جدیدترین نظرها

-+این نیاز به لزوم آشنایی (3 روز 1 ساعت پیش)

-+این نیاز به لزوم آشنایی باعلوم جدید را مقایسه کنید با هنگامی که برخی از علمای دینی پای در کفش متخصصان علوم جدید می نمایند و به جای آنان فتوا می دهند مانند نمونه زیر که خود به تازگی شاهد آن بوده ام:
یک زوج جوان که ازدواج فامیلی داشتند صاحب فرزند شدند .به علت مشکلات ژنتیکی فرزندشان دچار بیماری ارثی شده که براثر آن در شش ماهگی فوت نمود.در تمام طول این شش ماه این زوج در راه بیمارستان و مطب دکتر بودند.اما متاسفانه تلاش ها به جایی نرسید.پس از گذشت مدتی دوباره این زوج برای فرزندآوری تلاش کردند.خانم باردارشده و تحت نظر پزشک قرارگرفت.پس از 2-3 ماه با انجام آزمایش های ژنتیکی معلوم شد که جنین دارای همان بیماری ژنتیکی است و پس از مشاوره با 4 پزشک متخصص مختلف همه بر این رای اتفاق داشتند که جنین باید سقط شود زیرا بعد از تولد دارای همان بیماری بوده و بیش از شش ماه زنده نخواهد ماند.نقل است که عالم منطقه با شنیدن این تجویز پزشکان متخصص به زوج جوان فرموده اند که در صورت سقط جنین خونش به گردن خود شماست!
این فتوای علمی ، زوجین را دچار تردید نموده است و آن ها را بین قبول قول پزشکان متخصص و فتوای این عالم دینی مردد ساخته است.همه ی این مساله نیز بخاطر فتوای شخصی پدید آمده است که به صرف خواندن دروس حوزوی و بدون ذره ای تخصص در پزشکی و علم ژنتیک و تشخیص بیماری های ژنتیکی به اظهار رای در مساله ای تخصصی پرداخته که تخصصی در آن نداشته است.و اکنون این زوج را در دو راهی انتخاب بین عذاب وجدان ناشی از قتل جنین به زعم عالم دینی در صورت سقط جنین با نظر متخصصین امر و بین عذاب و رنج ناشی از تولد و مرگ فرزند بیمار در صورت تولد به علت گرفتار نیامدن در آن عذاب وجدان و احتمالا عذاب الهی ، رها ساخته است.البته این از باب مثال و مشت نمونه ی خروار است.
این همه نیز به سبب فتوا دادن عالم دینی در امری است که در تخصص او نیست .مکانیسم این عمل نیزاز طریق تبدیل یک امر علمی و پزشکی که در حیطه تخصص پزشک متخصص است به امری الهیاتی-کلامی (تئولوژیک) و فقهی که در حیطه تخصص علمای دینی است تامین می گردد.
و البته علت ما قبل شکل گیری چنین فتاوایی و چنین اظهار نظرهایی از سوی برخی عالمان ما به همان چیزی بر می گردد که در رابطه با نحوه ی جذب طلاب و نیز میزان آشنایی آنان با علوم غیر حوزوی در نوشتار فوق به اختصار عنوان گردید.این گونه ابراز نظرهایی که از سر نا آشنایی با علوم روز و نیز نا آگاهی از شرایط حاکم بر زمینه ی موضوعی که درباره ی آن اظهار نظر می شود ( اگر نخواهیم بگوییم نا آگاهی از شرایط فتوا دادن) برمی خیزد ، نه تنها به وجهه ی خود آن عالم بلکه به وجهه ی کل قشر علما خدشه وارد می سازد و آن گروه از علمایی که آگاه با شرایط زمانه و موضوعات و مسایل جدید و شرایط فتوا هستند را نیز در تنگنا قرار میدهد و موجب سلب اعتماد جامعه از آنان شده ، سبب دوری جامعه ازقشر علما می گردد.

