ضرورت توجه به بحث قدر و قضا- بخش دوّم

ضرورت توجه به بحث قدر و قضا- بخش دوّم

معنی لغوی قدر و قضا:

الف‌ـ قضا: قضا با الف ممدوده مصدر فعل «قَضَی» و به معنی اتمام گفتار، كردار و اراده است.

قضا به معنی اتمام گفتار مانند آیه‌ی: 

وَ قَضَی رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّا إِیاهُ[1] یعنی: (ای انسان!) پروردگارت فرمان داده است كه جز او را نپرستید. 

در این آیه «قضی» بدین معنی است كه خداوند حكم نهی از بندگی غیر خود را به اتمام رسانده است.

قضا به معنی اتمام فعل مانند آیه‌ی:

فَقَضَا‌هُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِی یوْمَینِ[2]یعنی: آن‌گاه آن را به صورت هفت آسمان در دو روز به انجام رساند. 

در این آیه «قضی» بدین معنی است كه خداوند كار آفرینش آسمان‌ها  را در دو روز به اتمام رسانده است.

قضا به معنی اتمام اراده مانند آیه‌ی:

وَ إِذا قَضَی أَمرًاْ فَإِنَّمَا یقُولُ لَهُ كُنْ فَیكُونُ[3] یعنی: و هنگامی كه فرمان وجود چیزی را صادر كند، تنها بدو می‌گوید: باش! پس می‌شود. 

در این آیه «قضی» بدین معنی است كه اگر خداوند خواست چیزی را ایجاد كند، كافی است كه با امر تكوین به آن بگوید: كُنْ

ب‌ـ قدر: قدر مصدر (قدر، یقدرُ) و به معنی اندازه، اندازه‌گیری، چیزی را به اندازه‌ی معینی ساختن و بیان كمیت چیزی است. اما فعل (قَدَرَ علی الشی‌ء) كه به معنی داشتن قدرت تصرف در چیزی است مصدر آن (قُدرة، قدارة و قدورة) است.

معنی اصطلاحی قدر و قضا:

شیخ ابوالحسن اشعری و جمهور اهل سنت معتقدند:

«قضا» عبارت است از اراده‌ی ازلی خداوند كه به همه‌ی اشیاء طبق همان كم و كیف و زمان و شرایطی كه بعداً به وجود می‌آیند تعلق می‌گیرد، مانند، اراده كردن آفریدن انسان در زمین.

 «قَدَر» عبارت است از این‌كه خداوند متعال تمام اشیاء را در همان زمان و با همان كم و كیف و اوضاع و احوالی كه اراده‌ و قضای او در ازل به آن تعلق گرفته است، به وجود بیاورد. مانند، آفریدن انسان با ویژگی‌های خاص خود طبق اراده‌ی خداوند.

مثلث مقدرات آفریدگار «مواهب، مصایب و مكاسب»[4] 

با بررسی جریان‌های هستی مرتبط با انسان در پرتو آیات نورانی قرآن كریم و روشنایی عقل و حس بشری به این نتیجه می‌رسیم كه این جریآن‌ها سه نوع‌ هستند: مواهب،[5] مصایب[6] و مكاسب.[7] 

بعد از یقین به این كه جهان هستی مجموعه‌ای است از علت‌ها و معلول‌ها و هیچ پدیده‌ای ـ ‌از جمله پدیده‌های مربوط به انسان‌ـ بدون علت خاص خود تحقق نمی‌یابد، پدیده‌هایی را می‌بینیم كه علت تحقق آن‌ها  از دسترس انسان خارج است كه گاهی این نوع پدیده‌ها موافق تمایل و طبیعت انسان‌هاهستند و در این صورت آن‌ها  را «مواهب‌»[8] می‌نامند. مانند: زیبایی، خوش‌آوازی، استعداد، فراست، ذكاوت، حافظه‌ی قوی و استحكام دستگاه‌های داخلی بدن نظیر مغز و قلب و جگر و كلیه و... و هم‌چنین نیل به ثروت‌های ارثی و امتیازات خانوادگی و اتفاقات دور از انتظار مالی و اقتصادی. گاهی هم این نوع پدیده‌ها مخالف تمایل و طبیعت انسان‌ها هستند كه در این صورت آن‌ها را «مصایب»[9] می‌نامند. مانند حوادث و بلایای طبیعی و زیآن‌های سنگین مالی و سوانحی كه موجب فقدان نیروی هوش و بینایی و شنوایی و گویایی می‌شود. هم‌چنین بیماری‌ها و نقص اعضا و فلج شدن اندام‌ها و غیره.

