عنوان تاریخ
ماه مبارک رمضان بهترین فرصت برای تغییر و تحوّل‌
(مسلم خدری)
1396/03/03
درسی در باب نقد خويشتن
(دکتر طه جابر عَلوانی) (ترجمه: سید عدنان فلّاحی‌)
1396/03/01
اردیبهشت همان امتداد خرداد است
(ماجد احمدیانی)
1396/02/30
پیش‌نویس پیشنهادی من برای سخنرانی حسن روحانی
(صدیق قطبی)
1396/02/30
رأی خواهی داد، دلم روشن است
(صدیق قطبی)
1396/02/28
اهل سنّت‌ ایران در آستانه‌ی یک تصمیم سرنوشت‌ساز
(سید علاء‌الدین حیدری – فعّال‌ اجتماعی اهل سنّت‌ در استان کرمانشاه)
1396/02/28
فقرزدایی از کُرد و کردستان اولویت و مسئولیتی هم فردی و هم ملی!
(دكتر اسماعيل شمس)
1396/02/28
اندر خدمت و خیانت رأی دهی!
(جلیل بهرامی‌نیا)
1396/02/27
ایام انتخابات؛ خوبی‌ها و بدی‌ها...
(صدیق قطبی)
1396/02/27
محبوبیت‌ روحانی، وعده‌ها و جایگاه اقوام و مذاهب
(عابدحسین بارکزهی)
1396/02/27
رأی ما به روحانی یک کنش سیاسی معنادار
(جلیل بهرامی‌نیا)
1396/02/26
رفتارِ انتخاباتی، آیینه‌‌ی‌‌‌ شخصیت ما
(حیدر غلامی‌‌)
1396/02/26
تعبّد بی‌چون و چرا نسبت به نفس(رایجترین شرک در جامعە‌ی ما)
(مولود بهرامیان)
1396/02/26
واقعا حماس اسرائیل را به رسمیّت‌ ‌شناخت؟!
(دکتر فروز رجایی‌فر)
1396/02/26
نتایج تجربی تحریم انتخابات
(متین لطفی)
1396/02/25
انتخاب دوازدهم
(سلیمان رضایی - سرپل زهاب)
1396/02/25
انتخابات در راه است، لطفاً شهر و آب و آدمیّت‌ را گِل نکنیم!
(شفیع بهرامیان - روزنامه‌نگار)
1396/02/25
شرکت در انتخابات به مثابه‌ی «حق ذاتی» شهروندان
(دکتر سیدعلی محمودی)
1396/02/22
چرا به روحانی رأی می‌دهم؟
(پرویز دارستان)
1396/02/21
واکاوی مفهوم شورا در گفت‌وگو با دکتر سید احمد هاشمی
گفت‌وگو از: اصلاح‌وب
1396/02/20
شوراهای شهر، پارلمان محلّی‌ بودن یا نبودن
(عبدالعزیز مولودی)
1396/02/18
انتخابات و آفات گریز و ستیز!
(جلیل بهرامی‌نیا)
1396/02/17
انتخابات و اهمّیّت آرای خاکستری
(محمّد‌علی سوره)
1396/02/16
روش ادای نماز جنازه
(ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب)
1396/02/14
«غیب» در قرآن
(مسلم خدری)
1396/02/14
اخلاق انتخاباتی
(محمّدباقر تاج‌الدّین)
1396/02/13
آنالیز سرمایه‌ی اجتماعی و نقش آن در توسعه
(متین لطفی)
1396/02/12
شورا در اسلام
(باسل علوظی برلین) (ترجمه: واحد ترجمه‌ی اصلاح‌‌وب)
1396/02/10
روزگار حرمت اقوام و مذاهب
(حیدرعلی باقریان)
1396/02/09
برّرسی جایگاه شورا در اسلام در گفت‌وگو با دلیر عبّاسی پژوهش‌گر امور دینی
گفت‌وگو از: اصلاح‌وب
1396/02/09
از جمله بخش مهمی که نقطه مشترک همه ادیان نیز هست و در طول تاریخ بشریت سهم بسزائی در تغییر و تحول انسان به سوی خیر و خوبی داشته «روزه» ماه مبارک رمضان است. اجرای این فریضه مهم الهی اگر چه از لحاظ زمان و مکان و کم و کیف متغیر بوده، اما ماهیت آن در همه ادیان یکی بوده و یک هدف را که همان تغییر و تحول انسان است دنبال کرده است. خداوند متعال در سوره بقره آیه ١٨٣ به صراحت به آن پرداخته است: «يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» ممکن است سؤال شود که چرا همه ادیان در این فریضه الهی مشترکند؟
منسوبين به مدارس فقهی و کلامی و حاملان درجه‌ی استاد و لقب دکتر، با رهگشابودن نقد حاد خودشان و مکتوباتشان، الفت نگرفته‌اند؛ از هرنقدی که از ديگران بشنوند، رويگردانی می‌کنند يا این‌که آن را به شدت يا ملايمت، رد می‌نمايند. کتاب من «ادب الإختلاف» از مهم‌ترين مکتوباتی است که در آغاز پرداختنم به کار نوشتن، تأليف کردم. البته کتاب‌هايم درباره‌ی اجتهاد و تقليد، تعليل از نگاه حنابله و بعضی پژوهش‌های ديگر درباره‌ی حقوق متهم قبل از تحقيق و تاريخ اصول فقه، بر کتاب ادب الإختلاف تقدم زمانی دارد. 
