اردوغان، خطاب به جهان: «سازمان ملل به چه کار می‌آید؟»

نویسنده: 
رجب طیب اردوغان
ترجمه: 
نایب قدرت
اردوغان، خطاب به جهان: «سازمان ملل به چه کار می‌آید؟»

رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر ترکیه، طی نطقی که در کنگره‌ی آسیا و اقیانوسیه انجام داد، به توزیع ناعادلانه‌ی ثروت در سراسر جهان اشاره کرد و سه شرط اساسی را از شرایط ایجاد صلح و ثبات در جهان بیان داشت. اردوغان، با اشاره به تحولات اخیر در خاورمیانه، عملکرد ضعیف سازمان ملل را زیر سؤال برد.

قانون اساسی برای ما اهمیت دارد
تعاملات فرهنگی را مورد اهمیت قرار داده و بر جدیت آن واقفیم. در تاریخ کشورمان هم، تحت عنوان تشکیلات برادرانه سیستمی پایه‌گذاری شده بود که این سیستم، زیربنای مردمی و اخوت برای مملکت ما بود. سیستم برادرانه، تشکیلات بسیار مهم در مسائل اجتماعی می‌باشد. می‌خواهم در روشن‌تر شدن مفهوم تشکیلات برادرانه، مثالهایی را عرض کنم: اصناف ما در ساعات اولیه‌ی روز، کار خود را با نماز و دعا شروع می‌کنند و منتظر مشتری می‌مانند. اولین پولی که دریافت می‌شود، بسیار مهم است و در مفهوم عامیانه به آن «سفتاح» می‌گویند. اگر همسایه‌اش «سفتاح» نکرده باشد، همسایه‌ی دیگر، مشتری خود را برای او می‌فرستد. در این حال، حیله و نیرنگ در تجارت همواره در میان اصناف، مذموم بوده است.

حرص، دنیا را تهدید می‌کند
در جهان کروی زندگی می‌کنیم و در دنیایی هستیم که سرمایه و رقابت، در حال جهانی شدن هستند. وجود چیزی که سبب از بین رفتن موجودیت جهان باشد، غیر قابل تصور است. اگر در جایی از جهان، منافع و سودهای بی‌حد و مرزی وجود داشته باشد، بدون شک در آنجا بی‌عدالتی نیز خواهد بود. بر این اساس، در هر اجتماعی و در هر نشستی، در مورد مسأله‌ی حرص که دنیا را تهدید می‌کند، همواره تذکر داده‌ایم.

سه شرط برای برقراری ثبات و صلح در جهان
اگر جهان همانگونه که هست، پیش برود، واحدهای پولی که در دست ماست، به صورت تکه کاغذی بی‌ارزش باقی می‌ماند. برای ادامه‌ی تجارت، شرط‌هایی وجود دارد؛ عدالت بوجود آید، ممالک دنیا عدالت پیشه کنند و به صورت عادلانه به دنبال جهانی شدن باشند. در این صورت، راه‌ها باز، و بر سر هیچ راهی، سارقی نخواهد نشست. هم در مفهوم محلی و هم در مفهوم جهانی، صلح و ثبات مستقر خواهد شد. اگر طالب ثبات جهانی باشیم، باید این شرط‌ها را به جای آوریم. هنگامی که مارک‌ها را جهانی می‌کنیم، باید صلح را هم جهانی کرد. در جهانی که کودکان با سلاح‌های شیمیایی کشته می‌شوند، وجدان‌ها نیز خشک می‌گردند.

جدایی مسلمان و مسیحی را بوجود نیاوردیم
ما در کشور خود، به منظور استقرار صلح و آرامش، به شکلی صمیمی با هم مجادله می‌کنیم. در داخل مملکت مشکلات خود را در یک چارچوب دمکراتیک حل و فصل می‌کنیم. در بیرون از کشور خود، به همه‌ی‌ سیستم‌های بشردوست، کمک می‌کنیم هر جا که زلزله و یا سیل وجود دارد، ما هم در آنجا حضور داریم. در این شرایط، بدون اینکه به تفاوت میان مسلمانان و مسیحیان بپردازیم، به کمک‌هایمان ادامه می‌دهیم. هر چیزی که در شأن ملت ما است، آن را به انجام می‌رسانیم. تا کنون اینگونه بوده‌ایم و بر این فکر استوار خواهیم ماند.

سازمان ملل به چه کار می‌آید؟
واضح بگویم که، هنگامی که فقر و گرسنگی، سومالی را در برگرفت، و جهان نظاره‌گر آن بود، در واقع کمک‌های جهانی شایانی نصیبشان نشد. هم‌اکنون در سوریه، بیش از ۱۷۰۰ نفر بواسطه سلاح‌های شیمیایی جان خود را از دست داده‌اند. تاکنون بیش از ۱۱۰ هزار انسان جان باخته‌اند. اما سازمان ملل هنوز نتوانسته است بیانیه‌ای صادر کند. پس سازمان ملل به چه کار می‌آید؟ امروز این سازمان، وظیفه‌ی خود را به درستی انجام نمی‌دهد. دنیایی که فقط به فرمان پنج عضو بچرخد، دنیای عادلی نخواهد بود. زمان تغییر این چهارچوب فرارسیده است. سازمانی که بوسیله افراد مشخصی اداره شود، نمی‌تواند پیام آور صلح و آرامش باشد. من این واقعیت را در طول یازده سال دوره‌ی نخست وزیری خود همواره بیان کرده‌ام اما گویا اثری نگذاشته است.

سازمان ملل چرا در مورد مصر سکوت کرد؟
مردم مصر، توسط کودتای نظامی، شأن و عزت خود را از دست دادند. دنیا کجاست و دموکراسی کجا رفته است؟ جالب اینجاست که بعضی از کشور‌ها از این وضعیت راضی هستند! جهانی که به دنبال دموکراسی می‌گردد، چرا باید در مقابل کودتای نظامی اینگونه ساکت بماند؟ در ترکیه، برای ۵۰۰ هزار نفر پناهنده‌ی سوری، دو میلیارد دلار هزینه کرده‌ایم. علیرغم همه‌ی رویدادهای داخلی، به اصلاحات لازم پرداخته‌ایم و بدون به خطر انداختن نظم و نظام مالی، به راه خود ادامه می‌دهیم.

اردوغان، خطاب به جهان: «سازمان ملل به چه کار می‌آید؟»
اردوغان، خطاب به جهان: «سازمان ملل به چه کار می‌آید؟»
اردوغان، خطاب به جهان: «سازمان ملل به چه کار می‌آید؟»
بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
وفا (مهمان)
1392/07/03

زنده باد اردوغان
آهای آدمایی که خودتونو مالک بلامنازع جهان میدونین: هر بیشه گمان مبر که خالیست شاید که پلنگ خفته باشد