دلنوشتەای دربارەی شیخ یوسف القرضاوی

نویسنده: 
دکتر کوثر یونس
دلنوشتەای دربارەی شیخ یوسف القرضاوی

علمای مسلمان بر گردن امت اسلامی حق و دَین دارند؛ چرا که آنان چراغ هدایت و شمع راهنمایی انسان‌ها بر زمین بوده و مردم چاره‌ای ندارد جز اینکه در پیمودن راه حق از آنان پیروی نموده و تمسک جستن به ریسمان خدا را در اقتدای آنان جستجو کند. در کشمکش‌های سیاسی و دینی که گریبانگیر امت اسلامی شده است و همچنین در شرایطی که جنگی همه جانبه علیه اسلام و مسلمانان وزیدن گرفته و همچنین در زمانی که فتواهایی بی اساس و پایه از سوی مفتیانی درباری و سخنان پوچ و بی مایه‌ای از طرف کسانی بی ماهیت و ریشه و خاورشناسان کینه به دل صادر می‌شود و همچنین در ظروفی که تاریخ مملو از خیر و دادگری مسلمانان سیاه و زشت نمایش داده می‌شود، آن بخش از تاریخ که بشریت را با رسالت حضرت محمد -صلّی الله علیه وسلّم- آشنا و به پیشرفت نائل نمود....

در چنین شرایطی سؤال‌های بسیاری را بی پاسخ می‌بینم؛ لذا سراغ اندیشه‌ای را گرفتم که نورانی و نوربخش باشد، حکمتی را جویا شدم که بنا کند نه ویران، دنبال منهج و روشی گشتم که میانه رو و به روز باشد، و بالاخره ایده و نگرشی را پاییدم که پیشرفت و ترقی بشریت را مدنظر قرار دهد، تا اینکه بحمدالله موفق شدم نماد اندیشه سازندە و وسطی علامه دکتر یوسف القرضاوی را – در میان این همه اندیشه‌ها و عالم نماها - به عنوان سیراب کننده‌ام بیابم. 

قرضاوی آن دانشمند فرزانه از "علمای امت اسلامی" در عصر حاضر، و آن کسی که از معدود عالمانی به شمار می‌آید که در زمینه دانش و اندیشه اسلامی معاصر توفیقات فائقه‌ای را کسب نموده است. ایشان از زمره علمای " مجدد" ی می‌باشد که با استناد به اصول و ثوابت اسلامی و به منظور بیداری هرچه بیشتر امت اسلامی و همسویی با تغییرات و تحولات امروزه و بالاخره به جهت دوری جستن از تعصب کورکورانه و اعمال سلیقه، منادی تجدیدنظر در گفتمان دینی بویژه در عصر ارتباطات می‌باشد.

 شکی نیست که ما امروزه به شدت نیازمند تجدیدنظر در – نحوه ارائه - گفتمان دینی امان هستیم تا بدینگونه بتوانیم مردم را متوجه پیام اصلی اسلام نموده و در عین حال مشت محکمی بر دهان یاوه گویان بدخواه بزنیم.

 آری قرضاوی مجتهد راستین عصر خود می‌باشد، او نماد " اعتدال" و " تجدید" است، ایشان مردی دائرة المعارف گونه است( الرجل الموسوعه)، دارای آثار و کتاب‌های ارزنده‌ای است که به حق آن را می‌توان گنجی ارزشمند و اندیشه‌ای پویا دانست..

 در اندیشه قرضاوی تجدید و میانه روی توامان وجود دارد به گونه‌ای که دربرگیرنده " اصالت " و " حداثت "است، علاوه بر دیدگاه مترقیانه و هماهنگی که آن دانشمند فرزانه نسبت به زن و هستی و گفتمان دارد.

 یکی از نعمت‌های خدا بر انسان این است که بتواند با گنجینه‌ها و گوهرهای امت اسلامیو علمای اعلام دیدارو ملاقات کند، فضل و لطف خدا شامل حال اینجانب شد که توانستم با این علامه فرزانه که در این زمانه نظیر ندارد دیدار و ملاقات داشته باشم.

 شرف حضور در کنفرانس چهارم رابطه شاگردان قرضاوی،را پیدا نمودم؛ او را استادی باوقار، خندان، محکم و خردمند یافتم، روح و روان من در مقابل او از حرکت باز ایستاد همچنانکه انسان اندیشمند در برابر اقیانوس آرام و بی کرانه آبی در می‌ماند...او دعوتگر، سخنران، ادیب و شاعر است، سخنان موزون و گوهرگونه‌ای راشنیدم سخنانی که از زبان مردی جاری می‌شود که محکم و ثابت قدم است. سخنانش مملو است از آیات قرآن، احادیث پیامبر و سرگذشت حکیمانه اصحاب پیامبر رضوان الله علیهم... همچنانکه در سخنانش از دانشمندان فرزانه و علمای خوش چهره که در عصر حاضر مایه مباهات و افتخارند یاد و ستایش می‌کند.

 باور کنید از خودم و از جهل و دانش اندکم نسبت به دین و علوم و علمای اسلام خجالت می‌کشیدم و برای لحظه‌ای از حضورم در جهان دانشمندانی که از چهره اشان نور می‌درخشد احساس تنهایی و غربت می‌کردم... در حضور و مجلس این دانشمند فاضل مطالبی را شنیدم که نخستین بار به گوشم می‌خورد، تازه این همه نادانی و بی خبری من درشرایطی است که – ناسلامتی- منیک پزشک هستم و اطرافیانم بر دانش و آگاهیم گواهی می‌دهند.

