رئیس جمهور اسبق آمریکا از برنامه‌های «محمد مرسی» می‌گوید

رئیس جمهور اسبق آمریکا از برنامه‌های «محمد مرسی» می‌گوید

جیمی کارتر: کمپ دیوید همەی رویاهای مصریان را در هم شکست و مرسی واژەی گذر همەی راەکارهاست و ارتشیان کودتاچی طرف ضعیف معادلەاند.

-از آمریکا و اتحادیه اروپا از فشار آوردن به طرفداران مرسی جهت هماهنگی و مصالحه، دچار عجز و ناتوانی شدند. و تمام دولت‌های ثروتمند خلیجی نتوانستند کودتا را به نفع خود هدایت کنند. و تمام کمکهای جهانی و بلاعوض آن‌ها بی‌نتیجه ماند. 

-نسبت به صحرای سینا، محمد مرسی کرامت سینا و مردمان آنجا را برگرداند. مرسی در زمان ریاست جمهوریش تعداد زیادی تجهیزات نظامی وارد سینا کرد و اعلام نمود که مصر به هیچ کس اجازه‌ی تجاوز مرزی نمی‌دهد.
و نسبت به امنیت مرز‌ها حساس است. و اسرائیل ناگزیر شد دویست نفر از مخبران و جاسوسان خیلی سری خود را در زمان مرسی از سینا خارج گرداند. و تمام اعمال تجسسی و اطلاعاتی زمینی و هواییش را متوقف کند و مصر کم کم داشت بر سرزمین سینا تسلط کامل پیدا می‌کرد. 

-من (کار‌تر) در پیمان کمپ دیوید زمانی که میانجی گر بودم به مصری‌ها ستم کردم و امکان ندارد امروز دوباره نسبت به آنان ستم روا دارم و یا از ستمی که نسبت به آنان در حال تحقق است سکوت اختیار نمایم و مصریان را از آینده‌ای بهتر و دمکراسی‌تر محروم نمایم. 

-در زمان ریاست جمهوری سادات، شارون نخست وزیر وقت اسرائیل در حضور مبارک خطاب به او گفت: آباد کردن سینا برای ما از دستیابی مصر به سلاح هسته‌ای خطرناک‌تر است. و بعد از مرگ سادات هم، بار‌ها به مبارک تذکر داده می‌شد که نزدیک شدن به سینا خط قرمز اسرائیل به شمار می‌آید. 

رئیس جمهور پیشین آمریکا جیمی کار‌تر گفت: آمریکا نتوانست راه حل مناسبی جهت خروج از بحران مصر ارائه دهد که طرفین را راضی کند. و اکنون محمد مرسی به نماد دستیابی به صلح و حل بحران مصر تبدیل شده است، چرا که هر دو طرف به نوعی راه حل بحران را به محمد مرسی مرتبط کرده‌اند، کودتاگران می‌خواهند که محمد مرسی را از هر فعالیتی بر کنار کنند و طرف دیگر نیز حاضر نیست از حق قانونی وجود مرسی دست بردارد. 

اگر ذرەبینی سیاسی را روی هر دو طرف درگیر در مصر قرار دهیم و بخواهیم طرف قوی‌تر را بازی بیابیم، زمان زیادی طول نمی‌کشد که درمی یابیم که کودتاگران نه تنها طرف طرف ضعیف بلکه بسیار ضعیف‌تر از طرف دیگر هستند. 

از دیدگاه کار‌تر سیاست می‌گوید که طرف قوی‌تر‌‌‌ همان طرفی است که ظاهرا‌ً حکومت می‌کند و دستور می‌دهد، و ما به جهت سیاسی و ظاهراً می‌بینیم که کودتاگران در مصر، قدرت را به دست گرفته و حکمرانی می‌کنند، بنابراین باید برگ برنده دست آن‌ها باشد و معادله را به نفع خود تمام کرده باشند. 

اما حقیقت ماجرا به گونه‌ای دیگر است، چون این طرفداران مرسی هستند که به مدت پنج ماه حکومت کودتا را دچار بحران کرده و به چالش کشیده‌اند. تا جایی که آمریکا و اتحادیه‌ی اروپا نیز نتوانسته‌اند برای برقراری صلح بر آنان فشار بیاورند و راضیشان کنند. و حتی دولتهای نفت‌خیز حاشیەی خلیج فارس نیز با تمام کمکهای بلا عوضشان به کودتاگران نتوانستند بازی را یکسره نمایند و تا این لحظه همه‌ی تلاش‌ها و حمایت‌هایشان به هدر رفته است. 

