بگذارید مُرسی را بکشم!

نویسنده: 
عثمان ایزدپناه‌
ترجمه: 
وفا حسن‌پور
بگذارید مُرسی را بکشم!

چند روز پس از کودتای نظامی توسط بازمانده‌های رژیم پیشین، مسیحیان و پیمان‌شکنانی که عهد رئیس جمهور منتخب و دولت قانونی‌اش را شکستند، شاهد بودیم که سیسی ،این روباه مکار در حالی که عینک آفتابی به چشم زده بود، در کسوت واعظان به صحنه آمد؛ با قیافه‌ای که به اعضای باندهای مافیایی بیشتر شباهت داشت، همان‌هایی که هیچ گاه با قیافه‌ی اصلی خود ظاهر نمی‌شوند تا مبادا در دام قضاوت و عدالت گرفتار شوند. یا شاید از ایستادن در برابر دوربین‌ها شرمنده بود؛ زیرا جنایت بزرگی را در حق ملت مرتکب شده بود و به خود جرأت نمی‌داد مستقیم به چشم مردم نگاه کند مگر در پشت پرده یا پشت عینک‌های آفتابی! اما واقعیت موجود همه‌ی این احتمالات را رد می‌کند و می‌گوید: «بی‌حیا باش هر چه خواهی کن» این قاتل خیانت‌کار یک ذره حیا هم ندارد پس هر کاری که می‌خواهد انجام می‌دهد، با تمام اشکال فریبنده ظاهر می‌شود و نیرنگ‌های خود را بر ضد ملت مصر اعمال می‌کند. هزاران سال پس از هلاک فرعون دوران موسی و پس از آن که هزاران جلد کتاب و مقاله در وصف خودکامگی و طغیان‌گری او نوشته شد و پس از آن که قرآن مجید داستانش را به قصد عبرت‌آموزی برای ما بیان کرد تا آماده‌ی رویارویی با تمام اشکال فرعونیتی باشیم که در تاریخ ظهور خواهند کرد، این بار فرعون دیگری پدیدار شده است و با همان خطاب فرعونی و استبداد و خودکامگی او به صحنه آمده است.

مجری کودتای نظامی پس از آن که در سرکوب و خاموش کردن موج انقلاب بر ضد خود و یاران و هم‌قطارانش ناکام ماند، بار دیگر به صحنه آمد تا آزادگان را تهدید کند و با آن‌چه در چنته‌ی خود دارد موجبات خرسندی صهیونیزم و آمریکا را فراهم کند. سیسی هیچ چیز تازه‌ای نیاورده است؛ ‌آن‌چه می‌گوید نشخوار اراجیف فرعون زمان موسی است و آن‌چه می‌کند جنایاتی است که تاریخ قدیم و جدید مصر نظیر آن را به یاد ندارد. اگر بخواهیم گفته‌های این دو فرعون را با هم مقایسه کنیم متوجه خواهیم شد که تاریخ چگونه تکرار می‌شود و خودکامگان چگونه در هر عصر و زمانی کلمات مشابهی را لقلقه‌ی زبان‌شان قرار می‌دهند و به فرموده‌ی خداوند متعال: (...تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ..)[بقره:118] «قلب‌هایشان به هم مانند است.» و این تشابه باعث می‌شود کلماتی بر زبان برانند که بیان‌گر خفایای درونی و عقلی‌شان باشد.  

1- هنگامی که فرعون حجت و برهان موسی، پیام حق و ایمان بنی اسرائیل به پیامبر زمان را مشاهده کرد، دستور داد تا فرزندان بنی اسرائیل را به قتل رسانند و زنان‌شان را زنده نگه دارند: (...اقْتُلُوا أَبْنَاءَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ وَاسْتَحْيُوا نِسَاءَهُمْ...)[غافر:25] بکشید فرزندان کسانی را که همراه موسی ایمان آورده‌اند (تا دودمانشان از صفحه‌ی روزگار زدوده گردد) و زنانشان را زنده بگذارید (تا به خدمتگزاری و کنیزی ما مشغول شوند).

