تحلیلی بر حمله به کوبانی در سوریه

تحلیلی بر حمله به کوبانی در سوریه

کرد‌ها و ضرورت درک جدیدی از امر سیاسی در جنبش

شهر کوبانی در نزدیکی مرز ترکیه بدنبال محاصره‌ی آن توسط شبه نظامیان داعش، بالاخره مورد تعرض قرار گرفت و مردم این شهر آواره‌ی ترکیه شدند. فاجعه‌ی کوبانی در ادامه‌ی موارد دیگری مانند «شنگال» به وقوع می‌پیوندد که در نتیجه‌ی آن تعداد زیادی از مردم غیرنظامی کرد - اکثر آن را زنان، کودکان و افراد مسن تشکیل می‌دادند- کشته، زخمی و اواره شدند. یادداشت حاضر به بررسی این وقایع از زاویه‌ی دیگری می‌پردازد که ناظر بر برداشت کرد‌ها از امر سیاسی است. 

شبه نظامیان داعش و حامیان منطقه‌ای آن‌ها، نه تنها دولت بشار اسد را از خطر سقوط حتمی نجات دادند و نیز کمک کردند تا «مالکی»، نخست وزیر سابق عراق بتواند از مسئولیت سیاستهای فرقه گرایانه‌ای که برای حذف عربهای سنی و کرد‌ها از دولت و قدرت سیاسی در عراق به اجرا درآورد، فرارکند و مصون از پیگرد قضایی شود؛ بلکه در حال از بین بردن اندک موفقیت‌هایی است که جنبش در بخشی از حوزه‌ی جغرافیایی خود – ترکیه- بدست آورده است. امری که مخالفان منطقه‌ای جنبش کرد‌ها بر آن اتفاق قول و عمل دارند. البته به نظر می‌رسد که به علت نوع درکی که کرد‌ها از سیاست و امر سیاسی دارند، کرد‌ها در اکثر موارد و در پیچ و خمهای حساس تاریخشان، دستاوردهای اندک خود را به راحتی برباد داده‌اند زیرا استراتژی مشخصی برای آینده نداشته‌اند. 

دولت ترکیه با هر ماهیتی که اکنون دارد و تردید نیست که ماهیت آن به نسبت گذشته‌ی این کشور، آتاتورکی و شووینستی نیست - هر چند انکار نمی‌کنم که شخصیت‌ها و احزاب آتاتورکیست و شوینیستی در ترکیه وجود دارند کما اینکه در هر کشوری این موضوع قابل توجه است- در داخل کشور سیاست تنش زدایی و اصلاح ساختاری را با هدف تبیین موقعیت کرد‌ها و دادن نقش بیشتر برای آن‌ها در سالهای اخیر درپیش گرفته و برخی از آثار آن را ناظران سیاسی و عموم مردم منطقه شاهد بوده‌اند. در سیاست خارجی خود در قبال اروپا نیز، برای کسب عضویت اتحادیه‌ی اروپا اصرار ورزیده و البته سیاست این کشور برای دادن امتیاز و حقوق شهروندی به کرد‌ها، در راستای تحقق سیاست خارجی ترکیه بوده است. در واقع می‌توان گفت تغییر وضعیت کرد‌ها برگ برنده‌ای برای ترکیه است که می‌تواند آن‌ها را به اروپا متصل کند. 

در ارتباط با منطقه، ترکیه از بعد از شکست تجربه‌ی بهار عربی تا کنون، سیاست تنش صفر با کشورهای منطقه را دنبال کرده است و تلاش داشته است تا از بحران آفرینی در منطقه خودداری نماید زیرا درگیر شدن در آتش جنگی منطقه‌ای، همه‌ی تلاشهای صورت گرفته برای عضویت در اتحادیه را از بین می‌برد. در این زمینه مخصوصا احزاب ناسیونالیست ترکیه بسیار مایلند تا این کشور عرصه‌ی جنگ و بحران داخلی و خارجی شود و از فرصت پیش آمده برای به قدرت رسیدن خود استفاده کنند زیرا آن‌ها مخالف عضویت ترکیه در اتحادیه‌ی اروپا هستند. اینکه دولت ترکیه از درگیری با داعش در خاک سوریه خودداری می‌کند در این راستاست. البته در ابتدای بحران سوریه، ترکیه با حمایت از گروه‌های مخالف دولت اسد که در یک ائتلاف گسترده متشکل شده بودند، همانند دیگر کشورهای منطقه در تقویت و تسلیح آن‌ها نقش بازی کرده بود که یکی از نتایج آن شکل گیری گروه شبه نظامی داعش از درون جبهه النصره بود. 