 الله!... این شخص دیگر کیست که در محضرش نشسته‌ام و در حالی به سخنانش گوش فرا می‌دهم که تعجب و حیرت سراپای وجودم را فراگرفته است.

 آیا جای تعجب و سرگردانی نیست از پیرمردی که تقریباً نود سال دارد چنین سخنان موزون و روانی صادر شود سخنانی که شائبه و ابهامی به آن راه نداشته و بیانگر حافظه‌ای قوی می‌باشد؟! آری خداوند به این امام هُمام فضیلت‌های گوناگونی عطا کرده است ایشان ضمن اینکه اصول گراست از انعطاف و انفتاح لازمنیز برخوردار است، آسان گیر است ولی سهل انگار نیست، مردی است که ریشه در گذشته دارد، از فرهنگ و تمدن و نقاط قوت و گنج‌هایش اطلاع کافی دارد، مرد زمانه خویش بوده و نسبت به مشکلات و جریانات فکری گوناگون آن، غریبه نیست او مانند بیشتر دانشمندان و علمای مسلمان نیست که در گذشته‌های دور زندگی کرده و از حال و وضع کنونی مردم بی اطلاع و بی خبرند.

 او استاد متفکری است که از گذشته امتش خبر دارد، و با حال آن زندگی می‌کند و برای آینده آن برنامه می‌ریزد. استاد قرضاوی به گونه‌ای است که نسبت به جریانات و جوانان عصرش انعطاف دارد، او با یک چشم تحولات و تغییرات آن را زیر نظر داشته و با دیگر چشم ش تمدن کهن و دستاوردهای مثبت و انحصاری آن را در گذشته به دقت زیر نظر دارد.

 استاد قرضاوی به طور همزمان به اصل و فرع اهتمام می‌ورزد، به ثوابت و متغیرات می‌پردازد، همواره به فکر اصلاح و تجدید در فهم اسلام است، ضمن اینکه بر این نکته تاکید می‌ورزد که وضع کنونی امت مسلمان مطلوب نبوده و باید تغییراتی ریشه‌ای در آن بوجود آید و چنین تحولی محصول تغییر در افکار و نگرش‌ها و ارداه امت مسلمان می‌باشد.

 روزهایی را در خدمتش سپری نمودم و از سرچشمه دانش او چیزهایی یاد گرفتم ولی کافی نبود، از سخنانش کلمات و پیام‌های نابی را دریافتم و آن را در چمدانم – وذهنم- نگهداشتم تا همواره تاثیر، عمق وسرزندگی آن سخنان را لمس نمایم.

 آن سخنان را همراه خود نگهداری کردم تا تجدد، فوران و حیویت آن را درک نموده و در لابلای آن به شنا پرداخته و از آن سرچشمه خروشان ذره‌ای نوش جان کنم و شیرینی و حلاوت آن را با دل جان بچشم و در اثر این درک و فهم، بیش از پیش بر راه راست ثابت قدم بوده و نسبت به ادامه آن و همراهانم عاشق و نسبت به پیروزی یقین حاصل نمایم.

 دیدارم با دکتر قرضاوی باعث شد که بر دانش من نسبت به حقایق و پدیده‌های پیرامونم افزوده شود و به معرفت و درکی دست پیدا کردم که در گذشته با آن غریبه بودم،البته آموزه‌هایم از محضر استاد بیشتر جنبه قلبی و یقینی داشت نه عقلی و اکتسابی.

 دکتر قرضاوی در پایان کنگره اینگونه حاضران را مخاطب قرار داد: شما را توصیه می‌کنم به اخوت و برادری، بخاطر خدا با همدیگر برادر باشید و همدیگر را دوست داشته باشید، بشتابید به سوی اخوت و آن را میان خودتان و در هر جا جستجو کرده و بیابید؛ چرا که اخوت آن رابطه متین و وجه مشترکی است بین بهشت مفقود و بهشت موعود.

 آری دکتر قرضاوی این سفارش‌ها و نصایح را با تاکید و پافشاری فراوان به حاضران ارائه می‌کرد و در حالی که غصه‌ای نسبت به بحران‌های امت اسلامی و نابسامانی‌ها و بدبختی‌هایش درون او را رنج می‌داد و بر از دست دادن گذشته دور امت اسلامی افسوس می‌خورد، آن گذشته‌ای که همچون فردوسی پاک و درخشان در تاریخ درخشانی می‌کند.

امام قرضاوی امیدوارو همچون اقیانوسی خروشان سخن می‌گفت و بر این نکته تاکید می‌ورزید که امت مسلمان به زودی مجد و عظمتش را باز خواهد یافت و با اصول و ریشه‌های اولیه اش که از آن دورشده مرتبط خواهد شد.

 اخوت و برادری از دیدگاه علامه قرضاوی به منزله نیرویی است خروشان که اعتماد به نفس را بالا برده و همچنین باعث رویارویی و مقابله با جریان‌های – انحرافی – حاکم بر جامعه مسلمان خواهد شد و نمی‌گذارد زیر آن کمر خم نماید.

 از خداوند متعال خواستاریم که علامه قرضاوی را حفظ نموده و همواره او را عامل خیر و برکت برای امت مسلمان قرار دهد و همچنین از او می‌خواهیم تمام علمای امت اسلامی و مناره‌ها - ی دانش و تقوا – را از شر اهریمن‌های انس و جن محفوظ و مصون بدارد و از گناهان ما گذشت نموده و توبه ما را بپذیرد و این امت را به پیشرفت – دینی و دنیوی – نائل فرماید و از روح امید بخشش در کالبد نیمه مرده آن بدمد؛ قطعاً او بر هر کاری تواناست.

بدون امتیاز