پروژه و برنامه‌های غیر قابل تحمل محمد مُرسی برای دولت‌های غربی و عربی

نویسنده: 
شاهر اغباریه
پروژه و برنامه‌های غیر قابل تحمل محمد مُرسی برای دولت‌های غربی و عربی

بررسی بخشی از خدمات محمد مُرسی به اسلام‌گرایان و جهان اسلام
با توجه به توطئه‌های بزرگی که در اثر هم قسم شدن احزاب سکولیبرال مصری، که از جهتی خود را بازنده‌ی میدان می‌دانستند و از جهتی دیگر نیز نگران افتادن در قبضه‌ی عدالت انقلابیون علیه اسلام‌گرایان بودند و جنبش اخوان و هم‌پیمانانشان رقم خورد.
و هم‌چنین با عنایت به کودتایی که آثار و ردپای دولت‌های غربی و مدعیان دروغین دمکراسی، در آن به‌وضوح قابل مشاهده است، آن دولت‌ها که تاب و تحمل طرح‌ها و پروژه‌های محمد مُرسی در سطح ملی و بین‌المللی را نداشتند و از طرفی هم به شدت نگران الگوپذیری ملت‌های منطقه‌ی خاورمیانه از مصر و انقلاب آن بودند.
با توجه به توطئه‌ی ننگینی که دولت‌های امیرنشین و به‌ویژه حاشیه‌ی خلیج‌فارس، که در آن‌ها از آزادی و دمکراسی خبری نیست، حامیان و راعیان واقعی آن به‌شمار می‌آیند.
 و با توجه به پشت کردن احزاب و جنبش‌های سکولیبرال و قبطی –و برخی اسلامی- مصری به پروسه‌ی دمکراسی و تلاش در جهت بازگشت به دوران فرعون خائن مبارک، و با توجه به کودتای ننگینی که با ساپورت کینه‌توزانه‌ی رسانه‌های وابسته به کسانی که انقلاب مصر را علیه خود تصور می‌کردند.
 و علی‌رغم بسته شدن اغلب شبکه‌های تلویزیونی و روزنامه‌هایی که از آزادی و دمکراسی و انتخابات برگزار شده در مصر حمایت می‌کردند.
هم‌چنین با توجه به بازداشت بیشتر رهبران و فعالان جبهه‌ی اتحادیه ملی دفاع از مشروعیت قانونی و محمد مُرسی و با عنایت به سرکوب‌های ددمنشانه‌ی تظاهرات‌های مسالمت‌آمیز طرفداران رئیس‌جمهور ربوده شده‌ی مصر، به منظور ایجاد رعب و وحشت و تفرقه در بین آنان.
و بالاخره با توجه به وارد صحنه شدن نیروهای تا دندان مسلح مصر و... .
علی‌رغم همه‌ی این‌گونه تلاش‌های کودتاگران که در راستای تضعیف و نابودی طرفداران رئیس مُرسی، شکل گرفته و می‌گیرد، جای چند سؤال اساسی باقی است از جمله: راستی کودتاگران و حامیانشان تاکنون به چند درصد از اهداف شومشان دست یافته‌اند؟ آیا توانسته‌اند پرونده‌ی مُرسی و دوران یک‌ساله‌اش را برای همیشه مختومه و بسته اعلام نمایند؟
آیا می‌توانند ادعا کنند که مزاحمت‌ها، تظاهرات‌های شبانه‌روزی و مقاومت‌های آنان در زندان و خارج زندان هیچ تأثیری در چپاول‌گری آنان نداشته و نخواهد داشت؟! آیا توانسته‌اند به مردم مصر و جهان بقبولانند که مُرسی، در اداره‌ی کشور ناکام بوده و جماعت اخوان‌المسلمین برای مصر و منطقه خدماتی ارائه ننموده و یا مضر بوده‌اند؟
چرا تاکنون نوار ویدیویی یا سندی حاکی از خیانت‌های مُرسی به کشور و ملت مصر، درز پیدا نکرده؛ بلکه برعکس نوارهای ویدیویی درز پیدا نموده که تا به امروز به اثبات عکس این مقوله کمک کرده است؟! چرا کودتاچیان -و دارندگان کانال‌های ماهواره‌ایی نظیر العربیه و CBC و التحریر و...- به نشر و پخش طرح‌ها و پروژه‌های خرابکارانه و خائنانه‌ی مُرسی در طول یک‌سال ریاست‌جمهوریش مبادرت نمی‌ورزند؟ و... .
