جدیدترین نظرها

حقوق بشر اسلامی نمی‌شود، اما (4 روز 19 ساعت پیش)

حقوق بشر اسلامی نمی‌شود، اما مسلمانان باید آن را بپذیرند *

گفت‌وگوی مولود بهرامیان با مجتهد شبستری

به‌نظر می‌رسد توجه به بحث حقوق بشر در سالیان پیش در آثار شما چشمگیر است. بی‌تردید، حقوق بشر یکی از مهمّترین مباحث مطرح در دنیای معاصر به‌ویژه ایران است. در جامعه‌ی اسلامی ما نیز طبیعی است که بحث «نسبت اسلام و حقوق بشر» یا «تعیین تکلیف حقوق بشر از دیدگاه اسلام»، بحثی بسیار ضروری و در عین حال چالش‌انگیز است، به‌عنوان مهمّترین پرسش در بحث حقوق بشر، مایلم بپرسم مفهوم «حقّ» در حقوق بشر به چه معناست؟

* – این گفتگو برای نشر در مجله «اندیشه اصلاح» انجام شده بود. پس از آنکه آن مجله توقیف شد، توافق به عمل آمد که این گفتگو در همین وب‌سایت منتشر شود و اینک متن آن گفتگو را از نظر خوانندگان محترم می‌گذرانیم.

https://goo.gl/6EetxP

در پاسخ به مطلب (حقّ زندگی، امنیّت و سلامتی)
آقای غزالی در اساس در طرح این (4 روز 19 ساعت پیش)

آقای غزالی در اساس در طرح این نظریه دچار اشتباه شده است. حقوق بشر اسلامی نمی‌شود. بلکه این حقوق منشأ طبیعی دارند و شامل هر کسی اعم از مؤمن و غیر مؤمن می‌شوند. مقالات مجتهد شبستری و کدیور و دیگر نواندیشان دینی در این زمینه خواندنی‌اند.

در پاسخ به مطلب (حقّ زندگی، امنیّت و سلامتی)
«تفقه در دین» و طایفه (6 روز 19 ساعت پیش)

«تفقه در دین» و طایفه فقها

چند سالی است به اتفاق برخی از دوستان همدل، به خواندن و بحث و گفتگو پیرامون متون مقدسِ ادیان ابراهیمی در شهرتورنتو مشغولیم. از «انجیل متی» آغاز کردیم و در ادامه، به سر وقت عهد عتیق و «اسفار خمسه» رفته و «سِفر پیدایش»، «سِفر خروج» و «سِفر لاویان» را در مطالعه گرفتیم و اکنون مشغول «سِفر اعداد» هستیم.[۱] به مصداق « تعرف الاشیاء باضدادها»، یکی از نکاتی که بارها در «سِفرلاویان» و «‌سِفر اعداد» ذکرشده و محل تاکید واقع گشته و توجهم را بخود جلب نموده، نقش و اهمیت طبقه رسمی دین در آئین یهود، یعنی جماعت «کاهنان» است؛ قاریان و حاملان رسمیِ شریعتِ یهودیت. به تفاریق در این دو سِفر، ذکری از ایشان به میان آمده و از دینداران خواسته شده که برای انجام امور دینی خویش، بدیشان مراجعه کنند و از این طایفه مدد بگیرند. در واقع، خدای یهودیان، «یهوه» که با موسی (ع) و هارون (ع) در « عهد عتیق» سخن می گوید، به کاهنان اشاره نموده و بارها بر نقش ایشان تاکید کرده است.

از سوی دیگر، در متن مقدس مسلمانان، قرآن، هیچ اشاره ای به طبقه فقها، در کسوت حاملان رسمی شریعتِ اسلام نرفته و باری بردوش ایشان گذاشته نشده است. هر چند در قرآن، هم ازاحکام فقهی عبادی و اجتماعی، بارها سخن به میان آمده و از مسلمانان خواسته شده که بدانها عمل کنند؛ همچنین از فضایل اخلاقی نیکویی نظیر عدل و احسان و فرو نهادنِ باد نخوت ذکری رفته؛ فضایلی که برگرفتنی اند و بایسته و قوام بخش سلوک معنوی[۲]؛ اما از حاملان رسمی شریعت و طبقه فقها نه. برخی برآن اند تا با استشهاد به آیه زیر از سوره توبه که درآن بر «تفقه بر دین» تاکید رفته؛ به رسمیت شناخته شدنِ طبقه و طایفه فقها در قرآن را استنتاج کنند:

« وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّهً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طَائِفَهٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَلِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُون».[۳]َ

چنانکه در می یابم، صدر و ذیل آیه نشان می دهد که سخن بر سر ‌آگاهی پیدا کردن در دین است و « تفقهوا» در این سیاق، نسبتی با علم فقه به معنای جاری و مصطلح کلمه در حوزه های علمیه ندارد و استشهادِ افراد یاد شده بدین آیه، ناموجه است و فرونهادنی. به تعبیر منطقیون، « فقه» و « تفقهوا» در این آیه، با فقه رایج که متضمنِ تببین افعال مکلفین توسط فقهاست، «اشتراک لفظی» دارد و بر معنای یکسانی دلالت نمیکند. افزون براین، امیرالمومنین هم که در نهج البلاغه از « تفقهوا» سخن می‌گوید؛ بر درک و فهم قرآن تاکید می کند، نه مراجعه به طایفه فقها:

« و تعلموا القرآن فانه احسن الحدیث، و تفقهوا فیه فانه ربیع القلوب، واستشفوا بنوره فانه شفاء الصدور»[۴]

می توان مسئله را بدین نحو نیز صورت‌بندی کرد. معرفت دینی و آگاهی دینی که در ابتدا به نهالی نحیف می مانست و در درازنای تاریخ اسلام بدل به درخت تنومندی شده، اعمّ از فقه اصطلاحی است و شامل دیسیپلین هاو علومی نظیر کلام، تفسیر، فلسفه و عرفان اسلامی نیز می‌شود و «تفقه در دین» شامل این علوم هم می شود؛ امری که متضمن مشارکت جمعی است و افزون بر فقها، مساهمت غیرفقیهان را هم می طلبد؛ کسانی‌که در علوم کلام و تفسیر و فلسفه و عرفان اهلیتی دارند و تاملات و تتبعات جدی و عالمانه کرده اند.

چنانکه در جای دیگری آورده ام؛ فقیه مسلمی چون مرحوم آیت الله صادقی تهرانی ، از به حاشیه رفتن آیات و آموزه‌های قرآنی در کار کثیری از فقهای سنتی گله کرده است:

« « اینان{فقهای سنتی} قرآن را در کل «ظنّی الدّلاله» و یا «مجمل» و بالاخره نیازمند به بیان حدیث دانسته اند، و حال آنکه قضیه درست به عکس است، که تنها قرآن می‌تواند حدیث را تصدیق و یا تکذیب کند، و مادامی که مطلبی در قرآن برای ما روشن نشود، تمسک به حدیث در مورد آن مطلب نادرست است، مگر در صورتی که نفی و اثباتی در این مورد در قرآن وجود نداشته باشد…« فقه سنتی» در طول صدها سال کاری کرده که قرآن اصولا در حوزه‌های اسلامی نه حضوری شایسته، بلکه چندان رنگی هم ندارد، و اگر نمونه‌هایی از « فقه سنتی» مخالف نص یا ظاهر قرآن، و نیز متضاد و متناقض، و بالاخره بر خلاف حس، عقل، فطرت و عدالت، به جهانیان نشان داده شود، مسلمانان را مردد یا کافر و کفّار را کافرتر و و در کفر خود استوارتر می‌کنند.»[۵]

از این حیث مرحوم سید محمد حسین طباطبایی، صاحب تفسیر المیزان، با مرحوم صادقی تهرانی هم‌داستان بود و از عدم انسِ شمار قابل توجهی از فقهای سنت یبا آموزه‌های قرآنی گله می کرد.

بنابرآنچه آمد، می توان چنین انگاشت که «تفقه در دین»، امری ذوابعاد است و تنها طایفه فقها متکفلِ پرداختنِ بدان نیستند؛‌ بلکه جماعتِ متکلمان، مفسران، مورخان، فیلسوفان و عرفا هم در این مهم مدخلیت دارند؛ بگذریم از اینکه دست کم شماری از فقها، به گواهی سخنان فقیهانِ مشهوری نظیر طباطبایی و صادقی تهرانی، انس مکفی با قرآن، مهمترین و محوری‌ترین سند مسلمانی، ندارند و باید این نقیصه را رفع کنند.

