در آغوش مرگ

در آغوش مرگ

مرگ انسان در دست خداست و کسی مأمور مرگ کس دیگری نیست و اجل هیچ کس به دست فرد دیگری نیست. اما چگونه مردن در اختیار انسان است و آنچه نوع مردن را لقب می‌زند نوع زیستن است و این آیه گویای این بحث است: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ [2]: اي كساني كه ايمان آورده‌ايد آن چنان كه بايد از خدا ترسيد از خدا بترسيد (و با انجام واجبات و دوري از منهيّات گوهر تقوا را به دامان گيريد) و شما (سعي كنيد غافل نباشيد تا چون مرگتان به ناگاه در رسد) نميريد مگر آن كه مسلمان باشيد.

إِنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ‏[1]: حكومت آسمانها و زمين تنها از آن خدا است. او است كه زندگي مي‌بخشد و مي‌ميراند. جز خدا براي شما سرپرستي (كه كارهاي شما بدو واگذار شود) و ياوري (كه شما را كمك و از شما دفاع كند) وجود ندارد. ‏

ستایش از آن خداوندی است که حیات و مرگ انسان‌ها در دست اوست و درود داوند بر پیامبر اسلام، حضرت محمد‌(ص) و تمامی یاران او که پس از تحمل رنج فراوان با پوشیدن جامه‌ی وصال، قامت خویش را برای دیدار با حق تعالی به رضایت وی مزین نمودند.

مرگ انسان در دست خداست و کسی مأمور مرگ کس دیگری نیست و اجل هیچ کس به دست فرد دیگری نیست. اما چگونه مردن در اختیار انسان است و آنچه نوع مردن را لقب می‌زند نوع زیستن است و این آیه گویای این بحث است: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ [2]: اي كساني كه ايمان آورده‌ايد آن چنان كه بايد از خدا ترسيد از خدا بترسيد (و با انجام واجبات و دوري از منهيّات گوهر تقوا را به دامان گيريد) و شما (سعي كنيد غافل نباشيد تا چون مرگتان به ناگاه در رسد) نميريد مگر آن كه مسلمان باشيد.

مرگ بوی وصال خالق است که به مشام هر انسانی می‌رسد و سایه فرحبخش مهربانی خداست که ادمی در گذر سختیهای زندگی زیر آن به استراحت می‌نشیند تا از گرمای طاقت‌فرسای رنجهای زندگی در امان باشد. مرگ امضایی به نشانی پایان طومار آرزوهای انسان است و مهری که نامه حیات آدمی را محرمانه نگه می‌دارد. اما مهم اینجاست که انسان نامه زندگی خود را چگونه نوشته باشد و در نقاشی‌های حرکات خویش چه هنری به خرج داده باشد و یا سمت و سوی آرزوهایش به کدام طرف نشانه رفته باشد؟ الله یا غیر او؟ 

عقیده و بینش، رفتارو منش از لحاظ کمیت و کیفیت نقش مؤثری در لحظات طاقت فرسای جان دادن و جان سپرن دارندو سرانجام بعد از مرگ هم مختوم به این دو گزینه است. استوار قدم برداشتن و رو به سوی کمال گام نهادن اساس آرامش در حین مرگ و آسایش پس از مرگ است، ثابت قدم ماندن در دینداری و دعوتگری به همراه خلوص نیت جهت کسب رضایت خدا نشانه ای از کمال انسانیت است.

قرآن و حدیث رازگشای لحظات حساس جان دادن هستند و آن را به خوبی به تصویر می‌کشند بنابراین به سراغ آیات قرآن و احادیث پیامبر (ص) می‌رویم تا به این حقایق دست یابیم و کوله بار سفر از همین حالا آماده کنیم شاید لحظه ای دیگر در کار نباشد تا بتوان به خوبی فکر کرد و تصمیم گرفت. زیرا نه زمانی برای جبران هست و نه فرصتی برای وصیت و سفارش. ‏فَلَا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَلَا إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ‏ [3]: (اين حادثه به قدري سريع و برق‌آسا و غافلگيرانه است كه) حتّي توانائي وصيّت نمودن و سفارش كردن نخواهند داشت، و حتّي فرصت مراجعت به سوي خانواده و فرزندانشان را پيدا نخواهند كرد. 

