آشنایی با شهرستان سراوان

آشنایی با شهرستان سراوان

شهرستان سراوان 23880کیلومتر مربع وسعت دارد. مساحت این شهرستان 2/15درصد مساحت کل استان را تشکیل می‌دهد و در موقعیت 62و 35دقیقه عرض‌ جغرافیایی واقع شده است. از شمال‌غرب به خاش، از غرب به سوران، از شرق و جنوب‌شرقی به کشور پاکستان و قسمتی از جنوب به شهرستان سرباز محدود می‌شود. شهرستان سراوان همچنین 384کیلومتر مرز مشترک با کشور پاکستان دارد و ارتفاع آن از سطح دریا 1165متر می‌باشد و در منتهی‌الیه شرقی‌ترین نقطه کشور واقع است و به زادگاه خورشید ایران شهرت دارد به‌طوری که طلوع و غروب خورشید در سراوان با طلوع و غروب خورشید در غربی‌ترین شهر کشور یک ساعت و هفده دقیقه اختلاف دارد. 

جمعیت شهرستان سراوان 220هزار نفر است. سرچشمه‌ی رودخانه و منتهی به بخش رودخانه ماشکید در این شهرستان واقع می‌باشد. ارتفاعات: کوه‌ سفید، کوه بم‌پشت، کوه سیاهان. رودخانه‌ها: ماشکید،سی‌میش، روتک. 

 آب این شهرستان از طریق 1269حلقه چاه 307رشته قنات 272رشته چشمه با میزان آبدهی 183میلیون متر‌مکعب و رودخانه‌های ماشکید با میزان آبدهی متوسط سالانه 80میلیون مترمکعب تأمین می‌شود. 

شهرستان سراوان دارای اقلیم بیابانی گرم و خشک می‌باشد. میانگین بارش سالانه در این شهرستان 6/104میلی‌متر و متوسط دمای آن از 43 الی 4- درجه‌ی سانتی‌گراد در تغییر است.

 سراوان در سال1326 به شهرستان تبدیل شده است و قبل از ورود نیروهای دولتی به این منطقه نوع اداره و حکومت در منطقه ملوک‌الطوایفی بوده است، شستون نام قبلی این شهرستان بوده که بعداً از آن به سراوان یاد شده است. 

مردم شهرستان سراوان به زبان بلوچی تکلم می‌کنند و زبان فارسی نیز رایج است. میزان باسوادی شهرستان در سال82، 1/69درصد بوده است.

این شهرستان از سال75 تا کنون تنها یک بیمارستان 190تختخوابی دارد که امر بهداشت و درمان را در این شهرستان با مشکلات عدیده‌ای مواجه کرده و مردم برای مداوای بیماری‌ها باید مسافت طولانی‌ای را تا مراکز درمانی طی کنند.

از اماکن سیاحتی تاریخی و جاذبه‌های گردشگری این شهرستان می‌توان به مسجد جامع دزک، منطقه سرسبز و دیدنی دره‌نگاران و آرامگاه‌های روستای جالق و زیارتگاه‌های متعدد اشاره کرد همچنین سفال کلپورگان، سوزن‌دوزی، سکه و آیینه‌دوزی و جواهرسازی نیز از صنایع‌دستی رایج در سراوان می‌باشد. 

در شهرستان سراوان، 16203460هکتار‌ مرتع وجود دارد که به علت خشک‌سالی از سال80 تا کنون هیچ علوفه‌ای از آن برداشت نشده است. 

جمعیت روستایی شهرستان سراوان 126542نفر می‌باشد که 4/59درصد از جمعیت شهرستان را به خود اختصاص داده است.

در شهرستان سراوان هیچگونه راه اصلی وجود ندارد و همه راه‌های آن تنها راه‌های فرعی است و البته این شهرستان یک فرودگاه دارد که با مشکلات عدیده مواجه است. 

آب آشامیدنی شهرستان سراوان از طریق رودخانه شمس‌آباد و 21حلقه چاه با میزان آبدهی 218لیتر در ثانیه تأمین می‌شود.

وجه تسمیه 

شستون مرکز شهرستان سراوان است و هم اکنون شهر سراوان نامیده می‌شود، در گذشته به آن سر استون، شستون و شهستان اطلاق می‌شده است. 

سراستون: منطقه‌ای که در آن بارندگی زیاد اتفاق می‌افتد. 

شستون: چشمه جوشان با توجه به رشته قنات جاری در شهر سراوان و فراوانی آب. 

شهستان: تمام حکام منطقه از این دیار برخاسته‌اند. 

سرا به معنای جا و مکان و «وان» به جای مرتفع و بلند گفته می‌شود)؛ و در مکاتبات پس از سال1307 رسماً از این منطقه به عنوان سراوان یاد می‌شود. 

عوامل طبیعی و آب و هوا 

آب و هوای شهرستان سراوان گرم و خشک، بیابانی، کویری و کم‌باران است در زمستان هوا معتدل و متوسط بارندگی در سال 100میلی‌متر است. بسیاری از روستاها دارای خاک مرغوب و حاصل‌خیز می‌باشند. کوه‌های بیرک زابلی، کوه سفیدگشت، کوه سرخ در بم‌پشت، از مرتفع‌ترین کوه‌های این شهرستان محسوب می‌شوند. رشته کوه سیاهان طولانی‌ترین رشته کوه در این شهرستان می‌باشد که از نزدیکی‌های تفتان شروع و تا ناهوک در محدوده پاکستان ادامه دارد. رودخانه ماشکید نیز مهم‌ترین رود شهرستان سراوان است که از دامنه‌ی جنوبی شهرستان از نزدیکی خاش سرچشمه می‌گیرد که پس از عبور از بخش زابلی، جنوب سیب و سوران و شمال بم‌پشت، جنوب اسفندک و کوهک را سیراب می‌کند. 

قنات‌ها از دیر باز مهم‌ترین منبع تأمین آب پس از رودخانه‌های فصلی بوده‌اند؛ به‌طوری که تا کنون 330رشته قنات که گویای فرهنگ کهن این دیار می‌باشند و هر کدام بین 100تا 5000سال قدمت دارند در نقاط مختلف این شهرستان، به‌چشم می‌خورد برخی از آن‌ها بیش از 20کیلومتر طول دارند. بنای این قنات‌ها از نظر فن‌آوری در آن زمان بهترین مهندسی را داشته‌اند و شیب آن‌ها طوری طراحی شده است که آب از مادر چاه تا مظهر قنات به راحتی جریان دارد. 

بادها 

«گوریچ» از مهم‌ترین بادهای منطقه است که در فصل زمستان از شمال به جنوب می‌وزد و سرما به همراه دارد. «لوار» در فصل تابستان در این منطقه می‌وزد و دارای گرمای سوزناکی است که دمای هوا را به 46درجه‌ی سانتی‌گراد نیز می‌رساند. 

حرکت‌های اسلامی فعال در شهرستان سراوان

وجود مساجد قدیمی چون مسجد جامع دزک، آثار تاریخی و مقابر متعدد، مناره‌های تاریخی در گذشته، وجود هزار مسجد، برپایی 90نماز جمعه و 20حوزه علمیه اهل‌سنت در حال حاضر نشانگر تمسک دیرینه مردم این سامان به تعالیم دینی و مذهبی می‌باشد. آثار تاریخی و آئین‌های خاص، این شهرستان را نسبت به دیگر شهرستآن‌های استان سیستان و بلوچستان متمایزتر می‌سازد و آن را به لحاظ علمی، مذهبی و دینی از دیگر نقاط رفیع‌تر ساخته است. گرایشات فکری اسلامی معاصر هم‌چون تبلیغی، دیوبندی، صوفی، اخوانی و سلفی که هم اکنون در سایه‌ی توجه نظام اسلامی در این شهرستان رواج دارند نشان‌دهنده‌ی عمق تفکر مذهبی و اسلامی در این شهرستان است.