در قرآن، نه ذکری از طایفه فقها به مثابه حاملان رسمیِ فقاهت و شریعت رفته، نه به حکومت فقهیِ فقیهان و روایی و لزومِ آن اشارتی شده؛ آنچه تحت عنوان «نهاد فقاهت» سربرآورده، در درازنای تاریخ شکل گرفته و محصول لفّ و نشر آئین اسلام در بستر تاریخ بوده واز اقتضائات تاریخیتِ[۶] هر مکتب و مرامی است و معطوف به مناسبات و روابطِ پیچیده و توبرتوی میان قدرت و ثروت در عالم انسانی؛‌ و الّا مبنای قرآنی ندارد.[۷]

[۱] نسخه زیر متن محوری ما در این سلسله جلسات بوده است:

عهد عتیق: کتابهای شریعت یا تورات، بر اساس کتاب مقدس اورشلیم، مترجم: پیروز سیار، تهران، هرمس،

[۲] آیات اخلاقیِ سوره های «اسراء» و «حجرات»، از این حیث مثال زدنی اند. سال گذشته، در دو نوبت تحت عنوان «مضامین اخلاقی قرآن» در جمع دانشجویان ایرانی در دانشگاه تورنتو سخن گفتم و آموزه های اخلاقیِ قرآن به روایت خویش را تقریر کردم. فایل های صوتی آن جلسات در لینک زیر در دسترس است:

http://www.begin.soroushdabagh.com/lecture_f.htm
[۳] آیه ۱۲۲. ترجمه: وشایسته نیست مؤمنان همگى [براى جهاد] کوچ کنند پس چرا از هر فرقه‏ اى از آنان دسته‏ اى کوچ نمى کنند تا [دسته‏ اى بمانند و] در دین آگاهى پیدا کنند و قوم خودرا وقتى به سوى آنان بازگشتند بیم دهند باشد که آنان [از کیفر الهى] بترسند

[۴] ترجمه : « و قرآن را بیاموزید که نیکوترین گفتار است؛ و آن را نیک بفهمید که دلها را بهترین بهار است؛ و به روشنایی آن بهبودی خواهید که شفای سینه های بیمار است». ( نهج البلاغه، خطبه ۱۱۰، ترجمه سید جعفر شهیدی)

[۵] نقل از مقاله « روایات در ترازوی قرآن: بازخوانی انتقادیِ احکام فقهی از منظر « اخلاق باور» »، در لینک زیر:

اکنون در : سروش دباغ، ورق روشن وقت: جستارهایی در نواندیشی دینی، فلسفه و هنر ؛ تورنتو، نشربنیاد سهروردی، ۱۳۹۷.

[۶] historicity

[۷] در جستاری مستقل،مفهومِ « تاریخیت» و اقتضائات آن و ربط و نسبتش با نهاد فقاهت و دیانت را خواهم کاوید.

در پاسخ به مطلب (پیامبر اسلام، عدالت و خشونت )
سلام سالها پیش سایت اصلاح را (6 روز 19 ساعت پیش)

سلام
سالها پیش سایت اصلاح را می‌دیدم، حاوی مقالات بسیار عالی بود و آخرین یافتەهای روشنفکران مذهبی ایران و دنیای اسلام را در آن می‌شد، سراغ گرفت. پس از اینکه تلگرام و سایر شبکه‌های اجتماعی فعال شدند؛ نمی‌دانم چرا در سایت دیگر از بارگزاری مقالات اندیشه و تطورات فکری اندیشمندان، خبری نشد. یکسری مطالب کلیشەای و تکراری عامە‌پسند جای مقالات و مصاحبه‌های جدی را گرفت. مجله اصلاح تا حدودی این خلأ را پر می‌کرد که آنهم با بیمهریهای فراوانی از طرف اهل سنت روبرو شد. اکنون این مقالە را دیدم خوشحال شدم و خواستم این خوشحالی را با شما سهیم شوم. امیدوارم فضایی فراهم شود که اهل سنت و نخبگان فکری آن از سلفیت‌گرایی و بنیادگرایی فکری رو به تحولی دیگر آورند و رویەی اقبال لاهوری و سید جمال و محمد عبده و فضل الرحمن و... را پی گیرند و از سلفیت رشید رضا و حسن البنا دست بردارند.