بار دیگر ملّت‌ ایران خرداد دیگری آفرید اما اندکی با تعجیل و دو روز پیش‌تر! ایرانیان را در دوران معاصر پیوندی ناگسستنی با خرداد است؛ حداقل به ازای ٥٠ سال از خرداد ٤٢ تا ٩٢. و اینک با افتخار در امتداد خرداد ٧٦ با دو روز تعجیل صفحه‌ای دیگر به مناسبت‌های‌ ملّی‌ افزود. خرداد همواره همچون پایان سال تحصیلی ایّام‌ امتحان و درس پس‌دادن ملت ایران بوده است که همواره با اکثریّت‌ سر جلسه‌ی‌ این امتحان حضور یافته و معمولاً با نمره‌ی‌ ممتاز و معدل بالا قبول شده است. این بار اما امتحان اندکی متفاوت بود، چراکه‌ با وجود مشخص بودن روز امتحان از ماه‌ها پیش، سؤالات و یا به عبارتی گزینه‌ها‌ دیرتر از وقت معمول به دست آنان رسید و فضا بسیار دیر امتحانی و یا انتخاباتی شد.
زنده باد زندگی، زنده باد امید، زنده باد آزادی، زنده باد مردم ایران پیروز این انتخابات من نیستم. امروز، خرد و خواسته‌ی صلح است که پیروز شده است. پیروز واقعی، امید است که در دل‌های شما سبز شده است. پیروز واقعی، زندگی است، که هرگز کوتاه نمی‌آید. پیروز واقعی، آزادی است، که نشان داد، خاموش شدنی نیست.  پیروز واقعی، پیوندی است که میان ما شکفته و بار داده است. پیروزی ما نشان داد که «دردهای مشترک» وقتی به «پیوند و پویش مشترک» می‌انجامند، چه درمانی می‌شوند.
می‌دانم که سرآخر، دلت رضا خواهد داد که رأی بدهی. چرا که «دردمندی» در تو زنده است و سبز خواهد شد.  تو، بی‌غم از محنت دیگران، هم‌پیکری بنی‌‌آدم را از یاد نخواهی بُرد. تو با خود زمزمه می‌کنی: «مرد را دردی اگر باشد خوش است» و بر می‌خیزی تا برای انتخاب کسی که به حال مردم مفیدتر می‌دانی، رأی بدهی. اگر دوستدار پیامبر باشی، آموزه‌ی طلاییِ «خَیرُ الناسِ انفَعُهُم لِلنّاس» را از یاد نخواهی بُرد. می‌د‌انم که اجازه نخواهی داد ابرهای تیره‌ی لج‌بازی، آسمان دلت را تصاحب کنند. تو، به احترام امیدی که جان‌های بی‌شماری را شورانده است، رأی خواهی داد.
