نامه‌ای به عمرو خالد، سخنور مشهور

نامه‌ای به عمرو خالد، سخنور مشهور

چه چیزی تو را فریفت،‌ای عمرو خالد؟ با میلیون‌ها نفر درافتادی،‌ای عمرو خالد! آیا متوجه هستی که در صف خیانتکاران ایستاده‌ای؟ در صف کسانی ایستاده‌ای که خون هزاران نفر بی‌گناه را بر زمین ریختند؛ در کنار تواضروس کینه‌جو که می‌خواهد مصر را به دوره‌ی سیطره‌ی صلیبی‌ها بازگرداند، در کنار ساویرس جنایتکار که با اموال و شبه نظامیان کینه‌جویش مصر را بازیچه‌ی خود قرار داده است، در کنار دسته‌ی رقاصان و روزنامه‌نگاران فاسد، در کنار سکولارهای فاسد که می‌خواهند اسلام ترا شرحه‌شرحه کنند، در کنار لیبرال‌های منافق که خواب می‌بینند روزی اسلام ترا شقه‌شقه کنند... در کنار کسانی که اسلام ترا از قانون اساسی حذف کردند، در کنار کسانی که الازهر را خلع صلاحیت کردند، در کنار فاحشه‌های رسانه‌ای که کینه‌ی بی‌سابقه‌ای از خود به نمایش می‌گذارند، در کنار نظامیانی که خون مردم را می‌مکند و اقتصاد مصر را در خدمت منافع شخصی خود در اختیار گرفته‌اند، در کنار کسانی که عاشق صهیونیست‌ها هستند و علناً با آنان مصالحه می‌کنند و در کنار کسانی که راه ورود به غزه را بسته‌اند تا مردم مقاوم آن را یک بکشند یا به تسلیم وا دارند! 

اگر از ترس خشم آنان اعتراض نمی‌کنی، لااقل در خانه می‌نشستی و ساکت می‌ماندی! اگر از جان خود می‌ترسی درهای دنیا به روی باز است و می‌توانی و مهاجرت کنی و سخن حق بر زبان بیاوری. آنقدر سرمایه در اختیار داری که می‌توانی در هر کشوری زندگی کنی، اما این‌که در صف مکندگان خون ملت؛ مانند السیسی و خائنین به اسلام چون شیخ الازهر و حزب الزور برهامی بایستی قابل چشم‌پوشی نیست. 

می‌دانم که رسانه‌های دروغگو و روزنامه‌نگاران هوسران توانسته‌اند فرعون‌وار، افراد ساده‌لوح و کم‌عقل را فریب دهند و برای حمایت از خود به خیابان بیاورند، اما این قضیه بر تو هم صدق می‌کند؟ آیا درس‌های عمیق خود در باره‌ی موسی و فرعون و نقش ساحران و بازی آنان با افکار عمومی و اشاعه‌ی دروغ و افترا را فراموش کرده‌ای؟ 

آیا می‌دانی که با این کار، میلیون‌ها نفر که ترا دوست می‌داشتند را از خود رانده‌ای؟‌ای عمرو خالد تراژدی آن خواهر آزاده و پاکدامن مصری که در خیابان هتک حرمت شد و سپس در مرکز پلیس به او تجاوز شد ترا متأثر نکرده است؟ دیروز میلیون‌ها نفر به سخنان شیخ العفاسی اعتراض کردند، اما گفتیم او را ببخشید، چون دانش شرعی او، سطحی و پایین است و نشان داد که از علوم شرعی چیزی نمی‌داند و فقط یک حافظ قرآن است نه عالم به آن، اما در مورد تو چه می‌توان گفت؟ آیا تمام فهم و زیرکی و ذکاوتی که خداوند به تو روزی داده بود فنا شده که چنین موضع حقیرانه و زشتی گرفتی؟ 

الله شاهد است که من ترا به‌خاطر الله دوست می‌داشتم و به‌خاطر مجالی که در شبکه‌های ماهواره‌ای به دعوتگران دادی و باعث شدی میلیون‌ها جوان به سوی اسلام بازگردند برایت دعا می‌کردم، اما باید بگویم که حب من به خداوند بزرگ‌تر از توست. عشق من به حمایت از فقیر و مظلوم و شهید و آن دختر آزاده‌ای که به او تعرض شد، بسیار بزرگ‌تر از تو و کسانی است که از آنان حمایت می‌کنی. 