در پاسخ به مطلب (مقدّمه‌ای بر آسیب‌شناسی پرورش طلّاب علوم دینی)
بنده خدا به جای یاد گیری این (1 هفته 3 روز پیش)

بنده خدا به جای یاد گیری این حرفای بیهوده نژاد پرستانه برو چند رکت نماز بخون و قران بخون که اون دنیا نمی پرسن ازت که فارسی عربی ترکی ترکمنی بهترین شخص نزد خدا با ایمانترین اون هاست یا الله.

در پاسخ به مطلب (آشنایی با ترکمن‌های ایران)
سلام ودرود بنده و مردم ترکمن (1 هفته 3 روز پیش)

سلام ودرود بنده و مردم ترکمن صحرا به برادران اهل سنت کورد موفق ومعید باشید ودرود بر حضرت عمر فاروق جد
ا کننده حق از باطل

در پاسخ به مطلب (آشنایی با ترکمن‌های ایران)
ضمن اینکه فرض کنیم تنبیه و (1 هفته 4 روز پیش)

ضمن اینکه فرض کنیم تنبیه و کتک زدن کودک را با این منهچ ماست مالی رد کنیم.تنبیه زن ناشزه در قرآن را چگونه توجیه می کنید و تنبیه کودک یتیم در الادب المفرد امام بخاری را چه می کنید؟

اللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيّاً كَبِيراً.
ترجمه:
و زنانی که از نافرمانی آنان (در حقوق همسری) بیمناکید باید نخست آنان را موعظه کنید و (اگر مطیع نشدند) از خوابگاه آنان دوری گزینید و (اگر باز مطیع نشدند) آنان را به زدن تنبیه کنید، چنانچه اطاعت کردند دیگر راهی بر آنها مجویید، که همانا خدا بزرگوار و عظیم الشأن است.

و جواز کتک زدن یتیم برای تربیتش:

حَدَّثَنَا مُسْلِمٌ، قَالَْ: ذُكِرَ أَدَبُ الْیَتِیمِ عِنْدَ عَائِشَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا، فَقَالَتْ:"إِنِّی لأَضْرِبُ الْیَتِیمَ حَتَّى یَنْبَسِطَ.
ترجمه:
روزی در نزد عایشه از یتیم سخن به میان آمد،او گفت انقدر یتیم را میزنم تا از پا در بیاید.
(البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفاى256هـ)، الأدب المفرد، ج1، ص62،

حکم آلبانی بر حدیث:صحیح

در پاسخ به مطلب (تنبیه بدنی کودک به خاطر بی‌نمازی؛ به کدامین دلیل؟ )
شیخ الاسلام ابن تیمیة هم می (1 هفته 5 روز پیش)

شیخ الاسلام ابن تیمیة هم می فرماید:

