خلاصه‌ای از کتاب «دوستی و دوستان»

نویسنده: 
سید هادی مدرسی
خلاصه‌ای از کتاب «دوستی و دوستان»

اشاره‌: برای استفاده کاربران سایت بر آنیم که‌ هر هفته، خلاصه‌ی یک کتاب مفید، تقدیم عزیزان شود. پایگاه‌ اطلاع‌رسانی اصلاح، از همه‌ کاربران گرامی، استدعا دارد، خلاصه‌ی کتاب‌های خود را جهت درج در سایت، ارسال نمایند، تا همه‌ی مخاطبان عزیز سایت، بتوانند از آنها مُنتَفَع شوند.

مشخصات کتاب

نام کتاب: دوستی و دوستان

نویسنده: سید هادی مدرسی

انتشارات: بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی

سال انتشار: ١٣٧٢

تعداد صفحات کتاب: ۴۶٢ صفحه

تعداد صفحات خلاصه: ٣٧

 

دوستی چرا و چگونه؟

دوستی مسئله‌ی حادی است که ممکن است با سرنوشت انسان بستگی پیدا کند و از آنجا که تأثیر دوست بر دوست امری تدریجی و نامحسوس است که به مرور زمان و گذشت ایام به کندی آشکار می‌شود، امکان تشخیص تأثیرات درست و نادرست آن تقریباً ناممکن است و مسأله‌یی پُر مخاطره و بزرگی است. 

کسانی که از راه دوستی منحرف می‌شوند از انحراف خودآگاهی ندارند مگر زمانی که فرصت، از دست‌ رفته است. همچون بیماری که اگر بیماریش همراه با درد باشد به معالجه‌ی آن می‌پردازد ولی اگر بیماری همراه با درد نباشد تا زمانی که بیماری به آخرین مرحله‌ی خود که مرگ شخص است نرسد بر شخص مشخص نمی‌شود. 

دوستی یک گزینش و اختیار است نه سرنوشت و تقدیر

رسول خدا می‌‌فرماید: مردم بر دین دوستانشان هستند پس بنگرید با چه کسی دوست می‌شوید. برای یک انسان مسلمان نه دوست گرفتن بی‌حساب درست است (دوست گرفتن را به عنوان یک سرگرمی برگزیند) نه این‌که گوشه‌نشینی کند بلکه باید وقتی انسان خوبی را دید با او دوست شود و وقتی در میان جامعه‌ای بود که همه ناباب بودند در عین حال که با آن‌ها دوست می‌شوند نباید از آداب و کارهای آن‌ها پیروی کند. به فرموده‌ی رسول خدا: برگزیده‌ترین شما خوش‌اخلاق‌ترین شماست و کسانی هستند که با مردم دوست می‌شوند و مردم آن‌ها را دوست خود قرار می‌دهند. 

به این خاطر که بُعد اجتماعی مؤمن از همه‌ی ابعاد مهم‌تر است و باید به دوستی و محبت اهمیت دهد. مؤمن در کنار برادرش چنان آرام می‌گیرد که تشنه‌ای در کنار آب سرد و با توجه به حدیث نبوی باید اصل محبت برای رضای خدا باشد. 

بسیاری از آیات قرآنی دلیل بر برگزیدن زندگی اجتماعی دارد مثلاً آیه‌ی: (إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ)، دلالت بر این دارد که نمازگزار به صورت جمعی باید خدا را پرستش کند و از او یاری جوید. 

بعضی‌ها می‌گویند که آیا کثرت دوستان وقت آدم را نمی‌گیرد و اصولاً آن‌ها به چه درد می‌خورند ولی در جواب باید گفت: که اگر در گزینش و انتخاب دوستان ضوابط و معیارهای درستی را به کار بگیرید آن‌ها وقت شما را تلف و بیهوده نمی‌کنند در این صورت دوستان زیاد مفید هستند نه مضر. انسان با کثرت دوستان جماعت خواهد شد. 

دوستان علاوه بر اینکه به زندگی لذت می‌بخشند پلکان مجد و عظمت نیز هستند خداوند تبارک و تعالی انسان را طوری آفرید که نیازمند یکدیگر باشند و هر یک احتیاج دیگری را برآورده کند بنابراین هر چند تعداد دوستان بیشتر شود بیشتر در حل مشکلات موفق می‌شود. دوستان در آخرت نیز برای انسان مفید هستند. 

در دنیا شاید بعضی این سؤال را بکنند که آیا دوستان انسان را ثروتمند می‌کنند ولی باید گفت که منتهای کار انسان ثروتمند شدن نیست. بسیاری از مواقع یک سوزن یا یک چیز ساده از یک میلیون ارزش بیشتری دارد. اما در آخرت دوستان برای ما شفاعت می‌کنند و دوست مؤمن برای دوستش شفاعت می‌کند. 

هر چند دوستی امری دنیایی است ولی درعین‌حال امری است دینی که خداوند هم چون بعضی از نیازهای طبیعی از قبیل خوردن و آشامیدن آن را عبادت می‌شمارد و همچنین ممکن است در قیامت در مورد دوست مورد بازخواست قرار گیرد و هر انسان مؤمنی به موازات این‌که دوستی خوب برای خودش بر می‌گزیند به‌‌ همان نسبت درجه‌ای در بهشت برای او در نظر گرفته می‌شود. 

لازم است که مؤمن از فرد به تشکل متحول شود و از تشکل به جنبش و از جنبش به جمهور... و این ممکن نمی‌گردد مگر این‌که مؤمن تا حداکثر ممکن مردم را دوست خود قرار دهد و آن‌ها را گرد خود جمع کند آن هم نه از روی خودخواهی بلکه باانگیزه عشق به مردم. ممکن است کسی بگوید من تنها متولد شدم و تنها می‌میرم پس برای چه در این میان تنها زندگی نکنم ولی باید گفت که این فرد فراموش کرده است که با جهل متولد شده است و تکامل پیدا کرده و باید با افراد دیگر زندگی اجتماعی را داشته باشد. 

دوری از مردم فاسق و سعی برای ارشاد و هدایت آن‌ها یا مقابله با آن‌ها و در صورتی که قابل هدایت نباشند و خطری از جانب آن‌ها متوجه ما باشد امری ضروری است. 

تنهایی بهتر از همنشین بد است. رسول اکرم (ص) و این در صورتی است که مؤمن از تأثیر کلامش ناامید شده باشد ولی اگر امیدی هر چند کوچک بر هدایت آن‌ها دارد دوری و غفلت تنها باید از کارهای آن‌ها باشد نه از شخص آن‌ها. در صورتی که راه تفرقه و جدایی که موجب گسستگی در صف مسلمانان می‌شود را برگزینید؛ ضعیف شده و نابود خواهید شد. 

دوستی بدون گذشت تحقق نمی‌یابد. دوستی نیاز به گذشت متقابل دارد. 

دوستی گزینی

آیا همه‌ی مردم شایسته‌ی دوستی هستند؟ دین اسلام به این سئوال پاسخ می‌دهد. 

۱- همه‌ی مردم شایسته‌ی دوستی نیستند بلکه دوستان خوب را باید از میان مردم برگزید. 

۲- در زندگی انسان باید رعایت اعتدال را بکند و دچار افراط و تفریط نشود و با دوستانش رفتاری داشته باشد که اگر روزی دشمن او بشوند، متضرر نشود و با دشمنش چنان رفتار کند که اگر روزی دوست او شود شرمنده‌ی رفتار گذشته‌اش نباشد. 

حضرت علی (ع) دوستان را به دو دسته تقسیم نموده‌اند: 

۱- اخوان الثقه (دوستان قابل‌اعتماد) که چون دست و بال و خانواده و مال هستند. 

۲- اخوان المکاسره: دوستانی که دوستیشان بر اساس حکم همسایگی و هم جواری است، دسته‌ی اول که هیچ عاملی نمی‌تواند آن‌ها را از ما جدا سازد آنان در حقیقت مشت‌هایی هستند که بر دهان دشمنان می‌کوبیم و بال‌هایی هستند که به وسیله‌ی آن‌ها در اجتماع پرواز می‌کنیم. خانواده‌هایی هستند که در زندگی به آن‌ها انس می‌گیرید و سرمایه‌ی زندگی در ایام درماندگی و نیازمندی. 

چگونه از دوستان دست و بال و مال و خانواده بسازیم؟ باید از خود شروع کنیم و به منزله‌ی بال و مال و... برای دوستان باشیم. اما در مورد گروه دوم با آن‌ها احسان کنید،‌‌ همان مقدار که به شما احسان کرده‌اند، در صورتی که بهتر از آن نخواهید. 