کار‌تر در مقاله‌ای که تازه منتشر کرده افزود: شعار رابعه، برای هر کسی که دوستدار آزادی و انسانیت است، شعار بسیار جذابی است و همدردی جهانی را به دنبال داشته است، حتی کسانی که همراه کودتاگران خواهان برکناری مرسی بودند، اکنون هزاران نفر از آنان، جذب این شعار و طرفدار آن شده‌اند. 

در ٩ تیرماە ٩٢ برابر با ٣٠ ژوئن در مصر نزدیک به چهار میلیون نفر به خیابان‌ها ریختند و از ارتش درخواست نمودند که رئیس‌جمهور منتخب را عزل نماید، بعد از آن تمام رهبران اخوان و یاران مرسی را به همراه رئیس جمهور به مکانهایی مجهول و غیر انسانی انتقال داده و حبس نمودند انگار که گروهی تروریست و تندرو را دست به سر کرده‌اند در حالی که جهان شاهد است که آنان تروریست و خشونت‌طلب نیستند. 

کار‌تر چنین ادامه می‌دهد: من یکی از کسانی هستم که نسبت به گذشته‌ام که مملو از خیانت و ستم به مردم مصر بوده احساس پشیمانی می‌کنم. چون هنگامی که در پیمان نامه‌ی کامپ دیوید می‌انجی‌گر بودم و آنوقت بر قوی‌ترین و مهم‌ترین کشور دنیا ـ آمریکا ـ حکم می‌راندم، من در آن جلسه به مصری‌ها ظلم کردم. و برای بار دیگر نمی‌خواهم به آنان ظلم کنم و آن‌ها را در رسیدن به آینده‌ای بهتر و نظامی دموکراسی حتی با سکوت هم که شده، محروم سازم. 

من امروز اعتراف می‌کنم که پیمان کمپ دیوید تمام آرزوهای مصریان را در تشکیل دولتی جدید و پیشرفته، از بین برد و نابود کرد. دولتی که مصریان می‌خواستند آن‌را مانند کشورهای پیشرفتەی جهان بسازند و صنعت و تکنولوژی خود را تکمیل کنند و آینده‌ای روشن را به دست خود رقم زنند. 

بعد از انقلاب ۲۵ ژانویه فرصتی به دست آمد و محمد مرسی در انتخاباتی آزاد و پاک ۵۱ درصد آرای انتخابات را که بیشتر از ۲۵ میلیون رأی از کل ۵۰ میلیون رای بود به دست آورد و در کشوری که جمعیتی نزدیک به ۱۰۰ میلیون نفر دارد، بەعنوان رئیس جمهور انتخاب شد. 

و ما همه به عنوان ناظران بین‌المللی از نزدیک بر انتخابات نظارت داشتیم و بنده خودم شخصاً عملیات انتخابات را پیگیری می‌کردم، انتخاباتی که انجام شد، بهتر از هر نوع انتخاباتی بود که در بیشتر کشورهایی اروپایی برگزار می‌شود و البته ارتش هم همراه ما مراقب و ناظر بر انتخابات بود، پس چطور ممکن است و با چه منطق و عقلی می‌توان قبول کرد که همانگونه که کودتاگران مدعی‌اند چهل میلیون نفر از مصریان به خیابان بریزند و از ارتش بخواهند که رئیس منتخب را عزل نماید!!؟ چهل میلیون نفر بخواهند که مجلس قانونگذاری تعطیل شود، قانون اساسی به حال تعلیق درآید و هزاران نفر از میلیون‌ها نفری که برای اعتراض به کودتا به میدان آمده بودند، کشته شوند و چه کسی این را قبول می‌کند، ‌ای اعضای فرهیختەی کنگره‌ی بزرگ آمریکا، با چه اخلاقی می‌خواهید از کودتا دفاع کنید؟ 

و سپس کار‌تر از اعضای کنگره می‌پرسد: دیدید و شنیدید، چگونه کشوری مانند مصر را از دستیابی به دموکراسی منع می‌کنید آن‌هم فقط به این خاطر که نکند از زیر یوغ شما آزاد شود؟ محمد مرسی با برتری اندکی بر رقیبش به حکومت می‌رسد و تلاش می‌کند مصر را به شرایط ایدەآلی نزدیک نماید ولی آمریکا و سایر کشورهای غربی برای ناکام گذاشتنش گام برداشتند. 

کار‌تر تأکید می‌کند که بطور یقین اگر رسانه‌های گوناگون مصری درطول یک سال حکومت مرسی، منصفانه و بی‌طرفانه تمام آنچه را که در جریان بود را پوشش می‌دادند، مرسی بعنوان بزرگ‌ترین رهبر جهانی ظاهر می‌شد و اقتصاد مصر پیشرفت می‌کرد و مرسی می‌توانست پروژه و طرح‌های پیشرفته‌ای در سینا پیاده نماید؛ پروژه‌ای که قدرت و سلطه‌ی اسرائیل را به زیر می‌کشید و با آن دست اسرائیل را برای همیشه از سینا کوتاه می‌کرد. 

