عنوان تاریخ
به بهانه‌ی روز جهانی مسجد
(حیدر غلامی)
1396/05/31
اندر ضرورت بازسازی مفهوم جهاد
(جلیل بهرامی‌نیا)
1396/05/31
دسیسه‌های شیطان (هفده ایراد بر اکذوبه‌ی قتل عام بنی‌قریظة)[١]
(عدنان فلاحی)
1396/05/31
شش و چهل‌وهفت دقیقه بامداد...
(دکتر لقمان ستوده)
1396/05/30
به مردم بیاموزید...
(دکتر صالح فهدی) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب)
1396/05/29
آرمان جوان مسلمان/ بخش اوّل
(شیخ علی طنطاوی) (ترجمه: اصغرعلی مبارکی)
1396/05/27
چگونه مسجد‌الاقصی را یاری کنیم؟
(دکتر جمال نصار) (ترجمه: عبدالخالق احسان)
1396/05/25
حقوق اولیه شهروندان
(مسعد سلیتی - وکیل پایه یک دادگستری)
1396/05/24
شغل سرایداری و مشکلات آن
(دکتر علی شمس برهان)
1396/05/22
بی‌سوادان در دنیای مدرن جایی ندارند
(شفیع بهرامیان/ دکترای علوم ارتباطات)
1396/05/22
بررسی مختصر «مبنای» تعاون از منظر قرآن و سنّت
(متین لطفی)
1396/05/21
حماس و ایران در ریل بازگشت به عصر طلایی
(صابر گل‌عنبری/ کارشناس مسائل خاورمیانه)
1396/05/19
نقش عبادت‌های قلبی در تربیت روحی/ بحث اول: محبّت‌ خداوند و راه رسیدن به دوستی او
(دکتر اکرم ضیاء‌العمری) (ترجمه: محمدآزاد شافعی)
1396/05/19
امروز، روز من است!
(کتایون محمودی/ روزنامه‌نگار)
1396/05/17
تنفیذ، تحلیف و تهمیش!
(دکتر لقمان ستوده)
1396/05/16
اندر ماجرای گرایش و رانش!
(جلیل بهرامی‌نیا)
1396/05/15
۱۴ مرداد روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی
منبع: سایت مفدا
1396/05/14
باستان‌گرایی
(دانا مهرنوس)
1396/05/13
پیچ خطرناک کابینه‌ی روحانی
(یحیی سهرابی)
1396/05/11
نقش فرائض و سنّت‌‌‌‌ها در تربیت روحی
(دکتر اکرم ضیاء‌العمری) (ترجمه: محمدآزاد شافعی)
1396/05/10
تکثّر‌ فقهی و مذهبی در قرون نخست
(امام شافعی) (ترجمه: عدنان فلاحی‌)
1396/05/07
پروژه‌ی یهودی مسیحی
(دکتر محمّد عمّاره‌) (ترجمه: عبدالخالق احسان)
1396/05/05
حقوق بشر و قرآن در جهانی متغیّر‌ - بخش سوّم و پایانی
(محمد ابوالقاسم حاج‌حمد) (ترجمه: دکتر عبدالظاهر سلطانی)منبع: شماره ۶ ماهنامه اندیشه اصلاح
1396/05/03
ابوالأعلی مودودی و ارزیابی کارنامه‌ی احیاگری دینی
(صدیق قطبی)
1396/05/01
حقوق بشر و قرآن در جهانی متغیّر‌ - بخش دوّم
(محمد ابوالقاسم حاج‌حمد) (ترجمه: دکتر عبدالظاهر سلطانی)منبع: شماره ۶ ماهنامه اندیشه اصلاح
1396/04/29
چگونه درست زندگی کنیم؟ مقایسه‌ی حیات مؤمنانه و حیات دنیوی و آثار آن
(استاد ناصر سبحانی)
1396/04/26
صلح و آشتی با قرآن
(دکتر خالد روشه) (ترجمه: عبدالله علی‌پور (با کمی تلخیص))
1396/04/24
حقوق بشر و قرآن در جهانی متغیّر‌ - بخش اوّل
(محمد ابوالقاسم حاج‌حمد) (ترجمه: دکتر عبدالظاهر سلطانی)منبع: شماره ۶ ماهنامه اندیشه اصلاح
1396/04/21
آیا اسلام سیاسی شکست خورده است؟
(راشد الغنوشی) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب)