عملکرد یک‌ساله‌ی رئیس مُرسی
آنچه در این مقاله می‌خوانید، عبارت است از تحلیل شخصی من، همراه با ارائه‌ی ادله و اسناد کافی، البته باز خطا و صواب آن محتمل می‌باشد.
در روزها و ماه‌های نخست حکومت محمد مُرسی همواره از عده‌ای می‌شنیدم که چرا او کار مخالفان و بدخواهان انقلاب مصر را یک‌سره نمی‌کند و با قاطعیت هر چه تمام آنان را از صحنه اخراج و پاک‌سازی نمی‌نماید؟! و چرا... و چرا... و چرا؟!
جواب این چراها بر کسانی که واقعیت انقلاب مصر را می‌دانند، پوشیده نیست؛ چراکه آنان نیک می‌دانند، رئیس مُرسی با دستگاه‌های امنیتی و نیروهای پلیسی کار می‌کرد که هرگز از او فرمان نمی‌بردند؛ بلکه مطیع و حلقه به گوش پس‌مانده‌های رژیم فرعون مبارک که همه‌ی ادارات و ارگان‌ها را کما فی السابق در اشغال داشتند، بودند، در زمان ریاست‌جمهوری دکتر مُرسی، متأسفانه وزارت کشور از پس‌مانده‌های فاسد رژیم سابق هرگز پاک‌سازی نشد و در یک کلام انقلاب مصر تنها باعث شد که تنها رأس رژیم و شخص فرعون و دیکتاتور عوض شود و بقیه‌ی مهره‌ها همه بر سر جای سابق خود باقی و استوار بودند.
شاید در این میان کسانی بپرسند پس اگر شرایط بدین منوال بود؛ چرا آقای مُرسی اقدام به تشکیل دستگاه امنیتی، اطلاعاتی و ارتش وفادار به خودش ننمود که به‌وسیله‌ی آن از این بحران‌ها به راحتی عبور نماید؟ از آنجا که رئیس مُرسی اطمینان داشت این کار باعث پدید آمدن جنگ‌ها و درگیری‌های داخلی خواهد شد از چنین اقدام مهم ولی خطرسازی امتناع ورزید.
 به‌گمان من، محمد مُرسی به منظور جلوگیری از ریخته شدن خون هم‌وطنانش، چه مخالف چه موافق، بر تغییر و اصلاح آهسته و تدریجی و در طول چهار سال ریاست‌جمهوری‌اش تأکید می‌کرد -که به نظر بسیاری از کارشناسان، چهارسال زمان مناسبی بود برای دست یافتن به اهداف مورد نظر محمد مُرسی-.
تفاوت مُرسی با رئیس‌جمهورهای پیشین مصر –و شاید منطقه– این بود که از ته‌دل و صادقانه‌ مردم کشورش را دوست می‌داشت و تمام تلاشش این بود که به مردمش گزندی نرسد.
علاوه بر شجاعت و جسارتی که در دفاع از حقوق ملتش در برابر کسانی که قصد سوئی نسبت به آن داشتند، دارا بود.
 مُرسی شجاع، خیلی راحت می‌توانست از دور و به شیوه‌ی غیرمستقیم، سکاندار امور کشور باشد و خود را با مراکز قدرت، که به‌صورت زیرزمینی و خطرناک در کشور ریشه دوانیده بود، درگیر ننماید!
علاوه بر اینکه برای مُرسی امکان داشت، احزاب، جریانات و یا کسانی را بلاگردان و قربانی کرسی قدرتش نماید و طوری با آن مافیای قدرت معامله نماید که به تخت و عرشش آسیبی نرسانند! ولی چون مأموریت و مرام مُرسی محافظت از کرسی ریاست‌جمهوری نبود، بلکه او آمده بود تا مردمی را که چندین دهه است که توسط رهبران خودخوانده، خودکامه و مزدور، زبون شده، مورد اهانت قرار گرفته و بی‌سواد و فقیر نگه داشته شده‌اند، بیدار و هوشیار نماید!!