در پاسخ به مطلب (پیامبر اسلام، عدالت و خشونت )
دقیقا ببینید سکولارهای ما (1 هفته 1 روز پیش)

دقیقا ببینید سکولارهای ما متوجه نیستن که در کشور فوق صنعتی و دموکراتیک آلمان بیست ساله دولت دست حزب دموکرات مسیحی و خانم مرکل که یک هویت گرای مسیحیه ... بنظر من مشکل ربط سیاست و دین به هم نیست بلکه مشکل انحصار قدرت در دست دین و اهل دینه که فسادآورده اصولا قدرت مطلقه نباید در هیچ نهاد دینی یا عرفی ای انحصار یابد.

در پاسخ به مطلب (هیأت اجرایی جماعت دعوت و اصلاح سنندج با استاد ابوبکر حسن‌زاده دیدار کرد)
سلام ممنون از اظهار (1 هفته 3 روز پیش)

سلام ممنون از اظهار نظرتان
دقیقا نفرمودەاید از چه دست برداریم؟ اگر منظور اسلام سیاسی است، واللە من خیلی وقته از آن دست شستەام؛ اگر منظور این است که علما همکاره باشند، این را هم نمی‌پسندم. درکل مهم نیست که چه کسی حاکم است، مهمتر آن است که چگونە حکومت می‌کند و چه سازوکاری برای کنترل قدرت و ثروت در جامعە موجود است و از آنهم مهمتر این است که حاکم نه پدر مردم است و نه قیم و سرپرست آنان، بلکه خادم و نوکر آنان است و هیچ حاکمی مقدس نیست و حکمش، حکم خدا نیست.
تفاوت ما با فرنگیان در همین امور است؛ آنان بدبینانە به انسان و قدرت نگریستەاند؛ لذا سیستمی طراحی کردەاند که حکومت و قدرت کمترین ضرر را در پی داشته باشد. اما ما اکنون نیز به دنبال قریشی‌بودن یا نبودن، مرد بودن، مسلمان‌بودن یا نبودن و کفایت و عدالت و... حکمرانان هستیم؛ باید به چنین تفکری گفت بس کنید تو را خدا. در فکر طراحی نظامی سیاسی باشید که قدرت در آن فاقد تمرکز باشد و امری محدود و زمان‌مند باشد و هیچ انسانی قدرت مطلق در دست نداشته باشد. زمان قدیسین بسر رسیدە است و هرکس که حاکم باشد بشر است و خدا نیست و باید محاسبه شود؛ لا یسئل عما یفعل تنها اوست و دیگران(یسئلون) از آنان باید سؤال پرسیدە شود.

در پاسخ به مطلب (هیأت اجرایی جماعت دعوت و اصلاح سنندج با استاد ابوبکر حسن‌زاده دیدار کرد)
عزیز جان ورود و دخالت عالمان (1 هفته 4 روز پیش)

عزیز جان ورود و دخالت عالمان در حکومت و قدرت را دیدیم ... نباید قدرت مادی منحصرا دست علما باشه علما باید راهنما باشند دست بردارید تو رو خدا ,.... عالم دین نباید خودش را وارد بازی های سیاسی کند استاد دقیقا درست فرمودند

در پاسخ به مطلب (هیأت اجرایی جماعت دعوت و اصلاح سنندج با استاد ابوبکر حسن‌زاده دیدار کرد)
با سلام بندە به استاد (1 هفته 5 روز پیش)