این دو جریان «مواهب و مصیـبت‌ها» همان‌گونه كه از نظر عقل و حس و درك بشری غیراختیاری به شمار می‌آیند، قرآن كریم نیز آن‌ها  را مقتضای قضای قطعی و اجتناب‌ ناپذیر الهی می‌داند و درباره‌ی «مواهب» می‌فرماید: 

لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ یخْلُقُ مَا یشَاءُ یهَبُ لِمَنْ یشَاءُ إِنَاثاً وَیهَبُ لِمَنْ یشَاءُ الذُّكُور[10] یعنی: مالكیت و حاكمیت آسمان‌ها و زمین از آن خداست. هر چه بخواهد می‌آفریند. به هر كس كه بخواهد دخترانی می‌بخشد و به هر كس كه بخواهد پسرانی عطا می‌كند.

قُلْ هُوَ الَّذِی أَنشَأَكُمْ وَجَعَلَ لَكُمْ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ[11] یعنی: بگو: اوست آن كس كه شما را پدید آورده و برای شما گوش و دیدگان و دل‌ها آفریده است. 

وَاللهُ یرْزُقُ مَن یشَاءُ بِغَیرِ حِسَابٍ[12] یعنی: و خدا به هر كه بخواهد، بی‌شمار روزی می‌دهد.

درباره‌ی «مصیـبت‌ها» هم می‌فرماید: 

قُلْ لَنْ یصِیبَنَا إِلاَّ مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلانَا[13] یعنی: بگو: جز آن‌چه خدا برای ما مقرر داشته هرگز به ما نمی‌رسد. او سرپرست ماست.

مَا أَصَابَ مِنْ مُصِیبَةٍ فِی الأَرْضِ وَلا فِی أَنْفُسِكُمْ إِلاَّ فِی كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ یسِیر[14] یعنی: هیچ مصیبتی نه در زمین و نه در نفس‌های شما (‌به شما) نرسد، مگر آن‌كه پیش از آن‌كه آن را پدید آوریم، در كتابی است. این (كار) بر خدا آسان است.

وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیءٍ مِنْ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنْ الأَمْوَالِ وَالأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرْ الصَّابِرِینَ * الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ * أُوْلَئِكَ عَلَیهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُوْلَئِكَ هُمْ الْمُهْتَدُونَ [15] یعنی: و قطعاً شما را به چیزی از (قبیلِ) ترس و گرسنگی، و كاهشی در اموال و جآن‌ها و محصولات می‌آزماییم؛ و مژده ده شكیبایان را:* (همان) كسانی كه چون مصیبتی به آنان برسد، می‌گویند: ما از آنِ خدا هستیم، و به سوی او باز می‌گردیم.* بر ایشان درودها و رحمتی از پروردگارشان (باد) و راه‌یافتگان (هم) خود ایشانند.

گاهی هم مشیت  خداوند بر این است كه در ایجاد علل جریآن‌ها و پدیده‌ها، انسان نیز دخالتی داشته باشد و اراده و تصمیم‌گیری و حركات مصممانه‌ی انسان به‌عنوان جزئی از اجزای علت‌ها سبب ایجاد آن جریآن‌ها و پدیده‌ها بشود كه گاهی این جریآن‌ها مطابق فرموده‌های خدا و پیامبر(ص) هستند و در نتیجه موجب سلامت جسم و جان و رشد و تعالی انسان در این دنیا و پاداش‌های عظیم در جهان آخرت می‌شود، مانند، تفكر در جهت كسب ایمان و افزایش آن و تلاش در راه انجام دادن فرایض و اتصاف به فضایل اخلاقی، و گاهی هم این جریآن‌ها مخالف فرامین خدا و فرموده‌های پیامبر(ص) هستند و موجب بیماری‌های جسمی و روحی و تنزل و انحطاط در این جهان و كیفرهای شدید در آخرت می‌گردند، مانند تفكر در جهت نابودی خود و یا دیگران یا تضعیف فطرت خداپرستی و تلاش در راه ایجاد شك و تردید و تقویت كفرپیشگی و سعی در راه ارتكاب معاصی.