امام صادق دوستان را به سه دسته تقسیم می‌کند: 

۱- دوستی که همچون غذا است که همیشه به آن نیاز پیدا می‌شود و او دوست عاقل است

۲-دوستی که به بیماری می‌ماند و او دوست احمق است 

۳- دوستی که چون دارو است و او دوست دانایی است که گاهی به او نیاز پیدا می‌شود و همیشه قابل‌اعتماد نیست. پس ضروری است‌‌ همان طور که زرگر پیش از خرید طلا آن‌را محک می‌زند، انسان نیز پیش از انتخاب شرکای زندگی خود آن‌ها را آزمایش بکند. دوست کسی نیست که فقط همدیگر را دوست بدارید و یا اینکه به همدیگر اعتماد متقابل داشته باشید بلکه دوست خوب کسی است که یک هدف مشترک شما را به او نزدیک کند. عاشق و معشوق کسانی نیستد که فقط به چشم هم نگاه می‌کنند بلکه کسانی هستند که یک حرف مشترک داشته و به آن هدف چشم دوخته باشند. پس دوست واقعی کسی است که هدفی مشترک یا عضویت در هسته‌ای از یک تشکل مذهبی و کتبی او را به شما مرتبط دهد ولو اینکه از قبل سابقه‌ی دوستی با او نداشته باشید. همین طور کافی است که زیر لوای یک عقیده گرد آمده‌اید، زیرا محبت ممکن است به مرور زمان زایل شود ولی عقیده و هدف بر جای خود استوار و باقی خواهد ماند. 

انواع روش‌های امتحان دوست

۱- امتحان روحی و قلبی: محبت دوست مانند جرقه‌ای است که اگر این جرقه را در قلبتان نسبت به کسی احساس کردید بدانید که او نیز‌‌ همان احساس شما را دارد. ولی در این مرحله آن‌چه مهم است تمییز اشارات غریزه از عواطف صادقانه است. 

۲- امتحان به هنگام نیاز: دوست باید دوست خود آدم باشد نه دوست جیبش. 

سه کس شناخته نمی‌شوند مگر با سه چیز: حلیم شناخته نمی‌شود هنگام خشک ـ شجاع مگر زمان جنگ و برادر مگر هنگام احتیاج. رسول اکرم (ص) 

۳- آزمودنش به جهت اطلاع از میزان علاقمندی او برای نزدیک شدن به شما از راه‌های زیر: 

آیا دوست دارد به سخنانتان گوش دهد. آیا کار‌ها و صفات نیک شما را برای دیگران بازگو می‌کند. آیا از هم نشینی با شما احساس آرامش می‌کند. آیا سعی دارد که رضایت شما را جلب و دلتان را شاد کند. 

۴- آزمودن در سختی‌ها: دوست خوب کسی است که به هنگام سختی‌ها کنار شما باشد. زمانی که دیگران تکذیبتان کنند، او تصدیقتان نماید. زمانی که دیگران از شما روی‌گردان می‌شوند، با شما بماند. 

دوست به سه چیز آزموده می‌شود اگر از عهده‌ی آن‌ها برآمد دوست یک رنگ است وگرنه دوست ایام آسودگی است: یا مالی از او طلب کن یا مالی را به امانت به او بسپار و یا اینکه از او به خود در انجام کار مکر دهی با تو تشریک شود. 

۵- آزمودن در حال خشم: اگر خواستی به صحت دوستی برادرت آگاه گردی خشم او را بر افروز، اگر باز هم بر دوستی خود پا برجا بود او برادر توست وگرنه... نه. اگر برادری سه بار بر تو خشم گرفت ولی تو را به بدی یاد نکرد او را به عنوان یک اندوخته برای خود نگهدار. حدیث نبوی. 

۶- آزمودن در مسافرت: انسان در مسافرت چهره‌ی واقعی خود را نشان می‌دهد. 

دوست را باید با سه چیز امتحان کرد: خشم، سفر، امتحان با درهم و دینار. 

با چه کسی دوستی کنید؟ 

چه کسانی شایستگی دوست شدن را دارند؟ کسانی که در زندگی انسان تأثیری مفید و فراوان دارند و دارای صفات زیر باشد: 

۱- علم: حدیث نبوی: هر که دو گام به سوی عالم برود و در لحظه در کنارش بنشیند و از او دو مسأله بشنود خداوند دو بهشت برایش بنا خواهد کرد که هر یک از آن‌ها دو برابر بزرگ‌تر از دنیا هستند. 

بهره‌ی دنیوی آن: سرافرازی در زندگی و مرگ و یادآوری (یادگاری) نیکو و خوش‌نامی پس از مرگ

ه‌مان طور که زمین مرده از باران حیات می‌یابد دل‌ها نیز به حکمت (هم‌نشینی با عالمان) زنده می‌شوند. 

۲- حکمت: هم‌نشینی با حکما (کسانی که سرد و گرم روزگار او را صیقل داده و از او انسانی والا و متین ساخته هر چند عالم نباشد. 

۳- عقل: دشمن دانا به از دوست نادان. حدیث نبوی

۴- زهد: گروه چهارم زاهدانی باتقوایی هستند که آخرت را به یاد شما می‌آورند و شما را به سوی التزام تقوی سوق می‌دهند. زاهد آن نیست که از مسئولیت‌های اجتماعی و سیاسی شانه خالی کند و از مردم کناره‌گیری کند یا چنان دچار فقر باشد که نتواند غذای روزمره خود را تأمین کند. زاهد آن نیست که مالک چیزی نباشد بلکه آن است که چیزی مالک باشد. 

۵- خیر و فضیلت: باسعادت‌ترین مردم کسی است که با کریمان معاشرت کند. حدیث نبوی: با اهل فضیلت معاشرت کنید تا به نجابتتان افزوده شود. 

۶- دوستی باوفا: دوستان صادق در زمان آسودگی، زینت و در زمان بلا، عصمت هستند. دوست کسی است که به هنگام سختی تو را خوار نکند و زمان فرا رسیدن مصیبت ت‌‌نهایت نگذارد و اگر از او سؤال کردی فریبت ندهد. 

۷- اخلاق نیکو: جز باکسانی که شما را از پنج چیز دعوت می‌کنند مجالست نکنید: از شک به یقین، از خودخواهی به فروتنی، از دشمنی به دوستی و محبت، از دورویی به خلوص و یکرنگی و از تعلقات دنیوی به زهد. 

خلاصه

با کسی مصاحبت کن که چون با او مصاحبت کردی تو را زینت باشد و اگر خدمتش کردی تو را پاس بدارد اگر به کمک نیاز پیدا کردی به پایت برخیزد و اگر سخنی بر صدق به زبان راندی تصدیقت کند و اگر به کسی حمله‌ور شدی پشتیبانت باشد. اگر دست کرم به سویش دراز کردی او نیز دست کرم به سویت دراز کند و اگر عیبی در تو دید بپوشاند و اگر کار نیکی از تو دید بازگوید و اگر حاجتی داشته باشی برآورده سازد و اگر با وی در میان نگذاشتی خود به آن مبادرت ورزد و اگر گرفتار مصیبتی شدی با تو همدردی کند. کسی که پشت سرت بدگویی نکند و کسی که دوستی او باعث نگردد تا بر سر دو راهی قرار گیری و دچار تشتت افکار شوی. کسی که اگر حقیقی بر تو برملا شود خوارت نشمارد و اگر با وی به نزاع برخاستی و جداگشتی. همچنانت گرامی دارد. رسول اکرم (ص) 

چهار گروه: احمق، بخیل، فاجر، دروغ‌گو شایسته‌ی دوستی نیستند که در این صورت به صلاح خود و جامعه است. جامعه‌ی سالم جامعه‌ای است که بدون استفاده از قفس‌های آهنین افراد فاسد را طرد و افراد صالح را جذب کند. اگر نتوانستید معلوم کنید که شخصی از میان صالحان است با فاسقان به دوستانش نظر کنید. 

دوستی با چهار دسته مضر است

۱. دوستی با احمق: به این دلایل: 

۱- از اخلاق او تأثیر می‌پذیرد. 

۲- به دلیل افکار نادرستش حتی اگر بخواهد به کسی سود برساند، ضرر می‌دهد. 

۳- صفات انسان احمق دل را می‌میراند و هرگاه دل بمیرد از ارتکاب گناه ناراحت نمی‌شود. 

چهار چیز که قلب را می‌میراند: گناه پشت گناه، سر و کله زدن بیش از حد با زنان، جدل کردن با احمق و نشستن با مردگان رسول اکرم (ص) 

احمق کسی است که سخن و عملش از روی حساب نیست، بدون ملاحظه حرف می‌زند و بدون آینده‌نگری تصمیم می‌گیرد او حسن نیت دارد و فکر می‌کند خدمت‌گزار و مفید برای دوستان است نه مضر. 