بد نیست بدانید شهر سراوان نسبت به دیگر شهر‌های استان، نمادی از زندگی مسالمت‌آمیز مذاهب و افكار مختلف اسلامی با همدیگر است. هر گروه و خط فكری دارای پایگاه و حوزه‌ی‌ علمیه است و با تمام توان سعی در ترویج افكار خود دارند.

دین و زبان 

 مردم شهرستان سراوان دین اسلام را دارا هستند و اهل سنت و جماعت می‌باشند. زبان مردم سراوان بلوچی و در هر یک از مناطق شهرستان گویش و لهجه خاصی وجود دارد. 

مدارس دینی شهرستان سراوان

تدریس قرآن‌ کریم در مدارس دینی سراوان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است علاوه بر آنكه كار تدریس قرآن برای طلاب انجام می‌گیرد افراد عادی، دانش‌آموزان جامعه نیز بویژه كودكان و خردسالان سهم وافری از فراگیری قرآن‌مجید در این حوزه‌ها دارند. خود یادگیری قرآن‌مجید و قرائت آن یك امتیاز مهم برای یك فرد مسلمان محسوب می‌شود و تأثیر فراگیری قرآن‌مجید را می‌توان در جامعه سراوان به خوبی مشاهده كرد و كمتر كسی در این منطقه وجود دارد كه قرآن را در محضر اساتید این حوزه‌ها فرا نگرفته باشد خصوصاً مسن‌ترها و تابستان از گوشه و كنار برای فراگیری قرآن به حوزه رجوع می‌کنند.

تا قبل از راه اندازی حوزه‌ی علمیه‌ی زنگیان فقط یك نماز جمعه در مسجد جامع دزك به عنوان قدیمی‌ترین مسجد بلوچستان در سراوان خوانده می‌شد اما امروزه بالغ بر 90نماز‌ جمعه خوانده می‌شود كه این امر بدون شك از فیوضات این حوزه‌ی علمیه و دیگر حوزه‌های علمیه می‌باشد. آنچه ارائه شد به هیچ وجه به عنوان نادیده گرفتن خدمات و تلاش‌های ارزنده دیگر علما و بزرگواران در شهرستان سراوان نیست؛ چرا كه هر كدام از اساتید این حوزه و علمای ربانی سراوان همچون علامه محمد شهداد، مولانا عبدالواحد، مولانا عبدالكریم سعیدی، مولانا عثمان دهواری و شیخ شهید علی دهواری و ده‌ها عالم دیگر كه به رحمت ایزدی پیوسته‌اند و علما و بزرگوارانی که در قید حیات هستند و 20حوزه‌ی علیمه كه كار تبلیغ علوم دینی از فكرها و اندیشه‌های مختلف و به ویژه منطقه حومه سراوان كه حوزه‌ها و مراكز برادران اخوانی، سلفی، دیوبندی و تبلیغی را در برداشته و در كنار هم به فعالیت دینی می‌پردازند.

دارالعلوم زنگیان

اولین مدرسه‌ی دینی برگرفته از تفکر دیوبندی در سراوان و حتی کل بلوچستان می‌باشد که بانی آن مرحوم مولوی محمد لعل محمدی (نارویی) است که اصالتاً سیستانی می‌باشند. مرحوم مولوی عبدالعزیز ساداتی مدرسه را گسترش دادند و در حال حاضر مولوی عبدالصمد ساداتی فرزند خلف ایشان به عنوان مدیر حوزه مشغول فعالیت می‌باشند.

این مدرسه در دو بخش خواهران و برادران طلبه دارد. که در دو قسمت عالمی و حافظی مشغول به تحصیل می‌باشند. تعداد طلاب اعم از خواهر و برادر بالغ بر 500نفر می‌باشد.

اولین فارغ‌التحصیلان این مدرسه‌ی دینی که در سطح مقدماتی فارغ‌التحصیل شدند عبارتند از ملا درمحمد دهواری، ملاکرمشاه، ملاحسن، ملامحمد بخشانی، ملاموسی سرجویی، ملامحمد امین دهواری آسپیچ.

حوزه‌ی علمیه زنگیان سراوان پیشرو در توسعه فرهنگی سراوان

پس از گذشت بیش از یك قرن از تأسیس و پایه‌گذاری حوزه‌ی علمیه دارالعلوم زنگیان هم چنان شاهد برگزاری همایش دستار‌بندی فضیلت و فارغ‌التحصیلی جمعی از طلاب به بهانه‌ی فراگیری احادیث كتاب «الجامع الصحیح» امام محمد بن اسماعیل بخاری-علیه الرحمه- می‌باشیم. این شخصیت بزرگوار ایرانی كه با همت و تلاش خود بنا به عقیده و باور اهل‌سنت صحیح‌ترین كتاب بعد از كتاب خداوند (قرآن كریم) را از احادیث پیامبر بزرگوار اسلام-صلی الله علیه وسلم- را به بشریت ارزانی نمود.

قبل از حوزه‌ی زنگیان عالمی ربانی بنام مولوی عبدالرحیم در این منطقه (زنگیان) کار تدریس قرآن‌مجید و سایر كتب ابتدایی را برای جوانان و نوجوانان تحت عنوان مكتب‌خآن‌های در مسجد محل بر عهده داشتند تا اینكه عالم ربانی دیگر پس از فراغت از تحصیل در بازگشت به موطن از این منطقه عبور می‌كند و آن شخص كه مشیت الهی این چنین تعلق گرفته بود كه حضور وی مایه‌ی خیر و بركت برای اسلام و مسلمین گردد و او كسی نبود جز مولانا در محمد از اهالی سیستان (زابل). در راه مراجعت از هندوستان و رفتن به زابل از این منطقه عبور می‌كند كه مردم منطقه به محض اطلاع از وی می‌خواهند برای ارشاد و هدایت دینی مردم منطقه در آنجا بمانند و حوزه‌ی علمیه را تأسیس نماید. وی نیز به خواسته‌ی مردم بیدار، مؤمن و متقی زنگیان، آسپیچ، دشتوك، كولو، دزك، پره‌كنت و زیارت اجابت می‌نماید و كار بنای حوزه با مشاركت عمده و گسترده‌ی مردم در این مكان آغاز می‌شود، انتخاب این مكان نیز به دلیل وجود قناتی بوده است که از کنار این محل عبور می‌کند. هر یك از مردم به تناسب توان خود سهمی در ایجاد آن داشتند، برخی با بنایی و كارگری و برخی دیگر با تأمین مصالح و این حوزه ساخته شد و كار تدریس براساس دروس نظامی (نظام تعلیمات مدارس دیوبند) آغاز شد.

اساتید بزرگواری در این حوزه به تدریس و تربیت دینی و اخلاقی و علمی طلاب مشغول بودند كه به طور مثال از مولانا عبدالرحمن محبی می‌توان یاد كرد. همچنین مولانا رحیم بخش بلوچ‌زهی (دهواری) شیخ الحدیث حوزه و استاد صحیح البخاری و استاد دانشگاه و حوزه كه با درایت و تیزبینی خویش نماد مجسم وحدت حوزه و دانشگاه می‌باشند هم‌چنین استادان بزرگوار حضرت مولانا عبدالكریم سعیدی (دهواری) و مولانا محمد حسن دهواری.