این‌که‌ چه کسی و یا چه تفکری سکاندار‌ کشتی اجرایی کشور باشد، همیشه دغدغه‌ی بزرگان و نخبگان اهل سنت بوده است و یا این‌که‌ مطالبات اهل سنت در گفتمان چه جریان و یا افراد حاضر در عرصه‌ی رقابت ریاست جمهوری انعکاسی داشته و یا نداشته برای ما مهم بوده و هست. تجربه‌ی حضور در انتخابات‌های متعدّد‌ و گفت‌وگو‌های سیاسی در سطوح متفاوت نشان داده است که انعکاس مطالبات قانونی اهل سنت به‌عنوان شهروندان ایرانی در گفتمان اصلاحات و اعتدال تبلور داشته و این تفکر توانسته است در لابه‌لای برنامه‌های سیاسی خود جایی نیز برای پاسخگویی‌ به مطالبات ما باز کرده و از قسمتی از این مطالبات قانونی رونمایی کند.
 اشاره‌: نویسنده این یادداشت، پژوهشگر تاریخ و مطالعات فرهنگی است و در کنج کتابخانه ای کوچک در تهران مشغول تحقیق در حوزه تاریخ و فرهنگ کرد است. با توجه به این سابقه انتظار خواننده این است که حوزه فرهنگ را مقدم بر سایه حوزه ها بداند و مطالبات فرهنگی اعم از قومی و مذهبی را در اولویت قرار دهد؛ اما مدتی است که او اینگونه نمی اندیشد. او حتی وضعیت خودش را که پس از 12 سال فراغت از تحصیلات دکترا و نوشتن بیش از 75 کتاب و مقاله هنوز در دانشگاه استخدام نشده، فراموش کرده است. اکنون برای او این دغدغه مطرح شده است که وقتی اکثریت مردم کرد غم نان دارند و زندگی خود را وقف کسب لقمه ای حلال برای خود و خانواده شان کرده اند، کار فرهنگی او کدام گره را از مشکلات آنان خواهد گشود؟
این روزها که بحث انتخابات در کشور داغ است شاهد انواع تحلیل‌ها و داوریهای در مورد جواز یا کارایی رأی‌دهی و کیستی کاندیدای اصلح هستیم؛ در فرهنگ سیاسی مناطق قومی- مذهبی به علت مزمن شدن انزوای تحمیلی ناشی از تداوم ناملایمات دهه‌ی نخست انقلاب، نگرشی بدبینانه به مشارکت سیاسی جا خوش کرده است در حدی که ورود جدی و فراتر از حد مهر خوردن شناسنامه به امر انتخابات، سبب ترک برداشتن اعتماد عمومی به کنشگران این میدان و کاهش مقبولیت اجتماعی می‌گردد که البته در نگاه روانشناسی اجتماعی- سیاسی از عوارض طبیعی موقعیت‌های اقلیتی در جوامع توسعه‌نیافته است و جای تعجب و گلایه ندارد
خوبی‌ها و فرصت‌ها: یکم. فضای پُر شور انتخابات خوب است، چرا که حساسیت ما را به سرنوشت مشترک‌مان افزایش می‌دهد. یادمان می‌دهد که چه سرنوشت مشترکی داریم. ناگهان با طیف‌ها و صنف‌های مختلف اجتماعی، از هنرمندان، بازیگران، کارگران و... احساس نزدیکی و هم‌سرنوشتی می‌کنیم و پیدایش این احساس، مبارک است. ما را از پیله‌‌ی وهم‌آلود خود بیرون می‌کشد و به دیگران پیوند می‌دهد. دوم. در کشاکش انتخابات، تمرین می‌کنیم که میان منافع نزدیک، کوتاه‌مدت و فریبا و، منافع بلندمدت و ماندگار، دست به انتخاب بزنیم.
بخش‌بندی رأی‌دهندگان می‌تواند با معیارهای مختلفی انجام شود. یکی از این معیارها بخش‌بندی‌های قومی، مذهبی است. نوعی بخش‌بندی که کاندیداها را با جامعه‌ای از رأی‌دهندگان که وجه اشتراک شان تفاوت و تمایزات مذهبی با دیگر رأی‌دهندگان است مواجه می‌کند. در ایران اهل سنّت یکی از بخش‌های رأی‌دهندگان غیر شیعه به شمار می‌آیند، جامعه‌ای که از پراکندگی جغرافیایی، تنوع قومی ‌و فرهنگی متنوعی برخوردار است، اما حول محور «مذهب»، جامعه‌ای واحد را در میان رأی‌دهندگان تشکیل می‌دهند.
