نقدی مختصر بر اظهارات مهدی خلجی راجع به اخوان

نویسنده: 
متین لطفی
نقدی مختصر بر اظهارات مهدی خلجی راجع به اخوان

مهدی خلجی در ۵ جولای ۲۰۱۳ در صفحه فیس بوک خود پس از کودتای ارتش علیه دکتر محمد مرسی، رئیس جمهوری اسلامگرای منتخب مصر، تحلیل کوتاهی به شرح زیر نگاشته بود:  «روزهایی که در قاهره بودم باورم نمی‌شد که اخوان المسلمین بتواند چنین کشوری را برای مدتی دراز اداره کند. ماه اکتبر سال پیش بود. دیشب دیدم نیثان براون در نیو ریپابلیک نوشته چند ماه پیش به یکی از سران اخوان گفته که اخوان المسلمین ده سال دیگر از اینکه دولت مصر را به دست گرفت پشیمان خواهد شد.

آن مقام اخوان با سخن او مخالفت کرده. براون می‌نویسد هر دو ما اشتباه می‌کردیم. ده سال لازم نبود. 

اخوان، کهن‌ترین، نیرومند‌ترین، گسترده‌ترین و کارآمد‌ترین سازمان اسلامی است اما شالوده‌ی آن بر ستیزه‌گری استوار است. چنین سازمانی می‌تواند به خوبی خود را اداره کند، اما دولت را نه. اداره‌ی دولت نیاز به مدیریت و دانستن هنر سیاست دارد. اخوان از درون انقلابی به قدرت رسید که سهم بسیار اندکی در آن داشت. در انتخاباتی پیروز شد که فرایندی سالم و کاملاْ قانونی نداشت و بدون متحدی سست مانند سلفی‌ها ممکن نبود. اخوان سیاست را با اعمال قدرت برهنه یکی گرفت و بسیاری از هواداران خود را از دست داد. 

آن‌چه دیروز در مصر رخ داد، از بسیاری جهات استثنایی بود. میلیون‌ها مصری چنان از سقوط مرسی به شعف آمدند که از زوال مبارک نیامده بودند. ارتش مصر نیز نقشی استثنایی در برانداختن دولت او بازی کرد، اما این نقش ممکن نبود بدون پشتیبایی توده‌ای میلیون‌ها مصری، رهبران الازهر، رهبران قبطی که جامعه‌ای یازده‌ میلیون‌ نفری را اداره می‌کنند و رهبران احزاب عرفی. جز اعضای خود اخوان، همه دشمن آن شده بودند و در راندن آن از حکومت دست به دست هم دادند. 

این بدان معنا نیست که دولت بعدی لزوماً موفق خواهد بود. هنر مدیریت و سیاست‌ورزی مانند اقتصاد است، با واقعیت‌های سخت سروکار دارد و با شعار و حماسه‌سازی برنمی‌آید. شورهای توده‌ای ممکن است در روزهایی اشک شوق به چشم میلیون‌ها نفر بیاورد، اما خطا در کار سیاست‌‌ همان اشک‌ها را دوباره در رود نفرت روانه خواهد کرد.» 

پاسخ به آقای خلجی: 

ضمن محترم شمردن نگاه آقای خلجی به این رویداد و اظهارنظر ایشان در رابطه با جماعت اخوان المسلمین، لازم دانستم بعنوان یکی از دوستداران این جماعت که در مدرسه تربیتی آن‌ها (اخوان المسلمین) حضور داشته‌ام، چند نکته را به محضر ایشان عرض نمایم: 

۱) نخست اینکه‌شناختی واجد اعتبار است که محصول اتصال مستقیم به منابع متعلق به موضوع مورد مطالعه باشد؛ امیدوارم آقای خلجی هر‌شناختی که از اخوان دارند مستقیما از خود رهبران اخوان باشد نه دشمنان آن‌ها؛ چونکه قلم و رسانه به دست دشمن بیفتد چیزهای خوبی نمی‌نویسند و نمی‌گویند؛ همچنانکه ما جناب خلجی را از زبان خودشان می‌شناسیم، نه رسانه‌هایی که دشمن ایشانند؛ 

۲) دوم اینکه قرائت اخوان نه تنها بر ستیزه‌گری استوار نیست، بلکه این جماعت با تامّل عمیق در و بهره گیری صحیح از آیه «و ما أرسلناک الا رحمة للعالمین»، معتقد به مهرورزی‌های فارغ از احوال مخاطب است؛ همه کس و همه چیز را در طبیعت، مشمول این مهرورزی می‌داند؛ مربیان و مرشدان اخوان همیشه به شاگردان خود چنین آموخته‌اند که فارغ از رنگ و زبان و قوم و‌نژاد و مذهب و جنس، همچون باران که بر همه می‌بارد و همچون خورشید که بر همه می‌تابد، به هم نوعان خویش، محبت نمایند و مهر بورزند؛ 

۳) می‌پذیرم که پاره‌ای از مواضع دیپلماتیک اخوان المسلمین آغشته با خطا بود؛ اما فراموش نشود فرصتی را که حق قانونی آن‌ها بود از آنان ستاندند و با اینکه کاملا دموکراتیک به وی تفویض اختیار شده بود، اما ناجوانمردانه او را برانداز کردند؛ بسان دانشجویی که دو ساعت برای امتحان وقت داشته باشد، اما پس از نیم ساعت برگه امتحان را از او بگیرند و مانع به اتمام رسیدن زمان قانونی وی در پاسخ به سئوالات شوند؛ درحالی که آن دانشجو می‌تواند در یک ساعت و نیم باقیمانده اشتباهاتش را تصحیح و یا نانوشته‌هایش را مکتوب نماید؛ 

۴) قصد توهین به مردم شریف مصر علی الخصوص معارضین و حامیان هرکدام از طرفین را ندارم؛ اعتراض حق مسلم آنهاست؛ اما انصاف نیز خصیصه یک انسان فهیم و پخته و اهل علم و فضل است؛ 