مدرسه دینی اشاعت التوحید:

این مدرسه توسط مرحوم مولوی مرادمحمد بارک‌زهی و مرحوم صوفی دوست محمد در زمان قبل از انقلاب تأسیس شد. در حال حاضر مولوی غلام رسول بارک‌زهی مدیریت مدرسه را به‌عهده دارند. ایشان مسلک صوفی‌گری طریقه‌ی قادریه را تبلیغ می‌نماید و به‌عنوان مرشد از مریدان خود بیعت می‌گیرد. مفتی مدرسه در حال حاضر مولوی محمود الحسن حسین بر می‌باشد.

اساتید این مدرسه بیشتر از فارغ‌التحصیلان حوزه‌های داخل بلوچستان می‌باشند.

این حوزه در دو بخش مجزا خواهران و برادران طلبه دارد. که در دو رشته عالمی و حافظی مشغول به تحصیل می‌باشند. آمار طلبه‌ها بالغ بر 700نفر می‌باشد.

مدرسه دینی عین العلوم گشت: 

دومین مدرسه دینی از لحاظ تأسیس در شهرستان سراوان می‌باشد که مؤسس آن مرحوم مولوی عبدالواحد سیدزاده معروف به حضرت صاحب می‌باشد.

در حال حاضر مولوی محمد یوسف حسین‌پور مدیر این حوزه می‌باشد.

این حوزه نیز در دو بخش خواهران و برادران و در سه رشته‌ی عالمی- مفتی‌گری و حافظی مشغول به فعالیت می‌باشند. تعداد طلبه‌های این حوزه 500 نفر می‌باشد.

از اولین فارغ‌التحصیلان این حوزه می‌توان مولوی دین محمد حسین‌زهی و مولوی عبدالرحیم حسین‌زهی را نام برد.

مدرسه‌ی علوم اسلامی امام ابو حنیفه-رحمه‌الله- 

بانی این مدرسه مرحوم واجه حمزه سپاهیان می‌باشد که در سال1365 تأسیس شد. در حال حاضر این مدرسه به صورت شورایی اداره می‌شود و مدیر داخلی مدرسه حاج محمد صعود سپاهیان می‌باشد. این مدرسه در دو بخش برادران و خواهران طلبه دارد. تعداد طلبه‌های این مدرسه 70نفر می‌باشد.

دارالحدیث امام بخاری-رحمه‌الله- 

مرحوم شیخ علی دهواری در سال1380 مدرسه‌ی علوم شرعی دارالحدیث امام بخاری را با کمک دوستان و همفکرانش پایه‌گذاری نمود و ضمن سرپرستی، در آن مدرسه به تدریس پرداخت. با جمع‌آوری کمک‌های مردمی، مساجد زیادی بنا نمودند. 

هم اکنون حدود 80نفر در مدرسه‌ی دارالحدیث امام بخاری مشغول به تحصیل می‌باشند.

 پیشینه باستانی و تاریخی 

آثار کشف شده و شواهد تاریخی، تپه‌ها و محوطه‌های باستانی و سنگ‌نگاره‌های به جا مانده از دوران گذشته، قبرستآن‌های تاریخی حکایت از سکونت‌های انسانی در هزاره‌های پیش از تاریخ در منطقه را دارد.

بطوری که این آثار متعدد تاریخی و باستانی، شهرستان سراوان را به گهواره تاریخ تمدن مبدل ساخته است. تا کنون بیش از 420اثر فرهنگی، باستانی و تاریخی در این شهرستان مربوط به دورآن‌های پیش از تاریخ، تاریخی و اسلامی شناسایی شده است که این آثار سراوان را به یک موزه از تکامل انسان در عصر شکار، شبانی و کشاورزی مبدل نموده است بدون شک در عصر پیش از تاریخ، فرهنگ‌های متعددی در منطقه در حاشیه‌ی رودخانه‌ی بزرگ این شهرستان وجود داشته است که بقایای آن‌ها به صورت محوطه‌ها و تپه‌ها شناسایی گردیده است. علاوه بر دوران پیش از تاریخ در شهرستان سراوان آثار فراوانی نیز از دوره‌های تاریخی (خصوصاً سلسله‌های اشکانی و ساسانی) شناسایی شده‌اند که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به تپه‌های میر عمر جالق، تپه‌ی هوشک، تپه‌ی کلانک بخشان، تپه‌ی مهرگان و... اشاره نمود. از مهم‌ترین آثار دوره اسلامی در شهرستان سراوان نیز می‌توان به یکی از کهن‌ترین مساجد استان در روستای دزک و همچنین مجموعه‌ای از مقابر، مساجد و مناره‌ها و گورستآن‌ها و قلاع و استحکامات نظامی و تدافعی و مسکونی دوره‌ی اسلامی‌ اشاره نمود که نشانگر تداوم استقرار و سکونت در این منطقه از هزاره‌های پیش از تاریخ تا عصر حاضر می‌باشد. 

 قلعه‌ی بلقیس (قلعه‌ی دزك) در فاصله‌ی 3كیلومتری شهر سراوان در روستای دزك بنا گردیده است. قلعه‌ی مورد نظر مربوط به دوره‌ی اسلامی است و دارای خندق و آسیاب آبی نیز بوده و تا قبل از سال1307 مورد استفاده نیز قرار می‌گرفته است و در سال1307 با یورش قوای رضاخانی به توپ بسته شد و به‌كلی تخریب گردید و هم اكنون تحت حفاظت سازمان میراث فرهنگی قرار گرفته است.

 ضمناَ این شهرستان دارای پانزده تپه‌ی و محوطه ما قبل تاریخ است كه می‌توان به تپه‌های روباه، قلعه ملا، قلعه بزراد، میل مارو، كلاتك، آسپیچ، كلاتك بخشان، تپه‌ی سپید، تپه‌ی حدوگان، تپه‌ی میرعمر جالق و تپه‌ی مهتاب خزانه كوهك اشاره نمود.

این شهرستان در حدود هفت قبرستان تاریخی و ما قبل تاریخ دارد كه برجسته‌ترین آن‌ها قبرستان قدیمی گشت می‌باشد. تعدادی درخت كهنسال نیز در این شهرستان وجود دارد كه می‌توان از درخت سرو سرجو با قدمتی 1500ساله نام برد.

 ضمناً تعدادی ساختمان قدیمی در این شهر وجود دارد كه تحت حفاظت میراث فرهنگی می‌باشند كه می‌توان به ساختمان بهداشت محیط، ساختمان فرمانداری قدیم، دبستان شهید قلنبر، دبستان دهخدا و تعدادی دیگر ساختمان قدیمی در جالق و سوران اشاره كرد.

پیدایش یا خاستگاه دوره‌های تاریخی 

نخستین و مهم‌ترین سکونت‌گاه‌های اولیه و آبادی‌های شهرستان سراوان در مناطقی همچون جالق، ناهوک، کوهک، دزک در حاشیه و یا در نزدیکی رود خانه‌های این شهرستان پدید آمده است.

عوامل طبیعی همچون زلزله و یا قحط‌سالی موجب کوچ مردم از این منطقه گشته است. با کاوش روی تپه‌های باستانی می‌توان زوایای دیگری از تاریخ کهن منطقه را شناسایی نمود و به آن دست پیدا کرد. 