سایه‌ی مرگ

بر هیچکس پوشیده نیست که طعم مرگ به کام همه انسانها می‌رسد و اینکه آدمی احساس حلاوت مرگ یا تلخی آن می‌نماید بستگی به نوع زیستن دارد. كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ [4] : هر كسي مزه‌ي مرگ را مي‌چشد، و بيگمان به شما پاداش و پادافره خودتان به تمام و كمال در روز رستاخيز داده مي‌شود در جای دیگر خداوند می‌فرمایند: أَيْنَمَا تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ [5]: هركجا باشيد، مرگ شما را در مي‌يابد، اگرچه در برجهاي محكم و استوار جايگزين باشيد، انسان تصور می‌کند که می‌تواند از دست مرگ فرار کند و اندیشه ای همانند پسر نوح در سر بپروراند اما این تصوری محال است زیرا امر خدا در هر زمان و مکانی قابل اجراست، در آیه‌ای دیگر می‌فرمایند: قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ [6]جمعه 8 بگو: قطعاً مرگي كه از آن مي‌گريزيد، سرانجام با شما روياروي مي‌گردد و شما را درمي‌يابد، بعد از آن به سوي كسي برگردانده مي‌شويد كه از پنهان و آشكار آگاه است، و شما را از آنچه كرده‌ايد باخبر مي‌گرداند.با این دیدگاه به سراغ آیه ای دیگر از قرآن می‌رویم آنجا که می‌فرمایند: قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ[7] بگو: فرشته‌ي مرگ كه بر شما گماشته شده است، به سراغتان مي‌آيد و جان شما را مي‌گيرد، سپس به سوي پروردگارتان بازگردانده مي‌شويد، بنابر این نه تنها راه گریزی نیست بلکه طبق فرمان خدا فرشته مأمور مرگ به سراغ انسان می‌‌آید و جان و جسد، روح و تن را دچار هجران می‌کند تا هرکدام به اصل خود برگردند 

هرکو دور ماند از اصل خویش 

باز جوید روزگار وصل خویش 

گریز از مرگ به بهانه‌های گوناگون تصوری کاملاً بچگانه است زیرا کودکی 3ساله که بخواهد از دست بزرگتر‌ها به خاطر خطایش فرار کند اقدامی غیر معمول به شمار می‌آید چون در چند قدمی فرار به دام می‌افتد، در ایام نفس گیر جهاد هم در زمان پیامبر(ص) چنین تصوری بر منافقان حاکم بود که خدا به پیامبر(ص) چنبن امر می‌کند: قُلْ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْفِرَارُ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَإِذًا لَا تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلًا‏ [8] بگو: اگر از مرگ يا كشته شدن فرار كنيد، اين فرار سودي به حال شما نخواهد داشت، و اگر (هم به فرض) سودي داشته باشد، خدا بيش از چند روزي (از زندگي دنيا) بهره‌مندتان نمي‌گرداند، (و روزگار زندگي هر چند طولاني هم باشد كم و ناچيز است).