1396/04/18
قلب سلیم، چه قلبی است؟
(صدیق قطبی)
1396/04/16
مسجد در اسلام جایگاه ویژه‌ای دارد و آموزه‌های اسلامی مبیّن‌ این حقیقت می‌باشند. اولین اقدام پیامبر –صلّی‌الله علیه و سلّم– پس از هجرت به مدینه، ساخت مسجدالنبی بود. مسجدی که محل برگزاری نماز و نیایش و عبادت و همچنین محل مشورت، برگزاری جلسات، تصمیم‌گیری‌های مهم و سرنوشت‌ساز و… بود. با توجه به عمل و توصیه‌های فراوان پیامبر –صلّی‌الله علیه و سلّم– در رابطه با اهمیت مسجد و اقامه‌ی نماز جماعت در آن، رابطه‌ی نسل تربیت‌یافته‌ی مدرسه‌ی نبوی با مساجد، بسیار گرم و صمیمی بود و برای حضور در آن‌ها لحظه‌شماری می‌کردند.
یکی از عوارض فرودستی و آشفتگی سیاسی، از دست رفتن انسجام و اجماع فرهنگی و پیدایش تشتّت‌ فکری است؛ جهان اسلام کنونی، نمایشگاه کنونی این پراکنده‌اندیشی و نزاع داخلی ناشی از آشفتگی سیاسی است؛ از توحید تا پایین‌ترین رده احکام عملی، کمتر مفهومی از مفاهیم فرهنگ اسلامی هست که بر سر آن تضاد و نزاعی صورت نگرفته نباشد؛ یکی از اصلی‌ترین و طبعاً نزاع‌برانگیزترین مفاهیم اسلامی، جهاد است؛ جهاد در معنای وجوب تلاش عملی برای تحقّق‌ اهداف دین، لازمه اصیل ایمان و بخشی جدایی‌ناپذیر از مسلمانی است؛
«سیره، تاریخی است که بر روایات اتّکا‌ می‌کند: روایات ابن اسحاق و ابن هشام. سیره، تاریخی از خِلال روایت است و نه از خلال مشاهده‌ی عینی یا از خلال تحلیل روایات و استنباط مضمون آن‌ها. سیره، تاریخ رؤیت‌ راویان است بدون نقد این رؤیت به منظور رسیدن به رخدادهای تاریخی عینی [Objective]  سیره، تاریخی است که ابن خلدون درصدد خروج از آن و آشکارکردن اشتباهات مورّخینی‌ بود که در منابع خود، بر روایات بررسی‌نشده اعتماد می‌کنند...[١٢] همه جای سیره انباشته از قال ابن اسحاق یا قال ابن هشام است. هیچ تاریخی ورای نقل قول وجود ندارد؛ بنابراین سیره، تاریخی ذهنی [Subjective] است و نه تاریخی عینی [Objective]»[١٣] ما در ابتدا خلاصه‌ای از ماجرای بنی‌قریظة را ـ بر اساس کهن‌ترین روایت ـ بیان و سپس از چند جهت، سستی و تهافت آن را اثبات می‌نماییم:
شش و چهل‌وهفت دقیقه بامداد؛ یکشنبه؛ بیست ‌و ‌نهم مرداد نود و شش؛ خیابان انقلاب تهران؛ این‌که‌ توهّمات‌ مالیخولیایی کدامین جنگ‌سالار ایدئولوژیک تو را به این‌جا‌ کشانده است، اگرچه‌ بسیار مهم است، اما پرسش اکنون من نیست؛ این‌که‌ احیاناً کدامین ژنرال از کدام نقطه جهان متمدّن‌، ماشه شلیک به کاشانه و دیارت را از روی کیبورد سیستم‌های‌ هدایت پهپادها کلیک کرده است نیز، اگرچه بسیار مهم است ولی باز هم پرسش اکنون من نیست؛ اساساً این‌که‌ آیا افغان هستی یا نه و این‌که‌ آیا دو پرسش فوق در وضعیت این‌جا‌ و اکنونت نقشی داشته‌اند یا نه، باز هم پرسش من نیست! آن‌چه‌ آرامش بامدادیم را به‌سان‌ یک طوفان سهمگین در هم می‌ریزد، این است که آیا حق تو بود که کودکی‌ات آن‌گونه‌ چپاول شود؟ و کهولتی ناخواسته و بی‌موقع، زیر پوست نوجوانی معصومانەات این‌گونه‌ بر تو مستولی شود؟