داعش گروهی نظامی است که با ادعای تشکیل حکومت دینی در منطقه، حضور خود را به صورت بسیار خشونت آمیزی نشان داد. گویی با منطق ایجاد رعب و ترس درنظرداشت تا ایده‌ی خود را اجرایی کند. با توجه به نقش رهبری نظامیان بعثی متشکل از نیروهای امنیتی سوریه و بعثی‌های عراق، مشخص است که اینان توانایی تشکیل دولت را ندارند اما با توجه به حمایت‌هایی نیز که از سوی دولت‌های منطقه دریافت می‌کردند توانایی بحران آفرینی، وحشت و کشتار جمعی را داشتند. حمله به موصل، شنگال و کشتارمردم این منطقه، به بردگی گرفتن مردم مخصوصا زنان و کودکان و کشتن اسیران از آن جمله بودند. به مدد معامله‌ی پنهانی بخشی از نیروهای پیشمرگه‌ی کردستان از پارتی و اتحادیه‌ی میهنی نیز موتور ماشین مرگ داعشیان روشن ماند و بعد از حمله‌ی هوایی ائتلاف غرب، مانند یک ارتش منظم متوجه بخش دیگری از کردستان در منتها الیه مرز سوریه با ترکیه در شهر کوبانی گشتند. این تغییر جهت در حالیست که بعد از درگیری داعش در کوبانی، عملا خیال آن‌ها از جبهه‌ی کردستان عراق و استانهای دیگر این کشور آسوده است و نگرانی از حمله‌ی ارتش عراق یا پیشمرگان کرد ندارند. 

از سوی دیگر، رقابت و تضاد موجود در میان گروه‌های کرد در هریک از کشورهای ترکیه، سوریه و عراق بیشترین آسیب را به جنبش رسانده و حداکثر فرصت را به کشورهای منطقه داده است تا به کنترل مستقیم جنبش به سوی خواسته‌های خود در سرکوب و یا بی‌اثر کردن آن بپردازند. موصل، شنگال و کوبانی در حال حاضر در واقع قربانی این رقابت‌ها و تضادهای داخلی در جنبش کرد‌ها شده‌اند. این امر نشاندهنده‌ی عدم وجود یک استراتژی برای اهداف و آینده‌ی مشخص و عقلانی برای جنبش در مناطق مختلف کردستان است. اینکه بعد از فراز و فرود زیاد، جنبش با هزینه‌ی زیاد توانست در ترکیه موقعیت نسبتا قابل قبولی بدست آورد و با هویت خود وارد پارلمان شود و به تثبیت زبان و فرهنگ خود در ترکیه بپردازد، موفقیتی قابل تامل بود که می‌بایست جنبش با تمام توان از آن حمایت کند و با پیگیری روند صلح، به گسترش منطقی آن در آینده بیاندیشد. اما دیده می‌شود که با بحرانی ساختگی و در واقع تله‌ای که کشورهای دیگر برای وارد کردن ترکیه در آتش بحران و تحمیل کردن هزینه به این کشور-بحران کوبانی- برپا کردند، و ترکیه آگاهانه از ورود به موضوع به صورت حمله مستقیم به تنهایی به داعش در خاک سوریه خودداری کرد؛ به راحتی موضوع صلح و موقعیت جنبش از سوی پ. ک. ک و دیگر نیرو‌ها نادیده گرفته می‌شود. یکباره و یکجانبه اعلان جنگ می‌شود؛ روشی که بی‌اثر بودن آنرا قبلا تجربه و تاکید کرده بودند و مردم را برای اعتراض به خیابان‌ها کشیدند و هزینه‌ی زیادی از جمله کشته شدن بیش از بیست نفر تا حال از تظاهر کنندگان را به جنبش و دولت وارد کردند. این بازگشت به ابتدای راه و عقبگرد جنبش است. هر چند به نظر می‌رسد بعد از گفتگو با اوجالان، وی رسما اعلام داشت که روند صلح را بایستی ادامه داد و از خشونت دوری کرد، اما قدری دیر شد و احتمال ادامه‌ی حضور خیابانی مردم هنوز در ترکیه وجود دارد. 