۵) غالب جمعیت مصر را قشر کم سواد تشکیل می‌دهد؛ جناب خلجی خود بهتر می‌دانند که دوران پس از انقلاب، دوران سازندگی است و سازندگی نیز مستلزم گذر زمان است و صبر و سعه صدر عمومی را می‌طلبد؛ مردم کم سواد یا بی‌سواد انتظار دارند که پس از تغییر حاکمیت، اوضاع کشور خصوصا اوضاع اقتصادی بسامان شود و جیب‌هایشان پر از پول گردد؛ هسته مرکزی مادی گرایان و سکولار‌ها از این خصیصه عوام بهره جستند و آن‌ها را علیه حاکمیت شوراندند؛ از آنور نیز مسحیان و شیعیان را که طبعا میان سکولار و اسلامگراهای اهل سنت، اولی را بر دومی ترجیح می‌دهند باخود همنوا ساخته و اینگونه خود را وزین نموده و فرصت قانونی را به کمک کودتای ارتش از پرزیدنت مرسی ستاندند؛ 

۶) مرسی با سازوکارهای سیاسی بر سر کار آمد و نه نظامی، و بالعکس مخالفانش یارای کنار نهادن وی را از طریق سازوکار سیاسی نداشته و به ابزار نظامی پناه بردند؛ 

۷) اخوان اگر دیکتاتور بود، با حمایت نسبی‌ای که از جانب مردم برخوردار بود، می‌توانست در همین یکسال اخیر آنچنان سیستم امنیتی‌ای را تدارک ببیند و آنچنان فضای مخوفی فراهم آورد که یک نفر حق نفس کشیدن نداشته باشد؛ درحالی که این کار را نکرد و معترضان را آزاد گذاشت و حتی دستور قتل یک نفر را صادر نکرد و در صدا و سیمای مصر تجمعات آن‌ها را پوشش می‌داد؛ اما هم اکنون برخورد ارتش و سکولار‌ها را با اخوان ببینید؛ 

۸) امیدوارم جناب خلجی بعنوان یک تحلیلگر اهل فن، منکر این کودتای ناجوانمردانه نشوند چراکه حقیقتا در نگاهم به شخصیتشان تجدیدنظر خواهم کرد؛ نه بدین خاطر که نگاهی ایدئولوژیک به اخوان المسلمین داشته باشم، بلکه بخاطر زیرپا نهادن انصاف که شرط لازم برای یک تحلیلگر معتبر است؛ 

۹) گویند در حکومتهای استبدادی پنپه در دهان مردم است و در حکومتهای دموکراتیک پنبه در گوش حاکمان! دکتر مرسی، پنبه را نه در دهان مخالفینش گذاشته بود و نه در گوش خویش نهاده بود؛ بلکه فرا‌تر از آن، آن‌ها را در ابراز مخالفت‌هایشان آزاد گذاشته و با دعوت آن‌ها به مذاکره، به آن‌ها رسمیت داده بود. 

۱۰) در شناخت یک فکر، لازم است با صاحبان و تئوریسین‌های آن فکر ارتباط مستقیم داشت؛ و این اتصال مستقیم است که شناخت را اعتبار می‌نهد؛ هیچ لزومی ندارد در زمینه‌ای که اطلاعات کافی و معتبری در اختیارمان نیست، اظهارنظر نماییم؛ چراکه سایر تحلیل‌هایمان را تحت الشعاع قرار داده و میزان مقبولیت آن‌ها را کاسته و نهایتا سقوط منزلت علمی و اجتماعی را به همراه خواهد داشت. 

و در پایان امیدوارم جناب خلجی این بند‌ها را با تامّل و حسن نظری ویژه مطالعه فرمایند؛ با احترام فراوان

پاسخ آقای خلجی: 

آقای لطفی عزیز! یکی از مشکلات نوشتن در فیس بوک آن است که برخی خوانندگان با‌‌ همان شتابی که دستانشان روی ماوس صفحات را بالا و پایین می‌کنند، متن‌ها را می‌خوانند. به همین سرعت هم واکنش نشان می‌دهند. شمار فراوانی از خوانندگان اساساْ متن‌ را به صورت مجموعه‌ای از جمله‌ها نمی‌بینند؛ چند واژه‌ی کلیدی را به سرعت پلک‌زدن دید می‌زنند و بعد مراد نویسنده را حدس می‌زنند و سپس کامنت می‌نویسند به مدح یا قدح. 

در نوشته‌ی بالا من مداخله‌ی نظامی‌ها را نه کودتا توصیف کرده‌ام نه عدم کودتا، نه گفته‌ام خوب است نه گفته‌ام بد است. اصلاْ موضوع این نبوده، بل‌که کانون نوشته شرح ناکامی اخوان بود. اخوان از قدرت ساقط شد، خوب یا بد، مشروع یا نامشروع. خوب است «بفهمیم» چرا چنین شد. البته فیس بوک، خوانندگان مشتاق داوری بیشتر پرورش می‌دهد تا کنج‌کاو و دوستدار فهم. 

مداخله‌ی نظامی ارتش از نگاه من کودتا بود. این‌که حاصل این کودتا چیست و آیا به سود دموکراسی است یا نه، در ماه‌های آینده معلوم می‌شود. تحلیل‌گر، مثل دولت نیست که مجبور باشد سریعاْ تبریک بفرستد یا محکوم کند. بسیاری از تحلیل‌گران مصر با احتیاط وقایع را دنبال می‌کنند و می‌کوشند از چارچوب آفرین و نفرین فرا‌تر بنگرند. 

اخوان محصول‌‌ همان جامعه‌ی کم‌سواد یا بی‌سواد است. مرسی تا جایی که می‌توانست در بسط قدرت خود و اخوان کوشید، اگر بیشتر نکرد به دلیل آن‌ بود که نمی‌توانست. نه نهادهای نظامی و امنیتی کاملاْ‌تابع او بودند نه نیروهای سیاسی. مرسی با سازوکاری سیاسی بر سر کار آمد اما بر سر کار آمدن از راه انتخابات برای دموکراتیک بودن کافی نیست. اگر مرسی را می‌شد با سازوکارهای دموکراتیک از قدرت راند آن وقت می‌توان گفت قدرتی دموکراتیک بود. تلاش‌هایی که در ماه‌های اخیر برای مصالحه با او صورت گرفت اگر نتیجه می‌داد کار به این‌جا نمی‌کشید. مرسی حاضر نبود با نیروهای سیاسی مصالحه کند. می‌خواست رییس جمهوری اخوان باشد نه مصر. 