  در زمانی که موضوعاتی چون عذاب قبر، ترس از خداوند، یادآوری صحنه‌های قیامت، بیم از عذاب‌های الهی، شوق مرگ و شهادت و... محور اصلی موعظه‌ها و خطبه‌ها را تشکیل می‌دهد، زمان آن فرا نرسیده است که علماء و دعوتگران مردم را با آموزه‌هایی نرم‌تر و ملایم‌تر از این پرورش دهند؟ آیا این روش آموزشی دستاوردی جز فتنه و هلاکت و ویرانی برای مسلمانان داشته است؟ بنابراین ضرورت دارد تا خطبای ارجمند با شیوه‌ای نوین با مردم سخن بگویند؛ پیش از همه به مردم بیاموزند که چگونه لبخند بزنند؛ دین به هیچ وجه امری عبوس و خشن نیست بلکه خداوند آن را برای خوشبختی بشر و آرامش قلب‌ها و جان‌ها فرو فرستاده است.
 جهانی که در آن زندگی می‌کنیم در آن جنگ‌های زیادی صورت گرفته و در حال صورت گرفتن است؛ اما مهمترین این جنگ‌ها، جنگ ارزش‌های برتر با بی‌ارزشی‌ها و پستی‌ها است. وای به حال ملّتی که جوانان آن در جنگ ارزش‌ها شکست خورده و به دنبال پوچ و هیچ، سرمایه‌های ارزشمند زندگانی را به هدر دهند. آری، امروز مسأله مهم این است که چه چیزی را باید دوست داشت، برای چه چیزی باید بیشتر فکر کرد‌، برای چه چیزی باید بیشتر زحمت کشید و برای کدام هدف خسارت را تحمل نمود و بالاخره برای چه هدفی جان را قربان کرد. ادیب و دانشمند معروف، علامه علی طنطاوی در مقاله حاضر در همین موضوع به تفصیل سخن گفته و چراغی فرا راه نسل جوان و آینده‌ساز قرار داده است.
نبرد و پیکار مسلمانان تا برپایی قیامت ادامه دارد و هتک حرمت مقدّسات‌ اسلامی توسط صهیونیست‌ها نیز تا مدتی وجود دارد، این طبیعت رویارویی بین حق و باطل است، باطل صدایش را بلند کرده نمی‌تواند و تأثیرگزار نمی‌شود، مگر به علت ضعف مسلمانان و تفرقه و اختلاف و نادانی‌شان نسبت به طیبعت مبارزه. مسجد اقصی شریف اولین قبله و سوم حرم مسلمانان، توسط صهیونیست‌ها با استناد به دلایل واهی و دروغین مورد هدف قرار گرفته است؛ اسرائیل با گام‌های ثابت و شتابان خود به سوی یهودی‌سازی مسجد اقصی در حرکت است؛ البته بعد از این‌که گام بزرگی در یهودی‌سازی شهر قدس برداشته است.
حقوق اولیه به کلّیّه‌ حقوقی که دربرگیرنده ضروریات مادّی‌ و معنوی اولیه و بنیادین انسان‌ها‌ بوده و برای زنده ماندن و حفظ کرامت بشر لازم باشد و زندگی بدون آنها میسّر‌ نیست، اطلاق می‌گردد. به حقوق اولیه حقوق طبیعی نیز گفته می‌شود که بموجب آن اشخاص بر پایه طبیعت خود این حقوق را دارا هستند و نیازی به توافق دیگران یا اعطای آنها توسط نهادهای دولتی و سیاسی و یا وضع قوانین و مقرّرات‌ نمی‌باشد و این حقوق به هرانسانی در هر دوره‌ی زمانی و بقعه مکانی تعلّق‌ می‌گیرد. حقوق اولیه اساسی‌ترین و ابتدایی‌ترین حقوقی است که هر فرد به طور ذاتی، فطری و به صرف انسان بودن از آن برخوردار است.