سیسی نیز وقتی استقامت و پایداری یاران مرسی در اصرار بر بازگشت مشروعیت را مشاهده کرد، همه‌ی تظاهرکنندگان اعم از زن و مرد و پیر و جوان و کودک را قتل عام کرد تا جایی که در قتل و ویرانی و فساد از فرعون هم پیشی گرفت.

2- فرعون چاره‌ای جز آن ندید که موسی را تهدید به قتل کند؛ لذا یاران و مشاورانش را گرد آورد و از آنان خواست: (...ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسَىٰ وَلْيَدْعُ رَبَّهُ...)[غافر:26] بگذارید من موسی را بکشم و او پروردگارش را (برای نجات خود از دست من) به فریاد خواند.

سیسی خائن نیز با دنباله‌روی از سلف خود گفت: "روز جمعه به خیابان بریزید و به من اختیار دهید تا به خشونت و ترور پایان دهم" و مرسی و یارانش را به قتل برسانم.

3- فرعون خطاب به سران مملکتی گفت: (... إِنِّي أَخَافُ أَن يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَن يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسَادَ)[غافر:26]  من از این می‌ترسم که آئین شما را تغییر دهد، یا این که در زمین فساد را گسترش دهد.

و سیسی خائن گفت: تظاهرات‌هایی که به قصد دفاع از آزادی و مشروعیت، خیابان‌های مصر را پر کرده است خطری بزرگ بر سر راه بازگشت حکومت مبارک است؛ این تحرکات کشور را ویران و باعث قطع کمک‌های آمریکایی و صهیونیستی خواهد شد.

4- فرعون گفت: (... و مَا أُرِيكُمْ إِلَّا مَا أَرَىٰ...)[غافر:29] من جز آنچه صلاح دیده‌ام و پیشنهاد کرده‌ام صلاح نمی‌بینم و به شما پیشنهاد نمی‌کنم، و سیسی گفت: «ما از اجرای نقشه‌ی راهی که دشمنان امت اسلامی برای ما ترسیم کرده‌اند کوتاه نمی‌آییم.»

5- فرعون گفت: (... وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشَادِ)[غافر:29] من جز به راه هدایت و منتهی به سعادت، شما را رهنمود نمی‌کنم.

و سیسی خائن گفت: "این نقشه ی راه متضمن امنیت و ثبات کشور است".

حوادث چقدر به هم شباهت دارند؛ ژن‌های بدن سیسی همان ژن‌های جسد فرعون است؛ اگر برایم ممکن بود که با محمد مرسی رئیس جمهور ربوده شده تماسی داشته باشم به او خواهم گفت: جناب رئیس! در صورت بازگشت شما به منصب ریاست جمهوری بهتر است در کنار کاخ اتحادیه آزمایشگاه بزرگی بسازی و از متخصصان بخواهی بر روی تمام کسانی که با رژیم مبارک روابط گرمی داشته‌اند یا در دولت او مسئولیت‌های مهمی را عهده‌دار بوده‌اند، آزمایش پزشکی انجام دهند تا برای مردم روشن شود آیا ژن‌های فرعونی در بدن آنان وجود دارد یا خیر و هنگامی که نتایج مشخص شد از بین آنان کسانی که را می‌خواهی به پست‌های حکومتی می‌گماری.

اقدامات سیسی و هم‌دستان او اعم از نیروهای امنیت مرکزی، پلیس و اراذل و اوباش در روز چهارشنبه 14 آگوست و قتل عام مردم در تحصن‌های رابعه و النهضه، عرق شرم بر پیشانی انسانیت می‌نشاند- اگر انسانیتی بر روی کره‌ی زمین وجود داشته باشد- و تاریخ آن را به عنوان لکه‌ی ننگی بر تارک مدعیان دموکراسی و سکولارهای عرب اعم از لیبرال‌ها، چپی‌ها و ناصری‌هایی می‌ گذارد که در کفر و نفاق، گوی سبقت را از تمام کافران و منافقان زمینی ربوده‌اند. خداوند متعال نیز فرموده است: (الأَعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا...)[توبه:97] اعراب بیابانی کفر و نفاقشان شدیدتر است از (کفر و نفاق شهرنشینان عرب).