۲. دوستی با بخیل: سخاوتمند نزدیک به خدا، نزدیک به مردم، نزدیک به بهشت است و بخیل از خدا دور از مردم دور و نزدیک به آتش است. بخیل کسی است که به مال دنیا دل‌بستگی داشته باشد و از دادن آن به مردم احتراز کند. 

۳. دوستی با فاجر (فاسق، گناهکار، زناکار، نابکار، تبهکار) 

انسان فاجر شما را از انسان‌های خوب و برگزیده دور می‌سازد. فاجر به هر شکل که شده اثر اعمال ناشایست خود را در وجود شما برجای می‌گذارد. فاجر حرمت شما را نگه نمی‌دارد ممکن است که فاجر به خشم خدا گرفتار آید و شما نیز مشمول آن گردی. توقع پنج چیز از پنج کس محال است: نصیحت از حسود، رأفت از دشمن، حرمت از فاسق، وفا از زن و هیبت از فقیر امام صادق (ع) 

۴. دروغ‌گو: دروغ‌گو کسی است که به سرایی می‌ماند که دور را نزدیک و نزدیک را از تو دور می‌سازد. از دروغ‌گو نباید حفظ امانت را توقع داشت. دوستان نسبت به هم سه حق را دارند: حق نفسی، حق معنوی، حق مادی. 

برای مؤمن بر مؤمن از جانب خداوند تعالی هفت حق واجب گردیده است: بزرگ داشتن در چشم، جای دادن در دل، بهره‌مند کردن از مال، حفظ حرمت در غیاب و حضور، عمارت در بیماری، تشییع کردن جنازه، یاد کردن او به نیکی پس از مردن. فضل خداوند آن نیست که انسان را ثروتمند گرداند بلکه فضل خداوند آن است که از ثروت او نعمتی سازد که میان مستمندان توزیع گردد و خیری که مردم از آن استفاده کنند. 

صفات دوست خوب از نظر امام صادق (ع) 

۱- ظاهر و باطنش یکی باشد (دوست واقعی) 

۲- خوبی تو را خوبی خود و بدی تو را بدی خود بداند. 

۳- مال و فرزند، او را دگرگون نسازد. 

۴- در حد توان از امساک خودداری کند (اگر کاری از دستش برآید از انجام آن خودداری نکند). 

۵- هنگام سختی‌ها تو را به دشمن وانگذارد. 

مسلمان بر برادر مسلمان خود ۳۰ حق دارد که تا آن‌ها را برآورده نسازد یا طرف گذشت نکند، ذمه‌اش از آن بری نخواهد شد. رسول اکرم (ص). 

۱- بخشیدن خطا (انسان جایزالخطاست) 

۲- متأثر شدن از گریه (تسلی دادن به دوست در هنگام مصیبت و گریه) 

۳- پوشیدن معایب

۴- نادیده گرفتن خطا (دلی بزرگ و سینه‌ای فراخ داشته باشیم برای تحمل خطاهای برادر) شادی مؤمن در چهره و اندوه او در دلش پنهان است. حدیث نبوی

۵- رد غیبت از دوست: ولایغتب بعضکم... 

از جمله علل تحریم غیبت نقش آن در از بین بردن اعتماد میان مردم یک جامعه است. غیبت، هدیه‌ای است نیکو از طرف غیبت کننده به غیبت شونده که این مورد نیز تلاش برای کاهش اثر سوء آن در صورت وقوع. 

۶- قبول عذرخواهی

خداوند با آن همه جلال و عظمت گناهانی بزرگ را می‌بخشد پس چرا بنده‌ی او که خلیفه ا... است گناه دوستش را نبخشد. 

۷- مداومت بر نصیحت: ثمره‌ی نصیحت محبت است. 

۸- حفظ دوستی: زدودن کدورت‌ها و سوءتفاهم‌های موجود در فضای دوستی. در نگهداری دوست باید هم چون الماس عمل شود. 

۹- رعایت ذمه: 

از جمله کرامات انسان رعایت ذمه‌ی اوست اگر مسلمانی در جنگ به یکی از افراد کافر امان‌نامه دهد آن کافر در ذمه‌ی مسلمانان است و باید همه، ذمه‌ی او را رعایت کنند. حال که در زمان جنگ رعایت ذمه‌ی کافر واجب است پس ذمه‌ی دوست چطور است؟ باید آن را رعایت کرد. 

۱۰- عیادت بیمار

۱۱- حضور بر جنازه: 

حق متوفی است که دوستانش بر جنازه‌ی او حاضر شوند. این‌کار اجر و ثواب عظیمی نزد خداوند متعال برای تشییع‌کنندگان دارد اما مرده فقط به‌‌ همان اندازه ثواب می‌برد که تشییع‌کنندگان برایش طلب استغفار کنند. 

۱۲- اجابت دعوت (دعوت دوست را اجابت کنید) 

۱۳- قبول هدیه هدیه مبادله کنید تا محبت شما به هم افزوده شود

۱۴- دادن پاداش: 

منظور این است که خدمت دوست را با خدمت، هدیه‌اش را با هدیه و نیکوکاری‌اش را با نیکوکاری تلافی کنید. نیکان و صالحان خوبی‌های دیگران را فراموش نکرده و خوبی خود را به دیگران خیلی زود فراموش می‌کردند. 

۱۵- بر نعمتی که حاصل می‌کند خدا را شکر کنید. جامعه‌ی رقابت برای کسب خیرات است نه جامعه حسادت ورزیدن به هم. اگر مونسی به نعمتی دست یافت برادرانش ملزم‌اند که خداوند را از این بابت شکر کنند و از خدا طلب چیزی همانند او را داشته باشند و حسد نورزند. 

۱۶- به نیکویی نصرتش دهید. در موقع رو کردن دوست به احتیاجات او جواب دهد. نصرت یعنی برطرف کردن بلاهای سخت از برادران است. 

کسی که از ناموس برادر مؤمنش دفاع کند بهشت بر او واجب می‌گردد. هر کس برادر خود را غیاباً یاری کند خداوند او را در دنیا و آخرت یاری می‌کند. ما که شاید محتاج به دیگران نباشیم ولی محتاج به خدا که هستیم و مادامی که خدا نصرت خود را به ما به دوستان خود مرتبط می‌سازد باید آن‌ها را یاری کنیم و کسی که برادر خود را در موقع سختی‌ها تنها بگذارد باید منتظر روزی بماند که محتاج گشته و در آن روز خداوند او را خوار و ذلیل کند. رفع احتیاج مردم به مردم نعمت خداست. 

۱۷- از ناموس او محافظت کنید. در هنگامی‌که دوست شما در خانه نیست به خانواده‌ی او کمک کنید. 

۱۸- برآوردن حاجات دوست

۱۹- برای یافتن توفیق در کار‌ها یاری‌اش کند. 

۲۰- هنگام عطسه دعایش کند. 

۲۱- هنگام سردرگمی هدایتش کند. 

۲۲- سلامش را پاسخ دهد. 

۲۳- سخنش را شیرین و دل‌نشین جلوه دهد. 

۲۴- با دوست او دوست باشد. دوستان شما سه گروه‌اند: 

دوست شما، دوستِ دوست شما، دشمنِ دشمن شما و دشمنان شما سه دسته‌اند: دشمن شما، دوست دشمن شما و دشمن دوست شما امام صادق

۲۵- با او دشمنی نکنید. 

۲۶- چه ظالم و چه مظلوم یاری‌اش کنید اما اگر ظالم بود یاری شما آن است که او را از ظلم کردن بازدارید. و یاری شما در زمانی که مظلوم واقع شود آن است که او را در گرفتن حقش کمک کنید. 

۲۷- او را در دست دشمن‌‌ رها نکند طعمه دشمن نسازد. 

۲۸- او را خوار ننماید اگر با دوست خود به مقابله با دشمن رفتید بر شما واجب است که پشتیبان او باشید همان‌طور که او نیز باید پشتیبان شما باشد. 

۲۹- هر چه برای خود می‌پسندد برای دیگران هم بپسندد و برعکس.... 