با سلام
بندە به استاد حسن‌زادە ارادت داشته و برایشان آرزوی سلامتی و طول عمر پربرکت می‌کنم.
اگر نقل قولهایی که از ایشان در این گزارش خبری شده است، صحت داشته باشند - ان‌شاءالله که دقیق نقل شدەاند- مفاد آنها با آثاری که استاد، خود قلمی نموده و ترجمە نموده است همخوانی ندارد.
استاد حسن‌زاده پارەای از کتابهای مرحوم سید قطب را ترجمە کردە است که خود از تئوریسینهای وابسته به جنبش سیاسی اخوان است که در راستای رسیدن اسلام به قدرت سیاسی، کوششهای فراوان تئوریک نموده است. بنا به همان آثار، اسلام خود دارای مبانی و اصول و فقه سیاسی است و دستورهایی در کتاب و سنت دربارەی امور سیاسی و اجتماعی وجود دارد که نمی‌توان به سادگی و آسانی از آنها چشمپوشی کرد.
جدا کردن عالم دینی از سیاست و امر سیاسی، یکسرە خلاف آموزه‌های دست اول اسلام در قرآن و سنت صحیح نبوی است. عالم دینی می‌تواند در دولت و قدرت نقشی نداشته باشد؛ اما جدایی دین از سیاست امری ناشدنی است. اگر عالم دینی، عالم راستین باشد نمی‌تواند نسبت به سلطان و حکمران بی‌تفاوت باشد و از نصیحت و امر و نهی و نصح برای حاکمان خودداری کند.
ظاهرا پیشفرض استاد حسن‌زاده نسبت به سیاست، سیاست فاقد ارزش‌های اخلاقی و نوعی ماکیاولیسم است؛ در صورتیکه فرض ایشان صادق باشد، ورود عالم دینی به چنین سیاستی، صحیح نیست و نباید عالم دینی تلاش معطوف به دستیابی به قدرت را در چنین فضایی داشته باشد؛ اما باز هم عالم دینی نباید از تربیت و آموزش همگانی و فردی در جهت تکوین فرد مسلمان با اخلاق، دست بردارد؛ بلکه وی باید تلاش کند تا شهروندی متخلق به اخلاق حسنه تربیت کند که در ضمن فرایندی دموکراتیک و با کنترل و نظارت اجتماعی مردم، دارای نهیە و عقل مزکی و قلبی بیدار و نفسی متقی باشد تا بتواند، در خلوت و جلوت از حق چشم‌پوشی نکند و در راستای احقاق حق مردم تلاش کند تا رضای خدایش را فراچنگ آورد.
از کار خوب شما در تجلیل از عالمان قدردانی نموده، امید دارم که همراه با تجلیل به تحلیل آثار آنان نیز اقدام شود.

در پاسخ به مطلب (هیأت اجرایی جماعت دعوت و اصلاح سنندج با استاد ابوبکر حسن‌زاده دیدار کرد)
ایدەی وحدت از اول هم که مطرح (2 هفته 4 روز پیش)

ایدەی وحدت از اول هم که مطرح شد، نگرەای ناتراشیده بود. بهتر است فریقین به‌سوی نوعی دیگری‌پذیری و هم‌پذیری یکدیگر بروند. متأسفانە در بیشتر کشورهای اسلامی نوعی نابردباری و عدم تسامح در تعامل با اقلیت وجود دارد. خواه این کمینه سنی باشد یا شیعه با نوعی تضییع حقوق و نابرابری و عدم مدارا روبروست؛ این قصه در سعودی و بحرین و پاکستان و افعانستان به‌نوعی و در ایران و عراق بەنوعی دیگر، ادامە دارد و ما عدم رعایت اقلیت‌‌ها را مشاهدەگر هستیم.

در میان خود اهل سنت نیز همین حدیث کهنەی دل‌آزار به‌گونەای دیگر وجود دارد. بیشتر اعضای حرکات اسلامی به دیدەی رقیب و بدیل به هم می‌نگرند و هریک برداشت و خوانش خود از متون اصلی دینی و مذهبی را مساوی با حقیقت و عین اسلام می‌داند و دیگری را به انحراف و نداشتن عدم فهم صحیح از اسلام و سلف صالح متهم می‌کند. این حرکات به‌جای اینکه هرکس و گروهی دینی که در راستای اعلای کلمەی الله و دعوت الی الله و تقویم اخلاق گام برمی‌دارند، محترم شمارند و خوانش‌ها را بسان سلف صالح امت در چارچوب "اجتهاد" فهم کردە و بپذیرند، به تخطئه‌ی یکدیگر اقدام می‌کنند؛ این تخطئه تا حدی است که بسیاری از اوقات رعایت "عدالت که اقرب بە تقوی" است در داوری نمی‌شود و عملا تقوای تخطئه‌گر، زیر سؤال قرار می‌گیرد.