ای عمرو خالد، این سخن خداوند را به تو متذکر می‌شوم: «وَمَن یَکْسِبْ إِثْمًا فَإِنَّمَا یَکْسِبُهُ عَلَى نَفْسِهِ وَکَانَ اللّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا» (النساء: ۱۱۱) (و هر کس گناهى مرتکب شود، فقط آن را به زیان خود مرتکب شده، و خدا همواره داناى سنجیده‏کار است. ترجمه: از استاد فولادوند). بدان که همه کسانی که تو از آن‌ها حمایت می‌کنی شب و روز این ظلم را در حق مردم مسکین و بیگناه مرتکب می‌شوند. لشکر السیسی با حمایت دجالان رسانه‌ای به سرکردگی ساویرس، این صلیبی کینه‌جو و با خیانت کسانی چون احمد الطیب و علی جمعه و تأیید تواضروس پلید و با شادی و پایکوبی سکولار‌ها و لیبرال‌ها و اباحه‌گران اخلاقی، وظیفه‌ای جز آنچه در آن آیه‌ی کریمه آمده ندارد. تو چگونه توانستی خود را راضی کنی که در سنگر آن‌ها قرار بگیری و از آن‌ها حمایت کنی؟ 

ابتدایی‌ترین حق پروردگار را به تو یادآور می‌شوم؛ این‌که به شکرانه‌ی اینهمه ثروت و شهرت و مکنت، سخن بر زبان بیاوری و در مقابل باطل بایستی و گرنه از جمله آنانی هستی که نعمت‌های خداوند پشت پا زدند. امیدوارم به وجدان خود رجوع کنی و به سوی مستضفین بازگردی. مبادا که چون کسانی باشی که قبل از مرگ، دچار خشم خداوند مولای جبار شدند. حسبنا الله و نعم الوکیل

برادری که ترا دوست می‌داشت و برایت احترام قائل بود/ د. أمجد قورشة

نامه‌ای به عمرو خالد، سخنور مشهور
نامه‌ای به عمرو خالد، سخنور مشهور
نامه‌ای به عمرو خالد، سخنور مشهور
بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
بدون‌نام (مهمان)
1392/11/03

آیا عمرو خالد هم جواب داده؟
اگه میشه جوابش رو هم بذارید
ممنون

2
مهمان (مهمان)
1392/11/03

سلام
میشه بگید قضیه عفاسی چیه؟

3
زانا شریف قادری (مهمان)
1392/11/03

آقای سلیمی دستتان درد نکند واقعاً نامه ی جالبی بود این درد دل همه ی دعوتگران مسلمان است که چرا شخصیتی با نفوذ و تاثیر فراوان همچون دکتر عمرو خالد باید چنین منقلب شود و با طاغوت ها و فراعنه مصر همنوا شود؟ آیا این رفتار او ناشی از بی تقوایی نیست؟ آیا شیطان این عمل را برایش زینت نداده است؟....

