با تشكر از برادر سلطاني
در مورد نظر ابراز شده از جانب برادر خيرخواه گرامي بايد عرض كنم كه عدم كتك كاري بچه ، ژست متمدنانه نيست بلكه يك حقيقت روانشناسانه و تربيتي است.كتك كاري و وادار كردن فرزند با زور، براي انجام عمل عبادي ، اگرچه به صورت خيرخواهانه صورت مي پذيرد اما نتيجه مطلوب را در بر ندارد.و چه بسا موجب تنفر فرزند از عمل مورد نظر شود.اين كه ما براي درس خواندن بچه ها را وادار مي كنيم و ممكن است متوسل به زور شويم به خودي خود عمل صحيحي نيست كه بتوان با استناد به آن و با قياس بر آن ، به مشروعيت وادار كردن فرزندان به عبادت كردن استناد جست.
روش هاي تشويقي بسيار بهتر ما را به اهداف مان خواهند رساند.هدف از تنبيه ، در واقع آگاه سازي است و تنبيه و تنبه به معني آگاه نمودن فرد به عواقب كارهايي است كه انجام مي دهد يا از انجام آن ها سر باز مي زند و البته هنگامي كه سخن از تنبيه به ميان مي آيد صرفا تنبيه بدني و كتك زدن به ذهن ما متبادر مي شود در حالي كه كتك كاري مي تواند به لجاجت انجاميده و نتيجه معكوس دهد.لذا بهتر است كه از روش هاي مثبت تنبيه يا همان تشويق استفاده كنيم.
امروزه با پيشرفتهايي كه در زمينه ي علوم تربيتي و روانشناسي رخ داده است ، استفاده از تنبيه بدني تنها نتيجه ي ناتواني و نا آگاهي فرد مربي است.تنبيه بدني اگرچه ممكن است پاسخي زودهنگام را درپي داشته باشد اما نتيجه ي آن مثبت ارزيابي نمي شود و مي تواند به ايجاد تنفر از موضوعي بينجامد كه فرد به خاطر آن مورد تنبيه واقع مي شود.

11
مهدی (مهمان)
1393/12/27

سلام علیکم برادران عزیزم اینجانب انتظاری دیگری از شما داشتم ولی رویکردم در قبال شما با خواندن این مطلب تغییر کرد .
مقاله شما از چند جهت عاری از اعتبار است ، نماز اولین رکن اسلام است و اهمیتش تا جایی است که رسول خدا نماز را تفاوت بین کفر و اسلام ذکر فرمودند و در قرآن کریم فلاح و خسران انسان ها در نماز وبی نمازی ذکر شده است ، و شما با این مطلب با بی اهمیت جلوه دادان این فریضه اهم الهی عملا از جایگاه آن در بین مسلمانان می کاهید !
فراموش نکنیم که در این برهه از زمان کودکان مسلمان بسیار اندک هستند که به نماز تشویق می شوند چه برسد به تنبیه بدنی هر چند همین کودکان درامور تحصیل تنبیه بدنی می شوند و حرکت بسوی بی نمازی گسترده است و متاسفانه سرنوشت تلخ برای مسلمانان در نقاط مختلف جهان نتیجه بی نمازی است ، لذا دوستان اگر شما در تمام زمینه ها توانستید ملتی را بسازید و اما نتوانستید که آنهارا نمازی کنید شما شکست خوردید و مسئول نزد خداوند خواهید بود . اوصیکم بتقوالله تعالی
سعی کنید مطالبی بیان کنید که جای آن خالی و مفید برای جامعه است نه مطالبی که در مسیر معصیت الهی است .
وفقناالله و ایاکم لکل خیر