روش‌های کسب دوستان

نه بدبینی مطلق و نه خوش‌بینی مطلق در برخورد با مردم داشته باشیم بلکه محترمانه رفتار کنیم. اگر توانستید دانا‌تر از مردم باشید ولی آن‌را به مردم نگویید. فخر نفروشید خداوند کسی را که باهوش‌تر از کسی نیافریده و هرکس را در جهت خاص از دیگران برتری بخشیده است پس هیچ جای فخرفروشی نیست. مؤمنان را تحقیر نکنید که کوچک‌ترین آن‌ها نزد خدا از جایگاه بزرگی برخوردار است. حدیث نبوی

مردم دو دسته‌اند یا برادر دینی یا همنوع شمایند. حضرت علی (ع) 

نخستین گام برای به دست آوردن دل مردم احترام قائل شدن برای همه است. دومین گام شخصیت خود را در برابر مردم بزرگ جلوه ندهد. سومین گام نسبت به دارایی‌های مردم حسد نورزد. 

نسبت به دوستان تواضع و فروتنی داشته باشید. اگرچه در مواردی بر‌تر از آن‌ها باشید زیرا تواضع از بزرگ به کوچک است و تواضع کوچک در مقابل بزرگ امری طبیعی است. 

اگر انسانی برای دیگران اهمیت قائل شود احترام و تکریم طبیعی آن‌ها را به دست می‌آورد نه مصنوعی زیرا طبیعت انسانی اقتضا دارد که در مقابل احترامی که می‌بیند احترام کند. 

چگونه به مردم احترام بگذاریم؟ 

هر انسانی از نکته یا نکاتی مثبت از نظر اخلاق و رفتار و غیره برخوردار است. ما باید این نکات را در او بیابیم و به تحسین آن بپردازیم حتی اگر اولین بار با او برخورد کنیم نظری به وی می‌افکنیم و نکته خوب را برای شروع باب بکار می‌بریم. 

اگر روزی شیطان به شما تلقین کرد که نسبت به یکی از افراد اهل قبله برتری دارید. اگر از شما مسن‌تر بود بگویید که در ایمان از من پیشی گرفته و از من بر‌تر است اگر هم‌سن شما بود بگویید من در ایمان خود یقین دارم و در کارهای این فرد تردید پس چرا یقین را فدای شک کنم و اگر دیدید مسلمانان شما را بزرگ می‌پندارند و شما را ستایش می‌کنند بگویید که این (دوست) از من بهتر و بر‌تر است ولی اگر از شما روی گرداندند بگویید این نتیجه‌ی گناهی است که کرده‌ام در این صورت زندگی راحت و آسوده خواهد بود. 

در جامعه بزرگ‌تر از خود را پدر و هم‌سن خود را برادر و کوچک‌تر از خود را فرزند حساب کن که بهترین مردمان کسانی هستند که خیری بیشتر می‌رسانند ولی توقع کمتری دارند و بالا‌ترین کسانی هستند که همچون پیامبران خیری را بدون توقع و چشم‌داشت به دیگران انجام می‌دهند. 

انسان باید به کسی که دوست اوست در مورد کار‌هایش شکرگزاری کند و از چیزی که از دوست به او می‌رسد تشکر کند. خداوند فرموده است شکر بنده‌ای را نپذیرم مگر اینکه از بنده‌ای که واسطه‌ی رساندن آن نعمت بوده نیز تشکر کرده باشد. انتظاری که از ما می‌رود این است که مشوّق خیر برای دوستان باشیم وگرنه کسانی هستند که مشوق برای دوستانمان در کارهای بد هستند. کاری کنید که شخص مقابل شما احساس کند همیشه شخص مهمی است. 

ستایش بیش از استحقاق تملق است و دوری در ادای این حق کوری و حسد است. حضرت علی (ع) 

تملق یعنی ستایش طرف در اموری که در او وجود ندارد ولی ستایش برعکس است. ستایش از دل برمی‌خیزد و تملق از زبان. ستایش بدون چشم‌داشت است ولی تملق برای نفع طلبی. 

گوش دادن: 

باید گوش دادنت دو چندان باشد زیرا تو را دو گوش‌داده‌اند و یک زبان، همچنین برای جلب دوستی باید به سخن دوست گوش داد تا بفهمد برای او ارزش قائل هستیم. 

ترک جدل: 

در جدل هر یک از طرفین می‌خواهد ثابت کند که او بر حق است و طرف دیگر بر باطل می‌رود. در مجادله حقی در بین نیست تا از طرفین ضایع شود تا دیگری بخواهد آن را احقاق کند بلکه هدف از مجادله آن است که هر یک از طرفین می‌خواهد اثبات کند که نظرش صحیح و سخنش حق و راستین است و دوست او نیز باطل و سخنش دروغ و نیرنگ است. 

قرآن کریم: با آن‌ها به نیکویی مجادله کن تا‌‌ همان کس که گویی دشمن توست دوست تو گردد. 

حدیث: تا مرد جدل را ترک نکند هر چند محقق (بر حق) باشد ایمانش کامل نمی‌باشد چون جدل از حُبِّ ‌نفس سرچشمه می‌گیرد و باعث می‌گردد که شخص به دلیل پیروی از هوای نفس خود و باطل را در هم بیامیزد. 

با حلیم و سفیه مجادله مکن زیرا حلیم بعد از مجادله تو را ترک می‌کند و سفیه نیز بعد از مجادله درصدد انتقام بر می‌آید اگر چه در مجادله شکست خورد. 

ترک قول به این معنی نیست که دهانمان را بدوزیم و اصلاً حرفی نزنیم بلکه باید آن‌را به بهترین شیوه انجام دهیم وجادلهم به ان هی احسن و چهار نکته‌ی ریز را باید در نظر داشته باشیم: 

۱- باید هدف از مجادله حق باشد و هنگام دفاع از چیزی نباید به خودمحوری و دفاع از خود بپردازیم بلکه باید دفاع از حق باشد. 

۲- به طرف مقابل توهین روا مدارید و او را مسخره نکنید. 

۳- با او بد زبان نباشید و سخنان بیهوده به زبان مرانید زیرا شخصیت فرد جریحه‌دار می‌شود و فوراً به دفاع از خود می‌پردازد و کار مجادله به جایی نمی‌کشد. 

۴- شما به باورهایی که به آن‌ها ایمان دارید تأکید کنید بدون این‌که به باورهای طرف مقابل توهین کنید چون شخص در جهت دفاع جدی بر می‌آید و کم‌کم باهمین دفاع باور او مستحکمتر می‌شود. 

چگونه با اشتباهات برخورد کنیم؟ 

انسان جایزالخطاست

به دو روش: 

۱- اگر شما در حق دیگران مرتکب خطا و اشتباه شده باشید. در این صورت باید با دیگران روراست باشیم. پیش از تهمت زدن به دیگران به معایب خود نگاه کنیم و پیش وجدان به آن‌ها اعتراف کنیم. 

اقرار به معاصی نزد دیگران حرام است زیرا این‌کار باعث اشاعه گناه و سپس از بین رفتن قبح آن از نظر مردم می‌شود. ولی در مورد اشتباهات، اسلام از ما می‌خواهد که در برابر مردم به آن‌ها اعتراف کنیم و آن‌هم به نشانه بازگشت از اشتباهات و عذرخواهی از مردم از بابت آن. پیش از آن‌که حقایق را به شما تحمیل کنند به اشتباه خود اعتراف کنید. 

انسان وقتی به عیب‌های دیگران نگاه می‌کند همچون آینه‌ای است که فقط آن‌ها را منعکس می‌کند ولی اگر به اشتباهات خود اعتراف کند حداقل درصدد رفع آن برمی‌آید. در دو جا لازم است که انسان حتماً به اشتباه خود اعتراف کند. 

۱- هنگام مباحثه با دوستان. اگر نظر یا دلیل نادرستی ارائه کردید لازم است به اشتباه خود اعتراف کنید. 

۲- هنگامی‌که بر اساس باورهای نادرست یک موضع‌گیری معینی می‌کنید ولی بعد معلوم می‌شود که باورهای شما غلط بوده است حرف خود را پس بگیرید. 

اعتراف به اشتباه می‌تواند کلید بسیاری از مشکل‌ها باشد

روش دوم: اگر دیگران در حق ما اشتباه کنند. اولین گام این است که به‌ دنبال لغزش‌های دیگران نباشیم و معایب آن‌ها را به دل نگیریم. 