 پاسخ مجدد به آقای خلجی: 

جناب خلجی بزرگوار، قصد پاسخ دادن نداشتم؛ چراکه با شنیدن و خواندن باور‌هایتان از قول و قلم خودتان و روحیات و تجربیات خویش، امیدی به مثمر بودن این دیالوگ نداشته و هم اکنون نیز ندارم؛ اما چند نکته دیگر را جهت رفع چند ابهام لازم دیدم: 

۱) متاسفانه یکی از خصوصیات رسانه‌ها علی الخصوص کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای نیز آن است که اندیشمندان را بیش از آنچه که هستند، بزرگ نشان می‌دهند؛ یعنی رسانه مکانی برای اظهار وجود است، اظهار وجودی که غالبا فرا‌تر از وجود است و به نوعی شخصیت اندیشمند را در یک ضریب کاذب ضرب می‌کند؛ 

۲) این هنر نیز تنها نزد هنرمندان اهل دیالوگ یافت می‌شود که خطای خود را در تفهیم مقاصد خویش با شیوه‌ای عقل ربا به عوامل بیرونی نسبت دهند یا آن را به کج فهمی مخاطب یا تعجیل وی در پاسخ گویی از برای ارضای شوق رقیب افکنی، تعبیر نمایند؛ 

۳) از بزرگان و اندیشمندان که چشم‌ها و گوشهای فراوانی به نگاشته‌ها و خطبه‌های آنان دوخته شده، انتظار چندپهلو سخن گفتن و مخاطب را به خطا انداختن نمی‌رود؛ در غیراینصورت باید تبعات ناشی از تحقق تمامی پهلوهای یک قول را مدنظر قرار دهند؛ به زعم بنده، این تکلیف جناب خلجی است که لختی در بکارگیری واژه‌های کلیدی، وسواس بخرج دهند تا اینگونه در تشخیص انگیخته و عدم تطابق آن با انگیزه شاهد اصطکاک نشویم و نشوند؛ 

۴) وقتی جناب خلجی راجع به اسقاط اخوان می‌گویند: «خوب است بفهمیم چرا چنین شد» و بلافاصله پس آن می‌گویند: «البته فیس بوک، خوانندگان مشتاق داوری بیشتر پرورش می‌دهد تا کنج‌کاو و دوستدار فهم» این استنباط می‌شود که «ایشان می‌دانند چرا اخوان ساقط شده و ما این چرایی را نمی‌دانیم؛ یا می‌دانیم اما دوستدار فهم حقیقت کشف شده از جانب ایشان نیستیم»؛‌ای کاش جناب خلجی که بصورت ضمنی، داوری را ذم می‌کنند، قبل از نگاشتن عبارات ذیل بعنوان یک تحلیلگر آگاه و منصف، لختی جهت پارادوکس زدایی تامل می‌کردند و یا درحین یا پس از نگاشتن این عبارات، حجتهای مستند خویش را جهت تصدیق این ادعا‌ها مطرح می‌نمودند: 

- (اخوان) شالوده‌ی آن بر ستیزه‌گری استوار است؛ 

- می‌تواند به خوبی خود را اداره کند، اما دولت را نه؛ 

- اخوان از درون انقلابی به قدرت رسید که سهم بسیار اندکی در آن داشت؛ 

- اخوان در انتخاباتی پیروز شد که فرایندی سالم و کاملاْ قانونی نداشت؛ 

- اخوان سیاست را با اعمال قدرت برهنه (خشونت) یکی گرفت؛ 

۵) أحسنت به جناب خلجی که رویکرد تحلیلگر را از دولت سوا می‌کنند؛ فرا‌تر از چارچوب نفرین‌ها و آفرین‌ها نگریستن، منشی بس نیک و اخلاقیست؛ اما بنده بعنوان یک مخاطب، بیش از هر چیز نفرین ضمنی اخوان را از لا به لای تحلیل شما یافتم: 

- جز اعضای خود اخوان، همه دشمن آن شده بودند و در راندن آن از حکومت دست به دست هم دادند؛ 

- اخوان محصول‌‌ همان جامعه‌ی کم‌سواد یا بی‌سواد است.؛ 

- مرسی تا جایی که می‌توانست در بسط قدرت خود و اخوان کوشید، اگر بیشتر نکرد به دلیل آن‌ بود که نمی‌توانست؛ 

- اگر مرسی را می‌شد با سازوکارهای دموکراتیک از قدرت راند آن وقت می‌توان گفت قدرتی دموکراتیک بود؛ 

- تلاش‌هایی که در ماه‌های اخیر برای مصالحه با او صورت گرفت اگر نتیجه می‌داد کار به این‌جا نمی‌کشید؛ 

- مرسی حاضر نبود با نیروهای سیاسی مصالحه کند؛ 

- (مرسی) می‌خواست رییس جمهوری اخوان باشد نه مصر. 

۶) بنده برای نفی بیشتر ادعاهای فوق دلایل مستندی دارم که جهت عدم اطاله کلام از مقلوم نمودن آن‌ها اجتناب می‌ورزم؛ اما با توجه به اینکه طرح ادعاهای فوق از جانب جناب خلجی بوده، پس اثبات صدق آن‌ها نیز تکلیف ایشان است؛ 

۷) بنده فقط راجع به کم سوادی مردم مصر نکته‌ای را عرض کنم: زمانیکه محمدمرسی بر سر کار آمد، در رده سنی میان ۱۵ تا ۳۵ سال میزان بی‌سوادی ۲۸درصد (تقریبا ۱۷ میلیون) و در رده بالا‌تر از ۳۵ سال بیش از ۴۰ درصد بوده است؛ بیش از ۴۴میلیون زن مصری بی‌سواد بوده‌اند؛ این درحالی است که اعلام این آمار‌ها در زمان حکومت آقای حسنی مبارک ممنوع بوده؛ پس از روی کار آمدن اخوان، طرحی جهت مبارزه با بی‌سوادی اجرا شد که انتظار می‌رفت با تحقق کامل آن، میزان بی‌سوادی از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۷ به کمتر از ۱۰درصد کاهش یابد؛ اما متاسفانه اخلاف آقای حسنی مبارک با مداخله نظامی، آنچه را که شد، کردند! 