آری مُرسی آگاهانه، کار یک‌سره نمودن و پاک‌سازی فله‌ای مخالفان و پس‌مانده‌های رژیم فاسد سابق را انجام نداد و یا به تأخیر انداخت؛ تا خدای ناکرده در اثر تصمیم زود هنگام او فتنه و درگیری داخلی میان فرزندان این سرزمین پدیدار نشده و خونی به ناحق ریخته نشود.
زمانی که شمارش معکوس کودتا علیه مُرسی و ربودنش آغاز شد و ضرب‌الأجل 48ساعته ژنرال‌های ارتش رو به اتمام بود، رئیس‌جمهور مردمی و منتخب مصر دو راه بیشتر پیش‌رو نداشت؛ یا باید اجازه می‌داد ژنرال‌های زرخرید آمریکا و اسرائیل به کمک رهبران مزدور اپوزسیون، انقلاب عظیم مصر و دستاوردهایش را به تاراج ببرند و در نتیجه تسلیم خواسته‌ی نامشروع و غیرقانونی و خائنانه‌اشان می‌شد و یا می‌بایستی به پاسداری از انقلاب و دستاوردهایش می‌پرداخت و تا آخر، ایستادگی و پایداری می‌نمود و آنان و اهدافشان را رُسوا می‌نمود!
 البته راحت‌ترین و بی‌خطرترین انتخاب برای رئیس مُرسی و جنبش اخوان‌المسلمین این بود که -مانند رهبران اپوزسیون از جمله صباحی و عمرو موسی و سید بدوی و...- از ژنرال سیسی فرمان ببرد و بدون تعلل از سمت قانونی‌اش کناره گیرد، ولی مُرسی که از زندان و اعدام باکی نداشت، نه اینکه تسلیم او و ژنرال‌های هم‌مرامش نشد؛ بلکه به افشاگری علیه بدخواهان انقلاب مصر پرداخت.
مُرسی در واپسین سخنان ضبط شده‌اش که توانست از میان محاصره‌کنندگانش، که دورا دورش را تنیده بودند، آن را با چابکی و زرنگی ویژه به بیرون درز بدهد، بسیار قوی و نیرومند ظاهر شد، او در این نوار ویدیویی -که ظاهراً توسط موبایل ضبط شده بود- هم‌چنان خود را رئیس‌جمهور منتخب مصر و فرمانده‌ی کل نیروهای مسلح مصر معرفی نمود. هم‌چنین مُرسی -که از اهداف شوم کودتاگران و درندگی و ددمنشی آنان و مقاومت و ایستادگی مردم آگاه و بیدار مصر در برابر سارقان انقلاب اطلاع داشت- با صراحت هرچه تمام هشدار داد که در روزهای آینده و پس از کودتای نظامی، خون‌هایی به ناحق توسط چماق‌داران کودتاگر ریخته خواهد شد.
مُرسی در این سخنان تاریخی‌اش ضمن معرفی عاملان اصلی کودتا، از فرزندان برومندش در ارتش خواست، کشور و انقلاب را از توطئه و شر ژنرال‌های فاسد و مزدور پاسداری و حمایت نمایند.
محمد مُرسی در این نوار ویدیویی، هرچند به چشم خود می‌دید که دشمنی‌ها و سیاه‌نمایی‌های رسانه‌ای علیه اسلام‌گرایان و به‌ویژه جنبش اخوان‌المسلمین در کشور موج می‌زند، ولی باز او تنها اسلام‌گرایان و طرفداران جنبش و حزب خاصی را مخاطب خود قرار نداد؛ بلکه چون از دیدگاه او عشیره و اقربایش عموم و آحاد مردم انقلابی مصرند، بنابراین آنان را از توطئه‌ی «سرقت و به تاراج رفتن انقلاب و دستاوردهایش» آگاه ساخت و در واقع همه‌ را در مقابل مسؤولیت‌هایشان که عبارت است از حمایت از دستاوردهای انقلاب، قرار داد.
