تحلیلی بر مصاحبه‌ی حسیب عمار خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی با دکتر ابراهیم منیر

تحلیلی بر مصاحبه‌ی حسیب عمار خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی با دکتر ابراهیم منیر

چند روز پیش که مصاحبه خبرنگار بخش فارسی بی‌بی‌سی را با دکتر منیر از اعضای جماعت اخوان‌المسلمین را مطالعه کردم، از نحوه‌ی مصاحبه، سؤالات گزینشی و بازی با کلمات این خبرنگار بسیار تعجب کردم... گویی او به‌جای مدعی‌العموم در حال بازجویی و محاکمه‌ی دکتر منیر است. این خبرنگار بسیار حرفه‌ای و در عین حال هدف‌دار، قصد القای این مطالب را در ذهن مخاطبین خود داشت: اخوان‌المسلمین شکست خورده و به آخر خط رسیده است. 

عامل شکست اخوان بی‌کفایتی محمد مُرسی، انحصارطلبی سران اخوان در قبضه‌ی قدرت و زیاده‌خواهی آن‌ها و بی‌توجهی بر مشارکت سایر گروه‌های سیاسی در قدرت و... بوده است. نامبرده با لحنی حماسی خود را شاهد این به خیابان ریختن‌های مردم و سرنگونی حکومت توسط آنان دانسته و از کودتای ارتش حرفی به میان نیاورده و بر این مطلب اصرار داشت که مردم بودند حکومت را ساقط کردند. البته کسانی که از ابتدای خیزش عمومی مردم مصر و شروع انقلاب تا به امروز اخبار مصر را دنبال کرده و گزارش‌های این خبرنگار را دیده‌اند، می‌دانند او از همان ابتدا تا به امروز، همواره سعی نموده در خلاف مسیر آب شنا کرده و در گزارش‌هایش مغرضانه و برخلاف رسالت خبرنگاری که می‌بایست در کمال بی‌طرفی و جانب‌داری از یک جریان خاص، به اطلاع‌رسانی بپردازد، متأسفانه بار‌ها دیده‌ایم او هنگام ارسال خبر از میدان تحریر و رابعه و... کاملاً مغرض و جانب‌دارانه و به دفاع از یک جریان خاص و بایکوت خبری جماعت اخوان و نقد غیرمنصفانه‌ی این جماعت پرداخته است. اما قبل از نقد مطالب این مصاحبه لازم می‌دانم در خصوص اهداف یک رسانه در جنگ‌نرم بپردازم. بی‌بی‌سی بنگاه سخن‌پراکنی انگلیس و توسط وزارت خارجه‌ی آن کشور پس از جنگ جهانی دوم راه‌اندازی شد که سالیانه بودجه‌ای گزاف برای پخش برنامه‌های این شبکه‌ی جهانی به سراسر دنیا با زبان‌های زنده اختصاص می‌دهد و تمام این هزینه‌ها توسط دولت بریتانیا تأمین و از طرفی تمام برنامه‌های این غول رسانه‌ای نیز در راستای سیاست‌های دولت انگلیس و منافع ملی آن کشور تهیه و وزارت خارجه تعین‌کننده‌ی اهداف راهبردی سرویس جهانی بی‌بی‌سی است. همان‌گونه که خوانندگان محترم واقف‌اند یکی از اهداف مهم برنامه‌های ماهواره‌ای، جهانی کردن فرهنگ غربی است. در نظریه‌ی دهکده‌ی جهانی توسط مک لوهان سعی بر این شده است که این زمینه را برای پذیرش فرهنگ غربی مساعد کرده و از حساسیت‌هایی که ممکن است در مقابل آن ابراز شود، بکاهند. 

