بنده حدود سه سال پیش با پسری دوست شدم ک ایشان یک رفیق متاهل و زنو بچه دار داشتن ک ۲۵سال داشتن این رفیقش ک منو دید دیوانه وار عاشقم شد وگف باید باهاش دوست بشم تا مدتها اصرار میکرد تا بلخره قبول کردم مدتی که باهاش دوست بودم عشق عجیبی نسبت ب من داشت ینی واقع

شماره: 
0
ادامه سؤال: 
بنده حدود سه سال پیش با پسری دوست شدم ک ایشان یک رفیق متاهل و زنو بچه دار داشتن ک ۲۵سال داشتن این رفیقش ک منو دید دیوانه وار عاشقم شد وگف باید باهاش دوست بشم تا مدتها اصرار میکرد تا بلخره قبول کردم مدتی که باهاش دوست بودم عشق عجیبی نسبت ب من داشت ینی واقعا دیوانه من شده بود.یکبار از سرعذاب وجدان ک متاهل هس باهاش تموم کردم ولی دس بردار نبود وبا اصرار فراوانش دلم سوخت ورفتم دیدمش تو فاصله یک ماه جدایی ایشون۲۳کیلو کم کرده بود انقد ک غصه خورده بود.من وقتی دیدمش وحشت کردم.من حتی ی آخ هم بگم ایشون گریه میکنه برام انقد ک شدید عاشقمه.بعداز دوسال دوستی تصمیم گرف زنشو طلاق بده.البته ی دلایل خوبی هم واس طلاقش داره الکی نمیخاد بده.ولی ب من گفته باید باش عروسی کنم بعد طلاق منم گفتم باشه.اما الان پیشش نیستم چون دانشجوی شهرشون بودم.دوساله ازم دوریم ولی تو این مدت۳بار همو دیدیم.ایشون از غصه دوری من کبدش لکه برداشته دکتر گفته اگه غصه بخوره میمیره و ب عروسی هم نمیرسه.ببخشید ک انقد طولانی نوشتم خاستم شرایطمو اول بدونید بعد سوالمو جواب بدید.ازدواج با ایشون از نظر شرعی درسته؟ایا من اهو دینی ب گردن خانم این آقا دارم؟خیلی عذاب وجدان دارم.اگر باش دوس نمیشدم یا ازدواج نکنم شک ندارم میمیره.خاستم از نظر شرعی بینم اشکال داره یا ن؟

از لحاظ شرعی ازدواج زن با مردی که زن دارد اشکال ندارد چون برای مرد جایز است همزمان و در صورت وجود شرایط و رعایت عدالت با چهار زن ازدواج کند.
اما مبادا شرط ازدواج شما با آن مرد طلاق دادن زنش باشد و شما سبب فروپاشی آن خانواده و جدایی زن و شوهر از همدیگر شوید. چون جدایی افکندن میان زن و شوهر کار ابلیس و لشکریان آن است و مسلمان باید از آن دوری کند.