بالأخره مُرسی بازی را برنده شد یا بازنده؟!
رئیس مُرسی توانست با درز پیدا نمودن سخنان اخیرش، ضربه‌ی کُشنده و تعیین‌کننده‌ای بر پیکره‌ی پُف‌کرده‌ی کودتا و کودتاگران وارد نماید، مُرسی در این سخنان کوتاهش -که تنها چند کانال ماهواره‌ای معدود از جمله الجزیره و الحوار و القدس و... اقدام به پخش آن نمودند- باتأکید بر ایستادگی‌اش بر مشروعیت قانونی، عزم تحصن‌کنندگان و مخالفان کودتا را که در میادین مختلف مصر از جمله «رابعه و نهضه» حضور داشتند، را استوارتر و پولادین‌تر نمود. علاوه بر اینکه به این تظاهرات و تحصن‌های مخالفان کودتای ننگین، مشروعیت قانونی بخشید.
مُرسی در این سخنانش که به راهنمای طرفداران مشروعیت قانونی مبدل شده بود، خاطرنشان کرد که تحصن مردم در میادین مختلف مصر و استمرار تظاهرات‌های اعتراضی و مسالمت‌آمیزشان از جمله‌ی مهم‌ترین و مؤثرترین برگ برنده‌ی آنان به‌شمار می‌رود.
رئیس مُرسی، که به نماد مشروعیت و مرد قانون مبدل شده بود، با این موضع قهرمانانه‌اش، که آشکارا، برکناری و ربوده شدنش را کودتایی توسط نظامیان خائن، نامید، دادگاهی و مؤاخذه‌ی آنان در دادگاه‌های مردمی و انقلابی –نه قوه‌ی قضائیه‌ی فاسد– را حق مسلم و مشروع مردم انقلابی مصر دانسته و معرفی نمود.
 مُرسی با سخنان با صلابت و قانونمندانه‌اش همه‌ی کشورهای جهان را که در آن‌ها، از قانون و قانون‌مداری و پروسه‌ی انتخابات و دموکراسی سخن رانده می‌شود، در مقابل شرایط دشوار تصمیم‌گیری قرار داد؛ به‌گونه‌ای که کشورهایی همچون آمریکا، دیگر و به راحتی و آشکارا نتوانستند به دولت کودتاگران نظامی اخیر مصر اعتراف کنند.
 مُرسی در این سخنانش از مزدوران و خائنان حلقه به گوش، با صراحت و شفافیت هر چه تمام، پرده برداشت تا مردم مصر آنان را شناخته و سپس محاکمه و دادگاهی نماید و آینده‌ی کشورشان را بدون منافقان و خائنان به میهن و ملت، بنا نهد.
خدمات مُرسی (ماذا ارسی مُرسی؟)
برترین و مهم‌ترین پروژه‌ای که در زمان رئیس مُرسی کُلنگ آن زده شد، عبارت بود از تأسیس وحدت اسلامی و ملی به منظور دست‌یابی به وعده‌ی الهی، که عبارت است از اقتدار اسلام و مسلمانان.
مُرسی نیک می‌دانست که مسلمانان هرگز نمی‌توانند قدرت و امامت کشوری و یا جهانی را به دست گیرند مگر اینکه متحد باشند، بنابراین بر جنبش‌های اسلامی لازم است وحدت و یک‌پارچگی پیشه کنند تا شایستگی رسیدن به این وعده‌ی الهی را پیدا نمایند. علاوه بر اینکه باید دیوار و فاصله‌ی میان مسلمان متعهد غیر حزبی با مسلمان وابسته به حزب، برداشته شود؛ زیرا هدف و آرمان هر دو مشترک و واحد می‌باشد.
 رسیدن به چنین تغییر و دگرگونی برای احزاب و جنبش‌های اسلامی ضرورتی حیاتی دارد؛ البته اگر بخواهند به وعده‌ی الهی دست یابند و در غیر این‌صورت به‌عنوان سربار اسلام و مسلمانان -نه بیشتر- مطرح خواهند بود؛ آنگاه که طرفداران و اعضای جنبش‌های اسلامی نسبت به حزب متبوعشان که وسیله‌ای بیش نیست، تعصب کورکورانه، پیشه خواهند کرد و از هدف اصلی که عبارت است از استقرار و تمکین قانون و شرع خدا، غافل خواهند ماند و این همان ورطه و باتلاقی است که حزب نور سلفی و برخی دیگر از احزاب و جریانات اسلامی در آن غوطه‌ور شدند.