جالب است که در این بین همه، دولت ترکیه را مسئول حمله به کوبانی می‌دانند و عدم حمله‌ی آن کشور را محکوم می‌کنند. در حالیکه اگر مسئولیت دولتهای منطقه در این گسترش خشونت‌های سازمان یافته بیشتر نباشد، کمتر نیست. مخصوصا باید به مسئولیت گروه‌های کرد در این بین اشاره کرد. من معتقدم که پارگیهای موجود در جنبش، فقدان استراتژی واحد و دنباله روی از خط مشی دولت‌های منطقه بدون نظرداشت به منافع جنبش از سوی احزاب کردی در همه‌ی مناطق؛ این آوارگی‌ها و مشکلات انسانی را برای مردم کرد به ارمغان آورده است. صادقانه بایستی گروه‌های کرد مسئولیت خود را در این زمینه بپذیرند و تلاش نمایند تا به درک دیگری از امر سیاسی متناسب با نیاز‌ها و خواسته‌های تاریخی جنبش برسند. آوردن مردم به خیابان و دلخوش کردن به اینکه با این حضورهای خیابانی خلا استراتژی در جنبش پر می‌شود نوعی دورزدن مردم است. 

تلاش می‌کنم در یادداشتی جداگانه به نقد درک گروه‌های کرد از «امر سیاسی» بپردازم.

بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
هاوری (مهمان)
1393/07/18

با سلام جناب مولودی شما چرا...یا منافع ایدولوژيکتان اقتضا می کند این چنین غیر مستقیم از عملکرد دولت اردوغان دفاع کنید؟!چقدر عامدانه ماهیت نقد را به مصلحتهای اردوغان گره می زنید..واقعا چه سودی برای شما دارد...نا سلامتی برادران شما هستند که در کوبانی زیر محاصره داود اوغلو و اردوغان کشته می شوند....به والله قسم من بودم شرم میکردم این چنین جانبدرانه از قاتلان همشهریانم دفاع کنم....ملتی که روشنفکرانش کسانی چون شما باشند همان بهتر که نابود شود...با این اظهارات شما وکسانی چون بارزانی کاملا یقین پیدا کردم که مردم کرد هیچ وقت بجایی نمی رسند

2
ناصر (مهمان)
1393/07/19

کاک هاوری، شما نیز دارید کاملاً احساسی با قضیه برخورد می کنید، مطمئناً من نیز مانند شما غمخوار ملتم کورد هستم اما آیا فراموش کرده اید که این سرکرده های کورد هستند که اکنون با این حال و اوضاع و این شرایط سخت کوبانی به جان هم افتاده اند و همدیگر را قبول ندارند و به راحتی در رسانه جهانی روداو به دو خبرنگار این شبکه حمله کرده و آنها به شدت مورد ضرب و شتم قرار می دهند. بهتر است ما دست از اردغان و ترکیه و تمام دنیا بکشیم و به فکر گروه های خودمان باشیم ه حتی 1 درصد هم همدیگر را قبول نداشته هیچ، همدیگر را حاضرند به هر قیمتی نابود کنند. الله می فرماید لایغیر بقوم حتی یغیر بانفسهم. ما باید خودمان را تغییر دهیم، سیاست بدمان را تغییر دهیم و صد دردصد رهبرانمان را تغییر دهیم. تا رهبر ملت کورد بارزانی و اوجالان و مصطفی و فلان و فلانی باشد وضع ملت کورد همین است و بدتر هم خواهد شد. این را بدایند هرگز هرگز اردوغان به فکر راه چاره برای کوردها نیست به ایشان ربطی نداره، ما در درون خودمان آشوب و تفرقه و هزار بدبختی دیگر داریم، و انتظار داریم دیگران کمکمان کنند والله این اوج بی انصافی است. و مطمئن باشید هیچ ملتی به فکر ما نیست مگر خودمان فقط خود ملت کورد به فکر خودش باید باشد و انتظار کمک از هیچ کسی را نداشته باشد، دقت بفرمایید انتظار نداشته باشد وگر کشوری مثلاً مانند آمریکا حالا به هر دلیل می تواند کمک کند ولی انتظار نداشته باشیم به خاطر چشم و ابروی خشکلمان ما را یاری کنند. با احترام تمام و کامل به برادرم هاوری.