عیب و خطا زشت است ولی اشاعه‌ی آن زشت‌تر. کسی که معایب دیگران را فاش می‌کند می‌خواهد آن را در برابر گناهان خود قرار دهد و سرپوشی برای خود حاصل کند. حدیث نبوی: چنین باش که مبغوض‌ترین و دور‌ترین مردم نسبت به شما عیب‌جو‌ترین آن‌ها باشد. با کسی که می‌گویند در حق شما بَد کرده است خصومت مکن بلکه باکسی خصومت کن که خبر آن‌را به شما رسانده است. قاعده مهم

گام سوم جریحه‌دار نکردن غرور دوستانی است که مرتکب خطا شده‌اند. ما در مورد شخصِ خاطی باید کاری کنیم که به اشتباهش اعتراف کند نه اینکه با بیان اشتباهش او را در ادامه‌ی آن مصمم‌تر کنیم. شما می‌توانید با یک نظر و اشاره شخص را بر خطای خودش متوجه کنید نه مستقیماً با الفاظ. هیچ‌گاه سخن را با عبارت این امر یا آن امر را برایتان ثابت خواهم کرد آغاز نکنید زیرا معادل این است که بگوییم: برتری خود را به تو ثابت می‌کنم و الی آخر. 

وقتی‌که کسی در موردی نظر می‌دهد و نظرش به نظر ما صحیح نیست نظر خود را این‌طور ابراز می‌داریم: من نظر دیگری ندارم شاید هم اشتباه باشد و... 

استقبال از عقاید دیگران درباره‌ی اشتباهات خودمان ضروری است. 

فضای دوستی 

محیط دوستی

هر چیزی فضایی می‌طلبد و فضای دوستی نیز اعتماد متقابل میان دوستان است که باعث رشد دوستی می‌شود. مردم به سه گروه تقسیم می‌شوند: کسانی که حسن ظن بیش از حد دارند ـ کسانی که سوء ظن بیش از حد دارند کسانی که حد وسط را انتخاب کردند و نه به دوستان خود اعتماد مطلق دارند و نه به غریبه‌ها بدگمان‌اند. 

روش صحیح در معاشرت با مردم آن است که به هر انسانی اعتماد کامل نکنیم بلکه برای هر کس حساب جداگانه‌ای بازکرده و اعتماد ما به طرف دارای حد و مرز مشخصی باشد. دوست خود را دوست بدار ولی روزی را نیز در نظر داشته باشید که ممکن است دشمن تو گردد و با دشمنت چنان رفتار کن که شاید روزی دوست تو گردد. 

عده‌ای بد بینند ولی به بدبینی خود اهمیت نمی‌دهند و این‌ کار خوبی است. اگر دوست خود را در موقعیت ناشایستی دیدید و یا این‌که سخن غیر متوقعی از او شنیدید حق دارید نسبت به او سوءظن پیدا کنید ولی سعی کنید تنها با سوءظن بر علیه او موضع‌گیری نکنید بلکه باید صبر کنید تا سوء‌ظن شما مبدل به یقین شود و بر حذر باشید از اینکه سوء ظن باعث جدایی شما شود. همان‌طور که نباید نسبت به مردم سوءظن داشته باشید نباید خود را نیز در معرض تهمت و سوء‌ظن دیگران قرار دهید. کسی که می‌گوید بگذار مرا غیبت کنند تا أجر حاصل کنم، به ناحق بر خود جنایات روا می‌دارد. 

تواضع زمینه‌ساز دوستی

ذلت ناشی از نظر ضعف توأم با احساس خفت و پستی و حقارت است و این‌‌ همان چیزی است که در رفتار با حاکم مستبد وجود دارد اما تواضع، فروتنی ناشی از شور احترام به دیگران و عزت بخشیدن به آن‌ها است. 

فن تواضع

در اصل فن تواضع یعنی رفتار و کرداری چون سایر مردم داشته و مانند یکی از آن‌ها باشید. از روی رحمت و محبت با آن‌ها فروتن بوده و در مجلس آن‌ها در جایی بنشینید که مجلس به شما ختم شود و به یاد داشته باشید که قیمت مکان را مکان‌نشینی تعیین می‌کند نه برعکس. 

یکی از نشانه‌های تواضع این است که وسایل خود را خود برداری و بر دوش دیگران نگذاری. از دیگر نشانه‌های آن این است که هر کاری مردم می‌کنند شما نیز‌‌ همان کار را بکنید. نشانه دیگر: انسان در میان اقران خویش متمایز نباشد. 

نشانه‌ی دیگر: آنچه را دوست داریم مردم به ما بدهند به آن‌ها بدهیم. 

والله لاتحب بالمتکبرین: انگیزه‌ی کبر یا ناشی از بلندپروازی است یا ناشی از احساس حقارت است که فردی می‌خواهد خودش را بلند جلوه دهد. تواضع ناشی از احساس رفعت و عزت است. 

بهترین روش رفتار با مردم

برای به دست آوردن دوستی مردم نیز وضع به همین صورت است یعنی باید به دلخواه مردم حرف بزنید تا بتوانید دل‌های آن‌ها را به دست آورید. اگر فقط یک راز برای موفقیت وجود داشته باشد چیزی جز درک دیدگاه طرف مقابل و نگاه کردن به مسائل از دیدگاه او نیست. برای استمرار روابط انسانی چگونه باید رفتار کرد؟ 

باید دل‌های مردم را به دست آورید و بر اساس اخلاق متعالی با انسانی دیگر رفتار کنید. اگر بخواهید کسی را به کار خیری وادار کنید باید به او بگویید: من شما را انسان خیّری می‌بینم و اما این برای چه؟ زیرا شما تصور زیبایی از او در ذهن خود ترسیم نموده و به انگیزه‌ی پاک موجود در قلب او متوسل شده‌اید و هر انسان قلباً خیرخواه است و اگر بخواهید او را به کار خیری وادار کنید اندکی تحریک لازم است تا عشق به خیر را در وجود او به وجود آورید. 

ابزارهای طبیعی برای تحریک انگیزه‌های پاک مردم

انصاف

اگر می‌خواهد نظر خود را به کسی بقبولانید نظر خود را در ترازوی نقد بگذارید و از او بخواهید منصفانه نظر خود را بیان کند یعنی قضاوت را به او واگذار کنید نه خود. اگر قضاوتش نادرست بود سعی کنید او را با لطف و مهربانی توجیه کنید زیرا قضاوت نادرست با التزام به انصاف که در هر انسانی وجود دارد در تعارض است. شما برای تعدیل قضاوت او به محبت، شجاعت و سایر صفات او متوسل شوید و او را برانگیزید. خواهید دید که با سعه‌ی صدر خواهد پذیرفت. 

یک قاعده‌ی مهم: هر عملی عکس‌العملی در پی خواهد داشت. جواب خوب، خوب است و جواب بد، بد است. 

ضرب‌المثلی است که می‌گوید: با یک نقطه عسل بیش از یک بشکه خنطل می‌توان پروانه شکار کرد. این نقطه عسل که همانا مدارا و نرم‌خویی است باید با آن دوستانی را جلب کنیم و به زودی از دست ندهیم. 

محمد فرستاده‌ی خداست و یاران و همراهانش بر کافران بسیار سخت دل و با یکدیگر مشفق و مهربانند و نسبت به مؤمنان مدارا و به کافران سرافراز قرآن کریم

اهمیت مدارا زیاد است که در زیر به قسمتی از آن اشاره می‌شود: 

۱- مدارا عامل موفقیت است (مدارا کلید موفقیت است). 

۲- مدارا و نرم‌خویی نشانه‌ی کَرَم است. نرم‌خویی با تندخویان از کرامت طبع است. 

۳- مدارا نشانه‌ی پاکی و نجابت انسان است. مدارا کن تا توفیق یابی

۴- مدارا و نرم‌خویی مشکلات را آسان می‌کند چه سختی‌هایی طبیعت و چه سختی‌های بشری: ساختن چرخ‌های اتومبیل. 

۵- مدارا سبب ارائه دوستی است. کسی که سخنش نرم است محبتش واجب می‌گردد. 

باهمه‌ی این مسایل نرم‌خویی و مدارای مطلوب باید به جا و در محدوده‌ای باشد که اسلام تعیین فرموده است. نه به صورت مطلق و بی‌حد و مرز. نرم‌خو باش ولی نه از روی ضعف، تندخو باش بدون خشونت. نرم‌خویی مطلوب است ولی وارفتگی بسیار ناپسند. هر چند سخت‌گیری در مسایل تربیتی گاهی لازم است ولی خشونت کار پسندیده‌ای نیست. 

برای دیدگاه دیگران ارزش قائل شویم

بحث و مناقشه برای کسب علم و استحکام تجربه‌ها و آگاهی‌هاست و همین‌طور راه و روشی است برای تفهیم و تفاهم. منتها اگر به روش درست انجام شود. برای مناقشه‌ی صحیح چند نکته را در نظر گیرید: 

۱- بحث و مناقشه را از نقاط مورد اتفاق شروع کنید. زیرا دل طرف را به دست می‌آورید و از غرور و خودخواهی به دور می‌باشید. روش صحیح در بحث آن است که به آن‌ها بفهمانید همراه‌شان هستید و نقاط مشترک بسیاری باهم دارید و از این طریق آن‌ها را به خود جذب کنید. 