(كَانَ جُمْهُورُ أَهْلِ الْعِلْمِ مِنْ جَمِيعِ الطَّوَائِفِ عَلَى أَنَّ " خَبَرَ الْوَاحِدِ " إذَا تَلَقَّتْهُ الْأُمَّةُ بِالْقَبُولِ تَصْدِيقًا لَهُ أَوْ عَمَلًا بِهِ أَنَّهُ يُوجِبُ الْعِلْمَ وَهَذَا هُوَ الَّذِي ذَكَرَهُ الْمُصَنِّفُونَ فِي أُصُولِ الْفِقْهِ مِنْ أَصْحَابِ أَبِي حَنِيفَةَ وَمَالِكٍ وَالشَّافِعِيِّ وَأَحْمَد إلَّا فِرْقَةً قَلِيلَةً مِنْ الْمُتَأَخِّرِينَ اتَّبَعُوا فِي ذَلِكَ طَائِفَةً مِنْ أَهْلِ الْكَلَامِ أَنْكَرُوا ذَلِكَ؛ وَلَكِنَّ كَثِيرًا مِنْ أَهْلِ الْكَلَامِ أَوْ أَكْثَرِهِمْ يُوَافِقُونَ الْفُقَهَاءَ وَأَهْلَ الْحَدِيثِ وَالسَّلَفَ عَلَى ذَلِكَ وَهُوَ قَوْلُ أَكْثَرِ الْأَشْعَرِيَّةِ كَأَبِي إسْحَاقَ وَابْنِ فورك وَأَمَّا ابْنُ الْبَاقِلَانِي فَهُوَ الَّذِي أَنْكَرَ ذَلِكَ وَتَبِعَهُ مِثْلُ أَبِي الْمَعَالِي وَأَبِي حَامِدٍ وَابْنِ عَقِيلٍ وَابْنِ الْجَوْزِيِّ وَابْنِ الْخَطِيبِ والآمدي وَنَحْوِ هَؤُلَاءِ وَالْأَوَّلُ هُوَ الَّذِي ذَكَرَهُ الشَّيْخُ أَبُو حَامِدٍ وَأَبُو الطَّيِّبِ وَأَبُو إسْحَاقَ وَأَمْثَالُهُ مِنْ أَئِمَّةِ الشَّافِعِيَّةِ وَهُوَ الَّذِي ذَكَرَهُ الْقَاضِي عَبْدُ الْوَهَّابِ وَأَمْثَالُهُ مِنْ الْمَالِكِيَّةِ وَهُوَ الَّذِي ذَكَرَهُ أَبُو يَعْلَى وَأَبُو الْخَطَّابِ وَأَبُو الْحَسَنِ بْنُ الزَّاغُونِي وَأَمْثَالُهُمْ مِنْ الْحَنْبَلِيَّةِ. وَهُوَ الَّذِي ذَكَرَهُ شَمْسُ الدِّينِ السَّرَخْسِيُّ وَأَمْثَالُهُ مِنْ الْحَنَفِيَّةِ).

در پاسخ به مطلب («خبر واحد» و احکام آن از از دیدگاه اهل سنت)
احادیث آحاد نزد اهل سنت و (1 هفته 5 روز پیش)

احادیث آحاد نزد اهل سنت و جماعت

هر فردی تمام آنچه که الله متعال برای بندگانش بعنوان دین و منهج بدان راضی گشته انجام دهد بر راه صواب و درست بوده و ماجور و مقبول پروردگار متعال است. ما به دینی معتقد بوده و بدان عمل میکنیم و این دین دارای منهجی است. و ویژیگی های این منهج، از جانب پروردگارمان برای ما مشخص شده است.

و حدیث آحاد و پذیرش آن، جزئی جدایی ناپذیر از منهجی است که خداوند برای ما ترسیم نموده است. و خداوند متعال در کتابش اثبات نموده که خبر آحاد مقبول است و مردود نيست و به وسیله ی آن اقامه ی حجت انجام می گیرد.
چنانکه در سورهی غافر میفرماید: (وَقَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ) آری! وی مردی «تنها» بوده اما اقامه ی حجت به وسیله ی او انجام شده است (فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ).

و نیز خداوند در سوره ی یس می فرماید: (وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى قَالَ يَا قَوْمِ...) و با خبر انسانی «واحد»، اقامه ی حجت صورت گرفته است (إِنْ كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً...) و همچنین در سوره ی نمل میفرماید: (وَجَاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعَى قَالَ يَا مُوسَى...) و موسیj خبر آحاد را تصدیق نمود (فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ...).

اما در سنت مشاهده می نماییم که پیامبر معاذ را به تنهایی با تمام اسلام بسوی اهل یمن فرستاد و فرمود: (تو بسوی قومی دارای کتاب میروی پس باید اولین چیزی که آنان را بدان دعوت میکنی...). و معلوم است که اگر کفر هم ورزند بر آنها اقامه ی حجت میشود و سرنوشت دینی و سیاسی آنها نسبت به حکومت اسلام مشخص میگردد، و این امر بواسطهی خبر آحاد میباشد.