 جاذبه‌های تاریخی و باستانی 

سنگ‌نگاره شیر پلنگان این اثر در فاصله 12کیلومتری شمال سراوان و در ادامه‌ی مسیر دره کندیک و در محلی بنام دره شیر و پلنگان که از رشته کوه‌های سیاهان سراوان می‌باشد، واقع شده است. در داخل دره‌ی کندیک پس از طی مسافتی به محلی می‌رسیم که دره در آن قسمت بسیار تنگ‌تر و کم عرض‌تر می‌شود عرض آن به حدود 8تا 10متر و حدود 5/2متر ارتفاع می‌رسد. این دره را به‌واسطه‌ی وجود نقوش خاص دره‌ی شیر پلنگان می‌نامند؛ چرا که در این نقش یک حیوان درنده همانند پلنگ یا شیر با دمی بلند برافراشته بر روی صخره‌ای در ارتفاع 5متری به همراه نقوش کم‌رنگ و محو چهار انسان دیده می‌شوند که در میان این نقش انسان نفر دوم از سمت راست دارای وضوح بیشتری است و به نظر می‌رسد این چهار نفر در حال دویدن به دنبال هم و یا اجرای مراسمی خاص می‌باشند. در سمت راست دره به طرف شمال نقش انسانی دیده می‌شود که بزی را شکار کرده و گردن آن را گرفته و در حال کشیدن آن با خود است در سمت چپ دره صخره اصلی در ارتفاع حدود 14متری دیده می‌شود این محل به علت ارتفاع زیاد و عدم راه دستیابی به آن نقوش انسانی و حیوانی متنوع بدون نظم و انسجام و یکپارچگی در کنار هم قرار گرفته است. از جمله نقوش کهن و اولیه این صخره می‌توان به گله‌ای متشکل از هفت بز وحشی با شاخ‌های بلند و بدن کشیده با یک نقش انسان در کنار هم می‌باشند نقوش دیگری بعداً بر روی این تصاویر نقش شده و جدید‌تر می‌باشند و عبارتند از نقش انسان برهنه با بدن کاملاً مثلثی شکل و نقوش و پنجه‌های دست انسان و نقوش حیوانی همانند نقش پلنگ با شیر و یا نقش دو شمشیر و... نقوش این سنگ‌نگاره متعلق به ادوار مختلف زندگی بشر از حدود ده هزار سال قبل تا دوران معاصر می‌باشد كه ایجاد برخی نقوش جدید باعث محو نقوش قدیم‌تر شده است. 

سنگ‌نگاره‌های سراوان 

كوه «دان‌چوپی» یا كوه «الله اكبر»(kuh-e-dan coopi) 

در حومه شرقی‌ترین قسمت شرق سراوان دو ناهمواری و ارتفاع مهم طبیعی به صورت دو كوه منفرد كم ارتفاع به نام‌های «دان‌چوپی» و كوه «مهرگان» وجود دارد، در این میان كوه دان‌چوپی، كوه كوچك و كم ارتفاعی است كه در انتهای شرقی خیابان امام خمینی (ره) واقع شده كه از آن به نام "كوه الله اكبر" نیز یاد می‌كنند. برفراز این كوه یكی از منابع ذخیره آب شهر قرار گرفته است، از این جهت این كوه را دان‌چوپی می‌نامند كه حفره‌هایی در بعضی از قسمتهای آن قرار دارد و مردم بر این باورند كه در این حفره‌ها (كه به آن‌ها كورخ نیز میگویند) دانه‌های غلات را ریخته و آنگاه آن را با کوبه‌های چوبی می‌کوبیدند و آرد می‌نمودند. 

"دان" در گویش بلوچی به معنای دانه (گندم) و "چوپی" از واژه چوپگ به معنای کوبیدن می‌باشدو این کوه را بدین جهت به نام کوه دانه کوبی نامیده‌اند. 

کوه مهرگان:

مختصات: 

طول شمالی: 27 درجه و21 دقیقه و8 ثانیه 

عرض شرقی: 62 درجه و20 دقیقه و47 ثانیه 

این کوه بازالتی با ارتفاعی نزدیک به 40 متر در فاصله حدود 400 متری حومه شرقی شهر سراوان ودر حد فاصل دو جاده آسفالته سراوان به روستای دزک وهمچنین جاده آسفالته دیگر سراوان به آسپیچ محمدی وکوهک ودر موازات آن قرار گرفته است در حال حاضر جاده‌ای خاکی در جبهه جنوبی کوه امکان رسیدن وسایل نقلیه را به بالای کوه می‌دهد کوه‌های کم ارتفاع مهرگان ودن چوپی در نزدیکترین فاصله به حومه شرقی شهر واقع شده‌اند.به جهت دارا بودن ارتفاع مناسب ونزدیکی به شهر بر روی کوه مهرگان نیز دو مخزن ذخیره آب یکی به شکل مدور ودیگری به شکل مربع قرار داده‌اند. 

مردم محلی: از این کوه بنام کوه مهرگان یاد می‌کنند هر چند که برخی نیزاین کوه را بنام اصلی واولیه آن بنام کوه مهرگان می‌شناسند بر فراز این کوه وبر روی سطح صخره‌های آن نقوش متنوعی نقش شده بود که متاسفانه در حال حاضر تنها بخشی اندک از آن‌ها باقی مانده است. 

سنگ‌های این کوه بازالتی شدیدا فرسایش یافته وهمچون فلس‌های ماهی متورق شده که همین امر سبب جدا شدن سطح اولیه سنگ که غالبا دارای نقوش بوده شده است از سوی دیگر فعالیتهای فیزیکی که در راس کوه به منظور تسطیح واحداث و نصب مخازن آب شهر صورت گرفته صدمات شدیدی را به نقوش وسنگ‌نگاره‌های آن وارد آورده است بطوریکه اکثر سالمندان ساکن در همجوار آن از تعداد فراوان وتنوع این نقوش از بین رفته یاد می‌کنند. 

با این حال نقوش باقی مانده بر فراز مرتفع‌ترین قسمتهای کوه مهرگان نشان دهنده انسآن‌هایی است که سوار بر اسب با سلاحی که در دست دارند در حال شکار حیواناتی همانند بز می‌باشند و با نقوش نمادین ونقوش پنجه دست ویا پای انسان با کفش (پاپوش) ویا نقش پنجه پای حیوان وغیره دیده می‌شود هر چند که در حال حاضر مقدار سطوح صاف وهموار که مناسب برای ایجاد، نقوش باشند، بسیار معدودند اما بر روی اکثر سطوح نسبتاً صاف و صیقلی باقی مانده‌ی بقایای این نقوش دیده می‌شود، اگر چه برخی مردم این کوه را بنام کوه مهرگان می‌شناسند ولی با توجه به تعداد متعدد تپه‌ها و آثار دوران تاریخی در بخش حومه و مرکزی شهر این نام در اصل کوه مهرگان بوده که احتمالاً در پای این کوه یا بر فراز آن در ایران باستان مردم دارای کیش و مذهب زردتشتی مزدسینا آئین‌های باستانی همچون جشن مهرگان را که یکی از مهم‌ترین جشن‌های آنان بشمار می‌رفت انجام می‌دادند. 

یک اثر بسیار مهم که بنظر می‌رسد اطلاعات بسیار خوبی متعلق به دوران تاریخی (خصوصا پارت وساسانی) از این محل بدهد، همانا تپه‌ی مهرگان در پای کوه است. 