هیچ معنایی ندارد، مسلمان پیرو "مکتب قرآن" با همەی شقوق و شاخەهایش، مسلمان پیرو مدرسه‌ی "جماعت دعوت و اصلاح" را به‌خاطر اینکه خوانش وی از دین و نیز نوع تعامل وی با امر سیاسی و اجتماعی با خوانش اکثریت مکتب قرآن متفاوت است، به وابستگی و مزدور بودن متهم کند؛ به‌همان میزان چه بی‌معناست فردی دعوت و اصلاحی، پیرو مدرسەی مکتب‌قرآن را به دگم‌اندیشی، جامعه‌ناپذیری و بنیادگرایی و... متهم نماید. چرا صوفی باید از مکتبی بد بگوید و وی را تکفیر کند؟ چرا جماعت تبلیغی تنها راه و مسلک خویش را اصیل بداند و لا غیر... به همین منوال فردی وابسته به "جریان مکی" که بخت یارشان بوده است و مولوی عبدالحمید در شرایط خاص فرهنگی، اجتماعی، عشیرتی و مذهبی سیستان و بلوچستان، موقعیتی سیاسی- مذهبی پیدا کردە است، دیگران را به شمار نیاورد و جریان منتسب به ایشان خود را نمایندەی همەی اهل سنت ایران قلمداد کند و مولانا را به‌عنوان رهبر بی‌بدیل اهل سنت! بپندارد.
واقعیت آن است که نوعی دگرناپذیری و نبود گفت‌وگو و عدم مداراگری در میان گروەها و جریان‌های اسلامی اهل سنت بیداد می‌کند. من که اخبار اهل سنت را بسیار پیگیری می‌کنم، ندیدەام و نخواندەام که جناب مولانا عبدالحمید که بسیار هم به تهران سفر می‌کند، سری به دفتر مرکزی جماعت دعوت و اصلاح که سالهاست در تهران، دایر است بزند! این درحالی است که شخصیت‌های بسیاری از جهان اسلام و نیز شخصیت‌های سیاسی کشور به دیدار دبیرکل و اعضای آن رفتەاند و می‌روند.(البته بسیار دیدەام که اعضای ارشد این جماعت در زاهدان به دیدار ایشان رفتەاند!) معنای این بی‌توجهی و به‌حساب نیاوردن و انسداد باب گفت‌وگو در میان این بزرگان چه دلالتی دارد؟ مگر ما چند نمونە از شخصیت‌هایی نظیر کاک حسن امینی، استاد عبدالرحمن پیرانی، شیخ صالح پردل، شیخ عبدالکریم محمدی و استاد احمد بهرامی و... در میان اهل سنت سراغ داریم؟ اینهمە پراکندگی و تفرق برای چیست؟ مگر نه این است که ما بسیاری از اوقات هیأت حاکمە را متهم می‌کنیم که حقوق ما را به‌عنوان اقلیت رعایت نمی‌کند و یا مسئولانی در مناطق اهل سنت، سلیقە‌کاری نموده و به تضییع حقوق ما می‌پردازند، پس چرا خودمان به لوازم ایمان و اخوت و عدم تفرق و رعایت فرهنگ اختلاف پایبند نیستیم؟ چرا نباید از خود بیاغازیم و با شکست جبت و بت‌های درونی منیت و انانیت، با آغوشی باز با همدیگر روبرو شویم و درباب مشکلات فراوان اهل سنت با یکدیگر گفت‌وگو کنیم و بسان یدی واحد در مقابل "دولت" بە مطالبەگری حقوق انباشتەی خود ادامە دهیم؟
من بسان یک شاگرد کوچک واقعا در این مسئلە حیرانم و برایم سؤال بزرگی است که اینهمە بی‌مهری بزرگان اهل سنت در ایران و دوری گزیدن از یکدیگر و داغ بودن تنور بدگویی و تهمت و افترا چرا باید وجود داشتە باشد و آبشخور آن کجاست؟
به‌عنوان نصیحت که دین خدا جز نصیحت نیست عرض می‌کنم که: اگر مسلم لله و حنیفا لله به‌خاطر خدا و برای خدا کار می‌کنید، چرا اینهمە از یکدیگر دورید؟! انتظار ندارم همە یکی شوند، نه! با همین تنوعی که هست آیا نمی‌شود به خاطر رضای خالق و خدمت به خلق، به همدیگر نزدیکتر شوید و اختلاف تضاد را کنار نهید و دردمندانه، دغدغەی خدمت به مسلمانان اهل سنت را داشتە باشید؟
امیدوارم صدای من و نالەهای از سر درد این کمترین بندەی خدا، به گوش همەی کسانی که مشمول این رنجنامە می‌شوند، برسد و دیگر بار خود و همە را به تقوای الهی فرا می‌خوانم و از دیدار مالک‌الملک حذر می‌دهم که آنجا هیچ چیزی از ایشان نهان نیست و گم نمی‌شود...
خوش بود محک تجربە آید به میان
تا سیەروی شود هرکه در وی غش باشد
والسلام