مُرسی مقرر کرد، نظر به اینکه مردم مصر مسلمانند و مصر نیز کشوری است اسلامی، دولت آینده‌ی مصر باید قوانین و احوال شخصیه‌اش را از شریعت اسلامی و نه منبع دیگری برگیرد.
مُرسی مقرر کرد که پایبندی دولت مصر به شریعت اسلامی تنها خواسته‌ی احزاب و جنبش‌های اسلامی نبوده؛ بلکه همه‌ی مردم مصر -حتی مسیحی‌ها و لیبرال‌های فهمیده- خواهان آنند.
مُرسی مقرر داشت که باید دیوار بی‌اعتمادی میان جنبش‌های اسلامی و نظام حاکم در مصر فرو ریزد؛ چراکه طرفداران جنبش‌های اسلامی نیز هموطنان درجه یک به‌شمار می‌آیند و مشارکت در انتخابات و تشکیل حکومت و احراز پست‌های دولتی حق مسلم آنان می‌باشد و بر احزاب لیبرال و سکولار شکست خورده و بازنده‌ی اغلب عرصه‌ها لازم است این واقعیت تلخ را بپذیرند.
مُرسی مقرر داشت که اندیشه‌ی «دولت‌داری و حکم‌رانی» نزد اسلام‌گرایان باید تغییر کند؛ فرد وابسته به حزب و جماعت به جای فرمان‌برداری از دستورات حزبش دیگر باید از مشروعیت و قانون و مؤسسه‌های دولتی فرمان ببرد، این ابتکار مُرسی در شرایطی بود که در گذشته بیشتر اسلام‌گرایان پیروی از قانون و دولت را امری حرام و ناروا می‌شمرده و رژیم‌های حاکم نیز با آنان مبارزه می‌کردند.
مُرسی مقرر نمود که اسلام‌گرایان با روش حکومت‌داری و تعامل مسألمت‌آمیزشان ثابت کرده‌اند که بیش از دیگران به منافع و مصالح کشورشان اهتمام می‌ورزند و اگر در گذشته کسانی و یا احزابی ادعا می‌کردند که اسلام‌گرایان، طرفدار کودتا هستند، نه صندوق‌های رأی، این برچسپ و اتهام، امروزه بیشتر بر احزاب سکولیبرال انطباق دارد تا دیگران.
مُرسی مقرر کرد که دولت آینده‌ی مصر، پاکیزه و تمیز خواهد بود و در آن از انسان‌هایی با رسوبات و آثار نفاق و بدفرجامی اثری نخواهد بود.
یقین داشته باشید که مُرسی برنده‌ی بازی و میدان بود؛ چراکه به بهترین شیوه‌ی ممکن نقشش را ادا کرد و به‌موقع موضع گرفت و دوره‌ی ریاست‌جمهوری‌اش را با این سخن که (اگر کسی و یا کسانی من را از صلاحیت‌های قانونی‌ام که از مردم گرفته‌ام منع کنند با آنان مبارزه خواهم کرد) به پایان برد.
سیسی و ستون پنجمش بازندگان بازی و میدان بودند؛ چراکه مرتکب خیانت شدند، چه گناهی و چه جرمی از خیانت بزرگ‌تر و زشت‌تر؟! مطمئناً این مجموعه کودتاگر خائن در آینده زندگی راحت و خواب خوشی نخواهند داشت.
به نظر من ملت‌های زیادی در جهان وجود دارند که آرزو می‌کنند ‌ای کاش مُرسی رئیس‌جمهورشان بود؛ زیرا مُرسی قلبی آکنده از محبت و علاقه به رشد و پویایی مردمش را داراست؛ طوری‌که همواره تلاش می‌کند مردمش در بین مردم‌ها، الگو و سرمشق باشند، نه سربار و دنباله‌رو.