تپه‌ی مهرگان: 

تپه‌ی مهرگان تپه‌ای است تقریباً مدور (45×52) به قطر تقریبی 50متر که گرداگرد این تپه‌ی را خندقی به عرض 7متر فرا گرفته است حداکثر ارتفاع تپه‌ی حدود 3متر از اراضی اطراف می‌باشد و این تپه‌ در فاصله‌ی حدود 150متری دامنه جنوب شرقی کوه مهرگان واقع شده است. 

در بررسی سطحی از تپه‌ تعداد اندکی سفال بدست آمد که اکثراً از نوع سفال‌های دوران اشکانی و یا ساسانی بود. در میان سفال‌هایی با بدنه و مقطع مواج (شیاردار) و یک سفال آبی فیروزه‌ای بدست آمده که تا حدی شبیه به سفال‌های لعابدار فیروزه‌ای دوره‌ی پارت می‌باشد. هر چند که تعداد قطعات اندک و فرم آن‌ها دقیقاً قابل تشخیص نبود ولی علاوه بر سفال‌های فوق سفال نخودی خشن و زمخت با ماده‌ی چسبانده شن (یا شن درشت) که معمولاً آثار سوختگی بر روی جداره آن‌ها مشهود بود. ظروف نوی آپزخانه‌های نیز دیده می‌شود پیرامون این تپه خندقی وجود دارد که معمولاً آن‌ها را می‌توان در پیرامون شهرها یا آثار معماری دوره پارتی دید. 

سنگ‌نگاره‌های کوه مهرگان:

نقوش کوه مهرگان عموماً بر روی سطوح صاف سنگ‌های باقیمانده در مرتفع‌ترین قسمت کوه و خصوصاً جبهه‌ی شمالی آن دیده می‌شود در طرح شماره1 بر روی یک قطعه سنگ تصویر چار حیوان و یک انسان دیده شده است. 

این نقش انسانی را سوار بر اسب در حال تاخت (نقش دو خطی اسب) و نقش وسط حیوانی چهار پای جهازدار با بدنی کشیده و گوش‌ها و دمی بلند (احتمالاً الاغ) و نقش حیوان سوم که در پایین قرار گرفته، نقش حیوان با بدن کشیده و شاخ‌های نسبتاً بلند و دم کوتاه (احتمالاً بز) و در حاشیه‌ی وسط، سمت راست نیز نقش بز دیگری دیده می‌شود که این نقوش از تکنیک رسم نسبتاً پایینی برخوردارند. 

در طرح شماره2 نیز نقش دو بز که در دو زمان متفاوت توسط دو نفر با دو سبک متفاوت نقش شده‌اند این دو بز در حالتی که پشت به هم کرده‌اند، دیده می‌شوند و ایجاد یک شکاف در سنگ آن‌ها را به دو نقش مجزا تقسیم کرده است که بز سمت راست تجریدی یا استلیزه‌تر (خلاصه شده) و بز سمت چپ با شاخ‌هایی همانند جبیر یا غزال به‌صورت واقع گرایانه‌تری نقش شده است. نقش بز سمت راست دقیقاً با نقش دو بز مربوط به نقوش دره‌نگاران شباهت دارد نقش سمت چپ که به زیبایی ایجاد شده در واقع به‌خاطر شاخ‌های کوتاه وانجنادار که دقیقاً به طرف بالاست و دم کوتاه بالا آمده آن نشان‌دهنده‌ی یک جبیر (نوعی غزال دشت با شاخ‌های کوتاه) می‌باشد که مدتی است نسل آن در منطقه از بین رفته است. 

از جمله مهم‌ترین نقوش کوه مهرگان که متأسفانه قسمت اعظم آن در اثر عوامل جوی فرسایش یافته و از جداره‌ی اصلی جدا شده و از بین رفته طرح شماره3 می‌باشد. در این تصویر صحنه‌ای از یک شکار دسته‌جمعی عده‌ای سوارکار سوار بر اسب در حال تاخت و شکار حیواناتی همچون بزهای کوهی می‌باشند که نقوش اسب و بزهای این صحنه نیز به سبک نقوش دو خطی (موازی) نقش شده‌اند که این سبک ترسیم حیوانات را در مناطقی که دارای سنگ‌نگاره‌های پیش از تاریخ می‌باشد، می‌توان به عنوان یک شیوه و سبک خاص ترسیم نقوش قلمداد نمود. 

کشیدگی بدن بزهای اینگونه شیوه‌ی ترسیم شباهت زیادی به یک نمونه رایج از بزهای نقش شده بر روی لیوآن‌های شهر سوخته سیستان دارد که معمولاً در حیوانات ترسیم شده به وسیله‌ی این شیوه می‌توان یک نوع صلابت و استواری و کشیدگی را در اندام و بدن آن‌ها مشاهده نمود. 

در طرح شماره4 نقش تجریدی دو انسان که به شیوه‌ی وارد آوردن ضربات چکشی سنگ بر روی صخره ایجاد شده دیده می‌شوند، نفر راست از روبرو و سر و گردن نفر سمت چپ را به‌گونه‌ای کشیده و متمایل به سمت چپ نشان داده‌اند که به نظر می‌رسد در حال گفتگو با نفر دیگر می‌باشد، در این نقوش بازوهای آنان در امتداد و موازی با خط افق و دست‌ها از آرنج تا مچ عمود بر زمین نقش شده‌اند، مشابه اینگونه ترسیم نقوش انسانی در نقاط مختلف ایران دیده می‌شود. 

طرح شماره 5 نقش نمادین و سمبلیکی است که در آن یک مربع که داخل آن به چهار قسمت مجزا تقسیم شده است، دیده می‌شود. 

یکی دیگر از نقوش رایجی که معمولاً در میان سنگ‌نگاره‌ها مشاهده می‌شود و از اهمیت فراوانی برخوردار است نقوش دست‌ها یا پاها و یا رد و اثر آن‌ها چه مربوط به انسان و چه حیوان می‌باشد. نقوش دست خصوصاً دست با پنجه‌های باز و نقش پای برهنه معمولاً در کنار اینگونه نقوش اثر پا با کفش یا پاپوش دیده می‌شود نقوش و علایمی همچون نقش یا اثر (رد) دست‌ها و پاها به منزله‌ی حضورشان در آن قلمرو می‌باشد. اینگونه نقوش که به منزله‌ی امضا انسان در طبیعت در اکثر نقاط کشور و جهان حتی بلوچستان دیده شده است. به‌عنوان مثال در محل‌هایی همچون دار ساوات و یا قبر زنگی در کوه تونان سیب و سوران و دره‌نگاران در شهرستان سراوان و همچنین در سنگ‌نگاره‌های قصر قند و شمال نیکشهر دیده شده است.

رشته کوه‌های سیاهان: 

 قبل از پرداختن به معرفی سنگ‌نگاره‌های بعدی شناسایی شده در منطقه ابتدا نظر به اهمیت این سلسله جبال و توجه به این نکته که نقوش غالباً بر سینه‌ی صخره‌های این رشته کوه نقش بسته لازم بنظر می‌رسد مقدمتاً به توضیحی مختصر پیرامون این رشته کوه بپردازیم. 