و پیامبر مصعب بن عمیر را به تنهایی به مدینه فرستاد تا به نمایندگی از وی، قرآن و سنت را به آنان ابلاغ نماید در حالیکه مصعب حامل مسئلهای فرعی نبود بلکه حامل خبر تمام دین اسلام را به همراه داشت.
و پیامبر در غزوهی احزاب، حذیفه را برای جمعآوری معلومات از سپاهیان دشمن فرستاد و فرمود: ای حذیفه: برخیز و خبر آنها را برایم بیاور و سخنی بر زبان نران تا اینکه بسوی من برگردی. این نیز خبر آحاد است، و جنگ و نتایج آن و سرنوشت تمامی ارتش به مامور جمعآوری معلومات ( یعنی حذیفه) بستگی دارد، ماموری که اگر به خطا رود همهی افراد به فنا میروند.

و اما صحابه ی بزرگوار، در حالیکه در نماز بودند از پشت سر خود صدای (یک) ندا دهنده که ناشناس هم بود را شنیدند که میگفت: گواهی میدهم که قبله، بسوی بیت الله الحرام (مکه) تغییر یافته است بنابراین آنان نیز در حال نماز قبلهیخود را تغییر دادند و حتی منتظر نماندند که نمازشان پایان یابد و درمورد گویندهی خبر تحقیق نکردند که آیا تواتری در میان بوده است یا نه!

فساد فکر عدم پذیرش احادیث آحاد از کجا نشأت گرفته است؟!
پیدایش این فکر مولود دو سبب است: سوء تصور .. و عدم فقه و آگاهی از دین.
دربارهی فساد تصور بایستی گفت که درواقع خبر آحاد در روایاتی که بر اساس منهج و تحقیق و قواعد و ضوابطی نزد اهل تخصص -بصورت منهجی و تحقیقی و قابل اعتماد و موثّق- نقل شده با خبر آحاد عادی و بدون تحقیق همانند شایعات و سخنان کوچهبازاری مقایسه شده است.

اما سبب دوم، درواقع عدم فقه و آگاهی از دین میباشد. درحقیقت دو اصل شرط قبول عمل: (اخلاص برای خداوند و موافقت با منهج اسلام است) و خداوند و پیامبرش بر خبر آحاد بعنوان منهج، مُهر تایید زدهاند.
و پس از این موارد، دیگر جای اعتراضی باقی نخواهد ماند حتی اگر احتمال این برود که خطایی در آحاد وجود داشته باشد چرا که ذرهای بر عمل شخصی که به این روایات عمل میکند تاثیر نمیگذارد و صرفا انجامدهندهی آن، احتمال خطا دارد و احتمال خطا صرفا بر دوش راوی روایت است بدون اینکه از اجر و پاداش عملکننده به آن ذرهای کاسته شود.

بنابراین ما با عمل به خبر آحاد درحقیقت به این دین عمل میکنیم، البته اگر به هنگام بررسی و تحقیق اهل علم در موردآثار و روایات، در سند آن خللی وارد نگشته باشد. و خداوند متعال درمورد آنچه انجام میدهد بازخواست نمیشود چونکه خدا و پیامبرش این منهج را برگزیدهاند.
و هر فردی تمام آنچه که الله متعال برای بندگانش بعنوان دین و منهج بدان راضی گشته انجام دهد بر راه صواب و درست بوده و ماجور و مقبول پروردگار متعال است.