در اثر این حمله‌ی فرهنگی ابتدا مردم کشور هدف را دچار شک و تردید در مثبت بودن فرهنگ ملی و دینی خود نموده و پس از آن به‌تدریج با ارائه‌ی برنامه‌های از پیش تعیین‌شده و پخش آن برای مخاطبین، تمایل و پذیرش فرهنگ بیگانه را به جامعه القا می‌کنند که در کشورهای اسلامی اکثر این برنامه‌ها ترویج و تبلیغ سکولاریسم و هجوم به مبانی دینی و اصول و ارزش‌های اعتقادی مردم است. 

باید بدانیم در هر جامعه، اولین چیزی که به شکل دادن تصورات مردم و هدایت افکار عمومی نقش بسیار مهم و انکارناپذیری دارد، رسانه‌ها می‌باشند. ازاین‌رو قدرت‌های استعماری و سلطه‌جو برای اهداف خود به کارکرد مؤثر رسانه‌ای توجهی ویژه داشته و بی‌دلیل نیست که در سال۱۹۴۰م آیزنهاور رئیس‌جمهور وقت آمریکا این جمله معروف را بیان داشت «این افکار عمومی است که در جنگ پیروز می‌شود» لذا رسانه‌ها با تحریف و سانسور حقایق و بزرگ‌نمایی واقعیت‌های کوچک، انکار یا حذف بخشی از حقایق یک موضوع و تبلیغ مظاهر ضد اخلاقی و زمینه‌سازی مفاسد اخلاقی و اجتماعی و ایجاد فساد و فحشا در میان نسل جوان درپی از پا در آوردن اندیشه و تفکر جامعه هدف بوده و خواهان سست نمودن حلقه‌های فکری و فرهنگی جامعه و بمباران خبری و تبلیغاتی نظام سیاسی–اجتماعی حاکم می‌باشند. 

یکی دیگر از اهداف جنگ رسانه‌ای، استفاده از اصل برجسته‌سازی و حاشیه‌رانی است. بدین معنا که گفتمان‌ها سعی می‌کنند نقاط قوت خود را در جامعه برجسته نموده و نقاط ضعف خود را به حاشیه برده و پنهان نمایند و در نقطه مقابل با فکر و اندیشه‌ی مخالف خود عکس این مطلب را پیاده نمایند؛ یعنی نقاط قوت مخالفین خود را کم‌رنگ و ضعف‌هایشان را برجسته سازند. لذا وقتی در کشوری همچون مصر به یک‌باره انقلاب روی داده و تفکری اداره‌ی امور را به‌دست می‌گیرد که ۸۰سال به خاطر یک ایدئولوژی اسلامی مبارزه کرده است و یقیناً به لحاظ اهمیت استراتژیک مصر و هم‌جواری با فرزند نامشروع استعمار پیر؛ یعنی اسرائیل می‌تواند برای این کشور مشکل‌ساز باشد.[برای پی‌بردن به اهمیت موضوع، نوشتار کودتای مصر و رابطه‌ی آن با دمکراتیزاسیون خاورمیانه را بخوانید.]

پُرواضح است که این مسأله چقدر برای انگلیس و آمریکا حایز اهمیت است و بحران‌سازی و ایجاد مانع در مسیر انقلاب و حکومت مردمی از اهم واجبات آن‌ها می‌باشد. لذا با طرح کودتا و ساقط کردن حکومت محمد مُرسی تنها به بخشی از اهداف خود رسیده و در ادامه این سناریو با کار رسانه‌ای و القای مطالب مدنظر خود از جمله ناکارآمدی حکومت محمد مُرسی و... توسط افرادی همچون حسیب عمار و سایر خبرنگاران و گزارشگران خود سعی در آرام کردن مردم و در واقع موجه نشان دادن کودتا و ناکارآمد بودن اسلام به‌عنوان یک گفتمان که می‌تواند جایگزین قوانین بشری حاکم بر جامعه باشد، به مردم این مطلب را القا می‌نمایند که اسلام سیاسی قادر به اداره‌ی امور جامعه نمی‌باشد. 