می‌دانیم‌ بشر یک موجود مدنی و دارای زندگی اجتماعی است؛ اجتماع بشری، بسته به نوع شرایط و ساماندهی‌اش، هم بستر گذشت‌ناپذیر شکوفایی معنوی و هم سراشیبی تباهی است؛ از این رو اهتمام به ساماندهی اجتماع در جهت فضایل و مراقبت از سلامت ساختارهای آن، یک وظیفه‌ی مهم و عمومی است و همچنان که توجه به سلامت و رشد شخصی و وظایف عبادی لازم است، نقش‌آفرینی مصلحانه‌ برای موزون ساختن ساختار جامعه با الزامات توسعه نیز واجب است؛ اگر تربیت، ساختن افراد صالح و توانمند برای جامعه است، معنا و هدف سیاست نیز ساختن جامعه‌ی سالم برای افراد است و تربیت و سیاست، از یک جنس و برای یک هدف‌اند.
بدیهی است افراد جهت انتخابِ نامزدهای مورد نظر خود، باید شناخت کافی از کاندیداها داشته باشند. با توجه به بزرگ شدن شهرها و عدم شناخت افراد از همدیگر، لازم است کاندیداها با توجه به سابقه‌ی‌ خود و ارائه‌ی طرح و برنامه‌هایشان خود را آن‌چنان‌ که هستند، به جامعه بنمایانند. به عبارت دیگر با عرضه‌ی  فکر و برنامه‌های‌ خود، برای مردم این حق را قائل باشند که آگاهانه و آزادانه نامزدهایشان را انتخاب نمایند. رفتار تبلیغاتی ما در ایّام‌ انتخابات، تا اندازه‌ی زیادی آیینه‌ی شخصیت ما می‌‌باشد. رفتاری که متأسّفانه‌ به زر و زور و تزویر آلوده شده است و می‌‌تواند خسارت‌ها و زیان‌های بزرگی برای جامعه در پی داشته باشد.
به نظر من، یكی از رایجترین انواع شرك عملی در جامعه‌ی كنونی، شرك الوهیت در پیروی از هوای نفس است. وقتی انسانی تابع بی‌چون و چرای نفس امّاره به بدی شد و بدون توجّه به هدایت ربّانی و عقلانیت بی‌شائبه ـ عقل سلیم* ـ و تنها بنا به اقتضای غریزه، شهوت‌ها و حظ‌های نفسانی، اراده‌ی خود را به کار گرفت و در افعال و گفتارش تنها برای ارضای نفس عمل نمود، چنین شخصی بدون تردید به نوعی شرک عملی مبتلا شده است. اگر این روند نامیمون از روی عمد و عالمانه ادامه یابد و به صفتی مستقر در نهاد شخص عامل تبدیل شود، چنین شخصی از دایره‌ی توحید خارج شده است.
حماس: سند اصول و سیاست‌های کلی حماس (موسوم به سند ۲۰۱۷) که اخیراً منتشر شد در برخی جراید و منابع تحلیلی به گونه‌ای منعکس و تفسیر شده است که گویا حماس از مقاومت دست کشیده و اسرائیل را به رسمیت شناخته است. به گزارش گروه دفاتر خارجی خبرگزاری تسنیم، امام جمعه محترم تهران هم در روز جمعه ٢٢ اردیبهشت ماه جاری، ظاهراً‌ با اتّکا‌ به این گونه تحلیل‌ها و بدون هیچ توضیحی، به این مسئله واکنش نشان داده و آن را مایه تاسف و تأثر خوانده اند:
پیش از ورود به بحث اصلی، شاید لازم باشد اشاره‌ای داشته باشم به نوشتارِ اخیرم تحت عنوان «آنالیز سرمایه‌ی اجتماعی و نقش آن در توسعه» که در تکمیل نوشتار فعلی، به بررسی مفهوم و کارکردِ «سرمایه‌ی اجتماعی» به عنوان یکی از بنیادی‌ترین ارکانِ توسعه می‌پردازد و اهمیتِ «اعتماد» و «مشارکتِ مدنی» را که دو مؤلفه‌ی‌ مهمِ سرمایه‌ی اجتماعی محسوب می‌شوند، مورد اشاره و مُداقه قرار می‌دهد. یکی از مفاد نوشتار یاد شده این بود که مطابقِ نتایجِ پژوهش‌های صورت گرفته توسط پژوهشگرانی نظیر فرانسیس فوکومایا، روزالین هارپر، ماریان کِلی،