#احاديث_آحاد

در پاسخ به مطلب («خبر واحد» و احکام آن از از دیدگاه اهل سنت)
با سلام و خسته نباشید خدمت (1 هفته 5 روز پیش)

با سلام و خسته نباشید خدمت برادر گرامی آقای قدرت متن قوی و درخور تامل بود، لطفا از این قلم خویش نهایت استفاده را جهت وحدت و همدلی کلیه اقشار جامعه بعمل آورید تا سکوهای ترقی را یکی پس از دیگری نظاره گر باشیم و روزی شهرستان سیلوانا و مناطق سه گانه آن که واقعا بهشت کمشده ایران اسلامیست را به عنوان یک سنبل و نماد پیشرفت در جایجای این پهنای خاکی معرفی گردد و این خواب نیست بلکه حقیقتی آشکار است که دست همت جوانان با صلابت و استوار این خطه را می طلبد

در پاسخ به مطلب (شهرستان سیلوانا، دو روی سکه)
ای ماشالله (1 هفته 5 روز پیش)

ای ماشالله

در پاسخ به مطلب (مروری کوتاه‌ بر زندگی ماموستا ملا محمد ربیعی -رحمه‌ الله‌-)
سلام به کتاب الاقناع فی فقه (2 هفته 8 ساعت پیش)

سلام
به کتاب الاقناع فی فقه شافعی تالیف ابی الحسن علی بن محمد بن حبیب الماوردی

مراجعه کنید

در پاسخ به مطلب (در مورد چگونگی برگزاری نماز آیات (ماه گرفتگی) شرح دهید و آیا فرض است یا سنت؟)
مبارکه . واقعاً باید به استاد (2 هفته 5 روز پیش)

مبارکه . واقعاً باید به استاد اخلاق محمد فاضل قادرپور تبریک گفت که سالهاست شاگردان ارزشمندی را تحویل جامعه می دهد.

در پاسخ به مطلب (قهرمانان نیوکونگ‌فوی جهان به بوکان بازگشتند)
به نظر من همجنس گرایی یک عمل (2 هفته 6 روز پیش)

به نظر من همجنس گرایی یک عمل زشت است و نباید مرتکب چنین کار شود من 12 سالمه من به کسی اجازه چنین کاری را نمیدم همکلاسی های من همجنس گرا هستند فقط اگر قانون ازدواج همجنسگرا تو ایران بود الان همکلاسی های من وبقیه همجنسگراهای بچه نوجوان بزرگ ها باهم ازدواج می کردند همجنس گرایی گناهی بزرگ هست وقتی مردی با مردی دیگری رابطه برقرار می کند عرش خدا به لرزه میاد من به همجنس گرایا جوابی دارم جواب من این است اگر ار این کار خوشتان می اید ولی به فکر روز قیامت باشید انجا جوابگو باشید پس بیاید مسلمان شوید نماز و دعا زکات ... انجام دهیم پس بیاید این کار زشت را انجام ندهید به خدا ایمان بیاورید این توصیه من به شماها است خداحافظ

در پاسخ به مطلب (فرق بین همجنس‌بازی و همجنس گرایی چیست؟حکم هرکدام در اسلام چیست؟ اگر مبتلاً به این درد شده‌ایم تکلیفمان چیست؟)
اقایون و خانوما ایشون عموی (3 هفته 3 ساعت پیش)

اقایون و خانوما ایشون عموی بنده هستن
عاشقتم عمو جونم

در پاسخ به مطلب (برای نخستین بار ترجمه‌ی منظوم قرآن، به‌ زبان کردی منتشر شد )
اين بازديدها و ارتباطات بي (3 هفته 8 ساعت پیش)

اين بازديدها و ارتباطات بي حساب براي مراكز ديني مستقل اهل سنت مشكل ساز خواهد بود همچنانكه مدارس علوم ديني اروميه و پيرانشهر به دليل ارتباط تعريف نشده با جماعت و بدون در نظر گرفتن شرايط منطقه و استان از دست خارج شدند و طلاب آنان از ادامه تحصيل نا اميد گرديدند.

در پاسخ به مطلب (دیدار هیأتی‌ از جماعت دعوت و اصلاح از حوزه‌ی علمیه‌ی دارالقران سراوان)
ممنون از گزینش این مقاله جهت (3 هفته 22 ساعت پیش)

ممنون از گزینش این مقاله جهت ترجمه، امّا متاسفانه ترجمه از لحاظ نگارشی و کاربرد اصطلاحات به روز و رسا، ضعیف است. إن شاءالله در ترجمه های بعدی این نکته لحاظ گردد.