3
عزت خسروی (مهمان)
1393/07/19

کاک هاوری ما نباید خیلی ناسیونالیستی به مسایل سیاسی نگاه کنیم و چشم از واقعیت های جامعه کرد و جنبش کردها برداریم! ممنون آقای مولودی
با این سیاست های که احزاب مختلف کرد دنبال میکنند هیچ وقت به اهداف خود نمی رسند تا زمانی که از الله یاری نگیرند.

4
عبدالعزیز مولودی (مهمان)
1393/07/20

دوست عزیز کاک هاوری

با سلام و احترام
البته بر خود لازم دیدم که خدمت شما عرض کنم من در مقام دفاع از از کسی یا دولتی در این یادداشت موضع نگرفته ام. به دولت ترکیه یا رئیس جمهور این کشور هم هیچ وابستگی نداشته و ندارم که بخواهم به توجیه رفتار آن بپردازم. و به طور کلی توجیه گر کس یا دولتی تا حال نبوده و نیستم. من نیز مانند هر انسان دیگری و البته در مقام همزبانی و همدلی با مردمم، همواره از فجایع رخداده در رنج بوده و هستم و بر خود واجب می دانم که برای کاهش این رنجها تلاش کنم. هیچیک از این مسائل اما مانع از آن نیست که به وظیفه نویسندگی و منتقد بودن خود نیز عمل نکنم. آنچه من در اینجا مطرح کرده ام صرفا بیان مسئولیت جمعی همه ی عوامل موجود و موثر در این رویدادها و فاجعه ی کوبانی است نه اینکه با تقلیل آن به یک عامل، درصدد تحریف موضوع برآیم. من نقش نیروهای کرد در این موضوع و نداشتن دیدگاهی بلند مدت برای دستیابی به اهداف جنبش را مورد نقد قرارداده ام اگر در این شرایط به این موضوع پرداخته نشود، در آینده دیگر فرصتی برای آن نخواهد ماند. شما نیک می بینید که در حال حاضر هم تحلیل درستی از موضوع به مردم داده نمی شود حتی فرصتی برای به فراموشی سپردن برخی از چالشهای موجود فراهم شده است. این واقعیت ها را من برجسته کرده ام. فکر کنم کاری که من کرده یا می کنم این است که برای آینده ی جنبش نگرانم. پیروز و سربلند باشید.

5
زانیار صیفی (مهمان)
1393/07/18

آقای مولودی خیلی ممنونم از این واقعیتهای که بیان کردید. متاسفانه عده ای واقعیت را نمی بینند.چنانچه در بیشتر تجمعات ،کردها شعار ضد اردغان وحزبش سر می دهند واز یاد برده اند که ترکیه وحزب اردغان از کسانی بوده اند که حامی کرها در ترکیه وسایر نقاط بوده اند.
برای اگاه شدن کسانی که ترکیه را مقصر بحران در کوبانی میدانند به این مطالب توجه کنند:
1. ((در حالی که جهان چشم به سرنوشت کوبانی دارد، ماشین کشتار بشار اسد همچنان قربانی میگیرد.
مطابق آمار دیدبان حقوق بشر سوری در لندن، کشته های غیرنظامی کردها از زمان آغاز حمله داعش به منطقه کوبانی 20نفر است. در طی همین مدت 728نفر از شهروندان غیرنظامی سوریه در بمبارانهای ارتش بشار اسد جان باخته اند.))
2.((مطلب زیر گزارش نماینده پارلمان کردستان عراق است که توسط آقای ابوبکر هلدنی که رییس فراکسیون اتحاد اسلامی کردستان (یه کگرتوو )در پارلمان کردستان باشور است بیان شده است که به منطقه کوبانی رفته بودند:

١. ئاواره كاني کوبانی نزيكه ي ١٨٠ هه زاركه سن و توركيا سنوري ئاوه ڵا كردووه ته وه به ڕوويانداو پێشوازييان لێ ده كات به باشي
٢. نزيكه ي ٤١٠ پێشمه رگه ي ( يه په گه )ديفاع كار له کوبانی له خه سته خانه كاني توركيادا چاره سه ريان بۆ ده كرێت
٣. إسعافه كاني توركيا ئاماده ن بو گواستنه وه ي برينداره كاني شه ره کان و نه خو شه كاني كه مپه كان
٤. توركيا و ڕێكخراوي خاچي سوري توركيا يارمه تي باشي ئاواره كان ده ده ن
٥. ئاواره كان ١٨٠هه زار كه سن حاڵيان زۆر خراپ ده بێت كاتێك كه سه رماو باران داهات چونكه له خه يمه دان ، جا داواكارين خه مي زستانيان بخورێت
٦. ئاواره كان به شێوه يه كي كه م كه ٢٠٠ مليۆن دۆلار بووه (به هه موو ئه وروپا )يارمه تي دراون ، باقياتي يارمه تييه كه هه مووي له سه ر توركيا و شاره وانييه كاني توركيا و ڕێكخراوي خاچي سوري توركيياوه بووه
٧. مع الأسف له وێش وه ك لاي خۆمان هێزي كوردي په رته وازه و به ش به شه هيوا دارين هه موويان يه كبگرن وه پێشمان وتوون .))
3.((ترکیه در بین تمامی کشورهای جهان به سبب مرز مشترکی که با کوبانی دارد بیشترین کمک‌های انسان‌دوستانه را به کوبانی کرده است؛ بیش از ۱۶۰ هزار نفر از آوارگان اهل کوبانی در خاک ترکیه اسکان یافته و در امنیت کامل به سر می‌برند. نخست وزیر ترکیه این آوارگان را مهمانان ترکیه خوانده و به آن‌ها اعلام می‌کند تا هر وقتی که بخواهند می‌توانند در ترکیه بمانند و زندگی کنند. صد‌ها مجروح اهل کوبانی در بیمارستان‌های ترکیه درمان شده و غذا و لباس و اسکان تمامی آوارگان به صورت کامل توسط دولت ترکیه تأمین می‌شود. مقامات ترکیه آوارگان کرد اهل کوبانی را برادران خود خطاب کرده و با وجود بیش از یک میلیون آواره سوری، آمادگی خود را جهت اسکان و تأمین معیشت ده‌ها هزار آواره کرد اهل کوبانی در ترکیه اعلام می‌کنند. ))

6
بدون نام (مهمان)
1393/07/19

درود بر شما آقای مولودی مطلبی دقیق و اصولی بود. جامعه ما بیش از هرچیز به روحیه‌هایی اینچنینی جهت تحلیل بر پایه واقعیت موجود نیازمند است. هرچه جامعه ما عقلانی‌تر باشد تحلیل‌ها دقیق‌تر و یافتن راه‌حل‌ها آسان‌تر خواهد بود. مجدداً دست مریزاد منتظر مطالب بعدی شما هستیم.

7
شعیب علایی (مهمان)
1393/07/19

سلام. کورد های اقلیم رسما از ترکیه درخواست کردند که از طریق ترکیه به جنگ داعش برن اما ترکیه قبول نکرد..دوم شما نمیتوند از سیاست اقلیم انتقاد کنید چون اقلیم صاحب قدرتی نیست اقلیم الان مجبور هر کاری کنه مردمشو از یه انفال دیگه دور کنه. ما باید از کشوری اناقاد کنیم که صاحب قدرت ونفوذه.

8
هه‌ڤاڵ (مهمان)
1393/07/19

کاملاً موافق با هاوڕێ هستم. رسالت شما به اصطلاح روشنفکران جامعه بسیار سنگین تر است. اگر این سنگینی را در برابر مردم خودتان احساس نمیکنید لااقل در پیشگاه خداوند احساس کنید. ترکیه با سیاست " یک ملت، یک دولت" خود که هر روز به خلق کورد در ترکیه، گوش زد می کند، واقعاً آنقدر درست و پا بسته است که کشورهایی مثل عربستان یا هر کشور دیگری او را به ورطه جنگ بکشانند؟ اگر شما را نمی شناختم میگفتم این مقاله به قلم یک ترک نژادپرست نوشته شده. آسیب شناسی سیاسی احزاب کورد، لازم و ضروری است ولی به نظر من هیچ توجیهی ندارد که اولاً به زبانی غیر از زبان کوردی باشد و ثانیاً اینقد "سه‌رچۆپی" را به طویله ترکیه بکشانید.

