من یک مصری‌ام که افتخار جاسوسی برای حماس را دارم

من یک مصری‌ام که افتخار جاسوسی برای حماس را دارم

همین که رییس‌جمهور منتخب مصر، «محمد مُرسی» پس از ربوده شدنش به جاسوسی به نفع جنبش حماسِ فلسطین متهم شد، مجموعه‌ای از جوانان مصری از راه‌اندازی و تأسیس جنبشی تحت عنوان «مصری‌های جاسوس حماس» خبر دادند، جاسوسی برای حماس به افتخار و شرفی تبدیل شد که بسیاری از جوانان مصر به آن مباهات می‌کنند، بر پیراهن‌ها و تی‌شرت‌هایشان نوشتند «من یک مصری‌ام که جاسوس جنبش حماس هستم علیه صهیونیست‌ها و به آن افتخار می‌کنم».
عکس‌العمل خودجوش فوق، بیانگر درک عمیق مردم مصر نسبت به مشکل و قضیه‌ی فلسطین می‌باشد. همچنین مبین این نکته است که فلسطین در درون و وجدان مردم مصر جا دارد، هر چند حمله‌های رسانه‌ای وحشیانه و هدفمندی علیه مبارزان فلسطین توسط گویندگان تلویزیونی امثال لُمیس، عُکاشه، علاء و انیس و هم‌فکرانشان در مصر و رام‌الله از جمله ممفیس، تدارک دیده می‌شود!
انگیزه و هدف اساسی از حمله‌ی رسانه‌های مصری علیه جنبش حماس و ساکنان غزه تنها بدکردن چهره‌ی جنبش اخوان‌المسلمین از طریق بد جلوه دادن چهره‌ی بخش نظامی آن در فلسطین یعنی جنبش حماس، می‌باشد.
انکار ویژگی مقاومت علیه اسراییل به عنوان یک امتیاز جنبش اخوان‌المسلمین از سوی رسانه‌های وابسته به شاه عربستان و دُبی، همزمان است با خطرناک‌ترین اتهام که این روز‌ها در رسانه‌های مصر علیه آن جماعت ترویج می‌شود که عبارت است از هم‌پیمانی اخوان با آمریکا و اسراییل، علاوه بر این ترویج دروغِ شاخ‌داری که آمریکا و اسراییل خواستار این هستند تا از طریق در گیر کردن ارتش با اخوان‌المسلمین، ارتش مصر را نابود کنند. 
چگونه این هیاهو و فرافکنی را تصدیق کنیم در حالی که هنوز هم ارتش مصر کمک‌های سالانه‌ی مالی (یک میلیارد و سیصد ملیون دلاری) را از آمریکا دریافت می‌کند تا در مقابل، آمریکا برچارت تشکیلاتی ارتش مصر و ارتفاع درجه افسران آن اشراف و نظارت داشته باشد!
دروغی به این بزرگی، در حالی که این ارتش اسراییل است که به ارتش مصر اجازه داده تا در صحرای سینا تحرک داشته باشد و هواپیما‌هایش دیوار صوتی غزه را بشکنند.
اهمیت کودتای نظامی در مصر آنقدر مهم و استراتژیک است که دورنمای ده‌ساله‌ی خاورمیانه و منطقه را رقم می‌زند، بنابراین نباید تعجب کرد که جبهه‌ی «هم‌پیمانان سازش با اسراییل» و اعتراف به سلطه‌اش بر منطقه که عبارتند از عربستان، امارات، اردن، کویت، حکومت خودگردان و...، در مقابل جبهه «مقاومت و ضد اسراییلی» که عبارتند از ترکیه، قطر و جنبش مقاومت اسلامی فلسطین حماس و... در برابر هم قرار گیرند.
با توجه به گفتمان سیاسی حاکم بر دو جبهه‌ی هم‌پیمان و ضد اسراییل، نیازی به ارائه‌ی اسنادی که بیانگر دست داشتن سلطه‌ی محمودعباس در تخریب چهره‌ی حماس نزد مصری‌ها باشد، نیست؛ چراکه مسأله‌ بسیار خطرناک‌تر از این حرف‌هاست، به‌ویژه زمانی که می‌بینیم وقتی محمود عباس، پس از کودتا راهی مصر می‌شود، رئیس اداره‌ی اطلاعاتش سرلشکر سرکش «ماجد فرح» را با خود همراه می‌کند، قطعاً دیدار محمود عباس از قاهره در این شرایط بحرانی، حامل پیام‌های امنیتی و اطلاعاتی فراوانی است که پایین‌ترین و حداقل آن عبارت است از تشکیل اتاق فکر مشترک و هماهنگی میدانی باکودتاگران مصر، و افزودن فشار و محاصره‌ی اقتصادی بیشتر بر مردم غزه.
وقتی تمامی دست‌نشانده‌های آمریکا و اسراییل در منطقه علیه مقاومت فلسطین، متحد و هم‌پیمان شده‌اند و تنها جرم -نه اتهام- پرافتخار رییس‌جمهور ربوده شده‌ی مصر، محمد مُرسی، حمایت از آشتی ملی جنبش‌های فلسطینی و مقاومت علیه اشغالگران صهیونیستی می‌باشد؛ جا دارد من و تو نیز به جاسوسی برای جنبش حماس علیه اسراییل و مزدورانش افتخار کنیم و بر دل‌هایمان بنویسیم ما جاسوسان حماسی حماسیم.

بدون امتیاز