واکاوی انگیزه‌های دشمنی با اندیشه و جنبش اخوان

نویسنده: 
خالد حسن
واکاوی انگیزه‌های دشمنی با اندیشه و جنبش اخوان

هدف دیکته و طراحی شده از بالا بالا‌ها، یک چیز است و آن عبارت از پایان دادن به تأثیر اجتماعی جریانات اسلامگرا که وجود «دولت عمیق» را تهدید می‌کند. مواضع رسمی غربی‌ها و بیشتر دولت‌های عربی در پاسداری از چارت و چارچوبی است که به عنوان پس‌مانده‌ی استعمار محسوب می‌شود، و هرگونه آسیب رساندن و یا تهدید آن یادگار و ارمغان استعمار در جهان اسلام خط قرمزی است که با شدت هر چه تمام با آن مبارزه و مقابله خواهد شد. 

هدف‌ها قبل از کودتای مصر، از برخی پایتخت‌های کشورهای حاشیه‌ی خلیج فارس و ابرتوطئه‌گرانی از آن دیار، تحرک‌ها و تحریک‌هایی مبنی بر پاک نمودن جنبش اخوان از نقشه‌ی سیاسی و اجتماعی منطقه به چشم می‌خورد. 

چرا که اخوان در نظر دارد پس‌مانده‌های ننگین استعمارگران و مزدوران آن، در بلاد عربی و اسلامی را بر چیده و بر خرابه‌های آن حکومتی نوین و مستقل بنیان نهد، و این پروژه‌ی اخوان با قبضه‌ی قدرت و به برده گرفتن مردم و خودکامگی رهبران، کشورهای مذکور تضاد داشته و در واقع به معنای اعلان جنگی همه‌جانبه بر اندیشه، تحکم و سیطره بر مردم و منطقه است. 

آنچه در مصر در حال انجام است، تافته‌ای جدا بافته از آنچه در سطح جهانی و به منظور جلوگیری از فرو پاشی رژیم‌های خودکامه شکل می‌گیرد، نیست. 

رئیس جمهور روسیه، پوتین، یکی از طراحان، براندازی اخوان در مصر بوده و نسبت به آن سفارش‌های ویژه و کارسازی ارائه نموده بود، شاهزاده‌ی عربستانی، بندر بن سلطان نیز از تمام نفوذش بهره گرفت تا به کودتای نظامی مصر سرعت بخشد، کشور امارات (ابوظبی) به تهیه‌ی مقدمات و حمایت مالی آن پرداخت، رژیم صهیونیستی معمار و مدافع اصلی طرح مذکور بود، وزارت دفاع امریکا، «پنتاگون» کودتا علیه مرسی را ناپسند ندانسته وکاخ سفید هم مادام که مصر در قبضه‌ی ژنرال‌های وفادار است، چندان برای تحولات مصر افسوس نمی‌خورد. 

کودتا و پاکسازی اخوان را می‌توان به عنوان مهم‌ترین طرح مشترک صهیونیست‌ها، خلیجی‌ها و روسیه در عصر انقلاب‌ها به شمار آورد؛ آنان دولت اخوان در مصر را بر چیدند تا بدینگونه منبع اصلی انقلاب‌های موسوم به بهار عربی را بخشکانند و کشنده‌ترین ضربه را بر تأثیرگذاران اصلی این عرصه وارد کنند؛ به نظر آنان «نابودی اخوان» به معنای خاموش نمودن یکی از بزرگ‌ترین آتشفشان‌های فعالی است که «محور اسرائیل» آن را به ضرر منافع خود دانسته و مضر می‌داند. 

هیچ خبری به اندازه‌ی «فروپاشی مرسی در مصر» برای اسرائیل خوشحال کننده و خوشایند نبوده، هرچند مدت‌ها قبل، از شکل‌گیری کودتا و جزئیات آن اطلاع کافی و وافی داشت و خود برای آن برنامه‌ریزی نموده واز آن حمایت نموده است. 

از دیدگاه آنان طرح «نابودی اخوان» باعث خواهد شد بیشتر ضرر‌ها و هزینه‌هایی که اسرائیل در سالهای اخیر متحمل شده است، به بهترین شیوه جبران شود. 