با این وصف آیا مردم مصر شایستگی داشتن رئیس‌جمهوری همچون مُرسی را از خود نشان خواهند داد و به دفاع از آرمان‌های او خواهند پرداخت؟ و یا پشت او را خالی گذاشته و او را پشت میله‌های زندان، تنها خواهند گذاشت؛ که در این‌صورت خداوند آنان را با فرعونی خون آشام‌تر از حسنی مبارک مبتلا خواهد نمود که بار دیگر آنان را خوار، زبون و تهی‌دست خواهد نمود.
آیا نیروهای مسلح مصر به فرمانده‌ی کل خود، که عبارت است از رئیس محمد مُرسی، وفادار خواهند بود و در نبرد (آزادی و دیکتاتوری) پشت‌سر او خواهند ایستاد و از او دفاع خواهند نمود و یا اینکه سرهایشان را پایین انداخته و از ژنرال سیسی خائن کودتاگر فرمان برده و به سرکوب مردم آزادی‌خواه خواهند پرداخت؟!

بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
وفا (مهمان)
1392/08/08

"آیا مردم مصر شایستگی داشتن رئیس‌جمهوری همچون مُرسی را از خود نشان خواهند داد و به دفاع از آرمان‌های او خواهند پرداخت؟" تا حالا که از خودشون نشون ندادن اما کاش قدرش را می دانستند کاش پشتش را خالی نمی کردن مرسی باسوادترین رئیس جمهور دنیا بر کشوری حکم می کرد که 56 درصد از مردمش بیسواد هستند. مرسی رئیس جمهور مردمی و دموکراتیک بر مردمی حکم می کرد که قرنها زیر چوب و چماق زندگی کرده اند معلوم است که قدرش را نمی دانند. انقلاب مصر با کمتر از هزار نفر کشته به ثمر رسید معلوم است که مردم قدر چنین انقلابی را نخواهند دانست. مرسی با اکثریت مصریها این قدر فاصله داشت آری این وصله بر تن مصر ناهمگون بود!!!

2
مسلم (مهمان)
1392/08/09

سلام ضمن تشکروقدردانی ازنویسنده ومترجم . بنده برعکس برادروفامی گویم همه دکترمرسی رئیس جمهورلایق وشایسته ومتعهدومتخصصی بود وهم مردم مصر(غیرازعده ای انگل همچوالسیسی وهوادران داخلی وخارجی اش)لیاقت وشایستگی بی شماری راازخودباخون سرخ وحضورفعالشان باهمه اقشارواصناف ازپیروجوان گرفته تاکودک ونوجوان،دانشگاهی وغیردانشگاهی وبی سوادوباسوادو.... نشان دادند. دستمایه ی کمی نیست حدودچهارماه است که ادب،نزاکت،اخلاق،شخصیت،عدم خشونت وهزاران گفتاروکردارنیک وشایسته وبایسته راعملابه جهانیان نشان دادندوتااین لحظات توانسته اندبزرگترین دیکتاتورهاوقدرت های جهان وشرق وغرب راکه محرک وپشتیبان السیسی و...بودندواداربه سکوت و...نمایند. این مردم مصریوسف عزیزندکه جوانمردانه صف های خودراهرروزمتحدترومنسجم ترکرده اندومی کنندتاسرانجام عزت وشوکت رامجددابه مردم مصربرگردانند وهرروزوهرلحظه ازنیروها وافرادوهواداران خائنین وجنایتکاران کم وکمترمی شودوبرتعداددوست داران دکترمرسی افزوده می گردد. یقین دارم که درآینده بسیارنزدیک دکترورئیس جمهورمحبوب ومردمی مصروهمرزمانش اززندان ها آزادمی گردندوخائنان وجنایتکاران رسواورسواترمی گردند. سرانجام یوسف دوم مصردکترمرسی اززندان آزادمی گردد.چون همچوزمان حضرت یوسف مصربه دست دیکتاتورها والسیسی و...ویران ودچارقحطی و...شده است ونیازبه امین وصدیق ومتعهدومتخصصی چون دکترمرسیس دارد.نصرمن الله وفتح قریب.