مکانیسم تحقّق‌ دمکراسی، انتخابات است. ساده‌ترین‌ برداشت از دمکراسی، حضور و نقش مردم در انتخاب حاکمان و نوع حکومت است. امروزه مستبدترین کشورها نیز برای کسب مشروعیّت‌ داخلی و بین‌المللی چاره‌ای‌ جز پذیرش ظاهری سازو کار انتخابات ندارند. مقبولیّت‌ مردمی قانون نوشته و نانوشته انتخابات، در هر کشوری از درجات متفاوتی برخوردار است. قید و بندهای مبهم موجود در قوانین انتخابات و ضعف در اجرا از مشخصات بارز کشورهای جهان سوم است؛ به همین دلیل معمولاً‌ در این کشورها پس از هر انتخاباتی مدّت‌ها‌ شاهد تنش‌های‌ سیاسی و اجتماعی هستیم،
جامعه باوجود مسائل و مشکلات موجود، رکود و بسیاری از مسائل که در جای خود نیاز است تدابیری قاطع برایش اندیشیده شود، اما در حال آماده‌سازی خود برای ورود به ‌روزهای پرشور و پرتلاطم تبلیغات انتخاباتی است و این امر با توجه به هم‌زمانی دو انتخابات ریاست جمهوری‌ و پنجمین دوره شوراهای شهر و روستا، اهمّیّت‌ این رویداد را مضاعف کرده است؛ چه این‌که‌ در انتخابات شوراها و باوجود رقابت بسیاری از کاندیدها که معمولاً هرکدام خاستگاه طبقاتی، طایفه‌ای، عشیره‌ای و یا حزبی و صنفی دارند، مردم بیش از سایر انتخابات درگیر فرایند تبلیغات انتخابات خواهند بود.
          این‌که‌ بعضی‌ها به مردم تحت هر عنوانی «حق بدهند» که در انتخابات به عنوان نامزد و یا رأی دهنده‌ی‌ ذی‌حق شرکت کنند، امری متناقض است؛ یعنی من به شما حق بدهم که شما با استفاده از حق خودتان، منتهی در حد و اندازه‌ای که من تعیین می‌کنم، در انتخابات شرکت کنید. این گزاره مهمل است و به عنوان پدیده‌ای عجیب و غریب، درخور درنگ و تأمّل‌ بسیار. وقتی شرکت مردم در انتخابات «حق» لاینفک‌ و برابرِ انسان‌ها به عنوان موجودات ذی حق است، دست‌اندازی به قلمرو این حق به شکل‌های تعیین و تحدید و مانند این‌ها، سراپا تناقض است و در نهایت، فرجامی‌ جز شعله‌ور کردن تضاد‌های اجتماعی و سیاسی در جامعه ندارد.
می‌گویند ملّت‌ ایران حافظه‌ی تاریخی ندارد. این را شاید هر کدام از ما به طریقی در تجربیّات‌ زندگی‌مان درک کرده باشیم. امّا‌ فرارتر از این مسئله ما ملتی ‌هستیم که حوصله و صبوری لازم برای اصلاح را نداریم. هیچ وقت کنش درست نداشته‌ایم‌. ما در سه قرن گذشته به صورت متوسط هر ٢٥ سال یک پادشاه را یا کشته‌ایم، یا فراریش داده‌ایم یا تنهایش گذاشته‌ایم. تاریخ معاصر ما سراسر یا کرنش بوده یا شورش؛ راه میانی را انتخاب نکرده‌ایم. مردم انگلستان در ٥ قرن گذشته تنها چارلز اول را آنهم‌ با برگزاری دادگاه و محاکمه،‌ اعدام کرده‌اند. جالب است؛ پس چگونه تعارضات خود را حل کرده‌اند؟
اشاره: شورا در اسلام به چه معناست و چه ابعادی را از زندگی مؤمنان در بر می‌گیرد؟ آیا شورا همان دموکراسی است؟ آیا رأی شورا الزام‌آور و لازم الإطاعه است؟ آیا می‌توان جایگزینی برای شورا قرار داد؟ اعظای جماعت‌های‌ اسلامی تا چه میزان میزان ملزم به اطاعت از شورای تصمیم‌گیرنده‌ی خود هستند؟ آیا غیرمسلمانان در جوامع اسلامی جایی در شورا دارند؟ پاسخ این سؤالات و سؤال‌های دیگری را در گفت‌وگو با دکتر سید احمد هاشمی بخوانید.