12
مسلم (مهمان)
1394/01/08

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
برادران عزیزم من هم یکی از شما هستم و از علمای ایران استفاده زیادی می برم. اما واقعا با دیدن چنین برخوردی و ابراز دیدگاهی درمورد حدیث صحیح پیامبر صلوات الله علیه و سلامه شگفت شده شدم.
برادر سلطانی اولا: این حدیث از طرف صحابه و تابعین و تابع تابعین یعنی خیر القرون مورد تاکید قرار گرفته است
دوما: علما و محدثین اسلام در طول این چهارده قرن در کتابها و تألیفات خود این حدیث را در صنف اخادیث صحیح آورده اند
سوما: کسانی همانند امام ابوداود و شیخ البانی و دیگران که مرتبه ی علمی آنها بر کسی پوشیده نیست بر آن مهر تایید زده اند
چهارما: از میان علمای معاصر علمایی ربانی و عالم به معنای کلمه آنرا در کتابهای خود ذکر کرده اند همانند: محمد قطب در کتاب منهج التربیة الاسلامیة، شیخ سید ابوالحسن ندوی در کتاب کیف نربی اولادنا، شیخ ابوبصیر طرطوسی در کتاب حقوق و واجبات و...
پنجما: از برادران جماعت خواهش می کنم به چنین افرادی که ذره ای علم و تقوای خدا در وجودشان نیست در سایت خود استفاده نگنند

اقای سلطانی به غیبیات ثابت شده از پیامبر ایمان بیاور که بی باوری به این احادیث صحیح عواقب خطرناکی در دنیاو آخرت دارد
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
مسلم از سرپل ذهاب

13
خیرخواه (مهمان)
1394/01/02

من متخصص در زمینه علوم حدیث نیستم و در این کامنت ها با توجه به اختلاف نظر درباره صحت و سقم حدیث یاد شده به این نتیجه رسیدم که فعلا این حدیث را قبول داشته باشم اما به قول یکی از دوستان با توجه به اهمیت نماز و مجازات هایی که درباره تارک الصلاة آمده است یقینا اگر پسر من پس از نصیحت و تشویق و تنبیه نماز نخواند او را کتک خواهم زد تا نماز بخواند. اگر فرزندم نماز نخواند برای من هیچ ارزشی ندارد و درباره درس خواندن و نخواندش هم هیچ احساسی ندارم. علم روان شناسی که نمی تواند فطرت و سرشت انسانها را تغییر دهد یعنی با وجود این همه پیشرفت در علم روان شناسی امروزه کودکان و جوانان ما با ادب ترند؟ منظم ترند؟ شجاع ترند؟ زیرک ترند؟ و...؟ من که گمان نمی کنم!!! این است که گاهی صحبت از روانشناسی و علوم تربیتی حالم را به هم می زند.

14
بدون‌نام (مهمان)
1394/01/10

برادرم
علم روانشناسي بنا نيست فرزندان ما را تغيير دهد ، ماييم كه فرزندانمان را تغيير مي دهيم و بر رفتار و گفتارشان تاثير مي گذاريم.روانشناسي و ديگر علوم تنها علم هستند .ما به عنوان استفاده كننده از آن ها ثمرات آن ها را تعيين مي كنيم.بله اگر ما از آن ها درست استفاده نكنيم نتايج مثبتي نخواهيم گرفت همچنان كه اگر قرآن و سنت را بدفهميديم يا به آن ها درست عمل نكرديم نتيجه ي مثبتي نخواهيم گرفت.