رشته کوه‌های سیاهان از یک‌سو از ناحیه سر حد بلوچستان و حوالی تفتان شهرستان خاش بنام کوه‌های مورپیش و گزور شروع شده و در ادامه مسیر به صرف مشرق از شمال شهر سراوان گذشته و در ناحیه‌ی مرزی «کوهک» از مرز شرقی ایران خارج و به کشور پاکستان بنام سبزکوه در حوالی شهر پنج گور وارد شده این رشته کوه‌ها پس از عبور از شهر کویته با مرتفع‌ترین قله آن بنام بزگوه بنام کوه‌های سلیمان شناخته می‌شود. 

در میان رشته کوه‌های سیاهان در فاصله حدود 10کیلومتری شمال شهر سراوان دره‌های متعددی به اسامی گوناگون وجود دارد که اکثر قریب به اتفاق آن‌ها دارای نگارکنده‌هایی می‌باشند که به‌صورت گذری به معرفی چند محل شناسایی شده می‌پردازیم. 

سنگ‌نگاره‌های دره کندیک:(Kandig)

دره کندیک نام یکی از دره‌های رشته کوه‌های سیاهان در 9کیلومتری شمال شهر سراوان می‌باشد که پس از طی 8کیلومتر جاده‌ی خاکی از شمال سراوان به دامنه و کوهپایه‌های سیاهان می‌رسیم در ادامه‌ی مسیر حدود یک کیلومتری به روستای کندیک رسیده که در آنجا چند خانوار در داخل لوگ‌هایی از چوب و حصیر زندگی می‌کند. اینان عشایر و کوچ‌نشینانی بوده‌اند که در چند ساله‌ی اخیر یک‌جانشین شده‌اند. در این محل اولین نقوش ظاهر می‌شود هر چند که برخی بسیار متأخر می‌باشند و دارای اصالتی چندان نمی‌باشند خود کندیک در زبان بلوچی از لعنت کندن و کنده شدن می‌آید. 

پس از طی حدود 900متر در امتداد شمالی دره معبر به دو قسمت تقسیم شده و در هر کف این قسمت از دره تدریج آب نمایان می‌شود در ادامه مسیر از معبر سمت راستی پس از طی حدود 500متر در پیچ و خم دره تعدادی نقوش متعدد انسان و اسب و سوارکار و بزکوهی با شاخ‌های بلند دیده می‌شود که در یکی از آن‌ها انسانی سوار بر اسب و انسانی دیگر میانه تصویر به‌صورت محو دیده می‌شود. 

در یک تصویر و صحنه دیگر انسانی در حالی که سگش در کنارش ایستاده مشغول شکار بز کوهی می‌باشد. در روزگاران گذشته به سبب وجود آب فراوان و آبشخوری مناسب برای حیوانات این دره‌ها را تبدیل به محل خوبی برای شکار حیوانات مختلف نموده است. 

سنگ‌نگاره دره شیر و پلنگان:(Palangan-o-Sir)

این محل نیز در فاصله حدود 12کیلومتری شمال شهر سراوان و در ادامه‌ی همان دره‌ی کندیک واقع شده است در ادامه راهپیمایی در داخل دره کندیک پس از طی مسافتی حدود یک ربع ساعت به محلی می‌رسیم که دره در آن قسمت بسیار تنگ‌تر و کم عرض‌تر می‌شود و عرض آن به حدود 5/2متر می‌رسد. 

این دره را به واسطه وجود نقوش خاص به دره‌ی شیر و پلنگان معروف شده؛ چرا که در میان این مجموعه نقش یک حیوان درنده همانند پلنگ یا شیر با دمی بلند وافراشته دیده می‌شود. 

بر روی صخره‌ای در ارتفاع 5متری نقوش کم رنگ و محو چهار انسان دیده می‌شود که در این میان نقش انسان نفر دوم از سمت راست دارای وضوح بیشتری است، بنظر می‌رسد این چهار نفر به‌دنبال هم در حال دویدن یا اجاری مراسم خاص می‌باشند در طرح شماره6 در سمت راست دره (به‌طرف شمال) نقش انسانی دیده می‌شود که بزی را شکار کرده و گردن آن را گرفته و در حال کشیدن آن با خود است. 

در سمت چپ دره، صحنه‌ی اصلی در ارتفاع حدود 14متری دیده می‌شود که با توجه به ارتفاع بسیار زیاد آن و عدم دستیابی آسان به آن متاسفانه امکان تهیه تصاویر خوبی از آن خصوصاً از جزئیات نقوش مهیا نشد. 

در این صحنه مجموعه‌ای از نقوش انسانی و حیوانات دیده می‌شود آنچه در ابتدا توجه را بدان معطوف می‌دارد همانا عدم یکپارچگی در صحنه کلی و نقوش پراکنده و متنوع در آن است که نشان می‌دهد که در کنار نقوش کهن، نقوش جدیدی به تناوب ترسیم نموده‌اند از جمله نقوش اولیه و قدیمی آن گله‌ای از بزهای وحشی با شاخ‌ها و بدن کشیده (هفت بز) و یک نقش انسانی در کنار آن‌ها می‌باشد و نقوش جدید‌تری به تدریج به این صحنه اضافه شده که از آن جمله می‌توان به نقوش انسان به‌صورت برهنه با بدن کاملاً مثلثی شکل، نقش دو پنجه دست انسان نقش حیواناتی همانند سگ (یا شیر و پلنگ) و یا نقش دو شمشیر و عبارات و کلماتی همچون الله و نادر اشاره نمود که جزئیات نقوش اولیه و محو آن مطالعه دقیقی را طلب می‌نماید. 

سنگ‌نگاره دره‌ی دار ساوات:(darsavat)

یکی دیگر از دره‌های کوه‌های سیاهان که در حدود 18‌کیلومتری شمال غربی شهر سراوان واقع شده دره‌ی دار ساوات می‌باشد. دار ساوات به معنای سایبان یا محل سایه‌دار است و به دره‌ای گفته می‌شود که دارای گذرگاهی است خیلی تنگ که آفتابگیر نباشد. 

در یکی از دره‌های کوه‌های شمالی سراوان بنام کیشیگان (از کوه‌های سیاهان) پس از طی حدود 2کیلومتر در داخل دره راه به دور شاخه تقسیم شده که یک راه آن (سمت راس) به محلی بنام دار ساوات و راه دیگر سمت چپ به محلی بنام کیشیگان منتهی می‌گردد. 

در ابتدای همین دو راهی به‌طرف دار ساوات در سمت راست دره نقوشی انسانی و حیوانی دیده می‌شود که شاید بتوان نقوش این دره را نقوش چوپانی قلمداد نمود در این صحنه که بر روی سطح نسبتاً هموار صخره در پای کوه و نزدیک کف دره نقش هشت انسان، سه شتر، سه بز کوهی و یک حیوان (احتمالاً سگ) و چند نقش نامشخص دیگر دیده می‌شود. بعضی از این نقوش همانند نقش انسانی که هر دو دست خود را بلند کرده و بالای سر برده در بالای صحنه نقش شده که از نقوش بسیار جدید محسوب می‌گردد. در زیر پای این نقش، یک شتر و سواری بر پشت آن دیده می‌شود می‌توان گفت که به نوعی حکاک آن عصر سعی نموده است به کوچک یا بزرگ تصویر کردن انسان‌ها و حیوانات دوری و نزدیکی آن‌ها را مجسم سازد و به نوعی پرسپکتیو بکار برده است. این‌گونه نقوش را که چندان اصیل و کهن به‌نظر نمی‌رسند، غالباً شبانان و چوپانان ترسیم نموده‌اند غالباً نقوش نشان‌دهنده‌ی صحنه‌هایی از زندگی روزمره آنان است و دیگر اجرای جدید اینگونه نقوش می‌باشند که این قبیل نقوش علاوه بر موضوع و محتوا از نظر اجرایی نیز نو و تازه اجرا شده بنظر می‌آید در بخشی از نقوش که قسمتی از جزئیات محسوب می‌شود. احتمالاً شبانی با چوب‌دستی در کنار گله دیده می‌شود و نیز انسانی که دست‌های خود را بر پشت بزی گذاشته و آن را به سمت جلو هدایت می‌کند و در افق در پشت سر وی نیز دو نفر دیگر با اندازه‌‌ای کوچک‌تر در فاصله‌ی دورتر دیده می‌شوند. 