آقای کار‌تر در ادامه خاطرنشان می‌کند: خوب به یاد دارم که در زمان ریاست جمهوری سادات، شارون نخست‌وزیروقت اسرائیل در حضور مبارک خطاب به او گفت: آباد کردن سینا برای ما از دستیابی مصر به سلاح هسته‌ای خطرناک‌تر است. و پس از مرگ سادات هم، بار‌ها به مبارک تذکر داده می‌شد که نزدیک شدن به سینا خط قرمزاسرائیل به شمار می‌آید. 

محمد مرسی آشکارا بسیاری از گروههای ارتش را به سینا فرا خواند، تجهیزات مهندسی برای شکوفایی و رشد سینا را در آنجا مستقر کرد. بدین خاطر بود که اسرائیل بر سر بعضی از بندهای پیمان با مرسی به مخالفت پرداخت و مرسی در جواب به شدت رد کرد و اعلام نمود که مصر به هیچکس اجازه نمی‌دهد که در مسألەی امنیت مرز‌ها مداخله کند. 

و اسرائیل- تا آنجا که من اطلاع دارم – ۲۰۰ نفر از کارمندان سری و اطلاعاتی خود را در زمان ریاست جمهوری مرسی به اسرائیل باز گردانده و تمام عملیاتهای اطلاعاتی و جاسوسی هوایی خود را متوقف نمود و مصر کم کم داشت دوباره سلطه و نظارت خود را بر صحرای سینا به دست می‌آورد. 

و کار‌تر در پایان دربارەی موضع رئیس جمهور ربوده شدەی مصر نسبت به بحران فلسطینی‌ها می‌گوید: مواضع محمد مرسی درباره‌ی اسرائیل طوری بود که آن‌را مجبور کرد تا نسبت به فلسطین و سینا از بسیاری از طرح‌های استعمارگرانه‌اش عقب‌نشینی کند، و جنگ و حمله به غزه را متوقف نماید و پیمان صلح را با میانجگری مصر با فلسطینیان امضا کند.

بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
بدون‌نام
1392/08/29

جای امیدواری است هنوز حق و حقیقت طرفدارانی دارد! اما جناب آقای کارتر خیلی دیر اعتراف کردەاید، امیدوارم خدا از خیانتهایتان درحق مردم فقیر مصر بگذرد! راستی اینهمە عداوت و دشمنی با مسلمانان از کجا نشأت گرفتە است؟
لن ترضی عنک الیهود والنصاری حتی تتبع ملتهم!

2
مسلم کردستانی (مهمان)
1392/08/29

آیا اوباماهم درزمان حیات چندروزه ی دنیا،همچوکارتر،موفق خواهدشدکه توبه وپشیمانی خودراازجنایات وخیانت هایی که نسبت به جهانیان خصوصاکشورهای مسلمان ،بانوکری پادشاهان السعودیه وشیخ های نامبارک الأزهر،عمروموسی ،البرادعی و...، مرتکب شده ابرازنمایند؟؟؟!!! اگرموفق به توبه هم شوند آیاخداوندهمچوفرعون وفرعونیان به ایشان نخواهندگفت: "الآن الآن" حالاوقت توبه نیست ووقتش گذشته.وازخون و...مؤمنان نخواهدگذشت.چون کشتن یک نفربه بی گناهی درنزدالله همچوکشتن تمامی انسان های روی زمین است. اوباما وهمراهانش خسرادنیا والآخره شدند.رسوای زمین وزمان شدند. هزاران درودوسلام وصلوات برشهدای رابعه والنهضه و...(اسماءالبلتاجی ودیگران)که باخون خودحق وباطل رابه جهانیان نشان دادند.عزت وسربلندی دنیاوآخرت ازآن الله ورسولش ومؤمنان است وبس.

3
بدون‌نام (مهمان)
1392/09/01

متاسفانه این گونه اظهار نظرها مربوط به بعد دوران زمامداری است و هیچ ارزشی ندارند، ای کاش فرمانروایان در حین تکیه زدن بر اریکه قدرت این حرفها را می زدند و دامن آلوده خویش را می شستند. این از یک طرف از طرف دیگر مگر بارها کارشناسان نگفته اند که امریکا برنامه ریزیهای کلان و درازمدتی برای آینده مردم و مملکت خویش دارد پس چطور ممکن است رئیس جمهوری بعد از مدتها چنین اظهار نظر کرده و از کرده های خویش پشیمان گردد مگر نه اینکه سیاست گزاریهای آن دوران طبق مصالح مملکت بوده است و اساسا اگر چنین عمل نمی کردند لیاقت زمامداری را از دست می دادند.