در پاسخ به مطلب (دبیرکلّ جماعت در سی‌ودوّمین کنفرانس وحدت اسلامی شرکت کرد)
من در خواب تو را دیدم که (2 هفته 4 روز پیش)

من در خواب تو را دیدم که ماهیت نداشت و فقط صدایی می اید

در پاسخ به مطلب (آیا ممکن است کسی خدا و صدای او را در خواب ببیند و بشنود؟ آیا چنین چیزی ممکن است اتفاق بیفتد؟ اگر باشد نشانه‌ی چیست؟)
هدف کشور های غربی افزایش بی (2 هفته 4 روز پیش)

هدف کشور های غربی افزایش بی خدایان است و به نوعی میتوان گفت جنگ روانی(دینی) راه اندخته ند و تانین بودجه انتشار توسط غربی ها تامین میشود اما ننویسنده ایرانی باید برای پیدا کردن حداقل خواسته زندگی کتاب را با پول بفروشد و متاسفانه دولت کممکی نمیکند/اما واقعا بگم : کتاب فوق العاده ای است 20ه20ه

در پاسخ به مطلب (الحاد نوین، باتلاق رنگین)
سلام علیک / این کتاب نوشته یک (2 هفته 4 روز پیش)

سلام علیک / این کتاب نوشته یک فرد مسلمان(واقعی) است و پاسخ تمامی شبهات اسلامی مطرح از دیدگاه کمونیسم ها یا کفار یا شبهات انواع ادیان است و کتابی کاملا پخته و بررسی شده از نظر علمای دینی است و مورد قبول کلیه ی دانشمندان و علما هستش و و این متنی که شما خواندید میتوان گفت یک افسانه است که برایش بافته اند وگر نه این موضوع ربظی به حرف های آقای یوسفی ندارد / کتاب کاملا تکمیل است و جواب تمامی شبهات را همراه مثال و تحقیق داده است / بهترین کتابی که در عمرم خوانده ام این بوده واقعا هر کسی این کتاب را بخرد ، هم از نظر دفاع از دین اسلام در برابر بی خدایان و هم موجب افزایش قابل توجهی از اطلاعات عمومی میشود .

در پاسخ به مطلب (الحاد نوین، باتلاق رنگین)
سلام دوستان عزیز خواب دیدم (2 هفته 6 روز پیش)

سلام دوستان عزیز خواب دیدم خدا و ابلیس رو بروی هم واستاده بودن دوتا جن پشت ابلیس و دوتا فرشته پشته خدای بزرگ من از ترس ابلیس پشت سر ابلیس وایسادم با خودم گفتم خدایا اون دنیا چی میشه بعد رفتم پشت سر خدا معذرت خواهی کردم خدا به نور نورانی کرد تو سرم رفت تو بدنم کسی معنیش میدونه

در پاسخ به مطلب (آیا ممکن است کسی خدا و صدای او را در خواب ببیند و بشنود؟ آیا چنین چیزی ممکن است اتفاق بیفتد؟ اگر باشد نشانه‌ی چیست؟)
با تشکر از زحمات اصلاحوب و (2 هفته 6 روز پیش)

