علل موفقیت تجربه‌ی سیاسی اسلام گرایان در ترکیه

نویسنده: 
نبیل الهتاری
علل موفقیت تجربه‌ی سیاسی اسلام گرایان در ترکیه

 

 

امروزه سخن از تجربه‌ی حکمرانی اسلام گرایان در ترکیه فراوان است. صاحب نظران برای اثبات موفقیت دولت ترکیه، پیشرفت‌های بسیار شگفت انگیزش در دو زمینه‌ی اقتصادی و سیاسی را به عنوان دلیل ذکر می‌کنند، خصوصاً این پیشرفت در کشوری روی می‌دهد که بینش لائیک در آنجا نفوذ یافته بود و بیش از نه دهه در دو زمینه‌ی مادی و انسانی حاکمیت داشت.

از‌‌ همان زمان که «مصطفی کمال آتاترک» در سال ۱۹۲۳م به تاسیس حزب لائیک به عنوان یک فرهنگ جدید برای ملت ترک اقدام نمود و ارتش را به نگهبان دائمی این تفکر گماشت، تبدیل به قدرتی گردید که در حکومت و اداره‌ی امور کشور بی‌همتا بود. علاوه بر این در میان محافل اجتماعی ترکیه چنان دست به تحریف و ریشه کن کردن دو هویت فرهنگی و دینی زد که اکثریت جامعه جز اسم و رسمی ظاهری از دین چیز دیگری نمی‌دانست. در چنین جامعه‌ای سرشار از تفکر لائیک تشکیلاتی اسلامی در عرصه‌ی سیاسی قد علم کرد و بعد از گذشت یک سال از تاسیس حزب عدالت و توسعه، این حزب جدید بواسطه‌ی ارتباط مستقیم با ملت و بیان وعده‌های اقتصادی و توسعه‌ی سیاسی خویش، توانست اعتماد مردم را به خود جلب نماید و حکومت را تشکیل دهد و فرا‌تر از وعده‌های انتخاباتی که به ملت ترکیه داده بود به قول و قرار‌هایش وفا کند، طوری که ترکیه در زمینه‌ی اقتصادی بزرگ‌ترین کشور در خاورمیانه گردید و از لحاظ نرخ رشد اقتصادی به دومین کشور در جهان تبدیل گشت. سوالی که در اینجا به نظر می‌رسد این است که چگونه همه چیز برای رسیدن به پیشرفت اقتصادی و سیاسی بر وفق مراد رهبری حزب عدالت و توسعه شد؟ در حالی که اسلام گرا بودند و در یک کشور لائیک زندگی می‌-کردندکه ارتش برای اداره‌ی امور کشور، تصمیم اول و آخر را می‌گرفت و هرچه می‌گفت باید اجرا می‌-شد و گرنه با تانک‌هایش خیابان‌های آنکارا را می‌بست.

بعد از پیروزی حزب عدالت و توسعه با پشتیبانی ملت، سلطه‌ی قوانین حزب لائیک ادامه نیافت؛ هر چند به مانند سایبانی ساختگی برای تخریب ارکان حزب عدالت و توسعه و برکندن ریشه‌های فرورفته در عمق جامعه ظاهر شد. در چنین شرایطی این حزب ثابت کرد که با دیدگاهی روشن و شفاف وارد عرصه‌ی سیاسی کشورش شده است و تمام تلاشهای خود را در راه رسیدن به اهدافش بکار برده و تمام نیرو‌ها را به خدمت خواهد گرفت. در این راستا اردوغان نخست وزیر ترکیه اظهار داشت که باید اپوزیسیون برای اجرای پروژه و نهضتش همکاری کند و گرنه باید خاموش باشد و به هیچ اقدامی در جهت ناامنی و تهدید ارزشهای دمکراسی دست نزند. در غیر این صورت هرگز تاوان هر گونه اقدام ضد امنیتی و اصول دمکراسی ساده نخواهد بود.

هر چند این حزب با مبارزات زیادی از طرف مخالفانش مواجه شد – که سخت‌ترین و خطرناک‌ترین آن‌ها دو بار تلاش برای کودتای نظامی علیه اردوغان بود – اما در هر بار با این بحران‌ها و خطرهای گریزناپذیر با یک تجربه‌ی بی‌نظیر سیاسی تعامل نمود، طوری که نشان نمی‌داد که کاملاً با جریان لائیک مخالف است؛ اما تسلیم مخالفان نشد و هیچ شرطی را از سوی اپوزیسیون علیه دولت نپذیرفت و به دلیل اینکه دولت اردوغان با اراده‌ی مردم از راه انتخابات آزاد روی کار آمده بود، نه تنها به گفتگو با حزب لائیک تن در نداد بلکه شورای قانون اساسی را منحل کرده و نفوذش را کاهش داد تا از خطر ارتش در امان بماند.