اعمال گروه اول را «اعمال نیك» و اعمال گروه دوم را «اعمال بد» می‌نامند. این دو جریان «اعمال نیك و بد انسان» همان گونه كه از نظر عقلی و حسی جزو كارهای اختیاری انسان محسوب می‌شوند، قرآن كریم نیز آن‌ها  را به خود انسان نسبت داده و اقدام به آن‌ها  را كسب انسان نامیده است و بدفرجامی و نیك‌فرجامی انسان‌هارا در گرو آن «كسب» نهاده و فرموده است:

 كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِینَةٌ[16] یعنی: هر كسی در گرو دستاورد خویش است.

مَنْ كَفَرَ فَعَلَیهِ كُفْرُهُ وَمَنْ عَمِلَ صَالِحاً فَلأَنفُسِهِمْ یمْهَدُونَ[17] یعنی: هر كه كفر ورزد، كفرش به زیان اوست، و كسانی كه كار شایسته كنند، (فرجام نیك را) به سود خودشان آماده می‌كنند.[18]

مطالب مربوط به مواهب و مصایب و مكاسب را در یك تقسیم‌بندی دیگر و به صورت مختصر می‌توان به طریق زیر بیان نمود:

1.     اعمالی كه تحقق آن‌ها از دسترس انسان خارج است و انسان در انجام، قبول یا رد آن‌ها مختار نیست، در دو بخش:

1.1. موافق طبیعت و تمایل انسان هستند. (مواهب)

1.2. مخالف طبیعت و تمایل انسان هستند. (مصایب)

2. اعمالی كه اراده‌ی انسان در طول اراده‌ی خدا در وقوع یا عدم وقوع آن‌ها تأثیر دارد، و به اصطلاح انسان در انجام، قبول یا رد آن‌ها مختار است؛ (مكاسب) آن‌هم در دو بخش:

2.1. موافق فرمان خدا و رسول او هستند. (اعمال خوب)

2.2. مخالف فرمان خدا و رسول او هستند. (اعمال بد)

بنابراین مشخص گردید كه هر كدام از پدیده‌های سه‌گانه‌ی مربوط به انسان، معلول علتی هستند كه خداوند علت دو بخش از این پدیده‌ها یعنی مواهب و مصیـبت‌ها را از نظر انسان‌ها مخفی نموده است و علت تحقق برخی دیگر از پدیده‌ها از مكاسب اعمال و افعال اختیاری را از نظر انسان‌ معلوم كرده است، تا از سویی در مقابل مواهب و مصایب كه علت آن‌ها نزد او مشخص نیست، به ضعف بی‌نهایت خویش در برابر علم و قدرت بی‌نهایت آفریدگار و دستگاه عظیم و پرشكوه و اسرارآمیز جهان هستی، اعتراف نماید و با ایمان به آیات:

...وَلا یحِیطُونَ بِشَیءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِیهُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضَ...[19] یعنی:و به چیزی از علمِ او، جز به آن‌چه بخواهد، احاطه نمی‌یابند. كرسی او آسمان‌ها و زمین را در برگرفته است.  و  ...وَمَا أُوتِیتُمْ مِنْ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِیلاً.[20] یعنی:و به شما از دانش، جز اندكی داده نشده است.

آثار غرور كاذب و توهم‌آمیزِ همه چیز فهمی را از خود بزداید و ایمانش به خدای متعال و علم و قدرت بی‌نهایت او افزایش یابد و از سوی دیگر در مقابل جریآن‌هایی كه علت آن‌ها مشخص بوده و خودش در انجام آن‌ها مؤثر است  هم خود و هم دیگران را مسؤول و مكلف به پویایی و جویایی بداند و از راه دسترسی به علل جریآن‌های تعالی‌بخش بتواند در مسیر رشد و ترقی مادی و معنوی گام بردارد و هر نیرویی را در جهت پیشرفت كار خویش به كار اندازد و بدون احساس غرور و تكبر بگوید:

...سُبْحانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ[21] یعنی: پاك است كسی كه این را برای ما رام كرد و (گرنه) ما را یارای (رام ساختن) آن‌ها  نبود.[22]