15
جواد (مهمان)
1394/01/03

گمان نمي كنم نتيجه سخن آقاي سلطاني، كه كتك زدن بچه را براي نماز جايز نمي داند ، امر به بي نمازي باشد و يا نمازخوان كردن كودكان را نفي كرده باشد.مقاله تنها روش نمازخوان كردن كودكان را از راه كتك زدن نفي مي كند.
نكته دوم برادر منذر گرامي ! اگر پيامبر هم اينگونه پيامش را به ديگران ابلاغ مينمود و به انذار مي پرداخت ، هيچگاه امتي بر گرداگردش جمع نمي شدند.ترور شخصيت كردن با نقد كردن بسيار متفاوت است و متاسفانه آن چه در نوشته شما بيش از اصل پيامتان جلب توجه مي كند حمله به شخصيت نويسنده ي مقاله است.
نمي دانم اگر كسي در حوزه هاي ديني درس بخواند و همچنين در دانشگاه در حوزه ي دين مدرك دكترا بگيرد چنان چه حق ابراز نظر در حوزه دين را نداشته باشد پس چه كسي از نظر شما متخصص بوده و حق ابراز نظر دارد؟آيا فقط كساني كه با ما هم راي باشند و يا ما از نظراتشان خوشمان بيبيد متخصص شمرده شده و حق ابراز نظر دارند؟
اگر با نظري موافق نيستيد ، مي توانيد بدون ترور شخصيت ، نظر طرف مقابل را نقد كنيد و نظري را كه به نظرتان صحيح است ابراز دلريد و آن را در منظر اهل نظر قرار دهيد و هيچ نيازي به توهين به شخصيت ديگران نيز نيست.البته جناب سلطاني خود در قسمتي از نظرات پاسخ گوي برخي دوستان بوده اند.
در حقيقت كساني كه در كودكي با كتك به سمت دين رهنمون مي شوند ، خود به انسان هايي عبوس و سخت گير تبديل مي شوند و راه ديندار كردن مردم را هم در خشونت مي بينند.ما در عمل به آن ها نشان مي دهيم كه بايد براي راهبري ديگران به خير از خشونت استفاده نماييم.نتيجه آ مي شود داعش و القاعده.
روش دعوت ديگران به خير بسيار مهم است.بويژه در مورد كودكان كه تجارب دوران كودكي تاثيرات عميقي در روحيات و شخصيت آينده ي آنان خواهد داشت.حك نمودن خشونت ديني در لوح ضمير كودك ، به نظر نمي رسد كه تجربه اي خوشايند براي امروز و فرداي كودكانمان باشد.در حقيقت ما با اين شيوه در عمل به كودكمان مي آموزيم كه هرگاه با چنين اموري مواجه مي شود از خشونت استفاده كند.
متاسفانه در چنين مواردي اگر سخن از علوم روز هم زده شود و از اين علوم كه كمك شاياني به زندگي آدميان در قرون معاصر نموده اند شواهدي آورده شود ، عده اي از ما را صبرو طاقت نمي ماند و فرياد وا اسلاما برخواهد خواست كه با وجود داشتن كتاب و سنت چه نيازي به علم و علوم جديد؟!

16
بدون‌نام (مهمان)
1394/01/05

جای تعجب است که شماها افراد عقلگرا چنین احادیثی را قبول ندارید. آیا نمی دانید که یکی از ویژگی های مومن واقعی ایمان به هر چیزی است که از پیامبر اکرم ثابت شده باشد چون این امر هم شامل ایمان به غیبیات می شود و هم یکی از ارکان ایمان یعنی محمد رسول الله به حساب می آید. چنانچه پیامبر می فرماید: لا یؤمن أحدکم حتی یکون تبعا لما جئت به)
البته شماها در اصل عقیده ی اسلامی دچار انحراف شده اید. چون نه شروط لا اله الا الله را می شناسید و نه تلاش می کنید بشناسید. سید قطب و حسن البنا کجا و شماها کجا!!!
واقعا متأسفم برای کسانی که به دعوت شما دلخوش کرده اند
چنین احادیثی را غیر شما از زمان صحابه تا امروز اجماع علمای اسلامی و ربانی بر آن مهر تایید زده اند أما شما؟؟؟!!
خداوند شما را به راه راست بیاورد ای عقلگرایان البته من معتقدم که بیشتر به سکولارها شباهت دارید تا مسلمانها؟؟؟!