۲- سعی کنید دیدگاه‌های دیگران را درک کنید. به حکم عقل باید شریک عقل دیگران باشیم و این وقتی می‌سر است که خود را به جای آن‌ها قرار داده و از زاویه‌ی دید آن‌ها به امور بنگریم. مانند حضرت ابراهیم و خورشید و ماه و اثبات خدا مثلاً اگر بخواهیم دیدگاه‌های کسی را تغییر دهیم لازم است که ابتدا به مسایل از دید او بنگریم و سپس سعی کرده در ذهن او نفوذ کرده و نقاط ضعف او را بیابیم و نظرش را تغییر دهیم. 

حضرت علی: هر که برادر خود را در نهان نصیحت کند او را زینت داده و هر که آشکارا موعظه‌اش کند خوارش کرده است. به خطاهای طرف مقابل به صورت غیرمستقیم اشاره کن. اشاره غیرمستقیم به اشتباه از توضیح رساندن موثر‌تر است زیرا توضیح ابهت طرف را خدشه‌دار می‌کند و او را بر ادامه‌ی اشتباه مسر می‌کند. 

پنج توصیه برای اصلاح

توصیه اول: 

به هیچ کس امر و نهی نکنید بلکه هر چه خواستید خواهش کنید. زیرا هر کسی برای خود کرامتی قائل است و راضی نمی‌شود دیگران به او امر و نهی کنند و به او دستور بدهند. همچنان که حاکمان در نوشتن امری برای حاکمی یا فرمانداری آن را به صورت امری نمی‌نوشتند بلکه می‌گفتند اگر این‌کار را بکنید بهتر است و هم‌چنین شیوه‌ی قرآن کریم نیز همین طور است. خواهش دیگران را وادار می‌سازد که با او خود گذشتگی کار را انجام دهند ولی فرمان‌ها آن‌ها را وادار می‌سازد که آن کار را در حدی انجام دهند که مورد بازخواست قرار نگیرند. 

از طرف دیگر پیشنهاد و خواهش باعث می‌شود که شخص به راحتی اشتباهات را جبران کند زیرا در این صورت احساسش جریحه‌دار نشده و شخصیتِ مهم بودنش محفوظ است و ارضا می‌شود و علاوه بر آن به جای لجاجت به سوی تعاون سوق داده می‌شود. 

توصیه دوم: 

آبروی طرف مقابل را نریزید. در اسلام هیچ‌کس مجاز به ریختن آبروی خود نیست زیرا انسان بر کرامت خود مالکیت ندارد و مالک آن خداست و کسی نمی‌تواند از آبروی خودش بگذرد حال انسان چگونه می‌تواند آبروی دوست خود یا دیگری را بریزد. 

چند لحظه فکر کردن یا یکی دو کلمه‌ی مؤدبانه به کار بردن و درک موقعیت طرف مقابل برای کاستن از شدت وحدت لطمه مؤثر و مفید است. 

پیامبراکرم (ص) فرموده بر سه گروه رحمت آورید: عزیزی که به ذلّت افتاده باشد. عالمی که میان جاهلان تباه شده باشد. ثروتمندی که به فقر مبتلا گردیده باشد. 

توصیه سوم

خوبی‌های مردم را بازگو کنید و آن‌ها را در انجام کارهای خیر تشویق کنید. زیرا انتقاد از خاطی روش درستی نیست و باعث می‌شود طرف مقابل از خود عکس‌العمل منفی نشان دهد. 

توصیه چهارم: 

به مردم اطمینان بدهید که می‌توانند خود را اصلاح کنند یعنی اعتماد به‌نفس ایجاد کنید. مثلاً اگر از کسی بخواهید در جایی سخنرانی کند نباید به او بگویید شما باید در فلان جا سخنرانی کنید هر چند می‌دانم قدرت و توانایی آن را ندارید. 

توصیه پنجم: 

کاری کنید که طرف احساس مسئولیت کند. واگذاری مسئولیت به دیگران شخص را وادار می‌کند تا خود را چنان نشان دهد که شما انتظار دارید. 

مُعاتَبَه: ناز کردن، خشمگین شدن

تَنَافَسَ: رقابت کردن، پیشی جستن

حدود دوستی

امام صادق: دوستی حدودی دارد و هر که به‌طور کامل در آن محدوده نیست کمال دوستی را به او نسبت می‌دهید و پس ادامه می‌دهد: 

۱- نخست آن‌که ظاهر و باطنش با تو یکی باشد. در دوستی باید زبان و دل آن‌ها و مشکلات آن‌ها یکی باشد. و او از مشکلات و شادی‌های یکدیگر خبر داشته و به باطن همدیگر آگاهی داشته باشند. 

۲- خوبی خود را خوبی تو بداند و بدی تو را بدی خود بداند. 

رفاقتی که بر خوبی‌ها، حلم و ایثار بنا گردیده باشد رفاقتی حقیقی است. ولی رفاقتی که در مشکلات و سختی‌ها ت‌‌نهایت بگذارد. بی‌شباهت به رفاقت متملقان نیست. 

۳- مال و مقام نظر او را نسبت به تو تغییر ندهد. 

۴- در حد توان از کمک به تو دریغ نورزد. 

۵- در سختی‌ها ت‌‌نهایت نگذارد. 

اسلام برای این‌که دوستی‌ها ثمربخش بمانند و احترام یکدیگر را نگه‌دارند مجموعه آداب زیر را تجویز می‌کند: 

۱- اجازه‌ی ورود گرفتن. زیرا شاید دوستتان یا هر کس دیگری در وضعیتی باشد که دوست نداشته باشد شما او را ببینید. ولی متأسفانه عده‌ای قبل از ورود به جایی ابتدا از روزنه‌ی دریا جایی تمام منزل را زیر نظر می‌گذارند و بعداً در می‌زنند. 

۲- سلام قبل از هر کلام دیگری. زیرا سلام هر چند کار کوچک و ساده است ولی نتیجه‌ی بزرگی می‌بخشد و همچون تقدیم گلی است برای طرف مقابل. رهگذر باید به نشسته سلام کند، سواره به پیاده و تعداد کم بر تعداد زیاد. امام صادق

۳- اگر کسی وارد مجلس شد باید به او احترام گذاشت. حرمت من از حرمت کعبه عظیم‌تر است. حدیث شریفه. 

۴- جای او را در مجلس باز کردن. وقتی‌که کسی وارد مجلس می‌شود می‌توانید با جمله بفرمایید در کنار من بشینید احساس حقارت را در او از بین ببرید. پیامبر اکرم (ص) فرموده است: سه چیز دوستی مرد را نسبت به برادرش زیاد می‌کند: اگر با او ملاقات کردی با گشاده‌رویی با او ملاقات کند و برایش در مجلس جا باز کند و او را با بهترین نام‌هایی که دوست دارد خطاب کند. 

۵- در حضور با لقب خطاب شود و در غیاب با نام یاد گردد. 

۶- آداب نشستن. وقتی نزد کسی نشسته‌اید طوری بنشینید که نشان دهد به او احترام قائل هستید. پیامبراکرم (ص) به سه صورت چمباته‌ای و دو زانو و یا اینکه یک پا را خم کرده و پای دیگر را روی او قرار می‌دهد می‌نشست. زیرا در این سه حالت بدن انسان کوچک‌تر می‌نمایاند و جای کمتری را اشغال می‌کند و طرف مقابل شما را متواضع می‌بیند نه متکبر. 

۷- تهنیت عطسه. 

۸- ترک مزاح. مزاح دو نوع است. مزاحی که اهانت دیگری را در بر دارد و مزاحی که فقط شوخی است و بکار بردن واژه‌های لطیف و نشاط‌آور. و همین‌طور دو نوع (شوخی کننده) داریم یکی دارای چنان شوخ‌طبعی است که هیچ‌چیز را جدی نمی‌گیرد و دیگر در حالت جدی است و فقط گاهی اوقات و بستگی به مناسبت مزاح می‌کند. 

نوع اول شرعاً حرام است و علاوه بر آن اصلاً لطافتی در آن نیست. ولی نوع دوم که بذله‌گویی است مستحب و باعث به دست آوردن دل مردم و دوستان است. 

اگر در مزاح توهین و اهانتی به دیگران می‌شود مزاح نکنید البته در مورد داستان‌های تاریخی و شخصیت‌هایی همچون حجمی و ملاصدرا اشکالی ندارد. 