9
ریبوار (مهمان)
1393/07/21

سپاس از آقای مولودی برای نوشته ی دقیق و نگاه دور بین و همه جانبه نگرشان

10
بدون‌نامآرش آزرم (مهمان)
1393/07/22

آقای مولودی گیریم که تحلیل شما درست است. چه راهکاری برای بیرون رفت کوبانی از این فاجعه دارید؟

11
عبدالعزیز مولودی (مهمان)
1393/08/19

توضیحاتی پیرامون یادداشت "حمله به کوبانی"

نظری بر دیدگاه های خوانندگان گرامی

در یادداشتی تحلیلی پیرامون حمله به کوبانی که در همین صفحه منتشر شد، من تلاش کردم تا نشان دهم چگونه موضوع چند لایه ی حمله به کوبانی را صرفا به موضوعی یک لایه با طرفیت ترکیه تبدیل کرده اند. تلاش من این بود زوایای مختلف موضوع را برجسته کنم. به نظر می رسد برخی از دوستانی که یادداشت را مطالعه کرده اند، چنین اندیشیده اند که من از مواضع ترکیه دفاع کرده ام یا احتمالا تمایل یا حتی وابستگی! به ترکیه دارم. البته برخی از دوستان این گمانه را تایید کرده اند. برخی نیز با گلایه از انتقادات من، گفته اند که " خواهشا نمک نپاشید همه دارن سر کردها کلاه میگذارند لازم نیست بیشتر از این انتقاد کنید اگر راهکار خوب و درست و حسابی بر مبنای منطق بلدید ارائه دهید". و به این ترتیب از من راهکار خوب و درست طلب کرده اند.

برخی از دوستان نیز با ورود به جزئیات یادداشت به نقد محتوای آن پرداخته اند از جمله اینکه فرموده اند: "در ارتباط با منطقه، ترکیه از بعد از شکست تجربه ی بهار عربی تا کنون، سیاست تنش صفر با کشورهای منطقه را دنبال کرده است و تلاش داشته است تا از بحران آفرینی در منطقه خودداری نماید". در این مورد هم ترکیه هنوز حامی گروههای مخالف اسد است و بشدت در پی اسقاط او.ترکها در سازمان ملل هم حرفهای شدیدی در مورد مصر گفتند و با بغداد هم که روابطشان شکرآب. چگونه است که میگویید در پی تنش صفر با کشورهای منطقه است؟ پروسه صلح در ترکیه امیدها و انتظارات زیادی ایجاد کرد اما صداقت ترکیه مورد تردید است.متحدین ترکیه در کردستان عراق هم گفتند انتظار چنین رویکردی را از ترکیه در خلال بحران اخیر نداشتند. در مورد آزادی گروگانهای ترکیه در موصل هم سوالات جدی وجود دارد که بی جواب مانده است. در حالی که داعش اهل اسیر گرفتن هم نیست چه رسد به آزاد کردن آنها! اینکه دولت سوریه آرزوی بحران در ترکیه را داشته باشد ؛ مایه تعجب نیست؛ اما ترکیه برای جلوگیری از بحران چکاری انجام داده؟ غیر از بتحلیل نیویورک تایمز "قماری بزرگ برای همزمان سه هدف نابودی بشار اسد-داعش و کردها(لااقل تضعیف موقعیت ؛بجای صلح)"

یکی از دوستان نیز در برآورد کلی یادداشت، نوشته اند که :"تحلیلهای ابکی شما که قبلا نوشتید تعبیر نشد". در هر صورت، واقعیت مشترک میان همه ی اظهارنظرات دوستان، مقصر بودن یا قلمداد کردن ترکیه در عدم دخالت نظامی در کوبانی بود و فراتر از آن داشتن رابطه با داعش و حمایت از آن. در توضیحات پیش رو تلاش می کنم به برخی از سئوالات مطرح شده در محضر دوستان پاسخ بگویم.