قانون شوراها در راستای سپردن امور مردم به دست خود مردم اجرایی شده است. از فحوای قانون وظایف و اختیارات شوراها، می‌توان استنباط کرد که اختیارات یک پارلمان محلّی‌ به شوراها داده شده است. یعنی مرجع تصمیم‌گیری و اقدام در سطح شهرها و روستاها است. این‌که‌ پارلمان محلّی‌ گفته می‌شود، ناظر بر این است که با تصویب این قانون، هرچند به طور نانوشته، قانونگذار حدودی از اداره‌ی محلّی‌ را به شوراها سپرده است. سپردن بخشی از اداره‌ی‌ امور محلّی‌ را در اصطلاح عدم تمرکز اداری گفته‌اند. هرچند دولت متمرکز است، امّا‌ بنابه شرایطی، بخشی از امور اداری از جمله شهرداری‌ها‌ را به مقامات محلّی‌ واگذار می‌نمایند.
انتخابات، شکننده است: نه توان ستیز با قدرت‌پرستان را دارد و نه تاب بی‌مهری و گریز فرودستان را دارد! صندوقی بی‌جان و بی‌زبان بر دوش می‌گیرد که اگر از سوی دولتیان امانت و محترم شمرده نشود، هر چند وجدان و ایمانشان را مسلوب و مصلوب می‌سازد، امّا پرچم کاندیدای مطلوبشان را بر می‌افرازد! شرط کارآمدی رأی، احترام دولت و اهتمام ملّت‌ است؛ حقّ رأی‌ آن است که دولت آن را امانت و مردم آن را مسئولیّت‌ بدانند؛ اگر دولت با آن بستیزد و ملّت از آن بگریزد، ستون کشور را فرو ریزد و شوربختی و ویرانی از آن برخیزد!
 هر چند که هر دو طیف اصلاح‌طلب و اصول‌گرا حامیان و طرفدارن نسبتاً‌ ثابتی دارند و در هر صورت رأی خویش را به نامزد مورد علاقه‌ی خود خواهند داد، ولو از برنامه‌هایشان راضی نباشند؛ امّا‌ آنچه اهمّیّت‌ دارد، آرای خاکستری و یا به‌تعبیری آرای افرادی که هنوز تصمیم نگرفته‌اند به چه کسی رأی بدهند و یا مردّدند‌ یا سکوت اختیارکرده و منتطر روزهای پایانی هستند. به‌گمانم آرای خاکستری در حاشیه‌ی شهرهای بزرگ و مناطق محروم، خصوصاً‌ مناطق مرزی، می‌تواند تعیین‌کننده باشد. غفلت و یا توجّه‌ به چنین مناطقی می‌تواند سرنوشت انتخابات را عوض کند.
محتویات: ۱ـ مرگ ۲- نماز بر میت ۳- شروط نماز جنازه ٤- ارکان نماز جنازه ٥- سنت‌های نماز جنازه ٦- کیفیت ادای نماز جنازه   مرگ تنها حادثه‌ای است که در قرآن کریم از آن با مصیبت یاد شده است؛ مرگ پایان هر موجود زنده بر روی زمین است؛ بقا و جاودانگی مخصوص خداوند متعال است و تنها او زنده و جاویدان خواهد ماند. مرگ خروج روح از جسد به امر خداوند و به دست فرشته‌ی مرگ است.