۸) حقیقتا نگاه آقای خلجی مبنی بر ناتوانی رقبای مرسی جهت برکناری وی با سازوکارهای سیاسی، بسی جای تامل و تالم است؛ در پاسخ به این تحلیل ابتدایی، تنها همین بس است که رقبای مرسی، در دوران آقای حسنی مبارک بسان کودکان لجوج و ناصبوری تربیت شده بودند که تاب دیدن حاکمیت کسانی را نداشتند که سال‌ها در قفس‌ها و زاندان‌هایشان از آن‌ها پذیرایی کرده بودند؛ از این رو همچون یک بازنده، به لحاظ روانی تحمل پیروزی حریف را نداشته و همچون کودکی لجوج بازی را به هم زددند و مانع اتمام قانونی بازی و مشخص شدن نتیجه نهایی شدند؛ 

امیدوارم جناب خلجی بزرگوار، عرایض بنده را نه یک گستاخی اخلاقی، بلکه علمی بدانند و اگر قصد اجابت جسارتهای بنده را داشتند، ادله‌شان لختی با اسناد متقن توأم باشد، تا بلکه ما نیز در راستای صدق ادعاهای مطروحه‌شان، به قناعت روانی و عقلانی نایل آییم! 

بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
محمد بهزاد (مهمان)
1392/04/17

عالی بود جزا کم الله

2
یوسف سلیمان زاده از سقز (مهمان)
1392/04/17

برادر عزیز و گرامی کاک متین
جمله ی زیبایی است که بیان می دارد چون حیا نداری هرچه می خواهی بگو و هرگو نه می خواهی رفتار کن که متآسفانه مصداق بیشتر سکولارهایی است که به خود اجازه می دهند در رسانه هایی که در اختیار دارند هرگونه که می خواهند رقبای فکری و مخالفان خویش را تخریب کنند ما طبق آیه 18 سوره زمر به سخنانشان گوش می دهیم و از بیانتشان استفاده کرده و به تعدیل و تصحیح اندیشه یمان می پردازیم ولی آنها بدون مطالعه و شناخت برما می تازند و ما را مشتی آدم های عقب افتاده, با چنگ و دندان های تیز و خونریز وتروریست تصور می کنند. نگران نباش گذشت زمان همه چیز را روشن می کند. هرچند در مقاله ای به نام برکناری مرسی شکست اسلام سیاسی دیدگاه خویش را در مورد این شبه کودتا بیان داشته ام ولی موضوعی که در آنجا فراموش کرده ام و اینجا لازم است به آن اشاره کنم این است که متأسفانه بیان می شود که اخوان انقلاب را دزدید: احمد شفیق رقیب محمد مرسی در انتخابات ریاست جمهوری اذعان نموده است که اگر اخوان نبود انقلاب پیروز نمی شد. آری اگر فراخوان میلیونی اسلام گرایان نبود فشار از پائین جوانان سکولار فیسبوکی آوریلی نمی توانست حکومت مستبد نزدیک به یک قرن نظامیان را تکانی دهد چه بسا بایستی در کنج زندان ها خاطرات خویش را مرور کرده و زیر تازیاتنه ی شکنجه گران ارتش حسنی مبارک که امروز آن را ناجی خویش در انقلاب دوم می دانند جان می باختند. تحلیل گران مغرض غافلند که سران و اعضای اخوان به درازای عمر نظامیان شکنجه دیده اند و کشته داده اند. در ضمن مشروعیت و مقبولیتی را که مردم در طول پنج انتخابات پیاپی به اسلام گرایان داده اند را از یاد برده اند چون آنها آن چه را که با چارچوب فکریشان جور در نیاید زود فراموش می کنند. سنت الهی هم که فراتر از توان بشری است یا قدرت درک آن را ندارند ویا به دلیل محصور شدن در محسوسات مادی منکرند. اخوانی ها هم که حکومت کردن بلد نیستند ولی شاه فهد, برلوسکنی, شیراک, بوش پدر وپسر؛ و.......... هر کدام گوشه ای از این نظم جهانی را گرفته اند اجازه نمی دهند کسی کشته شود؛ از گرسنگی بمیرد؛ حقوقی پایمال شود و الی آخر
بسیار خوشحالم که در این راه تنها نبوده ویاورانی چون شما مرا همراهی می کنند.

3
افندی(جوانرو) (مهمان)
1392/04/20

با سلام خدمت کاک متین ئازیز

ده ستت خوش بیت وهه میشه سه ر که وتو بیت

4
امین.س (مهمان)
1392/04/22

خداوند دانش شما وامثال شما برادران متقی وایمانی اهل فهم را برکت دهد.آمین

5
امان فرجی (مهمان)
1392/04/20

نقد بسیار خوبی بود و تا حد بالایی نشان دهنده رویکرد اخوان با مخالفانشان است . امیدوارم دیگران هم با این روش ارزشمند و گفتمان سازنده به تحلیل مسائل بپردازند و از اظهارنظرات صرفا احساسی دوری کنند . از کاک متین عزیز تشکر می کنم و بهروزی و تعالی ایشان را از خداوند منان خواستارم.