البته به ضرس قاطع می گویم که در یادداشت قبلی، من در مقام دفاع از از کسی یا دولتی موضع نگرفته ام. به دولت ترکیه یا رئیس جمهور این کشور هم هیچ وابستگی نداشته و ندارم که بخواهم به توجیه رفتار آن بپردازم. و به طور کلی توجیه گر کس یا دولتی تا حال نبوده و نیستم. من نیز مانند هر انسان دیگری و البته در مقام همزبانی و همدلی با مردمم، همواره از فجایع رخداده در رنج بوده و هستم و بر خود واجب می دانم که برای کاهش این رنجها تلاش کنم. هیچیک از این مسائل اما مانع از آن نیست که به وظیفه نویسندگی و منتقد بودن خود عمل نکنم. آنچه من در اینجا مطرح کرده ام صرفا بیان مسئولیت جمعی همه ی عوامل موجود و موثر در این رویدادها و مخصوصا فاجعه ی کوبانی است نه اینکه با تقلیل آن به یک عامل، درصدد تحریف موضوع برآیم. من نقش نیروهای کرد در این موضوع و نداشتن دیدگاهی بلند مدت (استراتژیک) برای دستیابی به اهداف جنبش را مورد نقد قرارداده ام اگر در این شرایط به این موضوع پرداخته نشود، در آینده دیگر فرصتی برای آن نخواهد ماند. این به معنای نمک پاشیدن بر زخم نیست بلکه از سر دردمندی است. در واقع باید گفت که یکی از ضعف های اساسی جنبش کردها در مجموع این است که در مواقع حساس تاریخ خود وقتی که بایستی بحث های جدی صورت گیرد پیرامون حال و آینده ی جنبش، بسادگی آنرا به آینده ای نا مشخص ارجاع داده اند و در نتیجه هیچوقت فرصت مناسبی برای نقد راه رفته و آینده ی جنبش فراهم نشده است. اکنون هم که با سکوت موضوع به فراموشی سپرده شود، گرهی از کار گشوده نمی شود اما راهی برای فرار احزاب از پاسخگویی به افکار عمومی و اندیشمندان و نویسندگان منتقد می گشاید. همینکه در بحبوحه ی بحران، شاهد بازگشت به پیمان استراتژیک (شما تقسیم قدرت فیفتی-فیفتی بخوانید) از سوی پارتی و اتحادیه ی میهنی بودیم، نشاندهنده ی ضعف های موجود در جنبش است. اگرچه در این شرایط، جنبش تغییر(گوران) مانع از آن می شود که دو حزب قدرتمند در غیاب دیگران تصمیم گیرنده باشند. از این رو است که من معتقدم تحلیل درستی از موضوع به مردم داده نمی شود. این واقعیت ها را من برجسته کرده ام و فکر کنم کاری که من کرده یا می کنم از روی نگرانی برای آینده ی جنبش است.