در ایران پس از توسعە آپارتمان‌نشینی در تهران و مخصوصاً‌ از سال‌هاى ۱۳٥۷ به بعد، شغل سرایداری پیدا شدە و گسترش یافت. در سال‌های اول شاغلین سرایداری اغلب افغانى‌هاى عزیز و متأهّل‌ بودند که با حقوق ناچیز به خاطر یک مسکن بهتر سرایدار می‌شدند‌. ناگفته نماند بیشترین آنان افراد شریف و درستکارى بودند که به‌ندرت به‌سوى کار خلاف می‌رفتند. از سال‌های ۱۳٦٥ به علت تغییرات سیاسی و اجتماعى در مناطق کوردنشین و شیوع بیکارى‌ و افزایش گرانى و عدم فرصت‌های شغلی، جوانان بیکار کورد به سوى تهران روانه و اکنون به‌جرأت می‌توان‌ گفت که ٩٠ درصد سرایداران آپارتمان‌ها و یا منازل ویلایى شهر تهران جوانان کورد هستند.
ازندگی در عصر جدید نیازمند بهره‌گیری از مهارت‌ها و ابزارهای سخت‌افزاری و نرم‌افزاری بسیاری است که بی‌توجهی به هر یک از آنان می‌تواند نتایج مصیبت‌باری بر روند کلی اجتماعی‌شدن هر عضو جامعه برجای گذارد. زندگی امروزی نیازمند فراگرفتن و استفاده از بیش از ۳۵ نوع سواد مفید و مدرن است که سواد علمی بامعنای مصطلح در نظام آموزشی ما، تنها یکی از آن‌ها محسوب می‌شود. ازجمله این مهارت‌های مفید و مدرن می‌توان به سواد عاطفی، سواد حقوقی، سواد فرهنگی، سواد اجتماعی، سواد سیاسی، اقتصادی، سواد رسانه‌ای، سواد اطلاعاتی، سواد کامپیوتری، سواد اینترنتی، سواد محیط کار، سواد خانوادگی و... به‌ویژه سواد تکنولوژی اشاره کرد که هر یک تعریف، استاندارد‌ها و راهکارهای خاص خویش را دارند.
«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ.... وَلاَ یجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُواْ وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ...»(مائده، آیه‌ی٢) ترجمه: «ای مؤمنان.... دشمنی قومی كه شما را از آمدن به مسجدالحرام باز داشتند، شما را بر آن ندارد كه تعدّی و تجاوز كنید؛ (بلکه) در راه خیر و نیكی و پرهیزگاری همدیگر را یاری و پشتیبانی نمایید و همدیگر را در راه تجاوز و ستمكاری یاری و پشتیبانی مكنید.» با توجّه به آیه‌ی فوق، قرآن کریم اولاً امر به تعاون با مؤمنان و حتی غیرمؤمنانی که مسلمان‌ها را در مقطعی از تاریخ، آزار داده‌اند می‌کند و ثانیاً آنچه را در این تعامل و تعاون مورد عنایت قرار می‌دهد، نه «هویّت طرف تعاون» بلکه «مبنای تعاون» است؛
حدود ٢٥ سال از روابط جنبش مقاومت اسلامی حماس با جمهوری اسلامی ایران می‌گذرد. این روابط تا سال ٢٠١١ روندی صعودی داشت و بعد از حوادث سوریه روندی نزولی و پر فراز و نشیب به خود گرفت؛ اما هیچ‌گاه‌ قطع نشد و در طول شش سال گذشته همواره سفر رهبران حماس به تهران و دیدارهای دوجانبه در پایتخت‌های مختلف تداوم داشته است و احیاناً واقعیت‌های حاکم بر روابط طرفین در سایه جنجال‌های رسانه‌ای در برهه‌های مختلف از دیدگان مغفول می‌ماند. در طول یک سال اخیر بسیار اتفاق افتاده است که رسانه‌ها و تحلیلگران پیش‌فرضانه روابط را به گونه‌ای تفسیر می‌کردند که عکس فضای دوستانه حاکم بر گفت‌وگوها و تفاهمات دو جانبه را نشان می‌داد؛