۹- در گوشی صحبت نکردن در حضور جمع. ما دو نوع مجلس داریم مجلس عام که مردمان زیادی در آن شرکت دارند و مجلس خاص که محدود به چند نفر است. 

اگر مجلس عمومی بود در گوشی صحبت کردن نه تنها اشکالی ندارد بلکه در مجالس بزرگ خیلی طبیعی و عادی است. اما اگر مجلس خصوصی بود و شامل چند نفر محدود از دوستان در گوشی صحبت کردن اهانت به دیگران است. 

۱۰- نامه‌نگاری به هنگام سفر. 

چهار توصیه برای استمرار دوستی

توصیه اول: 

غنیمت شمردن اقبال مردم برای دوستی با آن‌ها. انسان باید همواره از فرصت‌هایی که برای گرفتن دوستی جدید برایش پیش می‌آید استفاده کند و آن‌ را غنیمت شمارد. رد کردن کسی که به دوستی شما رغبت دارد بد اقبالی است و رغبت شما به کسی که تمایلی به شما ندارد خوار کردن خود است. البته باید از بعضی انسان‌ها به خاطر معصیتشان دوری کرد که این کار هم انسانی است و هم اسلامی. 

توصیه دوم: 

فراموش نکردن دوستان قدیم. دوستی همچون درختی است که ارزش آن به رشد و سابقه‌ی باروریش دارد. هم چنانکه گفته‌اند: همه چیز به تازگی خوب است الا سه چیز: دوستی، سرکه، حمام. 

دوستی که سابقه‌اش بیشتر باشد بهتر از خصوصیات او و باطن او خبر داریم و می‌توانیم در برخورد با او، آن‌ها را در نظر گرفته و معایب او را در نظر داشته باشیم. دوست قدیمی به سه جهت ارزش دارد: 

۱- دوست قدیمی انسان همچون تاریخ زندگانی ماست هر چه به او نگاه کنیم بیشتر خاطرات تلخ و شیرین گذشته در او نمایان می‌شود. 

۲- دوستان قدیمی اغلب به دلیل زیاد ماندن با آن‌ها مورد آزمایش قرار گرفته و به افکار او پی برده‌اید و از این آزمایش‌ها سربلندانه بیرون آمده‌اند. بنابراین دوستی آن‌ها پیوند متین و محکمی است که ناگسستنی است. 

۳- پیوند شما با او پیوندی است متین که بر پایه‌ی فرهنگی صحیح استوار گشته و هیچ نقطه‌ی شک و تردیدی در آن نیست. پیوندی است فطری و همان‌گونه که خداوند متعال خلق فرموده بنابراین دوستان قدیم را حفظ کنیم و از کسب دوستان جدید خسته نشویم. 

توصیه سوم: 

ادامه‌ی رابطه در مقابل قطع آن. هر انسانی همچنان که دیوار خانه‌اش خراب شود در صدد تعمیر آن برمی‌آید باید وقتی که در روابط دوستانه خللی وارد آمد درصدد رفع آن خلل و اشکال بکوشد و اگر دوست با او قطع ارتباط نمود کاری کند که رابطه از سر گرفته شود و اگر هم موفق نبود حداقل روزنه‌ای را باقی بگذارد تا در صورت تمایل دوست بتواند رابطه را آغاز کند. اگر دوست از گروهی است که نباید با وی دوستی نمود‌‌ همان بهتر که قطع رابطه کرد ولی اگر از دوستان خوب است نباید با وی قطع رابطه کرد و اگر احیاناً او قطع رابطه نماید باید دید و بازدیدهای خود را افزایش داده و جواب جفای آن‌ها را باوفا بدهیم. و هنگامی‌که خسّت به خرج می‌دهد تو سخاوتمند باش و هنگام دوری او به او نزدیک شو و در زمان خشمگینی با او نرمی کن و هنگام خطا، عذری برایش بتراش تو گویی در مقابل او چون بنده‌ای هستی. حضرت علی

شاید بعضی بگویند اگر ما در مقابل بعضی‌ها حتی دوست بنده‌ای باشیم پس حدیثی که می‌گوید: خداوند اختیار ذاتی را به او داده است... ولی اختیار این را به او نداده که خود را ذلیل کند، چه می‌شود. پاسخ بر حذر باش از این‌که آن را در جایی غیر از جای خود قرار دهی و یا آن ‌را برای کسی که شایسته‌ی آن نیست انجام دهی حضرت علی و برای آن چند معیار است اولاً برای چه کسی و ثانیاً کی و چگونه و برای چه. 

توصیه‌ی چهارم: 

وساطت دو دوست متخاصم. 

دوستان جایزالخطا هستند و دچار اشتباه شده و گاهی باهم قهر می‌کنند در این میان باید یک نفر باشد که وظیفه‌ی انسانی خود را به جا آورده و آن‌ها را با یکدیگر دوست گرداند و حتی در این راه به دروغ هم متوسل شود اما در جهت خیر نه در جهت بد. دروغ در سه مورد جایز است: 

۱- مردی که در جنگ خدعه کند. مردی که میان دو نفر را اصلاح کند مردی که قول چیزی را به خانواده‌اش داده و نمی‌تواند آن را انجام دهد. وقتی‌که میان دو دوست اختلاف افتاد تو با دسته گلی زیبا میان آن‌ها وساطت کن. اموری جزیی که نتایج بزرگی می‌دهند: 

الف) هدیه دادن

هدیه رمز محبت و کلید دل‌هاست. آثار هدیه: 

۱- اکرام برادران: ارزش هدیه بسته به ارزش معنوی آن است نه ارزش مادی آن. با هدیه دادن فرد منزلت خود را بالا برده و به او احترام گذاشته است و احساس شخصیت را در او به وجود می‌آورد. 

۲- هدیه کوتاه‌ترین راه برای دستیابی به دل‌های مردم است. هدیه دارای ارزش معنوی است و از طریق آن کوتاه‌ترین راه را برای رسیدن به قلب نوشت خود طی کرده‌اند. هدیه محبت بر جای می‌نهد پیامبراکرم (ص). 

۳- هدیه روابط میان دوستان را تجدید می‌کند. 

۴- هدیه کینه‌های قدیمی را می‌شوید. 

۵- هدیه حاجت‌ها را برآورده می‌سازد اگر شکلی نزد کسی داشتید و او در حل آن تساهل به خرج داد بهترین راه این است که به او هدیه دهید زیرا هدیه هم چنان‌که کلید درهای بسته است کلید قلب دوستان نیز هست. 

۶- هدیه زیبا‌ترین پاسخ به هدایاست. انسان نباید فقط هدیه‌گیر باشد بلکه باید هدیه نیز بدهد زیرا اگر یک طرفه باشد استمرار ندارد. شاید این سؤال برای بعضی‌ها پیش بیاید اگر هدیه دادن و گرفتن به صورت مساوی انجام گیرد چه فایده‌ای در بر دارد؟ جواب: ارزش هدیه بیشتر به رمز آن بستگی دارد تا به قیمت مادی آن بنابراین شما با تلافی هدیه ارزش معنوی آن را کسب می‌کنید که عبارت است از: تعلیق محبت و استحکام روابط دوستان. از طرفی هدیه می‌تواند فقط یک کلمه‌ی نیکو یا راهنمایی گمراهی و اظهار تشکر و... باشد. 

* زیارت دوستان: 

زیارت دوستان به مانند میخی است که در تثبیت تابلویی به کار می‌رود که هر چه دوام آن بیشتر شود دوستی نیز بیشتر می‌شود و اگر زیارت قطع گردد دوستان از یاد خواهند رفت و از همه مهم‌تر دو نامیه بسیار مهم دارد: 

۱- ثواب اُخروی

۲- فایده‌ی فکری، سیاسی، اجتماعی حاصل از تبادل افکار. 