اردوغان از سال ۲۰۰۳ م شروع به نابودی نظام لائیک و کاهش نفوذ ارتش کرد. او در هر گامی که در این راه برمی‌داشت عمر حکومت خویش را طولانی‌تر می‌نمود و دوره‌ی جدید دیگری در حکمرانی برای خود بیمه می‌کرد. سیاستی که این حزب در مقابله با جریان لائیک در پیش گرفت و بسیار توجه مرا به خود جلب کرد این بود که در هیچ زمانی در برابر هیچ رای یا شرط یا پیشنهادی که اپوزیسیون به او می‌داد مادامی که با طرح و اهدافش سازگار نبود، تسلیم نشد. این عملکرد دلالت بر صفات یک حاکم قدرتمند و دوراندیش و شجاع در تصمیم گیری و عمل خویش – با وجود این همه مخالفانی که ملت رای اعتماد خود را به آن‌ها نداده‌اند و بازنده‌ی انتخابات هستند – دارد.

اردوغان از جنبه‌ی روابط خارجی، جالب‌ترین نمونه در تعامل با ابرقدرت‌هایی است که هیچگاه راضی به پیروزی او نبوده‌اند و حاضر نیستند که با هیچ حزبی اسلام گرا کنار بیایند؛ اما او با مواضع محکم و استوار خود و تجربه‌ی سیاسی‌اش با مخالفان داخل کشور، مخالفان خارج را قانع کرد که او آمده تا بماند. بنابراین کاخ سفید هم چاره‌ای جز این ندید که اعتراف نماید که نظام حاکم در ترکیه حالتی استثنائی به شمار می‌آید و همزیستی و مسالمت با او امکان پذیر است. این همزیستی و تعامل از لابلای دیدار رئیس جمهور اوباما از ترکیه، بعد از پیروزی او در اولین دوره‌ی انتخابات و دیدارهای دیگر او از آنکارا روشن می‌شود.

شایان ذکر است که پس از گذشت تنها چهار ساعت از تظاهرات اخیر در ترکیه، وزیر امور خارجه-ی آمریکا از مخالفان دولت حمایت کرد و حکومت را از سرکوب کردن تظاهر کنندگان برحذر داشت و این به معنی آن بود که: «بگذارید آن‌ها شما را سرنگون کنند و گرنه ما مخالف شما خواهیم بود». غافل از اینکه قضیه‌ی ترکیه با آنچه در دولت‌های بهار عربی گذشت، بسیار متفاوت است. دولت ترکیه در این باره نه تنها هیچ توجهی به اظهارات دولت آمریکا نکرد بلکه امنیت کشور را حفظ کرد و از راههای مناسب تظاهر کنندگان را پراکنده نمود و با این کار شکوه و اقتدار حکومت را به اثبات رسانید.

اما در ارتباط با قضیه‌ی اسرائیل میزان بحران روابط بین طرفین مشهور است. همیشه اردوغان نه تنها با لهجه‌ای بسیار تند در برابر هر گونه اقدام تروریستی اسرائیل اظهار نظر می‌کند بلکه سخنانش را در این مورد بر کرسی می‌نشاند. برای اثبات این ادعا می‌توان از تجهیز و آماده سازی کشتی آزادی و دفاع بی‌پروای او از غزّه در کنفرانس دافوس و اظهار نظر اخیرش در باره‌ی نقش محوری اسرائیل در حمایت از کودتای نظامی در مصر، نام برد.

به خاطر اقامتم در ترکیه فرصتی به من دست داد که با بسیاری از وسایل و راهکارهای عملی حکومت که برای مقابله با رفتارهای مشکوک مخالفان بکار می‌گیرد، آشنا شوم. از جمله‌ی این راهکار‌ها عبارتند از:

۱- اخذ جریمه‌ی مالی سنگین از کسی که محکوم شود.

۲- آبروریزی و افشای توطئه‌های مخالفان در رسانه‌های گروهی.

۳- مجبور کردن مته‌مان به عذر خواهی رسمی بر روی کانال‌های ماهواره‌ای ترکیه.

علاوه بر این هرگاه شخصی برای عملیات خطرناکی مانند کودتای نظامی با دیگران هماهنگی کند، زندان در انتظارش خواهد بود. همچنانکه این ماجرا بر سر ژنرال «ایلر باشبوغ» و سه نفر از اعضای اپوزیسیون در پارلمان آمد.

آری اثبات اقتدار دولت بوسیله‌ی در پیش گرفتن اقدامات لازم در برابر هرکسی که بخواهد حقوق ملت را پایمال کند و اصل دمکراسی را نادیده بگیرد و پایه‌های گردش مسالمت آمیز قدرت را تخریب نماید، نیاز به جدیت و دوراندیشی و شجاعت دارد. از طرفی دیگر دولت با تقویت فعالیت و توان اقتصادی کشور و بالا بردن سطح معیشت فردی، عوامل فروپاشی و انحلال نظام خویش را از بین خواهد برد و زمینه‌ی ثبات حاکمیت را برای خود بیمه خواهد کرد.

روزنامه نگاری از یمن

بدون امتیاز