17
بدون‌نام (مهمان)
1394/01/10

شما هم سعي كنيد شرط امانت داري را بجاي آوريد و از عقل خدادادي استفاده ننماييد و آن را آكبند در روز قيامت به پروردگار تحويل دهيد.
برادر!
خدا عقل را براي استفاده كردن داده است چرا كسي را كه از آن استفاده مي نمايد نكوهش مي كنيد.مثلا برچسب عقل گرا بايد معني منفي بدهد؟ چرا عقل گرايي بد است؟
ما مسلمانان چه واقعي و چه غير واقعي! يكي از دلايل ضعف و سستي مان و توسري خوردنمان اين است كه عقلمان را به تعطيلات فرستاده ايم.تقليد بلاي جانمان شده است و به نام ايمان عقل را تعطيل كرده ايم.مگر خداوند مي فرمايد براي اينكه ايمان بياوريد بايد عقلهايتان را تعطيل كنيد؟!
متاسفانه نام اين تقليد را هم گذاشته ايم غيرت ايماني! و هرجا كه بنيادهاي تقليدمان به لرزه مي افتد و كساني مي خواهند ما را از خواب تقليد بيدار كنند و به تفكر وادارند با چماق ايمان و غيرت ديني به سراغشان مي رويم و از آن ها مي خواهيم تا مانند ما بينديشند و خواب ما را آشفته نسازند.
صحبت اصلي مقاله به نظر ميرسد در مورد همين است كه اين حديث را اثبات شده نمي داند و آن را از پيامبر ثابت شده نمي داند و لذا ايمان به آن را به عنوان ايمان به غيبيات محل ترديد مي داند.گمان نمي كنم ما مسلمانان معني ايمان را هم درست فهميده باشيم.زيرا هر امر ريز و درشتي را داخل در ايمان مي نماييم .درست است كه باور داشتن به سخنان پيامبر جزء ايمان است اما گمان نمي كنم تاكنون علماي اسلام باور به كتك زدن بچه ها را جزء ايمان معرفي كرده باشند!
براي پذيرش سخني و ايمان بدان قبل از هرچيز بايد ثابت شود كه آن سخن از پيامبر صادر شده است.مقاله ميخواهد بيان كند كه در صدور اين سخن از پيامبر شك وجود دارد.هرچند كه با فرض صدور سخن بازهم در همه جا علما به صرف ظاهر احاديث ثابت شده از پيامبر حكم صادر نمي كرده اند و متاسفانه گروههايي همچون ظاهريه و گروهي از اهل حديث تنها به ظاهر احاديث اكتفا مي نموده اند و بر مبناي ظاهر آنان حكم صادر مي نموده اند و يكي از فتنه هايي كه امت اسلامي ،حتي در زمان حال به شكلي شديدتر، بدان دچار بوده و هست همين ظاهرگرايي در احاديث بوده است كه سبب گرديده عده اي بنام پيروي از سلف و با اتكا به ظواهر آيات و احاديث و بدون توجه به فقه آيات و فقه احاديث دست به فتوا زده و پديده هايي همچون تكفير و خشونت را در جوامع اسلامي دامن زنند.
در عين حال اين يك اختلاف نظر است كه درباب اين حديث و مدلول آن وجود دارد.و لازم نيست حتما بحث را به حوزه ي ايمان و بي ايماني و يا عقل گرايي و بي عقل گرايي كشاند تا تكليف آن را روشن ساخت.و اين گونه نيز نبوده است كه هركس در صحت حديثي شك نمود بتوان به سرعت چماق بي ايماني را علم كرد.آن چه ما امروز به عنوان مجموعه احاديث صحيح در اختيار داريم مورد اختلاف خود علما در اعصار گذشته بوده است.اما امروزه ما به عنوان احاديثي صددرصد صحيح به آن ها نگاه مي كنيم گويا هيچ گاه اختلافي در پذيرش صحت آن ها نبوده است.
از طرفي يكي از بلاهاي نازله بر ما مسلمين همين بوده و هست كه گمان كرده ايم پيشينيان هرچه بايد را گفته اند و اينك چيزي بجز تقليد از آنان برعهده ي ما نيست.لذا تفكر و تحقيق را تعطيل كرده ايم و چنانچه كسي به اين كار اقدام نمايد به تكفير او مي پردازيم.آيا پيشينيان ما نيز به اين راحتي از حربه ي تكفير استفاده مي كرده اند و با هر كسي كه اختلاف نظر داشته اند برچسب ملحد و سكولار و... به او مي چسبانده اند؟!