در مرکز نقش حیوانی که احتمالا با توجه به گوش‌ها و دم کوتاه آن می‌بایست از درندگان گوشتخوار باشد و در سمت راست نقش یک بز و یک نفر در پشت‌سر آن دیده می‌شود. دو شتر دیگر ب‌صورت منفرد که در گوشه‌های صحنه وجود دارند پنجه دست انسانی نیز از نقوش جدید اضافه شده به صحنه اصلی محسوب می‌گردد. 

بعد از دو راهی و طی مسافتی بتدریج تنگه و گذرگاه بقدری تنگ می‌شود که تنها یک نفر می‌تواند از آن عبور کند همچنین ارتفاع صخره‌های دو طرف آن نیز بیشتر می‌شود پس از عبور از این تنگه در سمت چپ دره بر روی سطح دیواره صخره‌ای بزرگ نمایان می‌شود که نقوش پنچه‌های دست انسان (حداقل 10 نقش) که با ضربات چکشی سنگی بر روی سطح صخره ایجاد شده بودند دیده می‌شود در این دره تاریک و بدون آفتاب با دیوارهای بلند وهم‌انگیز دیدن این نقوش دست هیچ چیز دیگر بجز علامت حضور بشر را یادآور نمی‌شود اینگونه نقوش به همین مضوم برای اولین بار توسط شکارگران ونگارگران عصر پیش از تاریخ از حدود 20 هزار سال پیش بر دیواره غارها وپناه‌گاه‌های سنگی و صخره‌ها نقش شده است و به نوعی تا حال حاضر تداوم این سنت را می‌توانیم به اشکال گوناگون در نقاط مختلف نظاره‌گر باشیم. 

سنگ‌نگاره‌های دره در ونزگ: (deronezg)

درو نزگ یکی دیگر از دره‌های رشته کوه‌های سیاهان می‌باشد که در فاصله حدود 15کیلومتری شمال شهر سراوان و 3کیلومتری شرق آبادی مکی در آبادی کوچکی به همین نام واقع شده است، طول این دره حدود 3کیلومتر است که حدود 2کیلومتر آن کاملاً ماشین رو می‌باشد در طول همین دره اولین نقشی که دیده شد نقش یک حیوان درنده با گوش‌های کوتاه و پوزه و دمی بلند بود که احتمالاً می‌بایست نقش حیوانی همچون سگ یا گرگ باشد بر روی تخته سنگ دیگری نقشی شبیه به بادام زمینی یا کدو تنبل دیده شد که در اصل این نقش جز همان نقش اثر پا با کفش می‌باشد که قسمت پنجه و پاشنه پا پهن و گرد و قسمت میلنی آن نازک‌تر نقش شده است. 

بر روی صخره‌ای به ارتفاع حدود 6متر نقوش محوی دیده شد که از این میان تنها نقش یه بز قابل تشخیص بوده که نقش دو بز با شاخ‌هایی فوق‌العاده بلند و اغراق‌آمیز نقش شده بود (طرح شماره 7و8) به صورتی که تنها چیزی که از آن‌ها از آن فاصله دیده می‌شد دو جفت شاخ موازی کمانی شکل بود این نقوش از جمله نقوش دارای اصالت محسوب می‌شوند یکی از نقوش جالب توجه‌ای که در این شکل مبهم به صورت دو یا سه خط موازی و یک دایره بزرگ و علامت بعلاوه و یک دایره کوچک تو پر (نقطه) بود که امکان دارد یک سری علائم برای رسانیدن پیام خاصی باشد هر چند که در اصالت آن‌ها تردید بسیار است.

 سنگ‌نگاره‌های دره مکی: (Mokki) 

یکی دیگر از دره‌های کوه‌های سیاهان در 11کیلومتری شمال شهر سراوان واقع شده مکی می‌باشد. در این محل نیز حدودا چند خانوار (6 خانوار) کوچ نشین اسکان یافته‌اند. 

بعد از حدود 7دقیقه راهپیمایی در پیچ و خم دره اولین نقش در سمت راست دیواره‌ی صخره‌ای کوه و تقریباً نزدیک به کف دره در ارتفاع حدود 20سانتی‌متری ظاهر می‌شود. در طرح شماره12 که از جمله صحنه‌های جالب توجه محسوب می‌شود، دو انسان شکارچی در حال شکار یک بز کوهی نقش شده است. نفر سمت راست تصویر که غیر مسلح می‌باشد، در فاصله‌ای دور ایستاده و در حال رم (فارر) دادن حیوان به‌سوی شکارچی دیگر است. شکارچی دیگر نیز که برهنه و تماماً مسلح می‌باشد، با خونسردی تمام ایستاد و حیوان را که از جلوی او در حال فرار است با تیر و کمان هدف گرفته است. در این صحنه شکارچی مسلح علاوه بر تیر و کمان به‌نظر می‌رسد سلاحی با سر انحنادار به کمر بسته است که احتمال دارد گرز یا چماق وی باشد. از سوی دیگر در نقش انسان شکارچی آلت‌تناسلی که نشان از قدرت جنس نر و برتری اوست و به‌وضوح نقش دوم در حدود 5دقیقه راهپیمایی در سمت چپ دره مشاهده شد، یک نقش عجیب و نامفهوم درختی شکل (که در قسمت پایین همانند تنه‌ی درخت دارای ساقه استوان‌های و در قسمت فوقانی کاملاً کروی و مدور بود که از این شکل نامفهوم که دو تا از آن‌ها به همراه یک نقش بیضی شکل کشیده (همانند اثر پا) مشاهده شد. 

زمانی که از این شکل درختی در فاصله‌ای نسبتاً دو از نقش اول، دو نقش دیگر به همراه نقشی حیوانی نظیر بز بدست آمده احتمال اینکه این نقش، تصویر درخت باشد را زیادتر می‌کند که یادآور درختانی همچون بادام کوهی و بنه در منطقه می‌باشد. هر چند که این نقش نیز همانند سایر نقوش مطالعات (تطبیق) بیشتری را طلب می‌کند. از جمله نقوش دیگری در طی مسیر در این دره دیده شد. نقوش انسانی و نقش حیوانی همچون بزهای کوهی بود. 

یکی دیگر از دره‌های کوه‌های سیاهان در 11کیلومتری شمال شهر سراوان واقع شده مکی می‌باشد. در این محل نیز حدوداً چند خانوار (6خانوار) کوچ‌نشین اسکان یافته‌اند. 

