آنچه از مدرسه‌ی اخوان آموختیم!

نویسنده: 
حسام العیسوی
آنچه از مدرسه‌ی اخوان آموختیم!

عیب نیست؛ اگر جماعتی را كه در آن رشد كرده و در خانه‌‌های آن زیست نموده و انواع خیر و بخشش را از آن آموخته‌ایم، ستایش كنیم؛ چون عیب و ایراد بر كسی است كه منكر زیبایی‌‌ها و خوبی‌‌ها باشد و دست خیری را كه به سویش دراز شده قطع نماید. این نوشتار به این معنی نیست كه ما خطا نمی‌كنیم و اخوان فرشتگانی‌اند كه از اوامر خدا سرپیچی نمی‌كنند و اوامر او را انجام می‌دهند.

 در مدرسه‌ی اخوان آموختیم كه دنیا بدون دین پشیزی نمی‌ارزد و فرد منهای اخلاق هیچ است؛ گرچه بالاترین پست و مقام را داشته‌ باشد و به والاترین القاب ستوده شود. دانستیم كه اخوت واقعی، بالاترین مراتب زندگی بوده و محبت به‌ مردم بهتر از محبت خویشتن است و هرآنچه داریم ملك خداوند است و هر طور كه بخواهد در آن تصرف می‌كند.

 برادران ما كه تربیت در رفتارشان نمود یافته و از چهره‌اشان پیداست و بر زبانشان جاری است. آنگاه كه سخن می‌گویند، بهترین كلمات را به كار می‌برند. وقتی با دیگران تعامل می‌كنند، مردم را بر خودشان ترجیح می‌دهند، در تكاپوی بر آورده ساختن نیازهای مردمند و فقط رضایت الله را می‌خواهند. برای وحدت آرا و هماهنگی نظرات، تلاش می‌كنند؛ هرچند كه اختلاف گسترده باشد؛ زیرا اجماع ما بر كار صواب و صحیح بهتر است از اینكه به خاطر كار اصح و نیکوتر، دچار تفرق و اختلاف تضاد شویم.

 از اخوان آموختیم كه محبت و دوستی سرزمین از ایمان [1] است و تلاش برای خدمت به خانواده از عبادات بزرگ شمرده می‌شود.

 و آموختیم كه مسؤولیت بزرگی بر دوش ما گذاشته شده که حمل همان امانت سنگینی است كه آسمان‌‌ها و زمین از حمل آن ابراز نا توانی كرده‌اند.

 تقدیر خداوندی بر آن قرار گرفته كه این جماعت در احیا و تجدید اسلام و به اهتزاز درآمدن پرچم «لا إله إلا الله محمد رسول الله» حظ وافری داشته باشد. آری، این آرزو دست‌یافتنی است و هركسی كه منهج رسول الله (صلی الله علیه وسلم) و صحابه‌ی كرام (رض) را خط مشی زندگی خود قرار دهد، به این توانمندی می‌رسد.

 از خداوند عزوجل عاجزانه می‌خواهیم كه به این جماعت دست توانایی بدهد تا خود و دیگران را بر اساس محبت، خیرخواهی و نیكی تربیت كند.

توضیح ویراستار:

[1]- به‌ نظر می‌رسد، در اصل متن عربی اشاره‌ به‌ عبارت «حب الوطن من الإيمان» شده‌ است که‌ به‌عنوان حدیث از پیامبر (ص) نقل شده‌ است، اما همه‌ی محدثان، حفاظ و شارحان حدیث و از جمله‌ شیخ ناصرالدین البانی به‌طور قطعی آنرا موضوع دانسته‌اند. و در توضیح، حب وطن را غریزی یا نشانه‌ای از فطرت سلیم دانسته‌اند. نگا: الكتاب: موسوعة العلامة الإمام مجدد العصر محمد ناصر الدين الألباني، شادي بن محمد بن سالم آل نعمان، مركز النعمان للبحوث والدراسات الإسلامية وتحقيق التراث والترجمة، صنعاء – اليمن، الطبعة الأولى، 1431 هـ - 2010 م، ج 4، ص 17.

بدون امتیاز

سایت در قبال نظرات پاسخگو نمی باشد.

1
بدون‌نام (مهمان)
1391/02/11

آنچه از مدرسه اخوان آموختیم این بود که چگونه زندگی کنیم.چگونه با هم برادر باشیم.چگونه بین آرمان و واقعیت صلح برقرار کنیم.چگونه انسانهایی میانه رو باشیم و همدیگر را دوست داشته باشیم.

2
محمد (مهمان)
1391/02/12

این آموزه ها ریشه در میراث فکری - تاریخی ما دارد و فقط بخشی از آموختنی ها ی مهم است . در مسیر تجدید حیات دینی ، احیاگری و اصلاح حرف و حدیث خیلی بیش از اینهاست : نهادینه کردن اصول بیست گانه ، اهتمام به تجربه و بازبینی ، خود انتقادی و بازسازی ، کار جمعی و برنامه محوری ، و ... هم جزیی از برنامه های این مدرسه است .والله المستعان .

3
بدون‌نام (مهمان)
1391/03/04

ازاخوان اموختیم که مغرورنباشیم