6
یوسف سلیمان زاده از سقز (مهمان)
1392/04/20

با سلام:
هر چند ممکن است برای برخی از خوانندگان خوشایند نباشد و مرا به احساسی بودن؛ تندی؛ تهمت و شتاب زدگی متهم نمایند ولی پس از سال ها مباحثه و گوش دادن به سخنان منتقدان و مخالفان متون دینی اسلام سه خصیصه ی بارز و آشکار را در اکثریت ایشان دیده ام:
1_ جهل و نادانی نسبت به این متون
2_ قضاوت بر اساس عملکرد ظاهری جمعی از مسلمانان
2_ اغراض
متأسفانه این سه خصیصه آنها را به طرف نقدهای غیر منصفانه؛ بدون دلیل و مدرک و حتی در بسیاری موارد تخریب سوق می دهد. کاش تحلیل گران به جای قضاوت و اظهار نظر در تمام زمینه ها در بخش تخصصی خویش آن هم نه به صورت مطلق؛ نظر می دادند. پس از چند بار مطالعه ی دیدگاه آقای خلجی متأسفانه ادله ای جهت اثبات هیچ یک از دعاوی ایشان نیافتم. فقط به این فکر می کنم که اگر متفکرین اسلامی این گونه بدون دلیل و سند در رسانه ها ارائه نظر می کردند و با دیگران برخورد می نمودند چه اتهاماتی متوجه ایشان می شد و با ایشان چه برخوردی صورت می گرفت.(به عنوان مثال اگر در رسانه ای عمومی فردی اتهام ستیزه جویی را نثار آقای خلجی می نمود چه واکنش از سوی ایشان صورت می پذیرفت آیا لااقل روانش را آشفته نمی نمود همان اتهامی که ایشان نثار هزاران نفر از هم وطنانی می نماید که ادعای دفاع از حقوقشان را دارد.) بر این باورم که بایستی کمتر حالت انفعالی به خود گرفته وفقط به پاسخ گویی شبهات پایان ناپذیر دیگران پرداخت. هرگونه که رفتار کنیم مطمئناً دیگران ار منهج خویش علیه ما اندکی عدول نخواهند نمود. بنابراین باید همچون سید قطب توپ بازی را به زمین حریف انداخت و با ارائه دلایل مستدل و منطقی مبانی فکری ایشان را به چالش کشید و ودار به پاسخ گویی نمود؛ زیرا در نهایت تأسف بخش زیادی از وقت و تلاش متفکرین ونویسندگان اسلامی صرف شبهه زدایی از ساحت اسلام و اتهاماتی می شود که بدون مدرک و دلیل ارائه شده و با بوق رسانه ایی برجسته وحجیم می گردد. وظیفه ی داعیان دین بیان حکیمانه ی آن چیزی است که حق می پندارند این که دیگران چه واکنشی انجام می دهند؛ بر سر خشم می آیند؛ آن را می پذیرند؛ یا با زدن انواع برچسب ها و تهمت ها واکنش نشان داده مربوط و در حیطه ی کاری داعی نیست. همان منهجی که پیامبران همواره در پیش گرفتند.

7
متین.ل (مهمان)
1392/04/20

سپاسم نثار برادران ایمانی و نازنینی که مرا همیشه با لطف خود می نوازند؛ ضمیمه کردن این بخش از سخنان ماشاءالله شمس الواعظین را که برگرفته از مصاحبه اعتماد با وی است، خالی از لطف نیست:

«اخوان المسلمین یک جمعیت منسجم و بسیار قدرتمند به شمار می رود. برای تشریح قدرت این گروه کافی است تا به چند مولفه اشاره شود. اخوان دارای یک سازمان عریض و طویل اجتماعی است که 28 هزار پزشک عضو ان هستند . به عبارت دیگر 76 درصد نظام پزشکی کشور مصر در عضویت این تشکل قرار دارند. همچنین حدود 48 هزار مهندس با اخوان همراه هستند و حدود یکصد و اندی هزار معلم هم خود را عضوی از اخوان المسلمین می دانند.»

8
بدون‌نام (مهمان)
1392/04/21

اگر اخوان این همه طرفدار دارد چرا فقط ۵۲ رای آورد؟

9
متین.ل (مهمان)
1392/04/22

52 رأی؟!
اگر منظورتان 52 درصد است باید عرض شود با این وجود بازهم اخوان در اکثریت است و سایرین نیز موظف به محترم شمردن تصمیم اکثریت هستند.

10
بدون‌نام (مهمان)
1392/04/22

منظور ۵۲ درصد بود با تشکر از تصحیح

11
نیما ایرانی (مهمان)
1392/04/20

با سلام و تشکر از برادران لطفی, خلجی و سلیمان زاده
بنده هم در عجبم که چرا نویسندگان ایرانی این قدر نسبت به اخوان بی انصاف شده اند. تجربه نظام مذهبی و اسلامگرای ایران ظاهرا تاثیر منفی زیادی بر آنها گذاشته است که حتی فراموش می کنند که در چه جایگاهی دارند می نویسند و می گویند. انگار آنها هر جا دوباره از اسلامگرایان و اسلامگرایی سخن به میان آمد باید موضع مخالف بگیرند و انها را تخریب کنند یا حداقل دل خود را خنک کنند حال چه خیلی تند و افراطی و غیر کارشناسانه و چه مثل جناب خلجی بالحن و قیافه تحلیلگرایانه.
کاش همانطور که قران قلم وآنچه با آن نگاشته می شود را بسیار مهم دانسته و به ان قسم یاد کرده نویسندگان هم در قلم زدن تعهد و احتیاط داشتند.
با آرزوی توفیق برای همه نویسندگان

12
بدون‌نام (مهمان)
1392/04/21

می خواستم واقعا بدانم که نویسنده گان محترم این مقالات سر پیازند یا ته پیاز؟ کودتا یا انتخابات در مصر به ما ایرانیها چه ربطی دارد؟ به جای اینکه وقت گرانبهای خود را صرف کارهای مفید و تولیدی کنند، ویا چند مطلب علمی مربوط به درس وکار اصلی خودشان بخوانند به تجزیه و تحلیل این مسایل بی ربط می پردازند۰

13
متین.ل (مهمان)
1392/04/22

هرکجای پیاز باشند، شما موظفید دغدغه های هم نوعان را محترم بشمارید.

14
الف (مهمان)
1392/04/23

اولا اگر جایی از پیاز باشند و دغدغه همنوع داشته باشند باید نگران پیاز باشند نه کودتای مصر.
ثانیا، غیر اخوانی های غیر مصری هم هم نوع هستند. صرفا جهت اطلاع عرض کردم.

15
متین.ل (مهمان)
1392/04/23

اولا اگر جایی از پیاز باشند و دغدغه همنوع داشته باشند باید نگران پیاز باشند نه کودتای مصر.
ثانیا، غیر اخوانی های غیر مصری هم هم نوع هستند. صرفا جهت اطلاع عرض کردم.