خداوند، مؤمن صالح را دوست می‌دارد و محبّتش‌ را در مردم قرار می‌دهد: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ سَيَجۡعَلُ لَهُمُ ٱلرَّحۡمَٰنُ وُدّٗا ٩٦﴾ [مریم: ٩٦]. «همانا آنان که به خدا ایمان آوردند و نیکوکار شدند خدای رحمان آنها را (در نظر خلق و حق) محبوب می‌گرداند» اما خداوند از انسان کافر، منافق و یا کسی که گناهان بسیار می‌کند، متنفّر‌ است و نفرت او را در دل مردم هم قرار می‌دهد. گاهی چنین انسانی، پول بسیاری خرج می‌کند، خدمات بسیاری به مردم ارائه می‌دهد و برای برخورد زیبا با مردم و ایجاد دوستی با آنان و انجام امورات و رفع مشکلات آنها خود را بسیار به زحمت می‌اندازد، اما در دل آنان اثری از محبّت‌ صادقانه برای او وجود ندارد. این امر یک علت غیبی دارد که محمد مصطفی (ص) آن را برای ما چنین بیان فرموده‌‌ است:
برای هر روز باید نامی پیدا کرد. روزها بی‌نام، گم می‌شوند... روزها با کارهای ما، با حرف‌های ما و حتی با مرگ ما، نامگذاری می‌شوند. امروز هم با مرگ اهل رسانه‌ای، روز «خبرنگار» شد و شاید روز من بعنوان یک روزنامه‌نگار، که نوشتن کار هر روزش است. مثل کسی که به چیزی وابسته و دل‌بسته ‌است، من به نوشتن، حتی چند خط در روز معتادم! روزها برای من، معنا دارند... برای کسی که دائم می‌نویسد، کلمات کم هستند و گاهی باید دنبال حرف تازه بود. ذهنم همیشه مشغول است، حتی وقتی که نمی‌نویسم، انگار کسی همزاد من است و وقتی من ساکتم او حرف می‌زند.
انتخابات دوازدهمین دوره ریاست‌جمهوری به خیر و خوشی! تمام شد و حسن روحانی که «برای ایران» آمده بود، با رأی خیره کننده «ایرانیان» و به‌ویژه رأی قاطع شهروندان اهل سنت برای یک دوره دیگر در پاستور ماندگار شد. رأی‌دهندگان «ایرانی» از میان دو سلیقه مدیریتی حاضر در عرصه رقابت، گفتمانی را برگزیدند که در سیاست داخلی به شهروند و حقوق شهروندی بهای بیشتری می‌داد
 دکتر روحانی در مراسم تحلیف اظهار داشتند: «امروز من به‌عنوان رئیس‌جمهوری اسلامی ایران، مکلّف‌ به استیفای حقوق «همه» مردم ایران هستم!»    کُلّیت‌های فراگیر و جامعی مانند ملّت، همه، مردم، برادر و واژه‌های مشابه در اسناد و خطابه‌های سیاسی، برخلاف تصوّر و توقّع معمول، در صحنه‌ی عمل فاقد گستردگی و گشودگی لازم‌اند و غالباً انطباقی با مدلول لغوی و واقعی خود ندارند و لذا واگویی آن‌ها‌ وقتی واقعیّت‌ عینی و عملی، مقصود و تصویری متّضاد را نشان می‌دهد، نه شوری بر می‌انگیزد و نه امیدی می‌سازد!