 ‏فراموش نکنیم که هر اقدامی برای فرار از مرگ (نه‌سلامتی)[9] بی‌نتیجه است زیرا انسان هر شب یا روز برای استراحت و کسب آرامش در آغوش مرگ می‌خوابد و شاید دیگر حیاتی نباشدکه به جبران از دست رفته بپردازد: اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ[10]: خداوند ارواح را به هنگام مرگ انسانها و در وقت خواب انسانها برمي‌گيرد. ارواح كساني را كه فرمان مرگ آنان را صادر كرده است نگاه مي‌دارد، و ارواح ديگري را (كه هنوز صاحبانشان اجلشان فرا نرسيده به تن) باز مي‌گرداند تا سرآمد معيّني (و وقت مشخّصي كه پايان عمر است). در اين مسأله (ي خواب و بيداري كه همسان مردن و زنده شدن است) نشانه‌هاي روشني (از مبدأ و معاد و قدرت خدا و ضعف انسانها) براي انديشمندان است.خدا در شناساندن خود به انسان با انحصار مرگ وی در دست خویش و تکرار شبانه روزی آن چنان به اعماق دل آدمی فرو میرود که گاهی اشک در چشمان انسان به جولان می‌افتد: وَهُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَيَعْلَمُ مَا جَرَحْتُمْ بِالنَّهَارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضَى أَجَلٌ مُسَمًّى ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ[11]: خدا است كه در شب شما را مي‌ميراند و در روز شما را برمي انگيزاند و او مي‌داند كه در روز (كه زمان عمده‌ي جنب و جوش و تلاش و كوشش است) چه مي‌كنيد و چه فراچنگ مي‌آوريد (و اين مرگ و زندگيِ که خواب و بيداري نام دارد، پيوسته ادامه دارد) تا مهلت معيّن (زندگي هركس با فرا رسيدن مرگ او) بسر آيد. سپس (در روز رستاخيز همگان) به سوي خدا برمي‌گرديد و آن گاه شما را بدانچه (از خوب و بد در دنيا) مي‌كرديد باخبر مي‌گرداند (و پاداش و پادافره اعمال را به صاحبان آنها مي‌رساند).

کمی تأمل: در آغوش مرگ خوابیدن و چاره ای برای هم آغوشی نکردن؟

در آستانه‌ی مرگ

بیان شد که انسان مختار است نوع مرگ را بر اساس شیوه زیستن انتخاب نمایدو این راه کاملا هموار است. و جدا از این پا به پای مرگ حرکت کردن نیاز به تدبیر و چاره اندیشی دارد که دست به چه اقداماتی باید بزند تا در آستانه مرگ دچار کمبود نشود زیرا لحظات جان دادن کاملاً بحرانی هستند و دانستن فن مدیریت کار ساز نیست بلکه مدیریت امروز نقش آفزینی می‌کند.

طبق آیات قرآن انسان‌ها در نوع زیستن، عقیده و عملکرد به سه دسته تقسیم می‌شوند: وَكُنْتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً[12]: این سه گروه عبارتند از:

سابقین: پيشقدمان در خيرات و پيشاهنگان در حسنات. پيشوايان و رهبران مردم در اخلاق و صفات انساني و انجام اعمال و افعال خداپسندانه (نگا: مؤمنون‌:61، فاطر:32، توبه‌:100). مراد پيشگامان و پيشتازان همه ملتها از آغاز جهان تا پايان آن، در انجام اوامر و دوري از نواهي الهي است، پيغمبران و پيشقراولان اديان آسماني و بزرگان دين و مبارزان راه حق، تشكيل دهندگان اين گروهند. این گروه همان مقربان درگاه الهی هستند أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ آنان، مقرّبان (درگاه يزدان) هستند. ‏بعد از این به نعمتهای اعطایی به آنان اشاره می‌کند واقعه 15 الی 26. 

اصحاب الیمین: ياران دست راست. آنان كساني هستند كه نامه اعمال را با دست راست دريافت مي‌دارند (و امّا هر كس كه نامه‌ي اعمالش به دست راست او داده شود، فرياد شادي سر مي‌دهد و) مي‌گويد: (اي اهل محشر! بيائيد) نامه‌ي اعمال مرا بگيريد و بخوانيد! حاقه‌:19). اهل سعادت و ميمنت. 

اصحاب الشمال یا «الْمَشْئَمَةِ»: دست چپيها. سمت چپيها. آنان كساني هستند كه نامه اعمال را با دست چپ دريافت مي‌دارند (و امّا كسي كه نامه‌ي اعمالش به دست چپش داده شود، مي‌گويد: اي كاش هرگز نامه‌ي اعمالم به من داده نمي‌شد! حاقه‌:25). افراد بدبخت و تيره‌روز. 