- از منظر شما پیاز چیست یا کیست یا کجاست؟!
- شما فرموده اید مصر را به ایران چه! اخوانی یا غیراخوانی هیچ خدشه بر دغدغه بنده وارد نمیکند؛ از نگاه بنده، اخوان مظلوم بوده و طبق فرموده حضرت رسول(ص): پس از دفاع فیزیکی، دفاع کلامی از مظلوم بر مؤمنین واجب است و این حق بنده است که تکلیفم را براساس تشخیصم ادا نمایم.
شما نیز اگر البرادعی و سیسی را مظلوم می دانید، این قلم و این کاغذ!

16
الف (مهمان)
1392/04/24

من اهل جدال نیستم، فقط خواستم یه اشکال منطقی رو گوش زد کنم. در جواب دوستی نوشته بودید «هرکجای پیاز باشند، شما موظفید دغدغه های هم نوعان را محترم بشمارید.» فقط خواستم گوشزد کنم که اگر پیاز دغدغه همنوع داشته باشد باید دغدغه پیازهای دیگر را داشته باشد، چون همنوعانش پیاز هستند.
دوم اینکه، حجم مطالبی که در مورد کودتای مصر در این سایت می بینیم نشان می دهد که البته ما همه هم نوعیم، اما برخی هم نوع تر. یا به تعبیر آن کامنت گذار اول، برخی پیازتَر از بقیه هستند.
خوش خورم باشید جناب متین.

17
متین.ل (مهمان)
1392/04/25

- تلنگر قابل ستایشی بود؛

- تامل در قاعده ترجیح قریب بر بعید، هضم قضیه پیازتر بودن آن عده را سهل تر میکند!

18
الف (مهمان)
1392/04/27

خب از چه لحاظ قریب اند این پیازها؟
از لحاظ فکری تشکیلاتی؟
بازهم گویی برخی پیازتر هستند. :)

19
متین.ل (مهمان)
1392/04/28

بله، از همان لحاظ و به لحاظ خوانش استانداردی که از اسلام دارند(البته از نگاه بنده!)

20
الف (مهمان)
1392/04/28

خوانش استاندارد البته که طنزی بیش تر نیست. تنها معنایی که می تواند داشته باشد این است که «منِ گوینده» فکر می کنم که این خوانش استاندارد است و آن را می پسندم، فلذا به تعدا گوینده ها خوانش استاندارد وجود دارد. تازه باز هم «استاندارد» هیج ترجیحی با خود به همراه ندارد. چه دلیلی دارد که خوانش استاندارد یک فکر یا عقیده بهتر از بقیه باشد؟ هیچ دلیلی.
شاید بهتر باشد گاهی فکر را رها کرد که فارغ از این همه قید و بند، «واقعا» فکر کند. کاری که دینداران هیچگاه نمی کنند.

21
متین.ل (مهمان)
1392/04/29

بنده که عرض کردم از نگاه من استاندارد است؛ و این «من» در پاره ای موارد به «ما» تبدیل می شود و از تعدد خوانش ها می کاهد؛ به علاوه این تعددها نیز پدیده ای خلاف طبیعت نیست(چه در حوزه دیانت و چه در سایر حوزه ها)!

ضمنا نازنین، شما تفسیر خودساخته خویش را از استاندارد رها کن و با منظور خودم، نظرم را بسنج! مراد بنده از استاندراد، اعتدال بود؛ حال بگو ببینم آیا اعتدال، ارجحیت و برتری دارد یا خیر؟

البته متهم کردن «همه» دینداران به فکرنکردن، خارج از انصاف و اخلاق است؛ ولی به هرحال بنده دفاعی در این زمینه نمیکنم؛ اما از قرآن، که در پایان غالب آیات خویش، خردورزی را با عباراتی همچون: «أفلا یا لعلکم(تتفکرون،تعقلون،تفقهون،تدبرون و...)» وصیت نموده، دفاع خواهم کرد.

22
الف (مهمان)
1392/04/29

خب منظور قرآن از خردورزی احتمالا آن چیزی نیست که امروزه از خرد ورزی می‌فهمیم، به این دلایل:
اول، وقتی قرآن به تفکر فرا می‌خواند، خد قرآن هم به جد از دیندار تفکر نمی‌خواهد، بلکه چیزی می‌خواهد که ظاهرش تفکر است و در واقع دفاع از آموزه‌های دینی است. به دو دلیل:
یک. نتیجه تفکر مورد نظر قرآن از پیش معلوم است: «یتفکرون فی خلق السموات و الارض» که به این نتیجه برسند که «ربنا ما خلقت هذا باطلا». بنابراین تفکر مورد نظر قرآن از پیش نتیجه‌اش معلوم است. و اگر چنین است دیگر چه نیازی به تفکر است و اصلا دیگر تفکر چه معنایی دارد؟
دو. وقتی قران بشارت می‌دهد به کسانی که «یستمعون القول فیتبعون احسنه» منتظر نمی‌ماند که شما بروی و ببنی که احسن کدام است و آن را دنبال کنی، خودش به شما می‌گوید «و من احسن قولا ممن دعا الی الله و عمل عملا صالحا». یعنی در واقع در قاموس قرآنی تفکر تنها به این معناست که هر مقدمات را جوری بچینی که به نتایج از پیش معلوم برسی، حالا هر طوری که باشد.

دوم، هیچکدام از دیندارن آن تعبیرات را جدی نگرفته‌اند و سعی نکرده‌اند فارغ از قید و بند خردورزی کنند. شاید بگویید که می‌شود در چارچوب دین خرد ورزی کرد. اما مگر می‌شود از پیش برای خردورزی حدود قائل شد؟ مثلا: تا جایی که اصول اسلام را زیر سوال نبرده‌ای فکر کن و از آن به بعد تفکر را متوقف کن. خب این یعنی فکر نکن، بلکه سعی کن در تایید دین دلیل بتراش.
سوم، با دنبال کردن رد واژگان دیگری هم مثل «علم و عالم» در قرآن می شود این استدلال را تقویت کرد.
نهایتا، هنوز در عجبم که کامنتهایم را فیلتر نکرده اند، دیدم که می گم :)
(اما یک چیز دیگه، اگر استاندارد را به منظور شما بگیرم که دیگه فرق استاندارد و نااستاندارد فرق نظر من/نظر او است و لذا دیگر «استاندارد» خالی از معنا و بلاوجه است. این دیگر آخرین نکته است!: مگه همه گروههای اسلامی خودشون رو معتدل نمی دونن؟ مگه همه خودشون رو امت وسط نمی دونن؟ پس وضعیت اعتدال هم بهتر از «استاندارد» نیست. بهتره که به جای عوض کردن وزیر با سرباز با همان وزیر بازی می کردید.!)