یکی از نشانه های ضعف استراتژی در جنبش کردها، همین که به بهای اندک روند صلح در ترکیه به خطر افتاد و به درگیری نظامی کشیده شد امری قابل پیشگیری بود اما احزاب رادیکال کرد نکردند و در این بین ترکیه نشان داد که اگر بنا بر جنگ باشد آمادگی آنرا دارد و با حمله هوایی به "پ ک ک" این امر را فهماند. اگر روابط با داعش یا حتی مقایسه کردن "پ ک ک" با داعش را مبنای انتقاد از سیاستهای ترکیه قراردهیم، نبایستی این را نیز از نظر دور داریم که خیلی از آوارگان کرد در ترکیه وجود دارند که این کشور پذیرای آنها شده است. نباید از نظر دور داشت که این کشور در وضعیت فعلی؛ بیشترین آمادگی را برای تغییر در وضعیت داخلی خود دارد، نبایستی این فرصت را از دست داد. اینها چیزهایی بودند که براحتی نادیده گرفته شدند. حتی بسیاری در آرزوی بازگشت جنگ داخلی به ترکیه نشستند و از آن سخن گفتند بلکه بتوانند از این آب ماهی بگیرند. به نظر می رسد که تحلیل من از موضوع چندان آبکی نبود، اما در شرایطی که احساسات غلبه می یابد بر روشهای دیگر تصمیم گیری در بحران، هر چیزی می تواند"آبکی" تعبیر شود.
اکنون دولت ترکیه این بحران را به هر زحمتی بود از سر گذرانده و به تنهایی و بدون پیش شرط وارد سوریه نشد؛ اما لازم است این سئوال اکنون پاسخ داده شود که چرا حالا که باز خطر داعش برای شهر کوبانی وجود دارد، حساسیت ها فروکش کرده است؟
در مورد سیاست تنش صفر با کشورهای منطقه نیز باید خدمت دوستان عزیز یادآوری نمایم که تا قبل از حمله ی داعش به کوبانی؛ در عین حال که روند صلح در داخل ترکیه در حال پیشروی بود و امیدواریهایی برای تحقق آن می رفت، دولت ترکیه سیاست تنش صفر را در سیاست خارجی خود در پیش گرفته بود و برآورد تحلیلگران سیاسی نیز تایید این موضوع بود که ترکیه در آن زمان هیچ اقدامی یا گفته ای تحریک آمیز نسبت به حاکمیت در کشورهای دیگر انجام نمی داد. در حالیکه قبل از آن بیشترین دخالت را در مسائل منطقه به عمل می آورد از جمله حمایت از مخالفان سوریه، حمله به نظامیان کودتاگر مصری؛ این اقدامات را دیگران نوعی "نو عثمانی گری" از سوی ترکیه تلقی کردند. طبیعی است که برای کشورهای منطقه قابل تحمل نبود که بدون درگیری آنچنانی با مسائل منطقه، ترکیه بازی را ببرد. از این رو تلاشها متوجه آن شد تا این کشور را درگیر نمایند و وادر سازند تا هزینه ی لازم را بپردازد. یک هفته قبل از حمله ی داعش به کوبانی؛ در بسیاری از یادداشتهایی که در مطبوعات یا سایتهایی چون "دیپلماسی ایرانی" منتشر می شد، نویسندگان تحلیل می کردند که بزودی ترکیه بهای سیاست های اعمالی خود را در منطقه خواهد داد. گویی از قبل می دانستند که چه اتفاقاتی در راه است.
عده ای معتقدند که بایستی راه حل ارائه می دادم.البته محتوای یادداشت در بردارنده ی راه حل بود با این تفاوت که از قبل از سوی احزاب و رهبران جنبش نادیده گرفته شده بود. ضمن اینکه این دیدگاه دکتر اسماعیل شمس را بسیار درست می دانم که: "امروز به هر دلیل، مناطق کردنشین نوار مرزی ترکیه، سوریه و اقلیم کردستان عراق به صف مقدم و میدان اصلی جنگ با داعش تبدیل شده است. به همین سبب تمام جهان، نظاره گر عملکرد رهبران، احزاب سیاسی و سایر جریانهای کرد در این مناطق است. امیدوارم همه آنان با درک نقش و مسئولیت تاریخی خویش با اتحاد و همدلی و محور قرار دادن منافع جمعی از این آزمون سخت، سربلند بیرون آیند". من نیز چنین آرزویی دارم.

12
بدون‌نام (مهمان)
1393/07/23

سلام واقعا برای سایت اصلاح باید تاسف خورد که مساله مهمتر از کوبانی ندارد.
بس است دیگر
راه حل دهید و ...
تمام کنید این همه اختلاف و کردگرایی را ...

13
بدون‌نام (مهمان)
1393/07/24

فقط یک جمله درسایه اتحاد پیروزی بدست میاید باقی مطالب دوستان خیلی خوب نظرات ارزشمند هست ولی فقط اتحاد اتحاد رمز موفقیت

14
:) (مهمان)
1393/08/15

چقد جالبه هرکس همونجوری که یاد گرفته و بهش یاد دادن تحلیل میکنه و نظر میده!!!
اونایم که میخونن اونجوری که بهشون یاد دادن، برداشت می کنن و جهت می گیرن!!!
جالبه که همه هم پیش خودشون فک می کنن که اونا درست فکر کی کنن!!!
... خدا داند!!! ;)

15
بدون‌نام (مهمان)
1393/08/17

راستی شما هم درست فکر می کنی ؟؟؟!!!!!!!