این سه گروه که قرآن از آنها یاد می‌کند براساس نوع زندگی که خود آن را انتخاب می‌نمایند به نعمتهای بهشتی یا عذاب جهنم می‌رسند اما قبل از حساب پس دادن در روز قیامت در هنگام جان دادن لحظه‌هایی از این دست یافتنی‌ها را تجربه می‌کنند: مقربین: بیان شد که مقربین کسانی هستند که در ایمان آوردن و انجام امور خیر و دعوتگری پا پیش می‌گذارند و با این اقدام شایسته به خداوند نزدیک‌تر می‌شوند و این همسایگی معنوی و عرفانی با خدا سایه‌ای آرام‌بخش بر زمان مرگ می‌گستراند که نتیجه‌ی آن نعمتهایی است که قرآن به آن اشاره فرموده است: فَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ، ‏فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّتُ نَعِيمٍ[13]‏ (و امّا اگر (شخص محتضر)[14] از زمره‌ي پيشگامان مقرّب باشد، همين كه مُرد، بهره‌ي او راحت و آسايش و گلهاي خوشبو و بهشت پرنعمت است. « فَرَوْحٌ ... »: حرف (ف) براي تعقيب است. يعني انسان مؤمن همين كه در آستانه مرگ قرار گرفت، رَوح و رَيحان و جنت نعيم بهره او مي‌گردد.[15]

اصحاب‌الیمین: کسانی که در قیامت نامه اعمالشان را با دست راست می‌گیرند در هنگام جان سپردن به جهان آفرین به گونه‌ای شیرین و دلنواز مورد استقبال قرار می‌گیرند: ‏وَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ‏ فَسَلَامٌ لَكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ[16](و امّا اگر از ياران سمت راستيها باشد، از سوي ياران سمت راستيها درودت باد! « سَلامٌ لَّكَ »: درودت باد! مخاطب شخص محتضري است كه پس از تحويل جان به جان آفرين، به ميان اصحاب اليمين خواهد رفت. در دم مرگ سلام دوستان هميشگي او را بدو مي‌رسانند.[17]

اصحاب ‌الشمال: کسانی که نامه اعمالشان را با دست چپ می‌گیرند در هنگام مرگ سختیهای بی‌شماری را باید تحمل نمایند. این گروه کسانی هستند که خدا و رسولش را تکذیب نموده و مسیر گمراهی را در پیش گرفته‌اند و در دریای طغیان خود را به موج خشم خدا گرفتار نموده‌اند و در پیمودن مسیر بندگی و زندگی شیطان را همراه و همسفر خود انتخاب کرده‌اند. این گروه به محض دریافت پیام مرگ با سرنوشتی روبرو می‌شوند که عذاب دوزخ را را از همین ایام تجربه می‌کنندو تا قام قیامت باید با آن دست و پنجه نرم کنند. قرآن با صراحتی کامل این قضیه را مد نظر قرار می‌دهد: وَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ، ‏فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ‏، وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ[18]، و امّا اگر (شخص محتضر) از جمله‌ي تكذيب‌كنندگان و گمراهان (دست چپي) باشد، (همين كه محتضر مرد) با آب جوشان از او پذيرائي مي‌گردد! ‏و به آتش دوزخ فروانداختن و جاي دادن در آن است، 

آنچه درباره لحظات مرگ (و یا نعمات بهشتی و عذاب دوزخ) سخن به میان آمد حقیقتی غیر قابل انکار است: إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ [19] قطعاً اين (چيزهائي كه درباره‌ي پيشگامان و سمت راستيها و سمت چپيها گفته شد) عين واقعيّت است.

 سکرات موت

بحثی دیگر که در این نوشته شایان بحث است هنگام وداع با این دنیا است که بسار سخت و طاقت فرساست و آدمی مدام ازآن می‌گریزدو از ترس آن چشمان انسان در حدقه به گردش می‌افتد و قرآن زیبا و گویا آن را به تصویر می‌کشد: تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشَى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ[20]: چشمانشان بي‌اختيار در حدقه به گردش درآمده است همسان كسي كه دچار سكرات موت بوده و مي‌خواهد قالب تهي كند، [21] وَجَاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ[22]: سكرات مرگ (سرانجام فرا مي‌رسد و) واقعيّت را بهمراه مي‌آورد (و دريچه‌ي قيامت را به رويتان باز مي‌كند، و حوادث و صحنه‌هاي دنياي جديد را كم و بيش نشانتان خواهد داد. بدين هنگام انسان را فرياد مي‌زنند كه) اين همان چيزي است كه از آن كناره مي‌گرفتي و مي‌گريختي. و اما راه گریزی نیست هَلْ مِنْ مَحِيصٍ[23]: آیا راه گریزی برای فرار از مرگ و حسابرسی و جود دارد؟ مَا لَهُمْ مِنْ مَحِيصٍ[24]: هيچ گريزگاه و پناهگاهي (از دست عذاب خدا) ندارند (و پيوسته در دسترس قدرت اويند)