18
خیرخواه (مهمان)
1394/01/20

"اما گمان نمي كنم تاكنون علماي اسلام باور به كتك زدن بچه ها را جزء ايمان معرفي كرده باشند"!
گمان نکنم این طرز صحیح تعامل با احادیث (به فرض صحت این حدیث) باشد آن وقت درباره "واضربوهن" هم خواهید گفت گمان نمی کنم تنیبه بدنی زن از ایمان باشد آری تنیه هم جزء ایمان است کشتن هم از ایمان است اما چه کسی را و در کجا؟ این مهم است. خداوند دستور داده است زن را در صورت نافرمانی تنبیه کنیم زنی که لباس و پوشش ماست مایه رحمت و مودت ماست مایه آرامش ماست آن وقت تنبیه فرزند چرا باید این هم بلوا به پا کند؟ رسول خدا برای برپایی نماز شمشیر کشید تهدید کرد خانه ها را آتش خواهد زد اما مرد مؤمن نمیخواهد یک سیلی به فرزند دلبندش بزند!!! از همین جا معلوم است که ارزش نماز در نزد ما چقدر بالاست!!!

19
ایوب پوزش (مهمان)
1394/01/12

با سلام خدمت نویسنده ی محترم و محقق مقاله و خوانندگانی که مقاله را مطالعه کرده اند.
مواظب کودکان، این موجودات معصوم بهشتی باشیم و آنها را نیازاریم بلکه با تشویق، محبت، احترام و... آنان را تربیت کنیم.
-تنبیه یکی از انواع وسایل تربیتی کودکان است و تنبیه بدنی نیز آخرین حلقه ی تنبیهات می باشد. بعد از این که بقیه ی تنبیه ها جواب نداد به عنوان آخرین وسیله (آنهم در چهار چوب قرآن و سنت) از آن استفاده می شود. تنبیه بدنی هم شرایطی دارد که باید با رعایت آن شرایط اعمال شود. برای جلوگیری از اطاله ی کلام از شما عزیزان می خواهم برای فهم بهتر موضوع و عدم بی احترامی به هم به کتابهای زیر مراجعه کنید:
1- کتاب « کیف نعالج اخطاء ابناءنا » صفحه ی 255 به بعد به ویژه صفحه ی 268. نویسنده: عبدالله محمد عبدالمعطی
2- کتاب « پدر و مادر بهترین مربیان دنیا» نویسنده» محمد سعید مرسی صفحه ی 136 اصول و قوانین تنبیه (به ویژه صفحه ی 141 در مورد 22 قانون برای تنبیه بدنی) مراجعه فرمایید.

20
بدون‌نام (مهمان)
1396/05/08

اینکه این حدیث ضعیف هست بخاطر اینکه فلانی و فلانی در سندش مجروح هست نشد حرف درست.خیلی راویان صحیحین ضعیف هستند ولی روایت هر فرد ضعیف قابل رد نیست.با منهج رجالی بخاهیم عمل کنیم یک حدیث صحیح در صحت خیلی مسائل نداریم.اما این حدیث کتک زدن کودک کاملا صحیح است و فقهاء در طی عصور مختلفه بدان استناد کرده اند حالا که دنیا تغییر کرده و اندیشه ها گسترده شده برای ماست مالی و ماله کشی روایت را با منهج خنک رجالی ضعیف می دانیم؟در فقه مذاهب اربعه بسیار به این حدیث استناد شده حالا در قرن روان شناسی و منع تنبه بدنی حدیث ضعیف میشه؟
اینم چند نمونه استناد به این حدیث در فقه احناف:
(وإن وجب ضرب ابن عشر عليها بيد لا بخشبة) لحديث مروا أولادكم بالصلاة وهم أبناء تسع، واضربوهم عليها وهم أبناء تسع، واضربوهم عليها وهم أبناء عشر قلت: والصوم كالصلاة على الصحيح كما في صوم.
الدرالمختار