با توجه به مطالب فوق انسان در مواردی از زندگی خود كاملاً مجبور و محكوم قدر و قضا است. (مواهب و مصیـبت‌ها)  و در موارد دیگری دارای اراده و قدرت انتخاب است.(مكاسب) بنابراین با توجه به منطق عقل و نصوص دین اسلام كه مسؤولیت و تكلیف انسان را منوط به مختار بودن و داشتن توانایی در ترك یا انجام كاری می‌داند، به این نتیجه می‌رسیم كه انسان در دایره‌ی «مكاسب» دارای اراده‌ی آزاد و كسب اختیاری است و مسؤولیت انسان و تكلیف شرعی او هم محدود به همین كسب اختیاری است و در برابر اعمال غیراكتسابی كه خارج از اختیار و اراده‌ی او تحقق پیدا می‌كنند، هیچ مسؤولیتی نداشته و مورد محاسبه قرار نمی‌گیرد و هیچ گونه ثواب و عقابی هم بر آن‌ها  مُترتّب نمی‌شود. بدیهی است كه بحث میزان مؤثر بودن یا نبودن فرد در كارهایش تنها در دایره‌ی مكاسب (آن‌چه كسب می‌كند) مورد بررسی قرار می‌گیرد. به همین خاطر بحث این فصل از كتاب را در همین راستا ادامه خواهیم داد كه آیا انسان در انجام اعمال خود كاملاً مختار است یا مجبور و یا در عین حال كه در اعمال خود مختار است، اراده‌ی خدا نیز در تحقق آن مؤثر است؟ یا ...؟

پانوشتها و ارجاعات

------------------------------------------

[1] - قرآن كریم، سوره‌ی اسراء، آیه‌ی23.

[2] - قرآن كریم، سوره‌ی فصلت، آیه‌ی12.

[3]- قرآن كریم، سوره‌ی البقره، آیه‌ی117.

[4] - ملاعبدالله احمدیان، سیر تحلیلی كلام اهل سنت، نشر احسان.

[5]- «مواهب» از ریشه‌ی «وهب» در زبان فارسی به معنی موهبت‌ها و نعمت‌ها به كار می‌رود.

[6]- «مصایب» از ریشه‌ی «صوب» كه اسم جمعِ مصیبت بوده و به معنی هر آن‌چه به چیزی می‌رسد، می‌باشد. در زبان فارسی بیشتر در رابطه با رسیدن بلا و درد كاربرد دارد.

[7]- «مكاسب» ا زریشه‌ی «كسب» بوده و مصدر میمی می‌باشد. در زبان فارسی به معنای دست‌آوردها است.

[8]- موهبت‌ها.

[9]- مصیـبت‌ها.

[10] - قرآن كریم، سوره‌ی شوری، آیات 49 و 50.

[11] - قرآن كریم، سوره‌ی ملك، آیه‌ی23.

[12] - قرآن كریم، سوره‌ی بقره، آیه‌ی212.

[13] - قرآن كریم، سوره‌ی توبه، آیه‌ی51.

[14] - قرآن كریم، سوره‌ی حدید، آیه‌ی22.

[15] - قرآن كریم، سوره‌ی بقره، آیات 155 الی 157.

[16] - قرآن كریم، سوره‌ی مدثر، آیه‌ی38.

[17]- قرآن كریم، سوره‌ی روم، آیه‌ی44.

[18]- آیات زیر نیز دلیلی بر مدعای فوق می‌باشند: «كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِینٌ» یعنی: «هر كسی در گرو دستاورد خویش است.» طور/21 و «لِیجْزِی اللَّهُ كُلَّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ» یعنی: «تا خدا به هر كس هر چه به دست آورده است جزا دهد.» ابراهیم/51 و «لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَیهَا مَا اكْتَسَبَتْ» یعنی: «آن‌چه (از خوبی) به دست آورده به سود او، و آن‌چه (از بدی) به دست آورده به زیان اوست.» بقره/286

[19] - یعنی: «و به چیزی از علمِ او، جز به آن‌چه بخواهد، احاطه نمی‌یابند. كرسی او آسمان‌ها و زمین را در برگرفته است.» قرآن كریم، سوره‌ی بقره، آیه‌ی255.

[20] - قرآن كریم، سوره‌ی اسراء، آیه‌ی85. یعنی: «و به شما از دانش، جز اندكی داده نشده است.»

[21] - قرآن كریم، سوره‌ی زخرف، آیه‌ی13.

[22] - ملاعبدالله احمدیان، سیر تحلیلی كلام اهل سنت، نشر احسان.

بدون امتیاز