با تشکر از زحمات اصلاحوب و تقدیر از دست‌اندرکاران مجلەی برایەتی برای این مصاحبە.
استاد ابراهیمی انسانی به‌غایت شفاف، صادق و اهل پشتکارند و این سجایای اخلاقی از بیاناتشان پیداست. اهل مجاملە، چاپلوسی، سخنان دوپهلو و فضل‌فروشی نیست. وی نگفتە که ما به خاطر رضای خدا و یا تقویت اهل سنت شروع به ترجمەی آثار نویسندگان اخوانی نمودەایم و یا از روی ایدئولوژی خاصی بود، بلکه گفتەاند که دارای معیار ارزشی برای استخدام اهل سنت بود و جوانان نیز به این مباحث اقبال نشان می‌دادند و من شروع به ترجمەی آثار فقهی، اخلاقی و عقیدتی نمودم. بشخصە چنین سادەگویی و صداقت صمیمانە برایم درس بزرگی بود که از دکتر ابراهیمی یاد گرفتم.
نکتەی دیگر اینکه سە شخصیت مستقل بر گردن اهل سنت ایران حق بزرگی دارند و باید همواره به بزرگی یاد شوند این سە بزرگوار عبارتنداز:
١- استاد ابوبکر حسن‌زاده(١٣١٧-) که بیشتر به سنت نبوی و احیای آن با ترجمەی منابع حدیثی اهل سنت ازجمله شاهکار محمد فؤاد عبدالباقی؛ اللولؤ والمرجان که احادیث متفق شیخان بخاری و مسلم است و نیز سایر کتاب‌ها از جمله کتاب حلال و حرام شیخ قرضاوی که در وقت خود، کمک شایانی به هم‌نسلانم کرد که به مسلمانی خود افتخار کنیم.
٢- استاد دکتر مصطفی خرمدل(١٣١٥-) که در حوزەی قرآن، خداشناسی و تفسیر قرآن با نگارش تفسیر نور، تفسیر المقتطف و شنەی ڕەحمەت و نیز با ترجمەی شاهکار سید قطب تفسیر فی‌ظلال القرآن و نیز ترجمەی کتاب الله سعید حوی، خلأ عظیمی را پر کردند و شخص بندە، در اوایل آشنایی با دعوت اسلامی و مسلمانی، هر روز پس از ادای نماز صبح، یک سورە یا قسمتی از یک سورەی بلند را از روی تفسیر سادە و روان نور، می‌خواندم.
٣- استاد دکتر محمود ابراهیمی(١٣١٩-) که در زمینەی فقه اسلامی اهل سنت با ترجمەی شاهکار فقه السنة ی سید سابق که به افسانەی انسداد باب اجتهاد در اهل سنت و مذهب‌گرایی پایان داد، حق مطلب را ادا کرد و به قول خودش مردم غیر ملا و عامی را از وجود ملا و تحمیل قرائت رسمی مذهب فقهای شافعی، بی‌نیاز کرد. ترجمەهای دیگر این بزرگوار نیز حائز اهمیت‌اند و باید از این سە ضلع مثلت نوگرایی و نواندیشی در میان اهل سنت معاصر به‌ویژە کوردستان ایران همیشە به نیکی و بزرگی یاد شود.
بندە خود بارها در همان عنفوان جوانی به اقتفای حدیث نبوی ترکت فیکم امرین ان تمسکتم بهما فلن تضلوا ابدا: کتاب الله وسنتی و نیز عبارت لا یصلح هذه الامة الا بما صلح اولها، به دوستانم می‌گفتم: مرا تفسیر نور(کتاب) و فقه‌السنه سید سابق(سنت) کافی است!
از خداوند متعال طول عمر با عزت و توأم با سلامتی را برای هر سە عزیز که از فارغ‌التحصیلان مسجد سور مهاباد و شاگردان فرهیختگان و فقهای عالیقدر مانند ماموستا شیخ عزالدین حسینی و استاد شهید عبدالکریم شهریکندی هستند، صمیمانە خواستارم.

در پاسخ به مطلب (گفت‌وگو با دکتر محمود ابراهیمی مترجم نام‌آشنا و استاد بازنشسته‌ی دانشگاه کُردستان )
دست مریزاد و خسته نباشید خدمت (3 هفته 14 ساعت پیش)

دست مریزاد و خسته نباشید خدمت همه ی دست اندر کاران این همایش مبارک ومیمون امیدوارم که خداوند جماعت دعوت و اصلاح را موفق و سر بلند کند در راه خدمت و نزدیک کردن تمام اقوام و مذاهب به هم دیکر و طول عمر عنایت نماید به دکتر پیرانی عزیز و بزرگوار

در پاسخ به مطلب (برگزاری سومین همایش محمد(ص) سفیر آشتی در تهران)