در پاسخ به مطلب (او تروریست نیست!)
اینکه این حدیث ضعیف هست بخاطر (3 هفته 1 روز پیش)

اینکه این حدیث ضعیف هست بخاطر اینکه فلانی و فلانی در سندش مجروح هست نشد حرف درست.خیلی راویان صحیحین ضعیف هستند ولی روایت هر فرد ضعیف قابل رد نیست.با منهج رجالی بخاهیم عمل کنیم یک حدیث صحیح در صحت خیلی مسائل نداریم.اما این حدیث کتک زدن کودک کاملا صحیح است و فقهاء در طی عصور مختلفه بدان استناد کرده اند حالا که دنیا تغییر کرده و اندیشه ها گسترده شده برای ماست مالی و ماله کشی روایت را با منهج خنک رجالی ضعیف می دانیم؟در فقه مذاهب اربعه بسیار به این حدیث استناد شده حالا در قرن روان شناسی و منع تنبه بدنی حدیث ضعیف میشه؟
اینم چند نمونه استناد به این حدیث در فقه احناف:
(وإن وجب ضرب ابن عشر عليها بيد لا بخشبة) لحديث مروا أولادكم بالصلاة وهم أبناء تسع، واضربوهم عليها وهم أبناء تسع، واضربوهم عليها وهم أبناء عشر قلت: والصوم كالصلاة على الصحيح كما في صوم.
الدرالمختار

وَلَوْ كَانَ التَّارِكُ صَبِيًّا وَسِنُّهُ عَشْرُ سِنِينَ لَوَجَبَ الضَّرْبُ عَلَى تَرْكِهَا لِقَوْلِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ { مُرُوا أَوْلَادَكُمْ بِالصَّلَاةِ وَهُمْ أَبْنَاءُ سَبْعٍ وَاضْرِبُوهُمْ عَلَيْهَا وَهُمْ أَبْنَاءُ عَشْرِ سِنِينَ } وَيُحْكَمُ بِإِسْلَامِ فَاعِلِهَا بِالْجَمَاعَةِ وَلَا تَجْزِي فِيهَا النِّيَابَةُ أَصْلًا .
مجمع الانهر

و از شوافع

وَاحْتَجَّ لَهُ الرَّافِعِيُّ بِخَبَرِ { مُرُوا أَوْلَادَكُمْ بِالصَّلَاةِ وَهُمْ أَبْنَاءُ سَبْعٍ وَاضْرِبُوهُمْ عَلَيْهَا وَهُمْ أَبْنَاءُ عَشْرٍ وَفَرِّقُوا بَيْنَهُمْ فِي الْمَضَاجِعِ }
اسنی المطالب

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وسلم " مروا أولادكم بالصلاة وهو أَبْنَاءُ سَبْعِ سِنِينَ وَاضْرِبُوهُمْ عَلَيْهَا وَهُمْ أَبْنَاءُ عَشْرٍ وَفَرِّقُوا بَيْنَهُمْ فِي الْمَضَاجِعِ " رَوَاهُ أَبُو دَاوُد بِإِسْنَادٍ حَسَنٍ وَالِاسْتِدْلَالُ بِهِ وَاضِحٌ
المجموع شرح المهذب

وَاحْتَجَّ لَهُ الرَّافِعِيُّ بِخَبَرِ { مُرُوا أَوْلَادَكُمْ بِالصَّلَاةِ وَهُمْ أَبْنَاءُ سَبْعٍ وَاضْرِبُوهُمْ عَلَيْهَا وَهُمْ أَبْنَاءُ عَشْرٍ وَفَرِّقُوا بَيْنَهُمْ فِي الْمَضَاجِعِ }

در پاسخ به مطلب (تنبیه بدنی کودک به خاطر بی‌نمازی؛ به کدامین دلیل؟ )