گامهایی قبل از مرگ

اینک که راه فراری برای نجات از مرگ و حسابرسی و زمان جبرانی برای از دست رفته‌ها وجود ندارد جز چاره اندیشی و انجام اقدامات پیوسته، سزاوار انشان دور اندیش نیست.

•توبه: انسان گاه گاهی حریم مقدس بندگی را می‌شکند و و جویبار زلال ذکر و یاد خدا راگل آلود می‌کند، اگر انسان با این حریم پاره پاره و جویبار تیره و تار با پیک مرگ روبرو شود لحظات خوشایندی را در پی نخواهد د اشت بنا بر این بهترین راه چاره این است که دروازه توبه را بگشاید و ره استغفار در پیش گیرد تا به وصال محبوب برسد اما چون نمی‌داند کی با این مهمان قطعی ناخوانده روبرو می‌شود باید همیشه تائب باشد و لبی تر و زبانی گویا به استغفار داشته باشد زیرا قبل از مرگ توبه پذیرفتنی نیست، وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ وَلَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا[25]:‏ توبه‌ي كساني پذيرفته نيست كه مرتكب گناهان مي‌گردند (و به دنبال انجام آنها مبادرت به توبه نمي‌نمايند و بر كرده‌ي خويش پشيمان نمي‌گردند) تا آن گاه كه مرگ يكي از آنان فرا مي‌رسد و مي‌گويد: هم اينك توبه مي‌كنم (و پشيماني خويش را اعلام مي‌دارم). همچنين توبه‌ي كساني پذيرفته نيست كه بر كفر مي‌ميرند (و جهان را كافرانه ترك مي‌گويند). هم براي اينان و هم آنان عذاب دردناكي را تهيّه ديده‌ايم. 

•انفاق: صحرای محشر میدانی است که انسان را نیازمند توشه‌های می‌گرداند که که مهیا کردن آن در این دنیا بسیار آسان است و جان دادن لحظه‌ایست که آدمی را محتاج آذوقه‌ای می‌نماید که فراهم آوردن آن کاری ساده به نظر می‌رسد و این کاشت و داشت و برداشت به هنگام انفاق در راه خدا از روزی خداست که به وی عنایت فرموده است و در زمان‌هایی بسیار حساس به داد انسان می‌رسدو انجام چنین امر مبارکی کاملاً ضروری است: ‏وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ‏ [26]: از چيزهائي كه به شما داده‌ايم بذل و بخشش و صدقه و احسان كنيد، پيش از آن كه مرگ يكي از شما در رسد و بگويد: پروردگارا! چه مي‌شود اگر مدّت كمي مرا به تأخير اندازي و زنده‌ام بگذاري تا احسان و صدقه بدهم و در نتيجه از زمره‌ي صالحان و خوبان شوم؟! 

شهید سید قطب در تفسیر این آیه می‌نویسند: «او هر چیزی را برای غیر خود از پس خودش جای بگذارد، و بنگرد و چیزی را نیابد که برای خویشتن پیشاپیش فرستاده باشد. این‌ کار حماقت‌ترین حماقت و زیانبارترین زیان است‌ آن وقت است ‌که همچون زیانباری درخواست می‌کند و تمنّا می‌نماید که بدو فرصت و مهلت داده شود تا احسان بکند و صدقه بدهد، و از زمرۀ صالحان و خوبان شود!.. کی چنین فرصت و مهلتی بدو داده می‌شود؟! .» [27]

سخن آخر

وقتی که هر لحظه ممکن است با نامه رسان مرگ مواجه شویم و پاکت نامه حاوی اجل را در یافت نماییم لازم است که علی رغم میل باطنی هم باشد خود را آماده نماییم و دل دنیا گرفته را از قید آن رها نموده و در گلزار خوف خشیت خدا آزاد نماییم و ندای قرآن را لبیک گفته باشیم که: أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ[28]:آيا وقت آن براي مؤمنان فرا نرسيده است كه دلهايشان به هنگام ياد خدا، و در برابر حق و حقيقتي كه خدا فرو فرستاده است، بلرزد و كرنش برد؟

ترس از مرگ را فراموش کنیم و آن رانقطه پایانی برای زندگی در نظر نگیریم بلکه آن را سرآغازی برای زندگی بدانیم و مرگ را کابوس یا اژدهایی برای آرزوها و رؤیاها نپنداریم. 