پیامبراکرم (ص) می‌فرماید: سال‌ها راه برو تا پدر و مادرت را زیارت کنی، یک سال راه برو تا صله ارحام بجای آوری یک فرسخ راه برو تا مریض را عیادت کنی، دو فرسخ راه برو تا جنازه‌ای را تشییع کنی، سه فرسخ راه برو تا دعوتی را اجابت کنی چهار فرسخ راه برو و برادرت را زیارت کن، پنج فرسخ راه برو و مظلومی را نصرت رسان، شش فرسخ راه برو به دادن ستم دیده‌ای برس تا مورد مغفرت قرار گیری. شاید بعضی بگویند دلیل برای زیارت دوستان نداریم ولی زیارت خود بهترین دلیل است. نگاه محبت‌آمیز مؤمن به مؤمن عبادت است زین العابدین

ج) مصافحه و معانقه

مصافحه علاوه بر سلامت عالم دوستی از علل مهم موفقیت در زندگی نیز هست. مصاحفه رمز محبت است. به همین دلیل است که طراحان و نقاشان برای نشان دادن محبت دو دست که همدیگر را فشار می‌دهند نقاشی می‌کنند و همچنین بر روی کارت‌های دعوت ازدواج به نشانه‌ی قائم بودن ازدواج بر پایه‌ی محبت و عشق از دو دست در حال مصافحه استفاده می‌کنند. شکی نیست اگر شما نظر بدی درباره‌ی شخص داشته باشید و در یک ملاقات دست شما را به گرمی فشار دهد نظر شما درباره‌ی او تغییر خواهد کرد. دانش نوین، عصبی را میان انگشت صبّابه و انگشت شصت کشف نموده که هنگام مصافحه فشاری توسط دست طرف مقابل بر آن وارد می‌گردد و همین امر باعث به جا ماندن اثر مثبتی روی اعصاب می‌شود که در نتیجه‌ی آن هر دو طرف احساس آرامش می‌کنند. اما تبسم حالاتی که صورت به خود می‌گیرد صدایی مؤثر‌تر و عمیق‌تر از صدای زبان انسان دارد و گویی لبخند از زبان صاحبش می‌گوید: من تو را دوست دارم، تو مایه‌ی سعادت منی، من از دیدنت خوشبختم. اگر انگیزه‌ای برای لبخند زدن ندارید اولاً خود را به اکراه به لبخند زدن وادار کنید ثانیاً به صورت یک انسان خوشحال ظاهر شوید. مدتی نخواهد گذشت مگر اینکه خود را حقیقتاً سعادتمند خواهید دید. 

لبخند سعادت و خوشبختی را در خانه می‌پراکند و خوش‌نامی را در محل کار و لبخند امضای میثاق محبت دوستان است. لبخند آسایش خستگی، جرقه‌ی امید بی‌نوا، و زیبا‌ترین برای انسان‌های غمگین و بهترین حلال مشکلاتی است که در خزانه‌ی طبیعت وجود دارد. 

۵- روبوسی با دوست: 

اگر انسان ملاقات خود را با دوستش به بوسه آراست ثمرات مرتبط بر محبت را جملگی از آن خودساخته و ریشه‌های آن را در جان خود و دوستش عمیق‌تر ساخته است و بهترین جا برای بوسیدن دوست میان دو چشم او یعنی جایی که نور ایمان از آن ساطع می‌شود. 

ر) اطعام طعام

اطعام دو فایده دارد: یکی جهانی و دیگری اخروی. فایده‌ی دنیوی آن تقویت صفات متعالی انسان از قبیل کَرَم، محبت و اخلاق است و علاوه بر آن، اطعام یکی از راه‌های کسب دوستان و برادران است و در تحکیم روابط اجتماعی نقش بسزایی دارد. اما از لحاظ اخروی اطعام ثواب بزرگی نزد خداوند دارد. 

خ) دعا برای دوستان

دوستی در اسلام یک رابطه واقعی میان مسلمانان است نه فقط یک امر ظاهری از این‌رو دعا از حقوقی است که دوست بر دوست خود دارد. هر چند که دعا در غیاب دوست باشد. 

آگاه کردن دوست به محبتی که نسبت به او دارید: وقتی به دوست خود بگویید دوستش دارید احساسی به محبت متقابل را در او به وجود می‌آورید. اظهار محبت کلمه‌ی کوچکی است ولی در روابط انسانی مردم تأثیر فوق‌العاده‌ای دارد زیرا محبت مانند عطر می‌ماند تا درِ شیشه‌ی آن ‌را برندارید بوی خوش آن به مشام نمی‌رسد. 

ک) مقابله به مثل با دوستان

خدمت را با خدمت، هدیه را با هدیه، عمل را با عمل جبران کنید و این حداقل انتظاری است که در مورد دوستان از شما انتظار می‌رود. 

ق) دوست را خود شمردن

دوستی ایجاب می‌کند که دوست را خود شمردن و خود را در اختیار دوست قرار داده، مالت را به او عاریت دهید و از به خشم آوردنش احتراز کنید. مؤمن باید آیینه‌ی برادر مؤمنش باشد. معایب و محاسن او را نشان دهد. نقاط ضعف را به او بنمایاند تا از آن‌ها دوری گزیند. 

م) او را شاد گردانید. 

ص) درباره‌ی مسائلی با او صحبت کنید که برایش اهمیت دارد با هر کسی راجع‌ به اموری صحبت کنید که برایش مهم است. خواهید دید به شما مایل شده و از صحبت با شما احساس آرامش می‌کند و این یک اصل مهم در دوستی است وقتی می‌گوییم صحبت شما در مورد مسایل مورد علاقه‌ی دیگران باشد بدین معنا نیست که از تمایلات و خواسته‌های خود صرف‌نظر کنید بلکه اگر پیام و رسالتی داشته باشید می‌توانید آن را از اینکه به آن‌ها تفهیم کرده و به سمعشان برسانید. 

ش) راز او را بپوشانیم

هر کسی اَسراری برای خود دارد اگر چه شاید از نظر مردم چندان اهمیتی نداشته باشند ولی برای خود شخص دارای اهمیت زیادی می‌باشند و فاش کردن آن‌ها در حکم هتک حرمت تلقی بشوند. هیچ انسانی در اسلام حق استراق سمع، کشف و افشای اخبار و اسرار مردم را ندارد. 

عده‌ای هستند که برای تجسس خود دلیل تراشی می‌کنند می‌گویند گوش دادن و فاش کردن فلان کار فلان کس چندان اهمیتی ندارد ولی در حقیقت باید گفت که این دلیل موجه نیست و این صاحب راز است که اهمیت آن‌ را تعیین می‌کند نه فاش کننده و شنونده‌ی آن. 

این‌که در مورد راز‌ها چه رفتاری با مردم داشته باشیم دو اصل مهم وجود دارد: 

۱- آنچه یک دوست نباید بداند و به او مربوط نیست نباید بداند زیرا دانستن آن برایش سودی ندارد و همین طور افشای آن برای صاحب سر نیز فایده‌ای در بر ندارد. 

۲- راز خود را جز به مؤمنی که تجربه‌ی صدق و ایمان و وفاداری او را به اثبات رسانده به کس دیگر نگویید. 

هـ) دوستی با دوستانش و دشمنی با دشمنانش. 

و) حفظ نام دوست

هر کسی دوست دارد نام او برای همیشه بماند زیرا وجود خود را در این نام می‌داند. از این رو یکی از راه‌های به دست آوردن دل مردم حفظ نام آن‌ها است. پیامبراکرم (ص) سه چیز محبت دوست را نسبت به دوستش خلوص می‌بخشد: با خوش‌رویی ملاقاتش کند، در مجلس جا برایش باز کند او را با نامی که بیشتر درست دارد خطاب کنید. 

ی) وفایی به عهد با دوستان

زیرا خلف وعده اعتماد میان مردم را می‌شکند. 

خ) آراستن خود در مقابل دوستان

ضرب‌المثل عربی: هر چه دوست داری بخور ولی هر چه مردم‌دوست دارند بپوش. زیرا جایز نیست با مردم چنان‌که خود دوست دارید معاشرت کنید، بلکه باید در مرحله‌ی اول نظر آن‌ها را تأمین کنید. 

اسلام دستور می‌دهد: انسان در مقابل دوستان آراسته و خوش‌بو ظاهر گردد و دست و دهان خود را به خاطر آن‌ها تمییز کند. خداوند زیبایی و آراستگی را دوست دارد و از گرفتگی و تظاهر به فقر بیزار است. 

چ) دانستن محل زندگی دوست و خانواده‌اش

زیرا این مسایل، دوستی را عمق می‌بخشد و به استمرار دوستی کمک می‌کند. 

* دوستی با خانواده

انسان باید علاوه بر اینکه با دیگران دوست باشد با افراد خانواده‌ی خود نیز دوست باشد. پدر با فرزندان دوست باشد و فرزندان با پدر مادر. نه این‌که مردم به شما نزدیک‌تر باشند تا افراد خانواده. 

روابط افراد خانواده باهم باید بر اساس اصول انسانی و مبنی بر عشق و محبت و التزام و پایبندی به کلیه‌ی ابعاد دوستی با دیگران باشد. 

شکی نیست که روابط درونی افراد خانواده با یکدیگر رابطه و تأثیر مستقیمی بر روابط خارجی انسان دارد. کسی که در محیط خانواده از محبت و برادری و مودت محروم باشد نمی‌تواند با مردم خوش‌اخلاق و خوش‌رفتار باشد.

بدون امتیاز