وَلَوْ كَانَ التَّارِكُ صَبِيًّا وَسِنُّهُ عَشْرُ سِنِينَ لَوَجَبَ الضَّرْبُ عَلَى تَرْكِهَا لِقَوْلِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ { مُرُوا أَوْلَادَكُمْ بِالصَّلَاةِ وَهُمْ أَبْنَاءُ سَبْعٍ وَاضْرِبُوهُمْ عَلَيْهَا وَهُمْ أَبْنَاءُ عَشْرِ سِنِينَ } وَيُحْكَمُ بِإِسْلَامِ فَاعِلِهَا بِالْجَمَاعَةِ وَلَا تَجْزِي فِيهَا النِّيَابَةُ أَصْلًا .
مجمع الانهر

و از شوافع

وَاحْتَجَّ لَهُ الرَّافِعِيُّ بِخَبَرِ { مُرُوا أَوْلَادَكُمْ بِالصَّلَاةِ وَهُمْ أَبْنَاءُ سَبْعٍ وَاضْرِبُوهُمْ عَلَيْهَا وَهُمْ أَبْنَاءُ عَشْرٍ وَفَرِّقُوا بَيْنَهُمْ فِي الْمَضَاجِعِ }
اسنی المطالب

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وسلم " مروا أولادكم بالصلاة وهو أَبْنَاءُ سَبْعِ سِنِينَ وَاضْرِبُوهُمْ عَلَيْهَا وَهُمْ أَبْنَاءُ عَشْرٍ وَفَرِّقُوا بَيْنَهُمْ فِي الْمَضَاجِعِ " رَوَاهُ أَبُو دَاوُد بِإِسْنَادٍ حَسَنٍ وَالِاسْتِدْلَالُ بِهِ وَاضِحٌ
المجموع شرح المهذب

وَاحْتَجَّ لَهُ الرَّافِعِيُّ بِخَبَرِ { مُرُوا أَوْلَادَكُمْ بِالصَّلَاةِ وَهُمْ أَبْنَاءُ سَبْعٍ وَاضْرِبُوهُمْ عَلَيْهَا وَهُمْ أَبْنَاءُ عَشْرٍ وَفَرِّقُوا بَيْنَهُمْ فِي الْمَضَاجِعِ }

21
بدون‌نام (مهمان)
1396/05/19

ضمن اینکه فرض کنیم تنبیه و کتک زدن کودک را با این منهچ ماست مالی رد کنیم.تنبیه زن ناشزه در قرآن را چگونه توجیه می کنید و تنبیه کودک یتیم در الادب المفرد امام بخاری را چه می کنید؟

اللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيّاً كَبِيراً.
ترجمه:
و زنانی که از نافرمانی آنان (در حقوق همسری) بیمناکید باید نخست آنان را موعظه کنید و (اگر مطیع نشدند) از خوابگاه آنان دوری گزینید و (اگر باز مطیع نشدند) آنان را به زدن تنبیه کنید، چنانچه اطاعت کردند دیگر راهی بر آنها مجویید، که همانا خدا بزرگوار و عظیم الشأن است.

و جواز کتک زدن یتیم برای تربیتش:

حَدَّثَنَا مُسْلِمٌ، قَالَْ: ذُكِرَ أَدَبُ الْیَتِیمِ عِنْدَ عَائِشَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا، فَقَالَتْ:"إِنِّی لأَضْرِبُ الْیَتِیمَ حَتَّى یَنْبَسِطَ.
ترجمه:
روزی در نزد عایشه از یتیم سخن به میان آمد،او گفت انقدر یتیم را میزنم تا از پا در بیاید.
(البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفاى256هـ)، الأدب المفرد، ج1، ص62،

حکم آلبانی بر حدیث:صحیح