چهاردهم مرداد در تقویم رسمی ایران به عنوان روز «حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی» نامگذاری‌ شده است. انتشار اعلامیه حقوق بشر اسلامی از سوی کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی پیش‌درآمدی شد بر این‌که‌ کشورهای اسلامی نیز با تأسّی‌ از اندیشه‌های ناب اسلامی اعلامیه‌ای را در خصوص چهارچوب‌های حقوق بشر و کرامت انسانی منتشر کنند تا در مقابل اعلامیه جهانی حقوق بشر که بعضاً‌ در مواردی با چهارچوب‌های اسلامی تناقض دارد، بتواند راهکاری جمعی برای ارزش گذاشتن به حقوق انسان‌ها از نگاه شریعت اسلامی باشد.
در دوره کنونی آنچه که بیشتر نمود پیدا کرده است باستان‌گرایی می‌باشد، این گرایش تا جایی پیش رفته است که بسیاری از کسان هر آنچه باستانی باشد را حق و حقیقت و هر آنچه را که اسلامی باشد خوار و سبک می‌انگارند. اینان در اوهام خویش ایران قبل از اسلام را مدینه ای فاضله می‌دانند و پا فراتر نهاده و اسلام را دین اعراب و زرتشت را دین ایرانیان می‌دانند و غافل از آنند که خداوند رحمان پیامبر –صلّی‌الله علیه و سلّم– را برای جهانیان مبعوث گردانید (وَ مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ) (الانبیاء آیه ١٠٧)
حسن روحانی پس از انتخابات ریاست جمهوری امسال، وعده داد کابینه ۲۴میلیونی تشکیل دهد و همه‌ی اقشاری را که از وی و برنامه‌هایش حمایت کردند، در دولت جدید شریک گرداند. اگر نگاهی به خاستگاه رأی روحانی بیفکنیم، متوجه خواهیم شد که طبقه متوسط شهری که عمدتاً‌ حامی اصلاح‌طلبان‌اند و کمتر مقهور برنامه‌های پوپولیستی کاندیداهای رقیب می‌شوند، به روحانی رأی دادند. همینطور در استان‌های مرزی غربی، شرقی و جنوبی که جمعیت عمده‌ای از اقوام و اهل سنّت‌ ساکن‌اند، پای صندوق‌های رأی آمدند و از روحانی حمایت کردند.
مشروعیّت‌‌ عبادات پس از برگزیده‌‌شدن حضرت محمد –صلّی‌الله علیه و سلّم– به‌‌عنوان پیامبر، هرکس که در قیامت، با دینی غیر از اسلام در محضر خدا حاضر شود هرگز از او پذیرفته نخواهد شد. خداوند در این مورد فرموده‌‌ است: ﴿إِنَّ ٱلدِّينَ عِندَ ٱللَّهِ ٱلۡإِسۡلَٰمُ﴾ [آل عمران: ١٩]. «همانا دین (پسندیده) نزد خدا آیین اسلام است» ﴿وَمَن يَبۡتَغِ غَيۡرَ ٱلۡإِسۡلَٰمِ دِينٗا فَلَن يُقۡبَلَ مِنۡهُ وَهُوَ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ ٨٥﴾ [آل عمران: ٨٥]. «هرکس غیر از اسلام دینی اختیار کند هرگز از وی پذیرفته نیست و او در آخرت از زیانکاران است» اما اسلام چیست؟
اشاره: متن زیر بخش‌هایی از رساله‌ی مهم «جماع العلم» امام شافعی –رحمة‌الله علیه– است که در قالب مناظره‌ی وی با پاره‌ای از علمای معاصرش، گزارش ارزشمندی از زمانه و زمینه‌ی امام شافعی ـ انتهای قرن دوم و ابتدای قرن سوم هجری ـ ارائه می‌دهد؛ زمان‌های توأم با سیّالیّت‌ فقه و کلام و... و پیش از تثبیت و تصلب‌ گرایش‌های ارتودوکسی   [امام شافعی به مخالف عقیدتی‌اش می‌گوید:] فقیه‌ترینِ افراد از دیدگاه من و بیشتر مردم، پیروترین آن‌ها‌ از حدیث است. در حالیکه فقیه‌ترین افراد نزد شما، جاهل‌ترینِ آن‌ها به حدیث است؛ زیرا جهل از دیدگاه تو، معادل پذیرش خبر واحد است!