تپه‌ی نمکی 

 پدیده‌ای طبیعی و کم نظیر، آرمیده در نقطه‌ی میانی روستای گشت واقع در شهرستان سراوان است. شامل تپه‌ای نمکین مملو از املاح معدنی است که آرام آرام از دل آب جوشیده و بر سطح زمین روان می‌گردد. تپه‌ی حاصله نمک به جا مانده از این آب است. این مکان در گذشته مورد احترام و زیارت مردم بوده است. در زمان زلزله از آن آب فوران می‌کرده و مردم محلی معتقدند در صورتی که پای دزد را در آن فرو برند در آن گیر می‌کند و برای رهایی از آن باید حیوانی قربانی کنند. 

 سنگ‌نگاره دره‌نگاران 

 در هفتاد کیلومتری شمال غرب شهر سراوان و در فاصله 36کیلومتری شمال غربی روستا ناهوک بخش جالق شهرستان سراوان در دره‌ای بنام دره‌نگاران مجموعه‌ای کم نظیر از نقش و نگار بر روی صخره‌ها ایجاد شده است این محل در انتهای دشت سردشت ناهوک دقیقاً در انتهای دشت آبرفتی سردشت قرار گرفته است. دارای آب و هوایی مصفا و دره‌ای پر آب می‌باشد. وجه تسمیه‌ی این محل بر گرفته از نگارگری‌های اصیل و تحسین برانگیزی است که نگارگران دوران گذشته از خود بر سینه‌ی صخره‌ها به یادگار گذاشته‌اند.

به نظر می‌رسد مهاجرانی در اولین هزاره‌های پیش از میلاد به این سرزمین وارد شده و با بومیان آن بر سر تصاحب محل به جنگ و ستیز پرداخته و عاقبت بر آنان پیروز شده‌اند. 

مهاجمان غالباً سوار بر اسب با شمشیر با تیر و کمان و کمند و در حال جنگ و شکار با مردمان پیاده بومی می‌باشند، عمده‌ترین نقوش دره‌نگاران عبارتند از نقوش انسانی و نقوش حیوانی. 

1- نقوش انسانی به دو صورت برهنه و دیگری ملبس می‌باشند. 

2- نقوش حیوانی، حیواناتی همچون اسب، خر وحشی (گورخر نژاد ایرانی بدون خط) قوچ، بز، مار، گاو کوهان‌دار، شتر دو کوهانه، سگ، گرگ، روباه، شغال، یوز پلنگ و... می‌باشند که تمامی سطوح صخره‌های این دره را آذین بسته‌اند. 

 مسجد جامع دزک

Description: Zahak Old Mosque, Saravan

 این مسجد در روستایی به همین نام در سه کیلومتری شرق سراوان واقع شده است و از جمله مساجد اولیه و کهن استان به شمار می‌رود. مصالح اصلی و اولیه مسجد از خشت خام و ملاط گل است. 

 این مسجد قدیمی با قدمتی بسیار كهن دارای «چله‌خانه» می‌باشد، كه مردم مسلمان در این چله‌خانه به‌مدت چهل شبانه‌روز در آنجا با خدای خود راز و نیاز می‌كردند و به عبادت می‌پرداختند و هم اكنون نیز این مسجد محل استقرار نمازگزاران می‌باشد. 

برای اولین‌بار در متون تاریخی از این بنادر در قرن چهارم هجری نام برده شده تا کنون به دفعات بازسازی شده است و معمار آن سعی نموده که با استفاده از عناصر معماری ساده تزئینی به مسجد جلوه‌ای خاص بدهد. از جمله می‌توان به تزئینات داخل شبستان تابستانی در جبهه‌ی غربی اشاره نمود. دیوار‌های داخلی و شمالی جنوبی و غربی دارای طاق نماهای تزئینی و تزئینات دندان موشی است که می‌توان آن را صورت اولیه‌ی مقرنس کاری به شمار آورد. از قسمت‌های اصلی می‌توان به شبستان‌های غربی و شرقی، حیاط مرکزی و چله‌خانه اشاره نمود. 

پوشش گیاهی منطقه 

 گیاهان دارویی: گیشر، کنا، ترات، زیروک، برشتوک، داز، گلمروک، پنیر باد. 

داز: از جوشانده این گیاه برای درد سینه استفاده می‌شود 

گلمورک: این گیاه خواص دارویی نظیر دردکشی و سم‌زدایی دارد هنگامی که حیوان گزندهای مثل مار. فردی را نیش بزند از آن برای سم‌زدایی استفاده می‌شود. 

پنیر باد: این نوع بوته جزو پوشش گیاهی اصلی منطقه گشته است که دارای برگ‌های گوشتی و سبز رنگ می‌باشد و خاصیت درمانی دارد. همچنین از خاک در برابر طوفان محافظت می‌کند. 

 درخت گز: درختان مسن و تنومندی که در بسیاری از نقاط این منطقه روییده است در برابر طوفان‌های شن و خشکسالی بسیار مقاوم و جلوی گرد و خاک را نیز می‌گیرد. 

 خوراک 

خوراک‌های محلی با استفاده از مواد اولیه‌ی موجود در منطقه تهیه می‌شود. 

1.    شولو و کشک: از آرد ذرت آرد گندم و ادویه‌ی مخصوص تهیه می‌شود.

2.    تباهه: خوراکی از گوشت بوده است. گوسفند را به مدت یک تا دو سال پروار و ذبح می‌کنند، گوشت آن‌را تکه تکه کرده و پس از اندود نمک، زرد چوبه و پودر انار دانه معمولاً در فضای باز و یا داخل اتاق بزرگ آویخته و پس از خشک شدن در فصل زمستان از آن استفاده می‌گردد. 

3.    شیرینی جات، حلوا شکری، حلوا بری، حلوا چنگال، حلوا خرمه‌ای، حلوا آبی.

سوغات شهرستان:

سوزن‌دوزی، سفال کلپورگان، خرما، حصیر بافی و سکه‌دوزی می‌باشد.

سفال‌سازی در روستای كلپورگان شهرستان سراوان:

سفال‌سازی از قدیمی‌ترین صنایع‌دستی بشر محسوب می‌شود كه از گذشته‌های بسیار دور همانند دیگر هنرها و صنایع‌دستی همچون حصیربافی، سوزن‌دوزی در قوم بلوچ رواج داشته و دارد. كارشناسان فن از سفال‌گری به عنوان هنر و صنعت ظریف و حساسی یاد می‌كنند كه از دقت‌نظر و تیزبینی و زیباپرستی شرقی برخوردار بوده و سراسر آن زحمت و تجربه است.

 تولیدات سفال كلپورگان از تولیدات كاربری می‌باشند، كه در زندگی روستایی و عشایری كاربری دارند كه از آن جمله می‌توان به انواع ظروف آشپزخانه، كوزه، قلیان، اسباب‌بازی و وسایل تزئینی اشاره كرد، اما امروزه با تولیدات انواع ظروف دیگر، تعداد زیادی از ظروف سفال كلپورگان بیشتر جنبه‌ی تزیینی پیدا كرده است.

آشنایی با شهرستان سراوان
آشنایی با شهرستان سراوان
آشنایی با شهرستان سراوان
بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

اصلاح مطلب

باسلام و خسته نباشید خدمت زحمت کشان این سایت،
به عرض برسانم اطلاعات مربوط به جغرافیا و جمعیت که در مقدمه ذکر شده و همجنین وضعیت کشاورزی که در متن ذکر شده، غلط و بسیار قدیمی می باشند. طوری که اکنون قریب به 5 سال است که سراوان به سه شهرستان تقسیم شده و تمامی آمارها تغییر پیدا کرده اند.
متشکر