در زمان ما مراد از این آیه تنها یک دسته از بیچارگان دوران رسول خدا(ص) نیستند؛ از امروز به بعد تمام تحلیل‌گران، مفسران، دعوت‌گران و معلمان باید در تفسیر این آیه به صراحت بگویند که مصداق این آیه همان سکولارهای عربی هستند که خطرشان بر امت اسلامی بیش از خطر یهود و مشرکان است؛ همان‌هایی که خداوند درباره‌ی‌شان فرموده است: (لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا...)[مائده:82] خواهی دید که دشمن‌ترین مردم برای مؤمنان، یهودیان و مشرکانند،

زیرا سکولارهای عرب علاوه بر کفر و دورویی خود درس‌های دیگری نیز در دشمنی با مؤمنان و سرکوب آنان و فساد و نسل‌کشی، از یهود و مسیحیان و مشرکان فراگرفته اند.

اينان در حماقت و کینه‌توزی و سرکشی و خدمت به صهیونیست‌ها همان اعراب بیابانی واقعی هستند؛ چه حماقتی بالاتر از این که "حازم ببلاوی" نخست وزیر دولت کودتا، در کابینه‌ی کینه و دشمنی از جنایت دولتش قدردانی می‌کند؛ جنایتی که حاصل آن پنج هزار شهید و بیش از ده هزار مجروح بود؛ چه کینه‌ای بدتر این که سران مجرم "جبهه‌ی نجات" در نهایت شرارت و پستی، کشتار مردم در میدان های رابعه و النهضه را مایه‌ی سربلندی تاریخی مصر می‌دانند!

ای سیسی خائن! تو همان جنایتی را مرتکب شدی که فرعون به آن دست زده بود و پنج هزار نفر از مردم بی‌گناه را قتل عام کردی؛ مردمی که چون کودکان مقتول دوران فرعون پاک و بی‌گناه بودند. اما انقلابیون با آرامش و مسالمتی بی‌مانند به مبارزه‌ی خود ادامه خواهند داد؛ آنان با سینه های برهنه تا سرنگونی و پایین کشیدن تخت سلطنت تو به مبارزه‌ی خود ادامه خواهند داد و به تو درسی خواهند آموخت که برای تمام ستمگران به ویژه خیانت‌پیشه‌گان معاصر تو مایه‌ی عبرت باشد؛ همان کسانی که دلارها را از ملت‌های مظلوم‌شان دزدیده‌اند و به پای تو ریخته‌اند.

ارواح پاک شهدا به سوی اعلی علیین پرواز کرد؛ آنان به رستگاری بزرگی دست یافتند و به کسانی که هنوز به جمع‌شان نپیوسته‌اند مژده‌ی آمدن می‌دهند... اما تو و یارانت و کسانی که تو را تأمین مالی کرده‌اند باید منتظر لحظه‌ی سخت و ایستادن در برابر محکمه‌ی ملت انقلابی مصر و پس از آن افتادن در اسفل سافلین باشید. با اطمینان می‌گویم که این قتل عام وحشیانه‌ پرده از چهره‌ی زشت و قبیح سکولارهایی کنار کشید که سال‌ها به واسطه‌ی دولت‌های مزدور و سرکوب‌گر بر سرنوشت امت اسلامی حاکم شده بودند. من به تمام آزادگان جهان اسلام مژده می‌دهم که پایان دوران خودکامگان و زورمداران نزدیک است؛ زیرا تمام اقشار امت به مقاصد سکولارها پی برده اند و بار دیگر فریب شعارهای دروغین‌شان را نخواهند خورد و این بار آنان را چون قوم تاتار مدفون خواهند کرد. می‌گویند چه زمانی این اتفاق روی خواهد داد؟ "بگو شاید نزدیک باشد."

بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
بدون‌نام (مهمان)
1392/11/04

زبان اصلی این مقاله چی بوده؟ چون ظاهراً هم نویسنده و هم مترجم کردند.

2
وفا (مهمان)
1392/11/05

از کجا معلوم میشه که مترجم کُرده؟