23
بدون‌نام (مهمان)
1392/04/24

جناب لطفی، مظلومین زیادی در مناطق مختلف این کره خاکی وجود دارند٬ قتل عام ها، جنایت ها، آوارگیهاو هزاران بدبختی دیگر۰۰۰ چرا نویسندگان اخوان و یا خود جناب عالی حتی یک کلمه هم در این مورد نمی نویسید۰ کافی است فقط چند دقیقه فارغ از مصر و اخوان مصراخباررا تعقیب کنید۰مگر غیراخوانیها، و حتی غیر مسمانان مظلوم از هم نوعان شما نیستند؟!

24
متین.ل (مهمان)
1392/04/25

- حق با شماسست؛ بنده به دلیل نداشتن اطلاعات کافی، شاید در دفاع از مظلومیت پاره ای همنوعان دست به قلم نبرده ام؛

- اما فراموش نشود دفاع از مظلومیت یک فرد یا جمع یا منطقه، مظلومیت فرد یا جمع یا منطقه ای دیگر را نفی نمیکند؛

25
حسين (مهمان)
1392/04/22

با تشكر از برادر بزرگوارم متين عزيز .
قابل توجه برادري كه دغدغه خود را در توليد و مطالعه بيان نمود عرض كنم كه اگر منظورتان توليد اقتصادي است كه توليدكنندگان قدر هم در اين برهه از زمان كمر خم كرده اند و اگر منظور توليد فكر است كه آنچه از اين مقالات بر مي آيد چيزي جز ماحصل مطالعه و تحقيق و كارشناسي و نشست هاي علمي نيست كه فرايند آن توليد فكر است.
و من به شما پيشنهاد مي دهم قبل از اينكه به كسي سوزني بزني يك ميخ بزرگ به بدن خودت فرو كن . كه اگر شما اهل تحقيق و مطالعه بوديد شايد كمي منصفانه تر نقد ميكرديد كه شايسته انسان آزاد انديش نيست كه در دايره كوچك خود زندگي كند و ديگران را از كره اي ديگر تصور كند . لذا اين عزيزان دايره فكريشانم بسيار بيشتر از اين است كه فقط مشغول خود باشند و بگويند عيسي به دين خود و موسي به دين خود و هركسي در گور خودش مي خوابد.

26
بدون‌نام (مهمان)
1392/04/23

از نقد منطقی جناب لطفی و و نقد مغرضانه جناب خلجی مطالب زیادی آموختم

27
بدون‌نام (مهمان)
1392/04/23

آقای لطفی و لطفی های دیگر به جای پرداختن به اخوان و کودتا و انتخابات مصر و سیاست و قدرت که کوچکترین نفع دنیوی و اخروی برایشان ندارد بهتراست به فکر تزکیه و استغفار در ماه رحمت و مغفرت باشند۰

28
متین.ل (مهمان)
1392/04/24

- سپاس بابت دلسوزیتان؛ ولی مگر ظلم ستیزی، خود میوه تزکیه نیست؟

- به هرحال تزکیه و ظلم ستیزی، باید هر دو را تقویت کرد؛ نه اینکه یکی را جایگزین دیگری کرد.

29
بدون‌نام (مهمان)
1392/05/03

جناب لطفی از سعه صدری که در پاسخ دادن به کامنت ها داشتید تشکر میکنم.من هم نوشته خلجی را غیر منصفانه و غرض ورزانه دیدم.نقد شما هم بر آن خوب و بجا بود. اما در کامنت ها بحث جالبی در گرفت ( کامنت آقا یا خانم الف) که در پاسخ آن چیزی نگفتید. کاش این بحث های مهم از طرف همه ی ما پیگیری شوند.در مورد این موضوع بنده هم معتقدم همچنان که الف گفته است اسلام علم و تفکر را تا جایی و به شیوه ای توصیه میکند که الزاما منجر به قبول اسلام شود.از صاحب نظران هم دعوت میکنم در این باره و دلایل له و علیه هر دو بینش آقای لطفی و آقا یا خانم الف بنویسند.

30
متین.ل (مهمان)
1392/05/03

- در آغاز گفتگو با جناب «الف»، انگیزه ای جز تببین حقایق نداشتم؛ اما در اواخر شوق رقیب افکنی وجودم را فراگرفت؛ فتوایی از ابن تیمیه ذهنم را مشغول کرد و از پاسخ گفتن منصرفم نمود:
«بر آدمي است كه كارش پيش از هر چيز براي خدا و انگيزه اش فرمانبرداري از او با انجام نيكي ها بوده و اقداماتش از سرِ نيك خواهي و براي تبيين حقايق باشد؛وگرنه در صورتي كه مجادلات فكري فرد، به منظور اثبات برتری خود يا مذهب خود و به قصد رقيب افكیي باشد،اقدام وي گناه و در درگاه خداوند،ناپذيرفتني خواهد بود؛نيز اگر چنين كاري را براي خودنمايي و جست و جوي نام و جاه انجام دهد،بي پاداش خواهد ماند!»(منهاج،3/64).

- همچنین، سئوالاتی که جناب «الف» مطرح کرد برایم تازگی داشت و لختی تحقیق می طلبید که هنوز اقدامی نکرده ام؛ ان شاءالله در اولین فرصت، پس از پالایش انگیزه و تحقیقاتی لازم، در یک گفتگوی صمیمانه با هم بحث خواهیم کرد.

31
الف.ب (الفِ سابق) (مهمان)
1392/05/03

1. بهتر می بود که نه به خاطر فتوایی از الف یا ب یا هر کس دیگری، بلکه به حکم خرد عمل کنید. این نشان از این دارد هنوز کسانی برای شما بت هستند.
2. آن چیزهایی که من نوشتم "سوال" نبود و در پی پاسخ شما هم نبودم، خواستم شما را نهیب بزنم به جای ایدئولوگ بودن این یا آن حزب، سعی کنید تعقل پیشه کنید.
3. خوب کاری می کنید اگر اقدامی بکنید، البته کار به "لختی تحقیق" بر نمی آید، بروید و بخوانید و تامل کنید که در کامنت های من درسهاست برای آنها که اهل تحقیق اند.