طرح مذکور بسیار واضح وآشکار بوده و کوچک‌ترین ابهامی در آن به چشم نمی‌خورد؛ برای خاموش کردن انقلاب‌های عربی، باید در مرحله‌ی اول اخوان در مصر و سپس حماس در فلسطین را از سر راه برداشت و در مرحله‌ی سوم باید از شر بزرگ‌ترین و جدی‌ترین حمایت کننده آن انقلاب‌ها و مرکز و الهام‌بخش سیاسی و اقتصادی  خیزش اسلامی همانا اردوغان و حزب عدالت و توسعه در ترکیه خلاص شد. 

عصاره‌ی طرح عبارت از واژگونی همه‌ی تحریک کنندگان انقلابیون راستین و تهدید کنندگان حکومت‌های خودکامه و ارمغان‌های نا‌میمون استعمار، و خشکانیدن ایده‌هایی همچون اخوان که با تکیه بر آرای مردم و پیروزی در انتخابات، درصدد تنگ نمودن عرصه بر حاکمان استعمارزده در منطقه هستند.

البته آنان بر این باورند که پروژه‌ی «نابودی اخوان» قابلیت اجرایی ندارد مگر زمانی که برای همیشه به رهبری سیاسی اردوغان پایان داد؛ چرا که او رأس المسأله‌ای است که همه‌ی تهدید‌ها و تحریک‌ها در منطقه از جانب او رهبری و مدیریت می‌شود و این نکته چیزی است که بیشتر کودتاگران و طراحان کودتا در اظهاراتشان با صراحت یا اشاره بدان اذعان کرده‌اند. 

ناگفته پیداست که منظور از اردوغان جهان بینی و نگرش اوست نه جزئیات سیاست او در ترکیه و نحوه‌ی زمامداریش، سنگ‌اندازی‌های «فتح الله گو لن» و اختلافش با اردوغان نیز به افکار و ایده‌های اردوغان مربوط می‌شود نه جزئیات تجربه‌ی حکمرانی عدالت و توسعه در ترکیه. 

هدف نهایی از طی این مراحل سه گانه، حذف اسلام از زندگی انسان‌ها و جامعه است، در واقع هدف این است که دیگر، اسلام در زندگی و آینده‌ی ملت‌ها دخالتی نکرده و تأثیر نگذارد که اصل و مرکز خطر به این بخش بر می‌گردد. 

این طراحان صهیو خلیجی روسی از اسلامی که اخوان منادی آن است به شدت می‌هراسند و در واقع آنان خواستار اسلامی هستند که تأثیر آن در زندگی مردم محدود باشد؛ اما آن اسلام که با «عقب‌ماندگی و دنباله‌روی» ملت‌ها مبارزه کرده و مردم را به استقلال و انتخاب فرا می‌خواند، اسلامی است که باید با آن جنگید وعلیه آن در جای جای جهان لشکر کشید. 

نگرش اردوغان و حزب عدالت و توسعه، برای طراحان «نابودی اخوان» بسیار آزار دهنده است، چرا که او منادی اسلامی است، که بارز‌ترین ویژگی آن آزادی ملت‌هاست.

اردوغان منادی اسلامی است که مردم در کشورهای اسلامی را به نهضت اقتصادی و آزادسازی تصمیم سیاسی و سیادی از هرگونه دیکته و دنباله‌روی داخلی و خارجی فرا می‌خواند. 

اردوغان خواستار اجرای پروسه‌ی دموکراسی در منطقه بدون کم و کاست بوده و از همه‌ی احزاب و گروه‌های اسلامی و غیر اسلامی می‌خواهد در این چارچوب به رقابت بپردازند و مشروعیت را باید از این کانال حاصل نمود نه از چیز‌ها و کانال‌های دیگر. 

اردوغان دارای پروژه‌های است که به تقویت شرق بزرگ اسلامی و شکستن طلسم دنباله‌روی و خودکامگی حاکمان در منطقه انجامیده و.. 

تصورها، نگرش‌ها و پروژه‌های اردوغان خواب را از دیدگان همه‌ی غربی‌ها و مزدوران خلیج‌نشین آنان ربوده است، چه می‌شد و چه هلهله‌ای در منطقه و جهان بوجود می‌آمد، اگر می‌گذاشتند اخوانی‌های مصری و محمد مرسی در این بخش به یاری اردوغان می‌شتافتند و اشغالگران سیاسی واقتصادی را از کشورشان بیرون می‌راندند. این‌‌ همان نگرانی است که به منظور دفع آن به کودتا چنگ آلودند.

بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
ف.س (مهمان)
1392/12/18

سپاسگزارم از این که ترجمه این متن به جا رو گذاشتین تو سایت
خلاصه و مختصر و مفید همه چی رو روشن کرده
ممنون