من از حسیب عمار می‌پرسم: آیا در طول مدتی که مردم در میدان تحریر و رابعه به قول شما بر علیه رئیس مُرسی به خیابان‌ها ریختند به فرمان محمد مُرسی به کسی تعرض شد؟ آیا اگر محمد مُرسی به‌دنبال کسب قدرت نامشروع بود، از همان روزهای تمرد و نافرمانی مدنی نمی‌توانست به بهانه‌ی آرام کردن اوضاع، تظاهرکنندگان را به خاک و خون بکشد و با ابزارهای قدرت و اعمال زور و اعلام حکومت نظامی به غائله پایان دهد؟ کاری که بعد‌ها ژنرال السیسی با هواداران رئیس‌جمهور نمود. 

آیا اگر رهبران اخوان انحصارطلب و انحصارگرا بودند؛ چرا محمد مُرسی با در دست گرفتن قدرت از عضویت در اخوان انصراف و در تشکیل کابینه از تمام گروه‌ها و احزاب، افرادی را در کابینه‌ی خود شرکت داد و پُست‌های حساسی را به آن‌ها واگذار نمود. 

اگر به قول شما اکثر قریب به اتفاق مردم مصر علیه محمد مُرسی به خیابان‌ها ریختند و خواهان به زیر کشیدن وی از قدرت بودند، پس می‌بایست پس از کودتا و زندانی شدن وی این مردم معترض به خانه‌هایشان باز می‌گشتند، حال آنکه با خبر زندانی شدن محمد مُرسی، سیل عظیم مردم خشمگین به خیابان ریخته و اعتراضات جمعی آنان تا به امروز ادامه دارد. 

اگر واقعاً سران اخوان به این نتیجه می‌رسیدند که شکست خورده‌اند و در مقابل اراده‌ی مردم راهی جز تسلیم شدن ندارند، به‌خاطر تبعات محاکمه توسط مردم، همانند دیکتاتورهایی نظیر رئیس‌جمهور مخلوع تونس، از قبل زن و فرزندان خود را به کشورهای اروپایی فرستاده و خود نیز شبانه پا به فرار می‌گذاشتند، حال آنکه سران اخوان و خانواده‌هایشان در صف اول مبارزه با سران کودتا در میدان‌های تحریر و رابعه حضوری فعال داشته و هر کدام نیز شهیدانی از نزدیک‌ترین اعضای خانواده‌یشان را در این راه تقدیم نمودند تا عملاً به دنیا ثابت کنند که با مردم و در کنار مردم هستند. 

اگر به مصاحبه‌ی چهره‌های سیاسی مصر در چند ماه گذشته دقت کرده باشید، همه بالإتفاق محمد مُرسی را فردی صادق، شجاع و پایبند به اصول اخلاقی دانسته و صبر و بردباری و مدیریت بحران وی را ستوده‌اند و خواهان بازگشت وی به کاخ ریاست‌جمهوری هستند. همین چند روز پیش بود که هشام کمال چهره‌ی نام آشنای جریان سلفی نور در مصاحبه‌ای با الجزیره مباشرِ مصر به صراحت بیان داشت که حزب وی خواهان بازگشت دوباره‌ی محمد مُرسی به قدرت شده بود. 

اگر محاکمه‌ی رئیس مُرسی را دنبال کرده باشید، خواهید دید که سخنان این مرد بزرگ چه زلزله‌ای در کاخ قدرت السیسی و همفکرانش براه انداخت. او پس از ماه‌ها اسارت و تحمل شکنجه‌های روحی فراوان، به محض ورود به دادگاه، با صلابت و اعتماد به نفس بالایی همچنان خود را رئیس دولت خوانده و اگر به قول شما او شکست خورده‌ی میدان بود تا حالا حتماً با زدوبند با قدرتِ حاکم و تضمین رفاه خود و خانواده‌اش رسماً شکست را پذیرفته و یا در برنامه‌ای تلویزیونی حاضر و به جرم و گناه خود اعتراف می‌کرد. 