موضوع غیب موضوع مهم، بسیار حسّاس‌ و بحث‌برانگیز است؛ زیرا از طرفی با ایمان و عقیده و سرنوشت انسان وابستگی دارد و از طرف دیگر می‌تواند کسانی را که نگاه برون‌دینی یا درون‌دینی به موضوع دارند و در این راستا دچار افراط و تفریط شده‌اند به چالش بکشد. آنچه مسلّم‌‌‌ است، سخن و نوشتار در این زمینه فراوان است؛ امّا‌ متأسّفانه‌ بخش زیادی از آن، از جوهره تحقیق که منجر به عدل و انصاف می‌گردد خارج و آغشته به «تقلید» و «تعصّب‌ مذهبی» گشته است. کسانی که سنگ مذهب به سینه می‌زنند، به جای تحقیق و پژوهش فردی یا مشترک در منابع اصیل اسلامی
 متأسّفانه‌ در چند انتخابات اخیر در ایران، اخلاق انتخابات چندان رعایت نشده است و برخی نامزدها با هر شیوه و روشی خواهان دستیابی‌به کرسی ریاست جمهوری و یا نمایندگی مجلس و شوراها هستند که به هیچ وجه زیبنده‌ی جامعه‌ی ایران نیست. توسّل‌ به دروغ، شایعه‌پراکنی، تهمت‌زنی، ارائه‌ی آمارهای خلاف واقع، دادن وعده‌های غیر‌واقعی، کوشش برای فریب عامّه‌ی مردم و مواردی دیگر از این دست، گویی به شیوه‌نامه‌ای برای برخی نامزدها تبدیل شده است. اخلاق انتخاباتی دارای شاخص‌ها و معیارهای چندی است که به برخی از آن‌ها در زیر اشاره می‌شود:
«سرمایه‌ی اجتماعی» مجموعه‌ای از موهبت‌ها و امتیازاتِ اجتماعی است که ابعاد و مؤلفه‌های فراوانی دارد و متناسب با فرهنگِ بومی یا ملّیِ هر جامعه‌ای، به تسهیل و تشدیدِ همگراییِ میانِ افراد و گروه‌های آن جامعه می‌انجامد و افراد و گروه‌ها را قادر می‌سازد تا با یکدیگر کار کنند. از جمله مؤلّفه‌‌‌های سرمایه‌ی اجتماعی می‌توان ارزش‌ها و هنجارهای مشترک، اعتماد، صداقت، درکِ متقابل، تساهل، ارتباطات، همکاری، مشارکت، تعهّد، مسئولیت‌پذیری، برادری، روحیه‌ی کارِ گروهی و احساسِ هویّتِ جمعی را نام بُرد.
شکل شوری و مکانیزم‌های آن بر اساس وضعیت امّت‌ و شرایط آن قابل تغییر و تحوّل است؛ بنابراین به هر شکل و با هر وسیله‌ای که حقیقت شورا تحقّق‌ یابد اسلام آن را می‌پذیرد. این آیه پس از شکست مسلمانان در جنگ احد نازل شد؛ در این جنگ رسول خدا میل به ماندن در مدینه داشت تا بتوانند در داخل شهر با مهاجمان مقابله کنند. اما او نظر جمهور را که خواهان جنگیدن در بیرون از شهر بودند پذیرفت و سپس این آیه نازل شد: « فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ»[آل عمران:١٥٩]؛ «پس از ایشان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در [این‌] کار با آنان مشورت کن.»
دولت یازدهم در نزدیک به ٤ سال عمر خود اهتمام ویژه‌ای به حقوق شهروندی و توجه به اقوام و اهل سنّت‌ داشته است. دولت علاوه بر وفای به عهد خویش نسبت به تبیین و انتشار و پیگیری حقوق شهروندی، با وجود تنگناهای فراوان، اقداماتی را در جهت حمایت از اهل سنّت‌ و قومیت‌‌ها دنبال کرده است. ١- برای اولین بار پس از انقلاب، در دولت تدبیر و امید ساختاری در دولت به نام دستیاری ویژه رئیس جمهوری در امور و اقوام و اقلیت‌‌های دینی و مذهبی شکل گرفت که توانست ضمن ارتباط مستمرّ‌ با اقشار مختلف و نخبگان قومی و مذهبی، سخن و خواسته‌ها و انتظارات آن‌ها‌ را به‌درستی به دولت منعکس و پیگیری کند.
اشاره: براى ریشه‌كن نمودن هرگونه فردمحوری و استبداد در زندگی انسان‌ها، خداوند اصل «شورا» را به عنوان قاعده‌ی حاكم بر تنظیم روابط اجتماعی در سطوح خانواده،‌ جامعه و حكومت مقرّر فرموده است؛ تا ضمن احترام به كرامت و ارزش انسانی، همه‌ی افراد جامعه در تعیین سرنوشت خود و تصمیم‌گیری درباره‌ی هر آنچه برای خانواده، جامعه و حكومت سرنوشت‌ساز است، مشاركت كنند. شورا در بُعد سیاسیِ خود اصلی است مبتنی بر قراردادی دو طرفه میان حاكمان و شهروندان كه در آن حاكمان متعهّد به اجرای دستورات خدا و پیامبر به سود مردم
همزمانی محتوا