4
مریدمرسی (مهمان)
1392/11/04

تو را خدا به حالمان غره نشویم واز عاقبت کارهایمان غافل نشویم !آنچه مهم است عاقبت به خیری است نه وضع حاضر! کدام یک از دعوتگران در شرایط استاد عمرو خالد بود ، اوکسی بود که صدای رسای دعوت و تبلیغ و نصیحتش همه قاره ها را درهم نوردیده بود ، او کسی بود که در مصر و سایر کشورهای اسلامی میلیون ها جوان و نوجوان و زن و مرد پای سخنانش می نشسته و گوش جان می سپردند به سخنان جذاب و شیرینش! او کسی بود که به عنوان نماینده علمای مسلمان و دکتر قرضاوی به آن کشور های اروپایی که روزنامه نگارانش به پیامبر رحمت توهین نموده بودند سفر می کرد تا بگوید جوانان غیور مسلمان اجازه نخواهند داد کسی به رهبرشان توهین نماید ! و.... امروزه چی؟! او یکی از آن معدود عالمانی است که به عنوان شمشیری زهراگین بر پیکره اسلام و اسلام گرایان فرود آمد تا به همه بگوید عاقبت به خیری مهم تر است از گذشته درخشان ! حیف شد عمروخالدی که کتابهایش به بیشتر زبان های زنده جهان ترجمه می شد و در دل مردم مسلمان جا داشت امروزه باید تحت تدابیر شدید امنیتی به پای صندوق رای رفته و رای مثبت خود را به قانون اساسی سکولیبرال ها و صلیبی ها به آن صندوق که مورتحریم مسلمانان واقع شده بیندازد.
البته برای همه ، این نکته ساده ثابت شد که انسان هایی همچون عمرو خالد و علی جمعه و مشاری العفاسی و سلفی های حزب نور که دستشان به خون انسانهای بی گناه آلوده شده و بزرگترین خیانت مرتکب شدند هرگز نمی توانند نمایندگان اسلام و مسلمانان باشند. نماینده اسلام و مسلمانان آنانی اند که برصراط مستقیم قرار دارند و اکنون به خاطر دفاع از دین و آزادی در زندان های ژنرال خون آشام سی سی قرار دارند

5
محی الدین (مهمان)
1392/11/04

سلام دکتر را خیلی دوست دارم با انتشار این خبر دکتر بد نام میشود لطفا موضوع را پیگیری کنید با دیدن این خبر خیلی ناراحت شدم

6
نایب قدرت (مهمان)
1392/11/05

برای این مصیبت فقط یک جمله میتوان گفت: ...انا لله و ان الیه راجعون...

7
بانه (مهمان)
1392/11/06

سلام مشکل احزاب اسلامی این که خود بر حق می دانند البته این برحق بودن درست است ولی برای اعضا ان حزب نه دیگران چون هیچ یک از احزاب حق کامل نیستند ومعیار سنجش نمی باشند بگداری عمرو خالد خود تصمیم بگیرد واین عیب بزرگ احزاب اسلامی است که داعیان دین را فقط با صفاتی نظیر عالم و سخنور بودن می شناسند نه عمل کننده یعنی الگوی عملی باشند فنعم اجرا عاملین نه عالمین

8
حسن (مهمان)
1392/11/05

خواهشن پیگیری کنید؛ قضیه العفاسی ؛عمرو خالد ؛خیلی متاثر شدم.

9
کردستانی (مهمان)
1392/11/06

سلام.اسلام به ذات خودنداردعیبی هرعیبی که هست درمسلمانی ماست. واقعا متأسفم برای عمرو خالدی که باسخنان وکتب ونوشته هایش هزاران نفررابه راه راست هدایت کرده است ولی خودش داره آب به آسیاب کفارومنافقان می ریزه !!! چهره اش دراین عکس ها چهره ای غمگین ،سیاه وشکسته است . به امیداینکه دعاهای ماها برایش که ازکتب ونوشته هایش بسیاراستفاد کرده ایم ومی کنیم باعث شودکه به صراط مستقیم خداوندی برگرددوبه جمع«رابعه» بپیوندد.پروردگاراعاقبت همه مامسلمانان رانیکوگردان وازشرّشیطان وشیطان صفتان درامان نگه دار! آمین

10
وفا (مهمان)
1392/11/06

بگذارید افراد در طی مسیر بلغزند تا رهروان بدانند که راه را باید بر اساس منابع اصیلش انتخاب کرد نه به وسیله افراد که افراد همواره بر لبه پرتگاه قرار دارند و در تیررس شیطانند راستی شما با سقوط عمروخالد چقدر نسبت به راه خود شک می کنید بدانید که به همان اندازه از راه به دور هستید. این درست است که فراز و فرود افراد الگو تأثیر بر رهروان تأثیرگذار است اما چرا صدها تن از رهبران را الگو نسازیم که به خاطر اعلای کلمة الله و عمل به عهدی که با خدای خود بسته اند در گوشه زندان ها شب و روز میگذرانند؟