و سخن آخر اینکه جناب آقای حسیب عمار اگر دین نداری لااقل آزاده باش و این را بدان که تاریخ مصرف امثال شما روزی به پایان خواهد رسید و زود فراموش خواهید شد اما آنچه در تاریخ ملت‌ها جاودانه خواهد ماند، رشادت و پایمردی فرزندان مام میهن و تن ندادن آن‌ها به ذلت و خواری و تلاش برای اعتلای کلمه‌ی الله است. 

(مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا)[احزاب:۲۳]

بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
مسلم کردستانی (مهمان)
1392/08/29

سلام برادرمحمدی عزیز دست مریزادمی گویم.تاامثال پادشاه عربستان ،اردن ،السیسی وحسیب عمارو... نوکران حلقه به گوش انگلیس پیراستعمار،آمریکا واسرائیل باشند وعزت وشرافت خود،خانواده وجامعه اشان رافدای لقمه نان وپست ومقام و...کنند اوضاع خاورمیانه وکشورهای اسلامی باوجودحاکمان فاسدو...بهترازاین نخواهدبود. خوشبختانه اخوان المسلمین دراکثرکشورهای اسلامی وغرب واروپاحضورفعال وچشمگیری داشته ودارندومردم راازخواب غفلت وبی خبری بیدارکرده اندوانعکاس ایمان ،ایثار،صداقت وجوانمردی و...ایشان رادرجهان می بینیم.همین است که آمریکا،اسرائیل ،انگلیس ونوکرانشان دست به دست هم داده تامانع پیشرفت وترقی و...اخوان واخوانیان شوند.ولی چراغی که ایزدبرافروزدهرکه پوفش کندریشش بسوزد. ومکروا ومکرالله والله خیرالماکرین. درقضیه مصرهم همه ی جنایتکاران وظالمان وستمکاران باتانک وتوپ و...تلاش کردندولی درمقابل اراده ونیروی مقاوم اخوان مردمی نتوانستندکاری ازپیش ببرند؛چون الله یارویاورمؤمنان است وعزت وشوکت ازآن الله ورسولش ومؤمنان است.

2
بارام (مهمان)
1392/08/29

قل موتوا بغیظکم

3
مامه‌ ڕیشه‌ (مهمان)
1392/08/30

واقعاً متأسفم كه كشورهايي مثل آمريكا و انگليس كه خود را سرچشمه‌ي آزادي بيان و حقوق شبر!!! (ببخشيد بشر!) معرفي مي‌كنند كساني مانند اين خفاش تحرير (باز هم ببخشيد!! حسيب عمار) را به عنوان خبرنگار خود معرفي نموده و اخبار و حوادث را از طريق چنين كساني منعكس مي‌نمايند.

4
م.ل (مهمان)
1392/08/30

حسیب عمار، نه تنها حرفه ای نیست، بلکه بسیار آماتور و ساده انگار است؛ و این ساده انگاری را در شوق رقیب افکنی اش می توان آشکارا لمس کرد. حسیب عمار، یک خبرنگار ضعیف و ابتدایی است که بدون هیچ زیرکی و حکمتی و توأم با گستاخی وافری در پی ارضای بغضی بود که در گلویش سنگینی میکرد. درود بر دکتر ابراهیم منیر که با ادب و تواضع و حکمت خویش، زمینه های تخلیه روانی حسیب عمار تازه به دوران رسیده را فراهم آورد و مانع آن شد که حسیب عمار از فرط فشار روانی، جان به جان آفرین تسلیم نماید!

5
بدون‌نام (مهمان)
1392/09/01

عالی و بی نظیر بود

6
نیما (مهمان)
1392/09/02

با سلام و تشکر
منتظر چنین تحلیل بودم
ممنون از نویسنده محترم