مرگ را بیشتر یاد کنیم چون اثر تربیتی بسیار مناسبی بر نفس و روان آدمی دارد و باعث اصلاح نگرش ما نسبت به دنیا و اخرت می‌شود، مرگ بهترین موضوع برای اندیشه کردن و مراقبه نمودن است. خاموش کردن آتش حرص و طمع، شکستن میل، هوی و هوس، لطیف کردن طبع، کشتن شهوات و خشکاندن ریشه‌های غفلت، از آثار دیگر یاد نمودن مرگ است.[29]

 فراموش نکنیم که راه مرگ راه همواری است که به آسانی می‌توان آن را طی کرد، اگر درس زیست را خوب انتخاب کرده باشیم.

ز طاعت جامه‌ای نو کن ز بهر آن جهان ورنه

 چو مرگ این جامه بستاند تو عریان مانی و رسوا

  سنایی

 

منابع:

-----------------

1- قرآن کریم

2- دکتر مصطفی خرمدل، تفسیر نور؛ انتشارات احسان- چاپ سوم سال 1379

3- سید قطب، فی ظلال القرآن؛ مترجم دکتر مصطفی خرمدل، نشر احسان.

4- مقاله اینترنتی به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی اصلاح به نام «مرگ به مثابه‌ی معلم اخلاق و یک شیوه‌ی نوین درمانی، خانم زهرا ترحمی.

ارجاعات

---------------------------------------

[1] -سوره‌ی توبه آیه 116

[2]- سوره‌ی آل عمران آیه 102

[3] - سوره‌ی یس آیه 50

[4] - سوره‌ی آل عمران آیه 185

[5] - سوره‌ی نساء آیه 78

[6] - سوره‌ی جمعه آیه 8 

[7] - سوره‌ی سجده آیه 11

[8] - سوره‌ی احزاب آیه 16 

[9]- به دنبال سلامتی و تندرستی بودن نشانه فرار از مرگ نیست رعایت حق بدن بر انسان است. 

[10] - سوره‌ی زمر آیه 42

[11] - سوره‌ی انعام آیه 60

[12] - سوره‌ی واقعه آیه 7

[13] - سوره‌ی واقعه آیه‌های 88-89

[14] - شخص در حال مرگ

[15] - دکتر مصطفی خرمدل، تفسیر نور؛ انتشارات احسان- چاپ سوم سال 1379

[16] - سوره‌ی واقعه آیه‌های 90-91 

[17] - دکتر مصطفی خرمدل، تفسیر نور؛ انتشارات احسان- چاپ سوم سال 1379. 

[18] - سوره‌ی واقعه آیه‌های 92 الی 94

[19] - سوره‌ی واقعه آیه 95

[20] - سوره‌ی احزاب آیه 19

[21] - تشبیه حالت مرگ برای کسانی است که از جنگ و تهیه امکانات برای آن گریزانند نگا: آیات 18 تا 20 سوره‌ی احزاب.

[22] - سوره‌ی ق آیه 19

[23] - سوره‌ی ق آیه 36

[24] - سوره‌ی شوری آیه 35

[25] - سوره‌ی نساء آیه 18

[26]- سوره‌ی منافقون آیه 10

[27] - سید قطب، فی ظلال القرآن؛ مترجم دکتر مصطفی خرمدل، تهران، نشر احسان.

[28] - سوره‌ی حدید آیه 16 

[29] - مقاله: نگاه به مرگ، به مثابه معلم اخلاق و یک شیوه نوین درمانی، خانم زهرا ترحمی، به نفل از سایت اصلاح

بدون امتیاز