کیان صهیونیزم اشغاگر بر سرزمین فلسطین، پروژه‌ای غربی است که عقیده دینی –اسطوره‌ی– لاهوتی پروتستانی غربی را تحقّق‌ می‌بخشد، این عقیده عبارت از بازگشت مسیح است تا هزار سال بر جهان حکم رانَد و زندگی را به نیکبختی برساند؛ البته این حکومت مسیح مرهون اقامت یهود در فلسطین و برپایی دولت صهیونیستی و تخریب مسجد اقصی و جایگزینی هیکل سوم یهود می‌باشد؛ چون به باور آنان یهود ملّت‌ برگزیده الله متعال است! این عقیده لاهوتی با مصالح امپریالیستی غربی در برپایی نظامی در قلب سرزمین عربی گره خورده تا وحدت امّت‌ اسلامی و کشورهای عربی را بگسلد؛
الگوی حاکمیت استخلافی با مجموعه‌ای از تنش‌ها و ناکامی‌ها و سرانجام هبوطی دیگر به پایان رسید: وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَانَ وَأَلْقَيْنَا عَلَىٰ كُرْسِيِّهِ جَسَدًا ثُمَّ أَنَابَ ﴿ص/٣٤﴾ «قطعاً سلیمان را آزمودیم و بر صندلی‌اش کالبدی را انداختیم، آن‌گاه به درگاه خدا برگشت» سلیمان به عنوان یک جانشین خدایی به خاطر توانایی‌هایش از کش و قوس‌ها، کشیدگی‌ها، تنش‌ها و تیرگی‌های فراوانی رنج برد، چون قدرتش همه‌ی موجودات مرئی و نامرئی، بشری و غیر بشری، طبیعی و فوق‌العاده را فرا گرفت. برنامه‌ها و سازوکارهای سلیمان محکی برای تجربیات مطلق و کامل انسان هنگام چیرگی بر هستی و پدیده‌هایش بود.
 ابوالأعلی مودودی در ارزیابی کارنامه‌ی احیاگران و مجدّدان مسلمان، از تقابل مفهومی و تاریخی جاهلیت و اسلام آغاز می‌کند. به باور او می‌توان از سه گونه جاهلیت سخن گفت. جاهلیت نخست که وی آن را جاهلیت خالص می‌نامد، نه به نظم حکیمانه و غایت‌مداری برای هستی و زندگی قایل است و نه به وجود مرجعیت هدایت‌گری خارج از انسان باور دارد. جهان‌نگری مادی و این‌جهانی، در نگاه او همان جاهلیت خالص است. جاهلیت نوع دوم، جاهلیت شرک‌آلود است که اگر چه قایل به تصادفی و بی‌غایت بودن هستی نیست، اما نگرش چندخدایی دارد و فاقد نگاه توحیدی است.
نفی حاکمیت الهی ربایشی و سرقتی: قرآن تمام پندارهای ربایشی مبتنی بر میراث تلمودی و متفاوت با حقایق نازل شده‌ی موجود در تورات مقدّس‌ را نفی کرده است. از آن‌جا که قرآن خود را مُهیمن و چیره دانسته است، نسبت به میراث موجود در کتاب‌های مقدس پیشین دیدگاهی انتقادی ارجاعی دارد، گرچه در عین حال مصدق و مؤیّد‌ آن‌ها نیز هست، اما عموم مسلمانان و مفسّران‌ بر جنبه‌ی تأیید و تصدیق آن تمرکز کرده‌اند، نه هیمنه و چیرگی‌اش، تا جایی که حتی در اصول فقه اصلی گنجانده‌اند که می‌گوید: «شریعت‌ پیش از ما برای ما هم شریعت است، مگر هنگامی که منسوخ شده باشد» و به عنوان مثال، حتی از منسوخ شدن حکم سنگسار هم غفلت کرده‌اند.