32
متین.ل (مهمان)
1392/05/04

همچنین بهتر می بود شما نیز پیش از نگاشتن، کمی «بیشتر» تامل می کردید تا عادت نکنید که از تفاوتها و بعضا ترادفها، تضادها را بسازید و رویکردهای همنوا را به جان هم بیندازید؛ همان کاری(ضعفی) که در گفتگو با استاد بهرامی نیا و استاد قطبی می کنید(دارید) و به وضوح برای همگان آشکار است.

- این خرد است که به پذیرش سخن احسن و افضل حکم می کند؛ و اتباع از خطبه نیک هیچ تلازمی با معطل کردن خرد و به دیده بت نگریستن به خطیب خطبه های نیک ندارد؛

- انگیزه شما در تلنگر زدن به بنده، ستودنی و بنده را از این همه خیرخواهی متاثر کرده است؛ باری، من نیز نگاه ایدئولوژیک را نمی پسندم و در خطا بودن آن شکی ندارم؛ اما در کدام قاموس آمده که «دفاع از یک مظلوم که همزمان همفکرت باشد» یه مثابه داشتن نگاهی ایدئولوژیک است؟ عقل ناچیز بنده در این مقطع، به مظلوم بودن اخوان مصر حکم داده است؛ و با الهام گرفتن از حدیث حضرت رسول(ص) که می فرماید:«انصر أخاك ظالما أو مظلوما» دفاع از برادرانم را در مقابل سمپاشی های فکری، عین عبادت تلقی می کنم؛ البته اقناع حداقلی عقلانی و روانی شما مرهون این است که ذره بسیار اندکی عقل برای ما قایل باشید و خود را «تنها» وارث این نعمت از جانب خالق ندانید و تشخیص ها را احترام بنهید؛

- چشم، به لختی تحقیق اکتفا نخواهم کرد؛ می روم و می خوانم و تامل می کنم؛ همچنین مواظب خواهم بود که یافته هایم مرا به خود غرّه نکند و مایه طغیانم نشود و با علم فروشی، خود را تخلیه روانی نکنم.

33
م م (مهمان)
1392/04/22

قران چه زیبا میفرماید لا تقف ما لیس لک به علم یعنی اینکه وقتی انسان بدون علم حرف زد حرفش باد هواست نمیدانم اقای خلجی وقتی که اسم تحلیل گر را یدک میکشد این حرفای این حرفای بی سر و ته را از کجا اورده انصاف هم چیز خویست اخه کجای دنیا دیدید که مدت یکسال با ان همه کار شکنی حاکم یک کشور تمام کشور را مدینه فاضله کند این منطق و دیدگاه باچه عقل سلیمی جور درمیاد این مدت نه تنها شکست اخوان بود بلکه اوج کرامت بزرگ واری را نسبت به مخالفان به نمایش گذاشتند که این خود پیروزی بزرگیست

34
خ-مرادی (مهمان)
1392/04/24

غالبا تحلیل های اینگونه خبری وقشری هستند نه کارشناسانه وموشکافانه ونقد بر اینگونه مطالب در درجه اول به نفع صاحب مطلب وسپس اهل قلم می باشد تا بدانند که تیغ نقد وبررسی شاید تیز تر وبرنده تر باشد پس بکوشیم سنجیده ،آگاهانه وعادلانه مرکب قلممان را بر صفحه کاغذ برانیم چون قلم مبارک است وخداوند به آن سوگند یاد نموده .(اهتمام به سرنوشت جامعه ومسلمانان عبادت است ) باتشکر از دوستان

35
محمد - حسن پور (مهمان)
1392/04/25

جناب متین عزیز این سایت نظرمخالفانش رات آنجا که ادب واخلاق اجازه بدهد بدون هیچ ترس ازدست دادن حامیانش درج می کند،انشاالله الگویی باشدبرای آنان که همچین جراتی ندارند.

36
محمد - ح (مهمان)
1392/04/25

متاسفم برای همه ی آنهایی که دم ازدموکراسی،عدالت ،انصاف و.... می زنند اما حاضرنیستندلفظ کودتای نظامی رادرمورد سقوطآقای مرسی به کارببرند.

37
میلان (مهمان)
1392/05/08

سلام
با اینکه علاقه ای به اسلام( ایدئولوژیک چه در وجه اجتماعی و شریعتی و چه در وجه سیاسی) آن ندارم ولی انصافا نقد متین لطفی بسیار متقن تر و مدلل تر به نظرم آمد.جدا از کارهای گسترده ی اخوان المسلمین در میان نیازمندان که در کامنتها آمد که بلاشک هر انساندوستی را شادمان میکند و بر شرافت آن باید درود فرستاد در حوزه سیاسی هم اخوان علیرغم چندین و چند اشتباه مهلک سزاوار این برخورد کودتائی ظالمانه و غیر اخلاقی و غیر انسانی نبود. آنچه که در برخورد تحلیلگران با اخوان به عنوان یک جز و جامعه ی اسلامی به عنوان یک کل جای تعجب دارد تاکید بر نیمه خالی لیوان است چیزی که از مسلمین همواره پاره ای تبعیضات نسبت به زنان،برخی قوانین نابرابر اجتماعی در گوشه ای مکانی-زمانی،پاره ای خشونت ها در سالیان اخیر و ...(که به باور من اگر منصفانه بیان شوند بیان شدنی هستند)را به تصویر می کشد به حق تمام آنچیزی نیست که مسلمین و خاصه اخوان نثار دنیا کرده اند.امروزه کشته شدن دردناک همنوعان عزیز ما در مصر حاصل اشتباهاتی بس مهلکتر از اشتباهات اخوان بود..ممنون از شما

38
متین.ل (مهمان)
1392/05/08

ممنون جناب
انصاف، شیرین است و منصف، شریف؛ هر کجا هستید بختیار و دلشاد باشید.