فراموش کردن مسؤولیت از روی جهل یا ستم: خداوند، خالق و آمر موجودات است و انسان و جهان آفرینش، مخلوق و مأمور هستند. قرار بر این بود که انسان نیز همانند دیگر مخلوقات، مطابق فرمان خداوند به‏ سوی سرانجام معیّن خویش حرکت کند؛ اما متأسّفانه‌ انسان از روی جهل و یا ستم، این وظیفه را فراموش نمود و با این فراموش‏کاری و انحراف، نسبت بیهوده‏کاری را در خلق انسان -معاذ الله‌- به خداوند می‌دهد. چنین انحرافی جرم بسیار سنگینی است و بی‏گمان تصحیح این انحراف نیز مستلزم تلاش و فعالیت همه‌جانبه‌ای خواهد بود.
«إِنَّ اللَّـهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ»(رعد:۱۱) یعنی: همانا خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملتی را تغییر نمی‌دهد، تا اینکه آن قوم و ملت خود را دگرگون کنند. تا وقتی کە انسان‌ها تحول مثبت یا منفی پیدا نکنند، خداوند وضعیت اجتماعی آنان را دگرگون نمی‌کند. علامه اقبال لاهوری (ره) در وصف قرآن کریم چنین تعبیری دارند که: نقش قرآن در این عالم نشست                     نقش‌های کاهن و پاپا شکست   فاش گویم آنچه در دل مضمر است               این کتابی نیست، چیزی دیگر است   چون به جان در رفت، جان دیگر شود                جان چه دیگر شد، جهان دیگر شود   آری... قرآن راه حقیقی هدایت بشر به سوی سعادت و کمال است.
از آن‌جا که موضوع بحث ما ماهیت انسان و حقوقش با توجه به آیات قرآن می‌باشد، پس باید چگونگی نگاه به آیات مربوطه را تعیین و بررسی کنیم. باور دارم که این کتاب به ما قدرت معرفتی تجدیدپذیر می‌دهد و از تزهای ایدئولوژیک پیشین پا را فراتر می‌گذارد. هرچند همه‌ی این ایدئولوژیها را در چارچوب زمانی و مکانی‌شان دربرگرفته و با ساختارهای فکری آن‌ها همکاری داشته و با نسبت‌های معینی به گفتمان تاریخی آن‌ها پاسخ داده است. انسان در قرآن بر اساس برداشت و الگوی معرفتی ـ تحلیلی ما، موجودی مطلق است. 
کارشناسان غربی که مسیر حرکت اسلامی را دنبال می‌کنند، هرگاه‌ که مسلمانان در گوشه و کنار جهان دچار شکست شوند یا به محض این‌که‌ در یک انتخابات رأی کافی را به دست نیاورند، با صدای بلند فریاد بر می‌آورند که اسلام سیاسی شکست خورده و کارنامه‌اش پیچیده شده است! در کنفرانس‌ها و همایش‌ها و در گفت‌وگو‌ با رسانه‌هایی که از آنان به عنوان کارشناس دعوت می‌کنند، به صراحت از شکست اسلام سیاسی می‌گویند. دیری نمی‌پاید که پیروان آنان در کشورهای اسلامی و کارکنان رسانه‌های ما، این خبرها را به عنوان حقایق قطعی دریافت و پخش می‌کنند. رخدادهای اخیر مصر بهترین شاهد بر این مدّعاست‌؛
اغلب ما گرچه ظاهراً خود را دیندار و نه مادی‌گرا می‌دانیم، اما خوب اگر نگاه کنیم مادّی‌‌گرایانه زندگی می‌کنیم. یعنی در عمل و متن زندگی، مادّی‌گرا هستیم و نه دیندار. آخر چطور می‌شود که بشنویم پیامبر‌مان گفته است خدا به پیکرهای‌شما، به چهره‌های شما، به اموال شما نمی‌نگرد، بلکه تنها به دل‌های‌ِ شما نگاه می‌کند و آن‌وقت آنچه کمتر از همه محلِ تأمّل‌ و توجه ما واقع می‌شود، پاکیِ دل باشد؟(حدیث:‌ إِنَّ اللَّهَ لاَ يَنْظُرُ إِلَى صُوَرِكُمْ وَأَمْوَالِكُمْ وَلَكِنْ يَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِكُم ْ/ به‌روایت مسلم) در متن زندگی‌، دلنگرانِ آن اساسی‌ترین چیز نیستیم. آن کانونی‌ترین چیز که همان «قلب سلیم» است.
همزمانی محتوا